وجوه نقد، اوراق بهاءدار قابل‌فروش و حساب‌هاى دريافتنى برحسب واحد پول مورد توجه مديريت قرار مى‌گيرند، ولى مديرمالى بايد موجودى کالا را برحسب آحاد فيزيکى مورد توجه قرار دهد. هدف مديريت موجودى کالا به حداکثر رساندن ثروت سهامداران از طريق طراحى و اجراء سياست‌ها و استراتژى‌هائى است که به کاهش هزينه‌هاى خريد و نگهدارى کالا منجر مى‌شود.


معمولاً مديران توليد و بازاريابى شرکت سياست‌هاى مربوط به موجودى کالا را تعيين مى‌کنند. مديران مالى شرکت در صحنه تعيين سياست‌هاى مربوط به موجودى کالا نقش مهمى ايفاء نمى‌کنند، بلکه آنان در زمينه سرمايه‌گذارى‌ها و تعيين سياست‌هاى مختلف تأمين مالى نقش‌هائى را بر عهده مى‌گيرند.


مديريت موجودى کالا به عوامل زير بستگى دارد: شناخت انواع کالاهاى مورد نياز شرکت و نقشى که هريک از اقلام در صحنه توليد و بازاريابى ايفاء مى‌کنند، درصد يا نسبت موجودى کالا از کل دارائى‌هاى شرکت که براساس نوع کالاى توليدى (يا خدمتى که شرکت عرضه مى‌کند) تعيين مى‌گردد.