جيره‌بندى سرمايه موردى است که شرکت نتواند کل بودجه سرمايه‌اى مورد نياز را تأمين کند. فرض کنيد شرکتى مى‌خواهد همه طرح‌هاى مستقل را که ارزش فعلى خالص آنها مثبت (بزرگ‌تر از صفر) است به اجراء درآورد. اگر کل خالص سرمايه مورد نياز شرکت در سال، پيش از مبلغى باشد که شرکت بتواند آن را تهيه کند، مى‌گويند شرکت در وضع جيره‌بندى سرمايه قرار دارد.

بودجه‌بندى سرمايه در مرحله عمل

در ۳۰ سال گذشته تحقيقات زيادى دربارهٔ روش استفاده شرکت‌ها از معيارهاى ارزيابى طرح‌ها انجام شده است.


در سال ۱۹۶۰ حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد از کسانى‌که مورد پرسش قرار گرفتند اذعان کردند که در ارزيابى طرح‌هاى سرمايه‌گذارى خود از روش‌هاى مبتنى بر تنزيل جريان‌هاى نقدى (يعنى ارزش فعلى خالص و نرخ بازده داخلي) استفاده کرده‌اند. تحقيقات نشان مى‌دهد که ”دوره برگشت سرمايه“ از مشهورترين روش‌ها بوده است. تا سال ۱۹۷۰ حدود ۶۰ درصد از شرکت‌هائى که دربارهٔ آنها تحقيق شد از يکى از روش‌هاى مبتنى بر تنزيل جريان‌هاى نقدى استفاده مى‌کردند. از سال ۱۹۷۵ بيشتر تحقيقات نشان داد که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد شرکت‌ها از روش‌هاى تنزيل جريان‌هاى نقدي، که در آن ارزش زمانى پول مورد توجه قرار مى‌گيرد، استفاده مى‌کنند.


زمانى‌که از اين شرکت‌ها خواسته شد نظر خود را دربارهٔ معيارهاى معروف بگويند، ثابت شد که از دهه ۱۹۷۰ همواره از نرخ بازده داخلي، به‌عنوان متداولترين معيار استفاده کرده‌اند. همچنين از معيار دوره برگشت سرمايه به شکل فزاينده‌اى استفاده مى‌شود ولى معيار ارزش فعلى خالص به‌ندرت استفاده شده است.


اگر شرکت‌ها بيش از يک معيار را در ارزيابى طرح‌ها به‌کار برند، تقريباً ۲۵ درصد آنها از هر سه معيار (يعنى دوره برگشت سرمايه نرخ بازده داخلى و ارزش فعلى خالص طرح) استفاده مى‌کنند. ۷۰ درصد کسانى‌که مورد تحقيق قرار گرفتند و پرسش‌نامه را پر کردند گفتند که از دوره برگشت سرمايه و يکى ديگر از معيارها (نرخ بازده داخلى و ارزش فعلى خالص) استفاده کرده‌اند.

قواعد تصميم‌گيرى

زمانى‌که شرکت با محدوديت سرمايه روبه‌رو است بايد طرح‌هائى را انتخاب کند که اجراء آنها امکان‌پذير باشد. طرح‌هائى را ”امکان‌پذير“ گويند که داراى شرايط ذيل باشند:


۱. مجموعهٔ طرح‌ها از نوع طرح‌هاى ناسازگار نباشد


۲. مجموع خالص سرمايهٔ مورد نياز براى اجراء اين مجموعه در حدى باشد که تهيه آن براى شرکت ميسّر است

يک فرض خاص

طرح مسئله‌اى به نام جيره‌بندى سرمايه باعث تعديل کردن يکى از مفروضاتى است که در آغاز مبحث (بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت مطمئن: معيارها) ارائه شد. در اقدامى که شرکت براى به حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران مى‌کند مسئلهٔ جيره‌بندى سرمايه نقش مهمى بازى مى‌کند. اگر شرکت بتواند فقط ۶۰ درصد وجه مورد نياز خود را تأمين کند، آيا به ۶۰ درصد جريان‌هاى نقدى مربوط به آن دست خواهد يافت؟


پاسخ اين سؤال معمولاً منفى است. نمى‌توان طرح را به‌صورتى متناسب تقسيم کرد و به‌صورت درصدهاى خاصي، آنها را به اجراء درآورد. شرکت يا بايد کل طرح (يعنى ۱۰۰ درصد آن) را به‌ اجراء درآورد يا کلاً آن را کنار بگذارد. البته مى‌تواند در طرحى دستکارى کند و آن را به‌گونه‌اى درآورد که خالص سرمايه مورد نياز کاهش يابد؛ ولى اين اقدام به احتمال قوى باعث خواهد شد که جريان‌هاى نقدى اُفت بسيار شديدى پيدا کنند. به بيان ديگر، کاهش حجم طرح به از دست دادن صرفه‌جوئى در مقياس مى‌انجامد شرکت يا بايد کل طرح را به اجراء درآورد يا از اجراء آن به کلى روى گرداند.

کاربردهاى جيره‌بندى سرمايه

مى‌توان با استفاده از مثال زير کاربرد جيره‌بندى سرمايه در فرآيند بودجه‌بندى سرمايه را نشان داد. بودجه‌هاى سرمايه‌اى که از طرح‌هاى الف، ب و ج تشکيل شده‌اند (و در واقع رقيب يکديگر هستند) در زير نشان داده شده‌اند.


محدوديت سرمايه مبالغ خالص سرمايه‌گذارى برحسب ريال ارزش فعلى خالص
مجموعه طرح‌هاى ۱ الف، ۲ ب و ۲ ج هيچ ۱۲،۵۰۰،۰۰۰ ۸۲۵،۰۰۰
مجموعه طرح‌هاى ۱ الف ۲ ب و ۱ ج ۱۲،۰۰۰،۰۰۰ ۱۱،۵۰۰،۰۰۰ ۸۰۰،۰۰۰
مجموعه طرح‌هاى ۱ الف و ۲ ج ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ۹،۰۰۰،۰۰۰ ۵۷۵،۰۰۰
مجموعه طرح‌هاى ۲ ب و ۲ ج ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ۹،۵۰۰،۰۰۰ ۵۷۵،۰۰۰


اگر شرکت محدوديت سرمايه نداشت، مبلغ ۱۲،۵۰۰،۰۰۰ ريال سرمايه‌گذارى مى‌کرد. يعنى مجموعه طرح‌هاى ۱ الف، ۲ ب و ۲ ج را به اجراء درمى‌آورد تا به رقم ۸۲۵،۰۰۰ ريال (که بالاترين ارزش فعلى خالص است) برسد.


اگرچه شرکت با محدويت سرمايه (۱۲،۰۰۰،۰۰۰ ريال) روبه‌رو است و باز هم مى‌تواند هر سه طرح را به اجراء درآورد ولى در چنين وضعيتى ارزش فعلى خالص طرح به رقم ۸۰۰،۰۰۰ ريال کاهش خواهد يافت. ارزش فعلى خالص طرح‌ها به اين دليل کاهش يافته که در اين مجموعه طرح ۱ ج جايگزين ۲ ج شده است. اين اقدام ضرورى است؛ زيرا شرکت با محدوديت سرمايه روبه‌رو است؛ اما اگر مسئله جيره‌بندى سرمايه مطرح نبود، تصميمى که در رعايت مقررات مربوط به کاربرد ارزش فعلى خالص طرح‌ها گرفته مى‌شد منجربه انتخاب ۲ ج به‌جاى ۱ ج مى‌شد؛ زيرا آنها طرح‌هاى ناسازگار هستند. ولى محدوديت سرمايه باعث مى‌شود که انتخاب طرح ۲ ج به‌صورت يک امر الزامى درآيد؛ زيرا در فرآيند جيره‌بندى کردن سرمايه ارزش فعلى خالص طرح‌ها بايد به حداکثر برسد. اين بدان مفهوم است که چون مسئله جيره‌بندى سرمايه مطرح است، احتمالاً قواعد تصميم‌گيرى را در خصوص طرح‌هاى ناسازگار نبايد رعايت کرد. مسئلهٔ مهمى که شرکت بايد به آن توجه کند محدوديت سرمايه است. در شرايط جيره‌بندى سرمايه، امکان دارد بهترين طرح انتخاب نشود. بديهى است بهترين طرح آن است که داراى بيشترين ارزش فعلى خالص باشد ولى چه‌بسا که به‌دليل بالا بودن مبلغ خالص سرمايه‌گذارى آن طرح انتخاب نشود.


اگر محدوديت شديدتري، مبنى بر ۱۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال بر فرآيند بودجه‌بندى سرمايه‌اى تحميل گردد، نتيجه اين است که از بين سه طرح پيشنهادى بايد فقط دو طرح را انتخاب کرد. اگر بودجه نهائى شامل ۱ الف و ۲ ج شود، طرح ب حذف مى‌شود. اگر بودجه نهائى شامل ۲ ب و ۲ ج شود، طرح الف حذف مى‌شود.


از آنجا که ارزش فعلى خالص هر سه طرح مثبت است، شرکت مايل است که هر سه طرح را در بودجه‌بندى نهائى خود بگنجاند و ثروت سهامداران را به حداکثر برساند. تا زمانى‌که شرکت نتواند وجوهى را که در دست دارد افزايش دهد (تا رقم مورد نياز خالص سرمايه‌گذارى‌ها را تأمين کند) و مجبور باشد که با محدوديت سرمايه بسازد، هرگز نخواهد توانست ثروت سهامداران را به حداکثر برساند. شرکت مى‌تواند با انتخاب طرح‌هائى که به سرمايه کمترى نياز دارند و در نتيجه ارزش فعلى خالص آنها رقم‌هاى کوچک‌ترى خواهد شد، از شدت آثار محدوديت‌هاى سرمايه بکاهد؛ ولى اين کار ممکن است باعث افزايش در تعداد مجموعهٔ طرح‌هاى امکان‌پذير شود. در اين‌صورت براى مشخص کردن طرح‌هائى که داراى بالاترين ارزش فعلى خالص هستند مى‌توان از روش پژوهش‌هاى عملياتى استفاده کرد.