طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى هنگامى ناسازگار يا مانعةالجمع ـ mutually exclusive ناميده مى‌شوند که شرکت در صورت انتخاب يکى از آنها، ناچار باشد بقيه را رد کند؛ در واقع اجراء يک طرح به مفهوم نپذيرفتن يا رد کردن ساير طرح‌ها است. زمانى شرکت با چنين وضعى روبه‌رو مى‌شود که ناچار شود از چندين پيشنهاد يکى را انتخاب کند. مزايده‌ها حالت مانعةالجمع دارند؛ زيرا اگر شخص برنده يک مزايده شود، معناى آن در ساير پيشنهادها است.


يک نمونه از طرح‌هاى ناسازگار، تصميم‌گيرى در مورد انتخاب نوع وسيله ارتباط جمعى براى تبليغات شرکت است. هنگامى‌که شرکت دربارهٔ انتخاب يکى از اينها تصميم گرفت، بايد از ساير وسايل ارتباط جمعى چشم‌پوشى کند. نمونه ديگر، تصميم‌گيرى در مورد انتخاب سخت‌افزار و نرم‌افزار کامپيوتر شرکت است؛ به اين ترتيب که اگر مدير مالي، يکى از شرکت‌هاى توليدکننده کامپيوتر را بدين‌منظور انتخاب کرده ديگر نمى‌تواند با شرکت ديگرى در اين‌خصوص مذاکره کند؛ زيرا در واقع آن شرکت برنده اين مناقصه است.

يک فرض خاص

هنگام بحث درباره نوع طرح‌هاى ناسازگار يا مانعةالجمع، يک فرض خاص بايد به مفروضات اين مبحث اضافه شود. فرض بر اين است که عمر مفيد همه طرح‌ها يکسان است. اگرچه اين فرض معمولاً صحت ندارد؛ در بسيارى موارد اين موضوع را که طرح‌هاى پيشنهادي، عمرهاى مفيد متفاوتى دارند مى‌توان ناديده انگاشت؛ ولى اگر با طرح‌هاى داراى عمر متفاوت روبه‌رو شويم، مى‌توانيم از روش‌هاى مبتنى بر ارزش فعلى خالص استفاده کنيم.

قواعد تصميم‌گيرى

قواعد تصميم‌گيرى براى طرح‌هاى ناسازگار به اين شرح است:


۱. دوره برگشت سرمايه؛ دوره برگشت سرمايه را براى هريک از طرح‌ها محاسبه کنيد. طرحى را انتخاب کنيد که داراى کمترين دوره برگشت باشد (مشروط بر اينکه دوره زمانى به‌دست آمده مساوى با حداکثر مدت زمان موردنظر شرکت يا کمتر از آن باشد). اگر عمر مفيد هيچ‌يک از طرح‌ها به حد نصاب نرسد، نبايد هيچ طرحى را پذيرفت.


۲. ارزش فعلى خالص؛ ارزش فعلى خالص طرح‌ها را حساب کنيد؛ البته براساس نرخ بازده موردنظر شرکت طرحى را انتخاب کنيد که ارزش فعلى خالص آن از بقيه بيشتر باشد (مشروط بر اينکه ارزش فعلى خالص به‌دست آمده مثبت يا صفر باشد). اگر ارزش فعلى خالص هيچ‌يک از طرح‌ها مثبت يا مساوى صفر نشد، هيچ طرحى را نپذيريد.


۳. نرخ بازده داخلي؛ نرخ بازده داخلى طرح‌ها را حساب کنيد. طرحى را انتخاب کنيد که داراى بيشترين نرخ بازده داخلى باشد؛ البته با رعايت دو شرط: الف ـ نرخ بازده طرحى که انتخاب کرده‌ايد بايد بزرگ‌تر از نرخ بازده موردنظر شرکت يا مساوى با آن باشد. ب ـ طرحى که انتخاب کرده‌ايد بايد همان طرحى باشد که بر مبناى معيار قبلى (يعنى ارزش فعلى خالص) انتخاب شده است.


از اين دو شرط، اگر شرط نخست تأمين نشود (يعنى عدد به‌دست آمده بزرگ‌تر از نرخ بازده موردنظر شرکت يا مساوى با آن نباشد) هيچ‌يک از طرح‌ها را نبايد پذيرفت؛ ولى اگر شرط دوم تأمين نشود (يعنى طرح منتخب همان طرحى نباشد که بر مبناى ارزش بيشترى انجام شود؛ از اين‌رو در مورد طرح‌هاى ناسازگار تصميمى که بر مبناى نرخ بازده داخلى طرح گرفته مى‌شود با تصميمى که براساس ارزش فعلى خالص همان طرح گرفته مى‌شود متفاوت است.

هماهنگى ارزش فعلى خالص طرح با نرخ بازده داخلى

اگر براى طرح‌هاى ناسازگار از دو معيار ارزش فعلى خالص طرح و نرخ بازده داخلى استفاده شود، نتايج يکسانى به‌دست خواهد آمد؛ يعنى اگر طرحى بيشترين ارزش فعلى خالص را داشته باشد، داراى بالاترين نرخ بازده داخلى خواهد بود.

مقايسه معيارها

به‌هنگام تصميم‌گيرى در مورد طرح‌هاى ناسازگار هميشه اين احتمال وجود دارد که قضاوت بر مبناى ارزش فعلى خالص و نرخ بازده داخلى طرح نتايج متفاوتى به‌دنبال داشته باشد. اين مسئله به نرخ تلويحى سرمايه‌گذارى مجدد (جريان‌هاى نقدى ميان‌دوره‌اي) مربوط مى‌شود. زمانى‌که طبقه‌بندى طرح‌ها براساس دو معيار يادشده متفاوت باشد به دو دليل بايد از ارزش فعلى خالص طرح استفاده کرد:


۱. در اجراء روش ارزش فعلى خالص براى طرح‌هاى ناسازگار، نرخ بازدهى يکسانى براى سرمايه‌گذارى مجدد جريان‌هاى نقدى در نظر گرفته مى‌شود؛ در حالى‌که در اجراء روش مبتنى بر نرخ بازده داخلي، جريان‌هاى نقدى ورودى با نرخ بازدهى متفاوت دوباره سرمايه‌گذارى مى‌شوند.


۲. در اجراء روش مبتنى بر ارزش فعلى خالص طرح، فرض بر اين گذاشته مى‌شود که شرکت در آينده طرح‌هائى را مى‌پذيرد که نرخ بازدهى آنها مساوى نرخ بازدهى موردنظر کنونى يا بيش از آن باشد؛ در حالى‌که در روش نرخ بازده داخلى فرض بر اين گذاشته مى‌شود که شرکت در آينده فقط طرح‌هائى را مى‌پذيرد که نرخ بازدهى آنها مساوى با نرخ بازده داخلى طرح کنونى يا بيشتر از آن باشد.