داشتن نوعى استراتژى‌ در اداره امور سرمايه در گردش مستلزم تعيين و حفظ سطح معينى از هريک از اقلام دارائى جارى و کل دارائى‌هاى جارى مى‌گردد.

استراتژى محافظه‌کارانه

استراتژى محافظه‌کارانه آن است که شرکت يا نگهدارى پول نقد و اوراق بهاءدار قابل‌فروش مى‌کوشد قدرت نقدينگى خود را حفظ کند. ريسک اين استراتژى بسيار اندک است؛ زيرا داشتن قدرت نقدينگى نسبتاً زياد به شرکت اين امکان را مى‌دهد که موجودى کالا را به مقدار کافى تهيه و اقدام به فروش نسيه کند. از اين‌رو، اين شرکت‌ها ريسک از دست دادن مشترى بسيار اندک است. از طرف ديگر، نقدينگى نسبتاً زياد به آنها اين امکان را مى‌دهد که بدهى‌هاى سررسيدشده را به موقع بپردازند و با خطر ورشکستگى مواجه نشوند.


معمولاً مديران مالى وصول مطالبات را به‌عنوان يکى از منابع تهيه پول براى پرداخت بدهى‌هاى خود به حساب مى‌آورند و توقع دارند که با وصول آنها بتوانند بدهى‌هاى جارى خود را بپردازند. اگر در مواردى وصول مطالبات کمتر از مبلغ مورد انتظار شود يا شرکت نتواند برخى از اقلام بدهى را که سررسيد شده‌اند تمديد کند، آنگاه قدرت نقدينگى شرکت اين توان را به وى مى‌دهد که از عهده پرداخت اين نوع بدهى‌ها برآيد. مديرمالى‌اى که در اداره امور سرمايه در گردش محافظه‌کارانه عمل مى‌کند بازدهى اندکى خواهد داشت؛ زيرا پول نقد و اوراق بهاءدار قابل‌فروش، يا اصلاً بازدهى ندارند يا بازدهى بسيار ناچيزى خواهد داشت به‌علاوه، اجراء اين سياست گاه باعث مى‌شود که سطح موجودى کالا به چندين برابر مقدار موردنياز برسد؛ زيرا نظر مجرى اين سياست اين است که بتواند پاسخگوى سفارش‌هاى پيش‌بينى‌نشدهٔ مشتريان احتمالى باشد. وجوه به‌کار گرفته شده در موجودى کالاى اضافى هيچ نوع سودى را عايد شرکت نخواهد کرد؛ از اين‌رو نرخ بازدهى شرکت کاهش مى‌يابد.

استراتژى‌ جسورانه

مديرى که از استراتژى جسورانه استفاده مى‌کند، همواره مى‌کوشد تا وجوه نقد و اوراق بهاءدار قابل‌فروش را به حداقل ممکن برساند. اگر مدير جسوارنه عمل کند، در صدد برمى‌آيد تا وجوهى را که در موجودى کالا سرمايه‌گذارى مى‌شود به حداقل برساند. شرکتى که شهامت اين را دارد تا وجوه نقد و اوراق بهاءدار را به حداقل برساند بايد ريسک عدم پرداخت به موقع بدهى‌هاى سررسيدشده را بپذيرد. چنين شرکتى شايد نتواند پاسخگوى سفارش‌هاى مشتريان باشد و از اين لحاظ هم متحمل ضرر خواهد شد (چون نمى‌تواند فروش کند). شرکت براى جبران چنين ضررهائي، در اجراء سياست جسورانه خود درصدد برمى‌آيد تا براى تهيه دارائى‌هاى ثابت، منابع مالى را مورداستفاده قرار دهد. اين استراتژى بدين‌معنى است که نرخ بازدهى دارائى‌هاى ثابت از نرخ بازدهى وجوه نقد و اوراق نقد و اوراق بهاءدار قابل‌فروش به مراتب بيشتر است.