فروش واقعى و پيش‌بينى‌شدهٔ شرکت بر مقدار سرمايه در گردشى که شرکت به مصرف مى‌رساند (و مجبور است آن را تأمين کند) اثر بسيار شديدى دارد. فروش شرکت بر حجم دارائى‌هاى جارى و بدهى‌هاى جارى اثر مستقيم دارد و باعث مى‌شود که اين اقلام خودبه‌خود افزايش يابند؛ براى مثال، خريدها به‌صورت موجودى کالا و حساب‌هاى پرداختنى درمى‌آيند، فروش باعث ايجاد وجه نقد و حساب‌هاى دريافتنى مى‌گردد و تقاضاى فصلى يا غيرمنتظره، گهگاه باعث مى‌شوند که شرکت از وام‌هاى کوتاه‌مدت استفاده کند.


حدود تغييراتى که (بر اثر فروش) در حساب‌هاى جارى شرکت خودبه‌خود رخ مى‌دهد در صنايع مختلف متفاوت است. براى محاسبهٔ آن در صنايع مختلف بايد نسبت سرمايه در گردش خالص به فروش را محاسبه کرد. معمولاً اين نسبت رقمى کمتر از ۳۰/۰ است. مقدار ۳۰/۰ يعنى براى يک ريال فروش ۳۰/۰ ريال سرمايه در گردش موردنياز است. اين نسبت در بسيارى از شرکت‌ها به بيش از ۲۵/۰ مى‌رسد؛ از آن جمله است: صنايع نساجي، توليد لباس، ماشين‌آلات، قطعات کامپيوتر و صنايع الکترونيک برعکس، در صنايع حمل‌ونقل زميني، هوائي، تلفن و موادغذائي، اين نسبت به ۱۰/۰ يا کمتر مى‌رسد.


شرکت‌هائى که بتوانند فروش مستمر داشته باشند، دارائى‌ها و بدهى‌هاى جارى آنها به‌صورت جزء لاينفک ترازنامه آنها درخواهد آمد.


فرض بر اين است که فروش مرتب افزايش مى‌يابد و بخشى از کل فروش به‌صورت فصلى صورت مى‌گيرد. دارائى‌هاى جارى دائمى شرکت شامل اقلامى از دارائى جارى است که براى رسيدن به حجم فروش مورد انتظار لازم است. نوسانات دارائى‌هاى جارى در آن بخش از کل فروش به‌وجود مى‌آيد که به‌صورت فصلى انجام مى‌شود.


بدهى‌هاى جارى دائمى شامل اقلامى از بدهى جارى مى‌شود که خودبه‌خود براى رسيدن به حجم مورد انتظار فروش لازم است. بدهى‌هاى جارى متغير نتيجه فروش فصلى است. شرکت‌ها مى‌توانند بخشى از بدهى‌هاى دائمى شرکت را از محل وام‌هاى بلندمدت يا از محل حقوق صاحبان سهام تأمين کنند.