اهميت روزافزون مديريت سرمايه در گردش باعث شده است که اين موضوع به‌صورت يک رشته تخصصى مديريت مالى درآيد. در شرکت‌هاى بسيار بزرگ، تعدادى مدير اجرائى متخصص حضور دارند که تمام‌وقت و انرژى خود را منحصراً صرف اداره سرمايه در گردش شرکت مى‌کنند. دلايل اهميت اين موضوع به‌شرح زير است:


۱. سطوح واقعى و مطلوب دارائى‌هاى جارى (با توجه به تغييراتى که در فروش واقعى و پيش‌بينى‌شده رخ مى‌دهد) دستخوش تغييرات دائمى است. اين وضع باعث مى‌شود که درباره سطح مطلوب يا موردنظر از دارائى‌هاى جاري، به‌صورت مستمر (روزانه) تصميماتى گرفته شود.


۲. شايد با توجه به تغييراتى که در ميزان دارائى‌هاى جارى رخ داده است، مديران مجبور شوند در تصميماتى که قبلاً براى تأمين مالى گرفته‌اند تجديدنظر کنند؛ مثلاً اگر براى تأمين مالى دارائى‌هاى جارى از مبالغ سنگينى وام کوتاه‌مدت استفاده شده است، گرفتن وام‌هاى اضافى و تمديد وام‌هائى که به سررسيد مى‌رسند مستلزم صرف وقت و انرژى بيشتر مديريت شرکت خواهد بود.


۳. ميزان منابع و مصارف وجوهى که به سرمايه در گردش تخصيص داده مى‌شود بايد مشخص شود. دارائى‌هاى جارى حدود ۷۵ درصد کل دارائى‌هاى شرکت و بدهى‌هاى جارى حدود ۶۰ درصد ساختار سرمايه هستند. اين بدان معنا است که به‌عنوان مثال اگر کل دارائى‌هاى يک شرکت ۵۰۰ ميليارد ريال باشد، مبلغ ۳۷۵ ميليارد ريال آن ممکن است به‌صورت دارائى‌هاى جارى باشد و بدهى‌هاى جارى هم حدود ۳۰۰ ميليارد ريال خواهد شد.


۴. اگر مديريت سرمايه در گردش صحيح نباشند، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش يابد و چه‌بسا شرکت در پرداخت به موقع ديون و تعهدات خود ناتوان بماند.