توليد کالا مستلزم صرف سرمايه در گردش است. شرکت‌ها براى توليد کالا مجبور هستند ابتدا مواد اوليه بخرند، سپس آنها را تغيير شکل داده، به‌صورت کالاى ساخته‌شده درآورند آنگاه با فروش موجودى کالاى ساخته‌شده، حساب‌هاى دريافتنى يا اسناد دريافتنى افزايش مى‌يابند و با وصول مطالبات، دورهٔ گردش وجه نقد به پايان مى‌رسد. از آنجا که براى خريد مواد اوليه و پرداخت دستمزد کارگران بلافاصله وجوه نقد پرداخت نمى‌شود. مقدارى از سرمايه در گردش از محل حساب‌هاى پرداختنى و ساير هزينه‌هاى پرداختنى تأمين مى‌گردد.


تقريباً همه شرکت‌ها فعاليتى مستمر و دائم دارند و براى مراحل توليد، سرمايه در گردش لازم است. چرخش وجه نقد از زمانى‌که شرکت بابت مواد اوليه پول پرداخت مى‌کند شروع مى‌شود و تا هنگامى‌که مطالبات ناشى از فروش کالا را دريافت مى‌کند ادامه مى‌يابد. طول دورهٔ گردش وجه نقد به شيوهٔ زير محاسبه مى‌شود: متوسط دوره‌اى که اين پول به‌صورت موجودى کالا است، به‌اضافه متوسط زمان وصول مطالبات، منهاى مهلت پرداخت حساب‌هاى پرداختني. براى محاسبه متوسط دوره‌اى که پول به‌صورت موجودى کالا است. عدد ۳۶۰ را بر نسبت گردش موجودى کالا تقسيم مى‌کنيم.


چرخش وجه نقد نشان‌دهنده دوره يا مدت زمانى است که وجوه نقد به مصرف فرآيند عملياتى شرکت براى توليد يک قلم محصول مى‌رسد. کوتاه کردن اين دوره به مفهوم اين است که براى حجم معينى از توليد، مقدار کمترى وجه نقد به مصرف مى‌رسد. کوتاه کردن متوسط دوره‌اى که پول به‌صورت موجودى کالا است يا با کوتاه کردن متوسط دوره وصول مطالبات يا از طريق طولانى‌تر کردن مهلت پرداخت حساب‌هاى پرداختني، چرخش وجه نقد را کوتاه‌تر کرد.


طول زمان چرخش وجه نقد فقط يکى از عوامل تعيين‌کنندهٔ سرمايه در گردش خالص مورد نياز است. حتى اگر طول زمان چرخش وجه و هر يک از اجزاء تشکيل‌دهندهٔ آن ثابت بمانند، باز هم عامل اصلي، حجم توليد است که تعيين‌کننده مقدار سرمايه‌اى است که بايد به هريک از مراحل دوره گردش اختصاص يابد و آن هم در گرو پيش‌بينى حجم فروش براى آينده نزديک است.