از آنجا که سهامداران عادى آخرين مدعيان شرکت محسوب مى‌شوند (با توجه به ارقام مندرج در ترازنامه، پس از تسويه حساب با کليه بستانکاران و صاحبان سهام ممتاز، آنچه باقى مى‌ماند به صاحبان سهام عادى تعلق خواهد داشت)، در مقايسه با اوراق قرضه و سهام ممتاز، اين نوع سهام داراى ريسک مالى و تجارى سنگين‌ترى است؛ ولى معمولاً قيمت اين دسته از سهام در برابر تغييرات نرخ بهره حساسيت چندان زيادى از خود نشان نمى‌دهد. مى‌توان با خريد انواع مختلف سهام و به‌اصطلاح متنوع ساختن مجموعه اوراق بهاءدار (پرتفوي)، ريسک سهام عادى را به حداقل ممکن رسانيد. در يک مجموعهٔ خوب اوراق بهاءدار (پرتفوي) فقط ريسک سيستماتيک دارد.


غالباً سهام عادى را وسيله‌اى براى مصون ماندن از خطر تورم مى‌پندارند و اين طرز تفکر بر اين فرض مبتنى است که نرخ بازده سهام عادى بيش از نرخ تورم افزايش مى‌يابد. تحقيقات مختلف نشان داده است که اصولاً قيمت سهام عادى در يک دوره بلندمدت، به موازات تورم افزايش يافته و لذا وسيله خوبى براى حفظ قدرت خريد پول بوده است. البته در مواردى هم (در دوره‌هاى زمانى کوتاه‌مدت) نرخ بازده آنها کمتر از نرخ تورم شده است.