اصطلاح ”چرخه تجارى ـ business cycle“ به الگوهائى گفته مى‌شود که با رکود و رونق تجاري، در يک سيستم اقتصادى تکرار مى‌شوند. هر چرخه تجارى چهار حالت دارد: رونق اقتصادي، رکود، بحران و بهبود وضع اقتصادي.


”رونق اقتصادي“ به وضعيتى گفته مى‌شود که فعاليت‌هاى تجارى در اوج خود و نرخ بيکارى در پائين‌ترين حد باشد. پس از سپرى شدن دورهٔ رونق اقتصادي، فعاليت‌هاى تجارى کاهش مى‌يابد و نرخ بيکارى بالا مى‌رود. اين دوره را دوره ”رکود اقتصادى‌“ مى‌نامند. اگر رکود اقتصادى براى مدتى دوام يابد، وضعى پيش مى‌آيد که آن را ”بحران اقتصادي“ گويند. دوره‌اى را که در آن وضع اقتصادى بهبود و نرخ بيکارى کاهش مى‌يابد، دوره ”بهبود اقتصادي“ ناميده‌اند.


اقتصاددانان در اين‌خصوص که بهبود اقتصادى در چه زمانى آغاز مى‌شود و در چه زمانى رکود اقتصادى به بحران تبديل مى‌شود، هم‌سخن نيستند. براى تفکيک بين رکود و بحران اقتصادى از يک ضرب‌المثل مشهور استفاده مى‌شود:


زمانى‌که همسايه‌ام بيکار شود، دوره رکود است؛ زمانى که خودم بيکار شوم، دورهٔ بحران اقتصادى است.

عوامل تثبيت‌کنندهٔ وضع اقتصادى ـ economic stabilizers

در چند دهه گذشته دولت‌ها دست به اقداماتى زده و از برخى عوامل سياسى و اقتصادى استفاده کرده‌اند تا نگذارند رکود اقتصادى به بحران تبديل شود. اين اقدامات از اين قرار است:


۱. بيمه بيکارى که از کاهش شديد درآمد شخصى خانواده‌هائى که در کوران رکود اقتصادى قرار مى‌گيرند جلوگيرى مى‌کند.


۲. سياست‌هاى مالى به‌گونه‌اى تنظيم مى‌شوند که در وضعيت رکود اقتصادى ـ با کاهش نرخ ماليات‌ها و ايجاد کسر بودجه ـ نگذارند درآمد قابل تصرف اشخاص کاهش يابد و بدين‌وسيله از وقوع بحران اقتصادى جلوگيرى مى‌کنند.


۳. سياست پولى به‌گونه‌اى برنامه‌ريزى مى‌شود که نرخ بهره کاهش يابد و از اين راه مردم به سرمايه‌گذارى‌هاى جديد تشويق شوند.