از آنجا که با افزايش ميزان وام، يعنى انتشار اوراق قرضه و بازخريد سهام عادي، ارزش شرکت افزايش مى‌يابد، هيچ جاى تعجب نيست که ميانگين موزون هزينه سرمايه (Kw) با افزايش نسبت وام به حقوق صاحبان سهام کاهش يابد. علت اين امر آن است که هزينه خاص وام ثابت فرض شده، در حالى‌که هزينه خاص متعلق به حقوق صاحبان سهام با افزايش نسبت وام به حقوق صاحبان سهام افزايش يافته است. اگر اوراق قرضه کم‌هزينه را جانشين سهام عادى کنيم، ميانگين موزون هزينه سرمايه شرکت کاهش خواهد يافت.


مى‌توان با استفاده از معادله زير مقدار Kw را محاسبه کرد:


                                                                        (Kw = Km (۱ - t)(D / Vl) + Ke (E / Vl


در اين معادله، مقادير D و E نشان‌دهنده ارزش بازار اوراق قرضه و سهام عادى شرکت است. ارزش D مساوى است با مجموع ارزش اوراق قرضه منتشرشدهٔ شرکت اگر مقدار D را از Vl کم کنيم، مقدار E به‌دست خواهد آمد.


هزينه خاص وام و اوراق قرضه پس از کسر ماليات محاسبه مى‌شود. هزينه خاص سرمايه مربوط به حقوق صاحبان سهام (Ke) با استفاده از منحنى ريسک و بازده به‌دست خواهد آمد. ضريب بتا که بايد براى محاسبه K e از آن استفاده کرد، با تغيير ساختار سرمايه تغيير مى‌کند؛ زيرا ريسک سيستماتيک مالى همگام با تغيير نسبت بدهى به حقوق صاحبان سهام تغيير خواهد کرد. معادله زير رابطه بين ساختار شرکت و ضريب بتا را نشان مى‌دهد.


[ ( D (۱ - t   + ۱ ] ?u = ?
E


اين معادله بيانگر اين مطلب است که ضريب بتاى شرکت از دو بخش تشکيل‌ شده است: ضريب بتاى شرکت بدون بدهى و يک مقدار اضافى که ناشى از ساختار سرمايه شرکت است. مقادير D و E همان مقادير ارزش بازار بدهى و سهام عادى هستند که براى محاسبه K e مورد استفاده قرار مى‌گيرند.


در معادله فوق βu را ضريب بتاى شرکت بدون بدهى مى‌نامند. مى‌توان اين ضريب را به دوگونه تفسير کرد: اول، اين ضريب بتاى شرکتى است که سرمايه خود را فقط از محل حقوق صاحبان سهام تأمين کرده باشد؛ دوم، اين ضريب نشان‌دهنده ريسک سيستماتيک تجارى (از کل ريسک سيستماتيک شرکت) است.