ارزش کل شرکت مساوى است با ارزش فعلى جريانات نقدى که بايد به سهامداران و دارندگان اوراق قرضه شرکت پرداخت گردد. اگر ريسک سيستماتيک تجارى شرکت ثابت بماند، ارزش مورد انتظار سود قبل از بهره و ماليات ثابت خواهد ماند و در آن‌صورت مى‌توان جريانات نقدى حاصل از يک شرکت بدون بدهى (يعنى Vu) را به اين طريق محاسبه کرد که جريانات نقد را اقساط مادام‌العمر به حساب آورد. اگر نرخ بازده مورد انتظار سهامداران را Ku بناميم (البته در يک شرکت بدون بدهي)، ارزش کل چنين شرکتى به طريق زير محاسبه مى‌شود:


Vu = Y ( ۱ - t )
Ku


مى‌توان از معادله CF۱ = y (۱ - t) + tKm D استفاده کرد و ارزش شرکت با بدهى را از طريق تنزيل جريان نقدى شرکت به‌دست آورد. با توجه به اينکه جريان نقدى شرکت از دو قسمت جريان نقدى شرکت بدون بدهى و جريان نقدى ناشى از صرفه‌جوئى مالياتى بهره تشکيل شده است، ارزش فعلى جريان نقدى بخش اول را با نرخ تنزيل Ku و ارزش فعلى جريان نقدى بخش دوم را با نرخ تنزيل Km محاسبه مى‌کنند. (نرخ تنزيل متناسب با ريسک جريانات نقدى انتخاب شده است).


                                                                                    Vl = Y (۱ - t) / Ku + tKm D / Km


به‌عبارت ديگر:


                                                                                                                  Vl= Vu + t D


در معادله فوق مقدار tD نشان‌دهنده ارزش فعلى صرفه‌جوئى مالياتى حاصل از اوراق قرضه است. اين معادله بيانگر اين مطلب است که ارزش کل شرکت داراى بدهى برابر است با ارزش آن شرکت در حالتى که بدهى ندارد به‌اضافه مبلغى که متناسب با حجم بدهى شرکت است. با افزايش وام و بازخريد سهام، ارزش کل شرکت افزايش خواهد يافت. آن بدان مفهوم است که يا به حداکثر رسانيدن ميزان وام (که همزمان با آن از محل وجوه حاصل، سهام که در دست سهامداران است بازخريد و از دور خارج مى‌گردد)، ارزش کل شرکت به حداکثر مى‌رسد. شايد به نتيجهٔ عجيبى رسيده باشيم، ولى با توجه به مفروضات به‌کار رفته مى‌توان استدلال کرد که بايد ميزان وام شرکت را به حداکثر رسانيد و سهام شرکت را حتى‌الامکان کاهش داد تا ارزش شرکت به حداکثر برسد.