شرکت‌ها براى محاسبه هزينه سرمايه همان مفاهيمى را به‌کار مى‌برند که سرمايه‌گذاران براى تعيين ارزش اوراق بهاءدار خود؛ به بيان ساده‌تر، بايد بگوئيم که ارزيابى اوراق بهاءدار از سوى سرمايه‌گذاران و هزينه سرمايه شرکت دور روى يک سکه هستن. اگر وضع بدين منوال باشد و اگر هزينه‌هاى اقلام خاص سرمايه مقادير معينى باشند، مى‌توان گفت که مديران مالى مى‌توانند به سادگى يا تغيير ترکيب ساختار سرمايه شرکت، ميانگين موزون هزينه سرمايه را تغيير دهند.


با توجه به جدول A که نمونه‌اى از يک ساختار سرمايه است، فرض کنيد که اوراق قرضه شرکت به تاريخ سررسيد خود رسيده‌اند و شرکت مجبور است با انتشار و فروش ۱۵ ميليارد ريال سهام عادى جديد آنها را بازپرداخت کند. اگر هزينه خاص سرمايه مربوط به اين سهام جديد ۱۱ درصد باشد، ميانگين موزون هزينه سرمايه (براساس ضريب ارزش دفتري) افزايش مى‌يابد و از ۰۲/۹ درصد به ۷/۱۰ درصد خواهد رسيد. حال اين پرسش مطرح مى‌شود که آيا اتخاذ چنين تصميمى با هدف شرکت مبنى بر به حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران منافات ندارد؟


مى‌توان با توجه به ساختار سرمايه مندرج در جدول A يک پرسش اساسى‌تر مطرح کرد. فرض کنيد که اين اوراق قرضه هنوز به سررسيد نرسيده است و شرکت به ۱۲ ميليارد ريال ديگر نياز دارد، ولى فقط ۴ ميليارد ريال آن از محل اندوخته سود قابل تأمين است. اگر مسئله را از اين ديدگاه مورد توجه قرار دهيم که هدف، افزايش ثروت سهامداران است، شرکت براى تهيه ۸ ميليارد ريال باقى‌مانده، بايد از کدام منبع يا منابع مالى استفاده کند؟


تهيه پول براى بازپرداخت اوراق قرضه‌اى که سررسيد شده‌اند و تهيه پول براى تأمين نيازهاى مربوط به رشد و توسعه شرکت مستلزم اين است که مديران مالى شرکت آثار تغييرات ساختار سرمايه، و به تبع آن، آثار هزينه سرمايه بر ارزش سهام شرکت (در بازار و از نظر سهامداران شرکت) را مورد توجه و ارزيابى دقيق قرار دهند. اين مسائل ارتباط متقابل با يکديگر دارند. با استفاده از مثالى که داراى ويژگى زير است برخى از اين روابط را نشان خواهيم داد.


۱. مجموعه‌اى از مفروضات را به‌کار مى‌بريم که با استفاده از آنها، همه عواملى که بر هزينه شرکت و ارزش شرکت تأثير دارند (به استثناء ساختار سرمايه) ثابت مى‌مانند.


۲. با توجه به اين مثال، يک صورتحساب سود و زيان براى شرکت تهيه مى‌کنى.


۳. براى تعيين ارزش شرکت، از معادله‌اى استفاده مى‌کنيم که با مفروضات مسئله منافات ندارد. با اين معادله، ميزان ارزش بدهى‌ها و حقوق صاحبان سهام شرکت را محاسبه و سپس کل ارزش شرکت را تعيين مى‌کنيم.


۴. آثارى را که تغيير در ساختار سرمايه در ارزش شرکت و ميانگين موزون هزينه سرمايه شرکت خواهد داشت (با استفاده از ضريب ارزش دفترى و ضريب ارزش بازار) تجزيه و تحليل مى‌کنيم.