نرخ بازده داخلى (IRR ـ internal rate of return) يک طرح را به اين‌صورت تعريف مى‌کنند:


نرخ تنزيلى که ارزش فعلى خالص طرح را صفر مى‌کند؛ بنابراين نرخ بازده داخلى عبارت است از متوسط نرخ بازده سالانه يک طرح. توجه کنيد که نرخ بازده داخلى را به‌صورت درصد بيان مى‌کنند.

محاسبه نرخ بازده داخلى

با توجه به نوع جريان‌هاى نقدى (که به‌صورت اقساط باشند يا خير) روش محاسبه نرخ بازده داخلى فرق مى‌کند.


زمانى‌که جريان‌هاى نقدى به‌صورت اقساط سالانه باشند. اگر جريان‌هاى نقدى حاصل از يک طرح سرمايه‌گذارى به‌صورت اقساط مساوى سالانه باشد، محاسبه نرخ بازده داخلى بسيار ساده است.

تفسير نرخ بازده داخلى

در صورت يکسان بودن ساير شرايط، اگر ميزان خالص سرمايه‌گذارى دو طرح مساوى باشد ولى نرخ بازده داخلى آنها متفاوت باشد، طرحى که داراى نرخ بازده داخلى بيشترى است بر ديگرى برترى دارد. اگر ميزان خالص سرمايه‌گذارى در اين دو طرح متفاوت باشد، انتخاب يکى از دو طرح (با توجه به بودجه‌بندى سرمايه‌اي) بسيار مشکل خواهد شد.

نقاط‌قوت و ضعف نرخ بازده داخلى

در محاسبه نرخ بازده داخلي، ارزش زمانى پول در نظر گرفته مى‌شود و اين نقطه قوت يا حُسن اين معيار است. با اين معيار متوسط نرخ بازده سالانه طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى را، با توجه به جريان‌هاى نقدى محاسبه مى‌کنند. بيان نرخ بازده داخلى به‌صورت درصد، مزيت بزرگان است؛ زيرا بيشتر مديران به‌راحتى مى‌توانند ميزان مطلوب بودن يک طرح را با توجه به رقم نرخ بازده داخلى تشخيص دهند.


از بين معيارهاى سه‌گانه ارزيابى طرح‌ها، محاسبه نرخ بازده داخلى از همه مشکل‌تر است. اگر اقساط يا جريان‌هاى نقدى ورودى به‌صورت يکسان و مساوى نباشند، محاسبات زيادى بايد انجام داد. اگرچه استفاده از روش‌هاى مبتنى بر جريان‌هاى نقدى ”غالب“ يا مبتنى بر ”ميانگين موزون جريان‌هاى نقدي“ از سنگينى بار محاسبات مى‌کاهد، نمى‌توان ادعا کرد که در هر وضعى مى‌توان از اين روش‌ها استفاده کرد. عيب بزرگ اين معيار ضعفى است که در برابر متفاوت بودن مبلغ خالص سرمايه‌گذارى دارد؛ در نتيجه بايد گفت که معيار نرخ بازده داخلى در انتخاب طرح‌هاى سرمايه‌اى کاربرد محدودى دارد.