ارزيابى مطلوبيت طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى مستلزم بررسى چند مرحله است. مدير مالى مسئول اجراء سه مرحله اصلى است:


۱. تعيين ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى ورودى مورد انتظار.


۲. در نظر گرفتن ارزش زمانى پول از راه محاسبه ارزش فعلى جريان‌هاى نقدي.


۳. استفاده از معيارهاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى به اين منظور که آيا طرح مزبور بازده موردنظر را عايد شرکت خواهد کرد يا خير.

تعديلاتى که در سرمايه در گردش رخ مى‌دهد

اگر اجراء طرح مربوط به بودجه‌بندى سرمايه‌اى به‌گونه‌اى باشد که باعث افزايش دارائى‌هاى جارى (مانند موجودى کالا و حساب‌هاى دريافتني) شود، بايد سرمايه در گردش مربوط به طرح را در محاسبه ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى منظور کرد. انتظار مى‌رود که سرمايه در گردش در پايان عمر مفيد آن طرح به‌صورت کامل بازيافت شود. بر اين اساس بايد دو نوع تعديل در سرمايه در جريان‌هاى نقدى ايجاد کرد:


نخست در زمان محاسبه ميزان خالص سرمايه‌گذاري. به‌هنگام تعيين خالص سرمايه‌گذاري، آن مقدار از سرمايه در گردش که مورد تعهد شرکت است به‌عنوان جريان خروجى اضافى (مازاد بر جريان خروجي) به حساب مى‌آيد و بايد آن مقدار را بر ميزان سرمايه‌گذارى اضافه کرد، ولى اين رقم اضافى به حساب سرمايه منظور نمى‌شود و مستهلک نمى‌گردد.


دوم با توجه به تغييراتى که در مقدار سرمايه در گردش رخ مى‌دهد (افزايش سرمايه در گردش) بايد جريان‌هاى نقدى را تعديل کرد. افزايش در سرمايه در گردش به‌عنوان جريان نقدى خروجي، از جريان نقدى کسر مى‌شود. کاهش در سرمايه در گردش به‌عنوان جريان نقدى ورودي، به جريان نقدى اضافه مى‌شود. در هريک از اين حالات جريان نقدى را بايد براساس رقم پس از کسر ماليات تعديل کرد.

محاسبه جريان نقدى

عبارت ”جريان نقدى ـ cash flow“براى بيان ميزان بازده نقدى طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى به‌کار مى‌رود. امکان دارد ميزان وجه نقد را نتوان به‌طور دقيق تعيين کرد، با وجود اين مى‌توان با استفاده از داده‌هاى حسابدارى ارقامى بسيار نزديک به مقادير واقعى را محاسبه کرد. بازدهى سالانه هر طرح سرمايه‌گذارى عبارت است از سود قبل از کسر استهلاک و ماليات. پس جريان نقدى را مى‌توان به‌صورت معادله ذيل نشان داد:


جريان نقدى = سود قبل از کسر استهلاک و ماليات


- استهلاک


- ماليات


+ استهلاک


جريان نقدى را به‌صورت سود پس از کسر ماليات به‌اضافه استهلاک (profit after taxes plus depreciation) نيز مى‌توان تعريف کرد. از آنجا که استهلاک، هزينه‌اى غيرنقدى است، باعث به‌وجود آمدن سپر مالياتى (صرفه‌جوئى مالياتي) مى‌شود و ماليات شرکت را کاهش مى‌دهد. به هر حال، سود سالانه شرکت (پس از کسر ماليات) باعث مى‌شود که جريان نقدى به مبلغى معادل هزينه ماليات کاهش يابد. بنابراين براى برآورد و تعيين جريان نقدى يک طرح بايد هزينه استهلاک را به رقم سود پس از کسر ماليات اضافه کرد.

محاسبه مبلغ خالص سرمايه‌گذارى

هنگامى‌که طرحى پذيرفته مى‌شود، خالص وجوه نقدى را که از اين بابت خرج مى‌شود ”خالص سرمايه‌گذارى ـ N.NET investment“ و زمانى را که سرمايه‌گذارى اوليه در آن‌صورت مى‌گيرد زمان صفر مى‌نامند. چگونگى محاسبه مبلغ خالص سرمايه‌گذارى در معادله ذيل نشان داده شده است:


هزينه طرح = مبلغ خالص سرمايه‌گذارى


هزينه نصب دستگاه‌ها +


وجوه حاصل از فروش دارائى‌ها -


ماليات مربوط به فروش دارائى‌ها±

هزينه‌هاى طرح و نصب دستگاه‌ها

”هزينه طرح ـ project cost“ مساوى است با پولى که براى احداث يا خريد يک دارائى به مصرف مى‌رسد. زمانى‌که اجراء طراحى مستلزم حمل و نقل يا نصب دستگاه‌ها و ماشين‌آلات مى‌شود، يا نياز به افزايش سرمايه در گردش پيدا مى‌کند. هزينه اين اقلام نيز بخشى از مبلغ خالص سرمايه‌گذارى است. هنگام محاسبه مبلغ خالص سرمايه‌گذاري، هزينه‌هاى مالى (بهره) و ارزش اسقاط دارائى‌هاى جديد (که مربوط به چند سال بعد مى‌شود) به حساب نمى‌آيند و اين بدان مفهوم است که مبلغ خالص سرمايه‌گذارى‌ها نشان‌دهنده خالص وجوهى است که در آغاز طرح به‌صورت نقد پرداخت مى‌شود.

فروش دارائى‌ها

گاهى يک طرح سرمايه‌گذارى مستلزم جايگزينى ماشين‌آلات جديد به‌جاى ماشين‌آلات موجود در کارخانه مى‌شود. احتمالاً ماشين‌آلات موجود ارزش روز يا ارزش اسقاط دارند و امکان دارد اين اقلام کاملاً مستهلک نشده باشند. فروش اين دارائى‌ها احياناً باعث افزايش يا کاهش ماليات‌هاى شرکت مى‌شود و آثار مالياتى اين اقلام در محاسبه ميزان خالص سرمايه‌گذارى بايد منظور شود.


در برخى کشورها شرکت‌ها بايد ۴۰ درصد سود مشمول ماليات خود را بابت ماليات بپردازند. شرکت‌هاى مزبور براساس قوانين مالياتى بايد معادل ۴۰ درصد سود حاصل از فروش دارائى‌ها را نيز بابت ماليات بپردازند. مقرراتى که به‌موجب آنها ماليات سود حاصل از فروش دارائى‌ها محاسبه مى‌شود به اين شرح است:


۱. الگو يک قلم دارائى به قيمتى کمتر از ارزش دفترى آن به فروش برسد، آن شرکت مى‌تواند معادل ۴۰ درصد تفاوت بين قيمت فروش و ارزش دفترى آن قلم دارائى (زيان حاصله) را از ماليات آن دوره کسر کند (زيان ناشى از فروش دارائى باعث صرفه‌جوئى مالياتى مى‌شود).


۲. اگر دارائى به قيمتى معادل ارزش دفترى آن به فروش برسد، فروش دارائى هيچ اثرى در ماليات شرکت نخواهد داشت.


۳. اگر دارائى به مبلغى بيش از ارزش دفترى دارائى به فروش برسد، معادل ۴۰ درصد تفاوت قيمت فروش و ارزش دفترى دارائى (سود حاصله) بر ماليات آن دوره شرکت افزوده مى‌شود.