هنگامى‌که جريان‌هاى نقدى طرح‌هاى مختلف سرمايه‌گذارى مشخص باشد براى ارزيابى مطلوبيت طرح‌هاى موردنظر از ارزش فعلى خالص استفاده مى‌کنند؛ اما زمانى‌که جريان‌هاى نقدى به‌طور قطع و يقين مشخص نباشد يعنى در وضعيت مطمئن نباشيم، علاوه بر محاسبه سود يا بازده بايد از معيار ديگرى نيز براى محاسبه ريسک استفاده کنيم. بنابراين مطلوب بودن طرح سرمايه‌گذارى (در وضعيت نامطمئن) بايد براساس مقدار بازده و ريسک آن ارزيابى شود.


زمانى وضعيت نامطمئن است که مقدار جريان‌هاى نقدى آينده به‌طور يقينى مشخص نباشد. اگر درجه احتمال هريک از جريان‌هاى نقدى ممکن طرح مشخص باشد، مى‌توان ريسک آن طرح را در وضعيت نامطمئن محاسبه کرد. در اين مبحث ”ريسک“ و ”عدم اطمينان“ با يکديگر مترادف هستند.

ريسک در چارچوب بودجه‌بندى سرمايه

در مبحث بودجه‌بندى سرمايه‌اي، با ريسک تجارى سروکار داريم؛ زيرا روش‌هاى بودجه‌بندى سرمايه‌اى به ما کمک مى‌کنند تا ساختار دارائى‌هاى شرکت را تعيين کنيم. طرحى ريسک تجارى دارد که ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى آن قابل پيش‌بينى نباشد.


روش‌هائى را که براى بيان جريان‌هاى نقدى به‌کار مى‌بريم، بايد داراى خصوصيات زير باشد:


۱. مجموعهٔ جريان‌هاى نقدى احتمالى مربوط به ميزان خالص سرمايه‌گذارى‌ها تعيين‌شدنى باشد.


۲. مجموعهٔ جريان‌هاى نقدى احتمالى هر دوره تعيين‌شدنى باشد.


۳. مقادير موجود در هر مجموعه بايد ناسازگار باشند و اين بدان معنى است که در هر مجموعه فقط يک رخداد واقع خواهد شد.


۴. در مجموعهٔ احتمالي، تمام حالت‌هاى ممکن بايد در نظر گرفته شده باشد. به‌طورى که يکى از آن حالت‌ها حتماً اتفاق بيفتد.

مفروضات بودجه‌بندى سرمايه‌اى

در بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت‌هاى نامطمئن، علاوه برمفروضات مبحث (بودجه‌بندى سرمايه‌اى در وضعيت مطمئن: تصميم‌گيري)، از مفروضات ديگرى هم استفاده خواهيم کرد. مفروضاتى ک در وضعيت‌هاى مطمئن و نامطمئن مورد توجه قرار مى‌گيرند از اين قرار هستند:


۱. داده‌هاى اصلى که معرف طرح سرمايه‌گذارى هستند عبارتند از: ميزان خالص سرمايه‌گذارى و جريان‌هاى نقدى آينده طرح.


۲. وجوه نقد در پايان سال به‌ درون شرکت جريان خواهند يافت.


۳. فقط از الگوهاى متعارف جريان‌هاى نقدى استفاه مى‌شود.


۴. شرکت موردنظر با جيره‌بندى سرمايه‌اى روبه‌رو نيست.


مفروضات خاصى که بايد در مورد ميزان خالص سرمايه‌گذارى و بازده موردنظر در وضعيت‌هاى نامطمئن در نظر گرفت عبارتند از:


۱. مقادير ممکن مبلغ خالص سرمايه‌گذارى هر طرح مشخص است (رخدادها ناسازگار هستند و وقوع يکى از آنها حتمى است).


۲. مقادير متحمل جريان‌هاى نقدى احتمالى بايد دقيقاً مشخص باشد (رخدادها ناسازگار هستند و وقوع يکى از آنها حتمى است).


۳. فرض بر آن است که نرخ بازده موردنظر شرکت تابعى است از ريسک و بازده طرحى که در وضعيت‌هاى نامطمئن به اجراء درمى‌آيد.

مفروضات رفتارى

براى تشريح روشى که مديرمالى به کمک آن طرح‌ها را در شرايط نامطمئن ارزيابى مى‌کند، بايد مفروضات خاصى را در نظر گرفت. به‌طور کلي، فرض بر اين است که مديران ريسک‌گريز هستند. اين بدان‌معنى است که مديران، طرح‌هاى مخاطره‌آميز (داراى ريسک) را نمى‌پذيرند؛ مگر اينکه سود مورد انتظار آنها زياد باشد که فقط در آن‌صورت امکان دارد چنان ريسکى را بپذيرند. به‌عبارت ديگر ريسک‌گريز بودن بدان‌معنى است که مديران فقط در صورتى ريسک‌هاى اضافى را خواهند پذيرفت که بازده سرمايه‌گذارى تا مبلغ قابل‌توجهى افزايش يابد.


مى‌توان از منحنى بى‌تفاوتى R (در نمودار F) که داراى شيب صعودى است براى نشان دادن ريسک‌گريز بودن مديران استفاده کرد. در روى اين منحنى هر نقطه نشان‌دهنده مقدار بازدهى است که مديران در ازاء پذيرفتن آن مقدار از ريسک انتظار دارند دريافت کنند. براى مثال، فرض کنيد نقطهٔ A نشان‌دهنده کل ريسک شرکت و نقطه B نشان‌دهنده بازده موردنظر (براى پذيرفتن آن ريسک) است. براى اينکه شرکت خود را در معرض ريسک´A قرار دهد، انتظار دارد که بازده مورد انتظار به نقطه ´B برسد. افزايش ريسک از نقطه A به´A مستلزم اين است که بازده به مقدار بيشترى افزايش يابد و از B به´B برسد. بنابراين، هرقدر شيب منحنى تندتر باشد، شرکت مربوط ريسک‌گريزتر (محافظه‌کارتر) است.



مسئله ريسک‌گريز بودن مديران دو معيار به‌دست مى‌دهد که مى‌توان با آنها ميزان مطلوبيت طرح‌هاى مخاطره‌آميز (داراى ريسک) را درجه‌بندى کرد. اين دو معيار عبارتند از:


۱. اگر بازده مورد انتظار دو طرح يکسان باشد، مدير مالى طرحى را انتخاب مى‌کند که داراى ريسک کمترى است.


۲. اگر دو طرح داراى ريسک يکسان باشند، مديرمالى طرحى را ترجيح مى‌دهد که بازدهى مورد انتظار آن بيشتر است.