بيمهٔ محصولات کشاورزي، حرکتى ارزشمند و مفيد است که مى‌تواند نقش حمايتى مهمى در اقتصاد کشورهاى در حال توسعه ايفاء کند، زيرا محصولات کشاورزى و دامي، موقعيت کليدى و استراتژيک در اقتصاد کشورهاى درحال توسعه دارند. ويژگى‌هاى اقتصادى اين کشورها عبارت است از:


- افزايش کُند درآمد حقيقى سرانه يا حتى بدتر، درجا زدن


- نوسان درآمد در بخش کشاورزى بين ۲۰ تا ۴۰ درصد


- توزيع درآمد دو قطبى و غيرعادلانه


- توزيع نيروى کار حدود ۳۰ درصد يا اندکى بيشتر در بخش کشاورزى


- پائين‌بودن ضريب توليد نسبت به سرمايه


- صادرات، عمدتاً مواد خام اوليه؛ واردات، مصنوعات صنعتى است (نتيجه: کسرى پرداخت در تراز بازرگانى خارجي).


از سوى ديگر نوسازى بخش کشاورزي، به منابع مالى کافى نياز دارد که متعاقب آن نياز به پوشش بيمه‌اى براى کشاورز و دام‌دار و گسترش و تشويق توليد‌کنندهٔ روستائى در اين امر احساس مى‌شود. در کشورهاى درحال توسعه اکثر کشاورزان فاقد درآمد کافى هستند و سطح درآمد آنها تا حد گذران زندگى معمول است. در نتيجه، علاقهٔ چندانى به‌استفاده از تکنولوژى و روش‌هاى امروزى توليد که مستلزم سرمايه‌گذارى جديد است ندارد. نگرانى ايشان، هزينه و بدهکارى است که قدرت بازپرداخت آن را ندارد و غافل از آنکه بيمه مى‌تواند ترس و نگرانى آنها را بر طرف کند و کشاورز و دامدار و توليد‌کننده را در موقعيت بهترى قرار دهد تا با اطمينان ‌خاطر با ريسک کشاورزى درگير شوند، بيمه‌گر را حامى و پشتيبان خويش بشناسند و مطمئن باشند که درصورت بروز خسارت نيز قادر خواهند بود بدهى‌ها را بپردازند؛ در ضمن، اميدوارانه به‌دورهٔ بعدى کشت بينديشند و به‌فعاليت خود ادامه دهند. در اين‌صورت ترغيب خواهند شد که از تکنيک‌‌هاى جديد براى توليد استفاده کنند. مشکل مهم ديگرى که بايد خاطرنشان شود ضعف بنيهٔ مالى مؤسسات اعتبارى کشاورزى است که به‌ هنگام وقوع فاجعه‌هاى طبيعي، با مشکلات جدى و کاهش توان مالى براى کمک به کشاورزان مواجه مى‌شوند. در چنين مواقعى بيمه يک ابزار عالى براى جبران خسارت‌ها است تا سطح اقتصادى کشاورزان حفظ شود.


بيمه‌گران که براى کاهش خطر و خسارت نيازمند تحقيق و بررسى هستند مى‌توانند نتيجهٔ مطالعات خويش را در اختيار کشاورزان قرار دهند. افزون بر اين، بيمه‌گران قادر هستند که آمار و اطلاعات مورد نياز مراجع کشاورزى و دامى کشور را در زمينهٔ توليد محصولات مختلف کشاورزى تهيه‌ کنند. اينگونه همکارى بيمه‌گران مى‌تواند در تهيهٔ برنامه‌هاى توسعه، افزايش بهره‌ورى و به‌کارگيرى روش‌هاى توليدى که منجر به افزايش توليد مى‌شود مؤثر باشد. بيمهٔ محصولات کشاورزى و دامى امکان انتقال اقتصاد را از دو طريق مهيا مى‌سازد. اول، از طريق پرداخت حق بيمه، يعنى پرداخت پول از طرف کسانى‌که دچار خسارت نشده‌اند به کسانى‌که متحمل خسارت و زيان گرديده‌اند؛ به‌بيان ديگر، انتقال خسارت کشاورزان فقير به دوش کشاورزان ثروتمند. در اينجا بيمه‌گر در نقش اداره‌کنندهٔ چنين صندوق تعاونى مطرح مى‌شود.


دوم، از طريق مشارکت دولت به‌نفع کشاورزان با پرداخت يارانه که در حقيقت يک انتقال داخلى در اقتصاد ملى به‌طور همه‌جانبه در توزيع مجدد درآمدها در جهت حمايت کشاورزان و دامداران است. بيمهٔ محصولات کشاورزى و دام طرح جديدى نيست و در برخى کشورها سابقهٔ طولانى دارد. در آلمان اين بيمه بيش از صد سال سابقه دارد و در تعدادى از کشورها، چندين دهه را پشت‌سر نهاده است. بيمهٔ محصولات کشاورزى پس از سال‌ها دچار تغييراتى‌شده که هدف آن، فراگير کردن اين بيمه است. بازده نامطمئن محصول مهم‌ترين خطرى است که کشاورزان با آن روبه‌رو هستند. فاجعهٔ طبيعى به‌همراه فقدان توان مالى کشاورز، نه‌تنها سبب از دست‌رفتن درآمد کشاورز خواهد شد بلکه احتمال دارد هست و نيست و سرمايه‌گذارى وى را هم باد هوا کند. به هرحال، مهم‌ترين مزاياى بيمهٔ کشاورزى را مى‌توان در مورد زير جست و جو کرد:


- ارائه تأمين به کشاورزان در مقابل خطرهاى فاجعه‌آميز و غيرقابل پيش‌بينى براى محصولات توليدي.


- با ايجاد ثبات در درآمدها در بخش کشاورزي، ثبات عمومى در اقتصاد کشور پديد مى‌آيد.


- اعتبار کشاورزان را در دريافت وام اعتبار از مؤسسات اعتبارى افزايش مى‌دهد.


- بيمهٔ محصولات کشاورزي، در کشاورزان اتکاءِ به‌نفس ايجاد مى‌کند تا از پيشرفت‌هاى علمى و فنى در راه افزايش بهره‌ورى خويش استفاده کنند.


- بيمه با ارائه تأمين، دولت را در پرداخت خسارت‌هاى غيرقابل پيش‌بينى به کشاورزان يارى مى‌کند.


خطرهاى احتمالى و غيرقابل پيش‌بينى محصولات کشاورزى عبارتند از:


خشکسالي، رطوبت بيش از حد، تگرگ، باد و تندباد، صاعقه، حشرات، امراض نباتي، سيل، آتش‌سوزي، زلزله، آتشفشان و حملهٔ حيوانات وحشي.

مديريت ريسک در بيمه‌ٔ محصولات کشاورزى

بيمه را مى‌توان شيوه و تکنيک مديريت ريسک نيز اطلاق کرد. تکنيک‌هاى مديريت ريسک، تکنيک‌هاى کاهش ريسک است. به‌کليهٔ تلاش‌هائى که براى تغيير و کاهش ريسک‌پذيرى و در نتيجه تقليل پتانسيل خسارت انجام مى‌گيرد، ”تکنيک‌هاى مديريت ريسک“ اطلاق مى‌شود. مدير ريسک براى ادارهٔ انواع ريسک‌ها وظيفهٔ خود را در چهار مرحله به‌شرح زير انجام مى‌دهد:


- شناسائى ريسک‌ها

- ارزيابى ريسک‌ها

- کنترل ريسک‌ها

- تأمين مالى ريسک‌ها


يک واحد کشاورزى با خطرهاى بسيارى روبه‌رو است که بيمه‌گر چندان مايل نيست همهٔ آنها را بيمه کند. بيمه‌گر مى‌تواند پس از مطالعه و کسب تجربهٔ موفقيت‌آميز، خطرهاى تحت پوشش را توسعه دهد. حوادث و خطرهاى فاجعه‌آميز طبيعى از حيطهٔ کنترل و اختيار کشاورز خارج است اما اين بدان معنا هم نيست که بيمهٔ محصول مى‌تواند آنها را کنترل کند. بيمه فقط مى‌تواند با بررسى‌هاى علمى آمارى و با توجه به‌شدت و تواتر هر خطر، در خصوص ارزيابى و تعيين حق بيمهٔ آن اقدام کند.


براى مثال، خشکسالى خطرى است که به‌علت گستردگى دامنهٔ خسارت حق بيمهٔ آن هم بالا است و اغلب کشاورزان توان مالى کافى براى پرداخت حق بيمه ندارند. خطر سيل نيز مشکلاتى شبيه خشکسالى دارد. کلاً تعيين نرخ بيمه در بيمهٔ محصولات کشاورزى پيچيده و مشکل است زيرا نيازمند مطالعات وسبع و طولانى‌مدت است. به همين سبب بخش خصوصى در بيمه‌هاى بازرگانى چندان تمايلى به فعاليت در اين رشته ندارد. بيشتر کشاورزان که با خطر شديد مواجه هستند جزءِ قشرهاى آسيب‌پذير جامعه هستند و توان پرداخت حق بيمهٔ متناسب با ريسک خود را ندارند. به همين دليل است که دولت‌ها عمدتاً يا به‌طور مستقيم بيمهٔ محصولات کشاورزى را خود اداره مى‌کنند يا بخشى از حق بيمه را به‌شکل يارانه به کشاورزان مى‌پردازند. کمبود اطلاعات آمارى نيز تعيين نرخ بيمه را در اين رشته با محدوديت و مشکلات بسيار مواجه کرده است. نرخ بيمه در بيمهٔ محصول بايد با توجه به موارد زير تعيين شود:


- نرخ خالص خطر (باتوجه به احتمال وقوع)

- هزينه‌هاى بيمه‌گرى

- تأمين ذخاير متناسب با حجم پرتفوي


در برخى کشورهاى پيشرفته، دولت بخشى از حق بيمهٔ مربوط به هزينه‌هاى ادارى و ذخاير را پرداخت مى‌کند. شيوهٔ ديگرى به‌نام ”بيمهٔ اعتبار و وام“ مورد عمل است که در آن مشکلات ناشى از عدم بازپرداخت بدهى‌ها تخفيف مى‌يابد و موقعيت اعتبارى کشاورز نيز نزد مؤسسات اعتباردهنده تحکيم مى‌شود. در کليهٔ روش‌هاى بيمهٔ محصول (اعم از بيمه بر اساس بازده محصول يا سرمايه‌گذارى يا بيمهٔ وام و اعتبار) خطرهاى محدود مى‌تواند کارآئى برنامهٔ بيمه را تضمين کند. حتى کشورهاى پيشرفته‌ٔ صنعتى نيز در گزينش خطر، بسيار با احتياط عمل مى‌کنند و اغلب به‌صورت يک يا چند خطر انتخابى پوشش مى‌دهند. خطرهائى همچون تگرگ، دزدي، آتش‌سوزى و جز آن ممکن است هر کدام به ‌تنهائى موضوع يک طرح مستقل بيمهٔ محصول و وام باشند. مؤسسهٔ بيمه‌اى که محصولات کشاورزى را بيمه مى‌کند (اعم از اينکه دولتي، خصوصى يا تعاونى باشد) بايد نقش پل ارتباطى بين بخش‌هاى کشاورزى و اقتصادى را ايفاء کند. داشتن ارتباط با سازمان‌هاى مالى و بازرگاني، توان مالى و احتمال موفقيت بيمه را افزايش مى‌دهد. در اين زمينه مى‌توان به موارد زير اشاره کرد:


- بانک‌ها و بيمه‌ها مشتريان واحد دارند. داشتن اطلاعات پيرامون ظرفيت اعتبار کشاورزي، ميزان مالکيت، درآمد و روش توليدى وى براى هر دو تشکيلات ضرورى است. اين نهادها مى‌توانند اطلاعات خويش را با هزينهٔ کم مبادله کنند.


- شبکهٔ بانکى مى‌تواند در جمع‌آورى حق بيمه و پرداخت خسارت، شرکت بيمه را يارى دهد.


موارد مورد توجه بیمه گر در محصولات کشاورزی:


- مشارکت کشاورزان در ارزيابى خسارت


- در اختيار داشتن کارشناسان متخصص براى ارزيابى ريسک و پرداخت خسارت و نظارت مستمر بر فعاليت آنان


- انتخاب شيوه‌هاى اجرائى مناسب و استفاده از خدمات واسطه‌هاى بيمه


- تأمين سرمايهٔ کافى و ايجاد ذخاير لازم (کشاورزان، دولت يا بازار سرمايه مى‌توانند منابع مالى شرکت را تأمين کنند).


- بهره‌مندى شرکت بيمهٔ فعال در اين رشته از تسهيلات و معافيت‌هاى مالياتي.