به‌طور کلي، عناصر خاموش‌کننده به چهار دستهٔ مشخص تقسيم مى‌شوند: ۱. عناصر سردکننده مانند آب؛ ۲. عناصر خفه‌کننده مانند کف، ماسه، خاک؛ ۳. عناصر رقيق‌کننده مانند N۲ ،CO۲؛ ۴. عناصر ضد ترکيب مانند گرد ويژهٔ شيميائي.


فقط آب خاصيت سردکنندگى دارد. بنابراين، در صورت خاموش‌کردن آتش‌سوزى چنانچه تا مدت‌زمانى کم و بيش زياد به‌عمل اطفاء ادامه ندهند ممکن است مواد مشتعل در ظرف، چند ثانيه بعد دوباره آتش بگيرد، زيرا درجهٔ حرارت محيط از درجهٔ آتش‌گيرى مادهٔ سوزان بيشتر است. کف، روى مايعات سوختنى مشتعل را مى‌پوشاند و مانع رسيدن هوا يا اکسيژن به آن مى‌شود ولى چون حرارت زياد مايع شعله‌ور و هواى داغ مجاور به‌سرعت کف را (در صورتى‌که ضخامت کافى نداشته باشد) مى‌سوزاند و از بين مى‌برد، مايع خاموش ‌شده دوباره شعله‌ور مى‌شود.


کف خاموش‌کننده معمولاً براى سطح‌هاى افقى است و بر روى ديوارهاى عمودى يا مثلاً زير بدنهٔ هواپيماى مشتعل قرار نمى‌گيرد و در اينگونه موارد مؤثر نيست.


عناصر رقيق‌کننده که از گازها هستند (مانند N۲ ،CO۲) حتى اگر با فشار زياد پرتاب شوند باز برد کافى ندارند و به‌سرعت بر اثر جريان عادى هوا و کشش باد آتش‌سوزى پراکنده مى‌شوند و خاصيت خود را از دست مى‌دهند.

آب

ترکيبى پادار از اکسيژن و هيدروژن است و حتى در حرارت ۲۰۰۰ درجه نيز بيش از ۱۰ درصد مولکول‌هاى آن تجزيه نمى‌شود. خاصيت حل‌کردن مواد در آب زياد است و هرچه درجهٔ حرارت آن پائين‌تر باشد گاز بيشترى درخود نگه مى‌دارد. آب با توجه به ويژگى‌هاى فراوان، ابزار اصلى در کار آتش‌نشانى است:


- ارزان است و معمولاً همه‌جا و به‌سهولت در دسترس قرار مى‌گيرد.


- قدرت بسيار سيلان آب در انواع لوله‌هاى فلزي، لاستيکى و برزنتي، انتقال آن را از فاصله‌هاى دور به کانون آتش‌سوزى ميسر مى‌کند.


- گنجايش بسيار حرارتى آب، آن را به‌صورت بهترين سردکننده در مى‌آورد.


با وجود اين، استفاده از حداکثر قدرت سردکنندگى آب اغلب به‌دست ما نيست و به وضعيت خاص آتش‌سوزى بستگى دارد. براى مثال، در آتش‌سوزى‌هاى بزرگ چنانچه آب به‌صورت گرد به‌کار رود، حرارت زياد فضا و جريان شديد صعودى هواى داغ، آن را قبل از رسيدن به کانون آتش‌سوزى تبخير مى‌کند و توأم با جريان صعودى هوا به خارج مى‌راند. در آتش‌سوزى‌هاى بزرگ به‌علت حرارت زايد نمى‌توان به کانون آن نزديک شد و ناچار از فاصله دور بايد به اطفاء پرداخت و از آنجا که هر قدر آب با قطره‌هاى ريزتر پرتاب شود از برد آن کاسته مى‌شود، لذا ناچار بايد از فوران پر استفاده کرد، هرچند که در اين‌صورت قسمت اعظم آب به‌هدر مى‌رود. در اينگونه موارد نيز چنانچه در آن واحد از آب به هر دو شکل استفاده شود به‌مراتب زودتر به نتيجهٔ اصلى که خاموش‌کردن آتش‌سوزى است خواهيم رسيد. بدين‌ترتيب که در آن واحد از فوران پرجهت حمله به مرکز آتش‌سوزى از فواصل دور و از آبگردي، براى سردکردن فضاى داغ به‌صورت محافظى براى پيشروى استفاده کنيم. در اين‌صورت بديهى است که به‌سرعت مى‌توان به کانون اصلى آتش‌سوزى نزديک شد و بى‌آنکه هواى داغ محل مانع کار شود يا به مأموران صدمه بزند. بنابراين آبگردى را تنها در آتش‌سوزى‌هاى کوچک يا براى سردکردن فضاى داغ و سپس پيشروى در آتش‌سوزى‌هاى بزرگ مى‌توان به‌کار برد.


آب نسبتاً سنگين وزن است، لذا حمل و نقل آن آسان نيست. چون هادى الکتريسيته هم است، از اين‌رو در محل‌هائى که احتمال برخورد آب با سيم‌هاى برق يا دستگاه‌هاى الکتريکى مى‌رود خطر برق‌گرفتگى براى پرتاب‌کنندهٔ آب وجود دارد (مگر اينکه آب به‌صورت گرد يا از فاصلهٔ دور پرتاب شود)؛ رسيدن آب به بعضى از مواد شيميائي، مايعات اشتعال‌پذير يا فلزات، گاه بر شدت احتراق و دامنه‌دارشدن آتش‌سوزى مى‌افزايد؛ در صورت رسيدن آب به موادى مانند کاربيت (کربور دوکلسيوم)، بلافاصله گاز بسيار خطرناک استيلن به هوا بلند مى‌شود و محيط انفجارى توليد مى‌کند؛ با بعضى از فلزات مانند سديوم و پتاسيوم واکنش‌هاى انفجارى دارد؛ چون از بيشتر مايعات اشتعال‌پذير مانند فرآورده‌هاى نفتى سنگين‌تر است در آنها فرو مى‌رود و به ‌محض آنکه قشر داغ اين قبيل مايعات مشتعل به آن برسد يکباره تبخير و ۱۷۰۰ بار بر حجم آن اضافه مى‌شود. در نتيجه، قسمت اعظم مايع مشتعل به‌ خارج پرتاب مى‌شود، به‌صورت نهرهاى مشتعل جريان مى‌يابد و بر دامنهٔ آتش‌سوزى و خسارت‌ها به‌مراتب مى‌افزايد؛ به آلات و ادوات و اثاث مختلف نيز صدمه مى‌زند و باعث زنگ‌زدگى و پوسيدگى آنها مى‌شود.

کف

کف آتش نشانی محلول مایعی است که روی مواد سوزان را می پوشاند، مانع از برخاستن گازهای اشتغال پذیر از مواد می شود و از رسیدن اکسیژن هوا به مواد سوزان نیز جلوگیری  به عمل می آورد. کف دو نوع عمده دارد:


۱ف شیمیائی که بر اثر واکنش مخلوطی از ماده شیمیائی به نام ، که معمولاً از سولفات آلومینیوم است، و ماده دیگری به نام B که معمولاً بی کربنات دو سود یا جوش شیرین است، و ماده تثبیت کننده ای از آب به دست می آید. یکی از تولیدات این واکنش CO2 است که درون حباب های این نوع کف قرار گرفته است.


۲ف مکانیکی یا کف هوائی که با داخل کردن هوا به درون آبی که مقدار کمی ماده غلیظ کف کننده در آن حل شده است حاصل می شود. درجه غلظت این کف، به کم و زیاد کردن محلول آب وابسته خواهد بود. توسعه حجمی این نوع کف بسیار زیاد است.

گاز بى‌اکسيد کربن

گازکربنيک يا گاز بى‌اکسيد کربن (CO۲)، گاز آتش‌نشانى است که در دستگاه‌هاى ثابت خودکار، خاموش‌کننده‌هاى دستى و چرخ‌دار مورد استفاده قرار مى‌گيرد. بى‌اکسيد کربن گازى غيرقابل احتراق، بى‌بو، بى‌اثر، غيرسمي، فاسدنساز و عايق است. به‌علت اينکه از هوا سنگين‌تر است در صورت پرتاب بر روى آتش‌سوزي، اکسيژن هوا را خارج مى‌کند و خود جانشين آن مى‌شود. در واقع با تقليل درصد اکسيژن هوا موجب اطفاءِ آتش‌سوزى مى‌شود، زيرا وقتى درصد اکسيژن هوا از ۲۱ درصد به ۱۵ درصد (و در وارد استثناء به ۶ درصد) برسد تقريباً هر نوع آتش‌سوزى خاموش مى‌شود. آتش‌سوزى‌هائى که بر اثر CO۲ به‌ظاهر خاموش شده‌اند، پس از تهويهٔ محل و پراکندگى گاز در صورتى‌که گل آتش‌ها يا فلزات داغى وجود داشته باشند ممکن است دوباره آتش بگيرند. در آتش‌نشانى اين گاز را به‌علت عايق‌بودن و اثر نگذاشتن بر روى وسايل، بيشتر در محل‌هاى سربسته به‌کار مى‌برند.

گردهاى شيميائى

گرد شيميائى مخلوطى از گرد بعضى از مواد شيميائى است. معمولاً با بنيان بى‌کربنات (که براى خاموش‌کردن آتش‌سوزى‌هاى از نوع مايعات اشتعال‌پذير و الکتريکى به‌کار مى‌رود)، قابل استفاده است. اصطلاح گرد شيميائى را نبايد با گرد خشک اشتباه کرد. گرد خشک معمولاً براى خاموش‌کردن آتش‌سوزى فلزاتى مانند سديوم و منيزيم به‌کار مى‌رود.


گرد شيميائى در حرارت‌هاى عادى و پائين معمولاً پايدار است ولى در حرارت‌هاى بيشتر از ۶۰ درجه امکان دارد بعضى از مواد اضافه‌شده به آن ذوب و موجب چسبندگى گرد شود. براى مصرف‌هاى مختلف گردهاى شيميائي، دستگاه‌هاى فراوان و گوناگونى از نوع دستي، چرخى و ارابه‌اى ساخته‌اند. هر دستگاه معمولاً براى نوع خاصى گرد شيميائى ساخته شده است و در صورتى‌که از انواع مختلف پر شود بسيار خطرناک خواهد بود.

مواد هالوژنه

اين مواد خاموش‌کننده از يک يا چند عنصر هالوژن مانند فلوئور، کلر، بروم و يد تشکيل شده‌اند. وقتى اتم هيدروژن با يک مادهٔ هيدروکربن يا يک يا چند اتم هالوژن عوض شود خواص ماده به‌کلى تغيير مى‌کند. وجود هالوژنى مانند بروم در يک ترکيب، بر آثار خاموش‌کنندگى آن مى‌افزايد.