بيمهٔ کالا در حين حمل

اين مورد پيچيده‌اى است. دليل عمدهٔ آن هم دله‌دزدى‌هاى فراوان از محصولات تجارى در حين حمل است.


بيمه‌نامهٔ کالا در حين حمل دو نوع است:


- حمل کالاى بيمه ‌شده با وسايل نقليهٔ خود بيمه‌گذار با سرمايهٔ بيمه‌شدهٔ معين براى هر وسيلهٔ نقليه.


- تحويل کالا براى حمل با وسايل نقليهٔ موتورى زمينى (با مالکيت بيمه‌گذار يا اشخاص غير)، راه‌آهن، يا پست با سرمايهٔ معين براى هر حمل.


براى ارزيابى ريسک کالاى در حين حمل، به ‌عوامل زير توجه مى‌شود:


- نوع و ماهيت کالا از نظر ميزان آسيب‌پذيرى و دزدي


- شيوهٔ حمل


- ابزارهاى ايمنى که وسيلهٔ نقليهٔ حامل کالا به آنها مجهز است


- حدود و ظرفيت هر حمل


- تجربهٔ گذشته (توانائى راننده و مديريت مؤسسهٔ حمل و نقل)


استثناءهاى قرارداد نيز عبارتند از:


- راديواکتيو و انرژى هسته‌اى


- جنگ، شورش، آشوب، بلوا، جنگ داخلي، زمين‌لرزه، آتش‌سوزى تحت‌الارضى


- موش‌خوردگى و زيان‌هاى ناشى از حشرات موذي، گرد و خاک و رطوبت


- تأخير، از دست‌دادن بازار، عدم‌النفع از هر نوع، فساد، تغييراتى که عامل ايجاد آنها طبيعت باشد.


- دزدى و دله‌دزدى‌ کارکنان بيمه‌گذار، يا با همکارى آنان


- کالاهاى همراه مسافران


- خسارت وارده به مواد منفجره، اسيدها، کالاهاى خطرناک، پول و اوراق بهادار بانکي، جواهر، ساعت، نشريات تجارتي، اشياءِ عتيقه، انواع دام، مجلات، مدل، طراحي، شمش‌هاى طلا.

بيمه‌نامه به ارزش نو

براى درک بهتر بيمه به ارزش نو بايد به مفهوم بيمه پس از کسر استهلاک نيز توجه شود. ارزش نوى يک شيء مبلغى است که بتوان آن شيءِ معين را در يک روز مشخص مجدداً تهيه يا توليد کرد، در حالى‌که مقصود از ارزش پس از کسر استهلاک، ارزش شيء در يک زمان معين است که با آن مى‌توان شيءِ مشابهى را با همان خصوصيات و در همان لحظه، يعنى لحظهٔ قبل از وقوع حادثهٔ منجر به خسارت تهيه کرد. با عنايت به اين تعريف، بين بيمه به ارزش نو و بيمه پس از کسر استهلاک، اختلاف عمده‌اى وجود دارد. در هر دو مورد، روز وقوع حادثه مبناى تعيين ارزش است. در بيمه به ارزش نو مبلغى که در حالت معمولى پرداخت مى‌شود، براى تهيهٔ مجدد نوى شيءِ خسارت‌ديده در روز وقوع حادثهٔ منجر به خسارت است، ولى در بيمه پس از کسر استهلاک، ارزش شيء در لحظهٔ قبل از ورود خسارت پرداخت مى‌شود. در اينجا بيمه‌گر اختلاف ميان نو و کهنه را درنظر مى‌گيرد.


در سدهٔ هفدهم، خسارت به‌صورت نقد و پس از کسر استهلاک پرداخت مى‌شد. پرداخت خسارت نقدى تا هنگامى‌که وضع اقتصادى ثابت بود اشکالى به‌وجود نمى‌آورد، زيرا بيمه‌گذار مى‌توانست با کمک‌گرفتن از امکانات مالى خود (مانند پس‌انداز که ارزش ثابتى دارد) استفاده و اختلاف ميان نو و کهنه را که همان استهلاک بود شخصاً تأمين کند. بيمه‌گران نيز تا آن زمان اعتقاد داشتند که استهلاک امرى حتمى است و هر شيء به‌تدريج با گذشت زمان و استفاده از آن کهنه و فرسوده مى‌شود، در حالى‌که بيمه‌گر خطر احتمالى را بيمه مى‌کند که زمان وقوع و ميزان خسارت‌وارده معلوم نيست. پس از جنگ جهانى اول در هنگامى‌که دنيا دچار بحران مالى و تورم شد، مشکل تأمين مبلغ اختلاف ميان نو و کهنه نيز چهره نشان داد.


 بدين‌ترتيب که بيمه‌گذاران با گرفتن خسارت و اضافه‌کردن مبلغى که مى‌شد آن را هزينهٔ استهلاک تلقى کرد، قادر نبودند شيءِ خسارت‌ديده را جايگزين کنند. در نتيجه، ضرورت عقد قرارداد بيمه‌اى برمبناى پرداخت خسارت به ارزش نو، روز به‌روز قوت گرفت. اين ضرورت منطقى به‌نظر مى‌رسيد، زيرا بيمه‌گذارى که مجبور بود اختلاف ميان نو و کهنه را شخصاً تأمين کند و پس‌انداز و ذخيرهٔ استهلاک کافى هم نداشت، جزء توسل به وام‌دهندگان راهى پيش روى خود نمى‌ديد. دريافت اين نوع وام‌ها خالى از اشکال نبود زيرا بايد هم شيء را گرو مى‌گذاشتند و هم مجبور بودند براى اين قبيل وام‌ها بهرهٔ کمرشکنى بپردازند. به اين علت، بيمه‌گذاران، به‌ويژه توليدکنندگان، به جست‌وجوى پوشش بيمه‌اى رفتند تا بتوانند با استفاده از آن شيءِ خسارت‌ديده را جايگزين کنند يا در واقع خسارت خود را به ارزش نو بگيرند. آنان به اين نتيجه رسيده بودند که از اين طريق ادامهٔ حيات اقتصادى آنها امکان‌پذير مى‌شود. در آن زمان بيمه‌گران به‌دليل حتمى‌ بودن استهلاک، آن را بيمه‌پذير نمى‌دانستند، اما از آنجا که بيمه‌گر نيز تاجر است و در فروش بيمه به نياز بيمه‌گذار هم بايد توجه کند و از نظر مالى وى را در موقعيتى قرار دهد که بتواند فعاليت خود را از سر گيرد، پذيرفتند که بيمه‌نامهٔ به ارزش نو صادر کنند.


يکى از اصولى که بيمه‌گر در هنگام پرداخت خسارت بايد رعايت کند اين است که نگذارد بيمه‌گذار، بيمه را وسيلهٔ انتفاع خود قرار دهد. منتفع‌ شدن از بيمه در بيمه به ارزش نو جاى بحث دارد. چنانچه ارزش معمولى شى‌ءِ بيمه‌شده در لحظهٔ وقوع خسارت را حداکثر تعهد بيمه‌گر بدانيم بديهى است که در اکثر مواقع خسارت به ارزش نو مبلغى بيش از آن خواهد بود، ولى اگر به علاقهٔ بيمه‌گذار به حفظ شيء و ادامهٔ استفاده از آن توجه شود و بيمه‌گر با اطلاع به اين علاقهٔ بيمه‌گذار بيمه‌نامه صادر کند، بديهى است که موضوع منتفع ‌شدن از بيمه در صورت پرداخت اختلاف ميان نو و کهنه براى حفظ مورد بيمه و ادارهٔ استفاده از آن صادق نخواهد بود. در ضمن، بيمه‌گر در ارزيابى ريسک بايد به خطرهاى اخلاقى نيز توجه کند زيرا ممکن است بيمه‌گذار به مورد بيمه علاقه‌اى نداشته باشد و نه‌ تنها در جلوگيرى از وقوع حادثهٔ منجر به خسارت تلاش نکند بلکه به تشديد خطر تشويق نيز بشود و در صورت تحقق خطر، آن را گسترش هم بدهد. براى مثال، وقتى‌که بيمه‌گذار به مرور زمان به‌عللى مثل رکورد اقتصادي، يا محصولات با کيفيت بهتر و با قيمت ارزان‌تر رقيبان در بازار توان رقابت ندارد، يا اينکه ماشين‌آلات بهترى جايگزين ماشين‌آلات کهنهٔ بيمه‌گذار در بازار شده است و بيمه‌گذار نيازمند تعويض ماشين‌آلات است، امکان دارد وى تحريک شود و علاقهٔ خود را به پيشگيرى از توسعهٔ خسارت از دست بدهد؛ حتى ممکن است زمينهٔ ايجاد خسارت عمدى در او فراهم شود. اين به‌عهدهٔ بيمه‌گران است که آثار ريسک‌هاى شخصى و اخلاقى را در بيمهٔ نو به ارزش کهنه از طرق مختلف خنثى کنند.


اصولاً در بيمه به ارزش نو اموال و ماشين‌آلاتى بيمه مى‌شوند که بيش از ۳۰ تا حداکثر ۵۰ درصد مستهلک نشده باشند. اموالى‌ که به‌علت شيوهٔ استفاده از آنها استهلاک بسيار دارند، مانند قالب‌ها و فرم‌ها، به ارزش نو بيمه نمى‌شوند. هرگاه مورد بيمه‌اى قبل از رسيدن به ‌حد معين استهلاک، بيمه‌شده باشد ولى در هنگام تحقق خطر و ورود خسارت ميزان استهلاک بيش از حد معين، براى مثال ۳۰ درصد، باشد بيمه‌گر طبق شرايط عمومى قرارداد، خسارت را به‌ميزان پس از کسر استهلاک مى‌پردازد. هرگاه مورد بيمه به ارزش نو بيمه‌ شده باشد و بر اثر حادثه از بين برود بيمه‌گر معمولاً خسارت را در دو مرحله پرداخت مى‌کند. در مرحلهٔ اول فقط خسارت به‌ ميزان پس از کسر استهلاک پرداخت مى‌شود. در مرحلهٔ دوم بيمه‌گذار مدت ‌معيني، مثلاً دو سال، فرصت دارد تا مورد بيمه را با نو جايگزين و مدارک آن را براى دريافت بقيهٔ خسارت به بيمه‌گر عرضه کند تا بيمه‌گر بقيهٔ خسارت را بپردازد.


براى پرداخت کل خسارت، بيمه‌گذار بايد مورد بيمهٔ خسارت‌ديده را با نو جايگزين کرده باشد تا بتواند ما به‌التفاوت نو با کهنه را دريافت کند. نحوهٔ تعيين ارزش نو هم به اين صورت است که در مورد مبلغ معين بيمه‌شده توافق مى‌شود. اين مبلغ بيمه‌شده گهگاه تحت شرايط مخصوصى به‌خودى‌خود به‌علت افزايش قيمت‌ها تغيير مى‌کند. اين مبلغ بايد با ارزش بيمه‌شده يعنى ارزش نوى مورد بيمه در روز ورود خسارت برابر باشد. بنابراين فقط با تعيين مبلغ درست است که بيمه‌گذار مى‌تواند خسارت کامل خود را دريافت کند. زيرا چنانچه در طول مدت اعتبار قرارداد بيمه، بر اثر خريد اشياءِ جديد و يا ترقى قيمت‌ها ارزش مورد بيمه افزايش يابد، بدون اينکه مبلغ بيمه‌شده به‌همان نسبت افزايش يابد، بيمه‌گذار خسارت خود را به‌نسبت مبلغ بيمه‌شده به ارزش واقعى دريافت خواهد کرد. بنابراين، با وجود اينکه بيمه به ارزش نو، در مقايسه با بيمه به ارزش پس از کسر استهلاک، محاسن بسيارى دارد کنترل دايم بيمه‌گذار بر مبلغ بيمه‌شده ضرورى است. همچنين، با وجود اينکه ممکن است خريد اشياءِ جديد و تغيير مبلغ بيمه‌شده براى بيمه‌گذار قابل کنترل باشد معمولاً افزايش قيمت‌ها فراموش مى‌شود.


در مورد برخى از اموال بيمه‌شده، ماننده خانهٔ مسکوني، در صورتى بيمه‌گذار مى‌ةواند خسارت خود را به ارزش نو دريافت کند که مورد بيمه‌ بيش از ۳۰ درصد مستهلک‌ نشده باشد (برخى از بيمه‌گران ۵۰ درصد را نيز مى‌پذيرند) و مبلغ بيمه‌شده نيز با ارزش نوى مورد بيمه در روز تحقق خطر و ورود خسارت ماسوى باشد. در صورتى‌که مبلغ بيمه‌شده کمتر از ارزش مورد بيمه به قيمت نو در روز ورود خسارت ولى بيشتر از ارزش پس از کسر استهلاک باشد، پس از محاسبهٔ خسارت از طريق قاعدهٔ نسبي، در مرحلهٔ اول خسارت پس از کسر استهلاک پرداخت مى‌شود. پس از ارائهٔ مدارک دال بر جايگزينى با نو، باقيماندهٔ خسارت پرداخت خواهد شد. به مثالى در اين زمينه توجه کنيد:


ارزش نوى مورد بيمه در روز تحقق خطر بيمه‌شده ۳۳۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


ارزش مورد بيمه پس از کسر استهلاک ۲۷۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


خسارت‌وارده به بيمه‌گذار به ارزش نو ۱۵۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


خسارت‌وارده به بيمه‌گذار به ارزش نو پس از کسر استهلاک ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ريال


مبلغ بيمه‌شده به قيمت نو ۳۰۰،۰۰۰،۰۰۰


چون مبلغ بيمه‌شده به ارزش نو کمتر از ارزش نوى مورد بيمه در روز تحقق خطر منجر به خسارت ولى بيشتر از ارزش پس از کسر استهلاک اس خسارت به ترتيب زير محاسبه و پرداخت مى‌شود.


۱۳۶،۳۵۰،۰۰۰  =  ۳۰۰،۰۰۰،۰۰۰  × ۱۵۰،۰۰۰،۰۰۰  =
خسارت قابل پرداخت
۳۳۰،۰۰۰،۰۰۰


بيمه‌گر معمولاً در مرحلهٔ اول ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال از خسارت را مى‌پردازد. مابه‌التفاوت آن مى‌شود:


۱۶،۳۵۰،۰۰۰ = ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰  - ۱۳۶،۳۵۰،۰۰۰


۱۶،۳۵۰،۰۰۰ ريال را در مرحلهٔ دوم پس از ارائهٔ مدارک مبنى بر جايگزينى مورد بيمه با نو مى‌پردازد. در صورتى‌که مبلغ بيمه‌شده برابر ارزش پس از کسر استهلاک مورد بيمه در روز ورود خسارت باشد تعهد بيمه‌گر پرداخت خسارت به ارزش پس از کسر استهلاک است. چنانچه مبلغ بيمه‌شده حتى از ارزش پس از کسر استهلاک هم کمتر باشد در محاسبهٔ خسارت قاعدهٔ نسبى نيز رعايت خواهد شد.


ارزش نوى مورد بيمه در روز تحقق خطر منجر به خسارت ۶۳۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


ارزش مورد بيمه پس از کسر استهلاک ۴۸۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


خسارت‌وارده به مورد بيمه به ارزش نو ۱۵۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


خسارت‌وارده به مورد بيمه به ارزش پس از کسر استهلاک ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال


مبلغ بيمه‌شده ۳۶۰،۰۰۰،۰۰۰


مبلغ بيمه‌شده    /  ارزش مورد بيمه پس از کسر استهلاک  =   خسارت قابل پرداخت


۹۰،۰۰۰،۰۰۰  =  ۳۶۰،۰۰۰،۰۰۰  × ۱۲۰،۰۰۰،۰۰۰  =
خسارت قابل پرداخت
 ۴۸۰،۰۰۰،۰۰۰


بيمه‌گران معمولاً تا درصد از استهلاک را براى ماشين‌آلات صنعتى در محاسبهٔ خسارت درنظر نمى‌گيرند و با توجه به استهلاک کم در ماشين‌آلات، تمام خسارت را به ارزش نو پرداخت مى‌کنند. اين ميزان معمولاً ۲۰ درصد است و اگر ميزان استهلاک ماشين‌آلات صنعتى از ۲۰ درصد بيشتر باشد بيمه‌گران براى محاسبهٔ استهلاک ماشين‌آلات صنعتي، جدولى در اختيار دارند که براساس آن خسارت را محاسبه مى‌کنند. در نظر گرفتن جدول براى پرداخت خسارت ريسک‌هاى صنعتى بيان‌گر اين مطلب است که در بيمه به ارزش نو نيز بيمه‌گر ناگزير از توجه به استهلاک است. البته اگر درصد استهلاک از آن درصد بيشتر شود، بيمه به ارزش نو، به بيمه پس از کسر استهلاک تبديل مى‌شود.