ريسک‌هاى عام (فاجعه‌آميز) که ناشى از حوادث طبيعى و قوهٔ قهريه هستند و در صورت تحقق، خسارت‌هاى سنگين به‌بار مى‌آورند، سه مشخصه دارند: ۱. نسبتاً غيرمعمول و در واقع نادرالوقوع هستند؛ ۲. ناگهانى و غيرمنتظره هستند؛ ۳. زندگى انسان را به خطر مى‌اندازند. حوادث فاجعه‌آميز علاوه‌بر خسارت‌هاى مالى که به‌دنبال دارند مرگ هزاران انسان و نابودى آثار و بناهاى فرهنگى و باستانى را موجب مى‌شوند.

نکات مهم خطرهاى فاجعه‌آميز از ديدگاه بيمه

در اينجا فرض بر اين است که صنعت بيمه بر اساس اصول اقتصادى و بازرگانى که اساس فعاليت‌هاى اقتصادى بخش خصوصى است، عمل مى‌کند. بنابراين مؤسسات بيمه حق بيمه‌اى را که در مقابل ارائهٔ پوشش‌هاى متنوع خود دريافت مى‌‌دارند بايد براساس اطلاعات و نيازهاى بازار در درازمدت محاسبه کنند. نخستين پرسشى که در اين‌‌ زمينه به ذهن مى‌آيد اين است که آيا مى‌توان حق بيمهٔ ريسک را محاسبه و تعيين کرد؟ پرسش دوم با عواقب و نتايج مالى فاجعهٔ مصيبت‌بار ارتباط پيدا مى‌کند: تعهد شرکت بيمه‌ در مقابل اين حوادث چقدر است؟


در مورد پرسش اول، با توجه به اينکه حق بيمهٔ ريسک محصول دو عامل تواتر و ميزان خسارت احتمالى است، با بررسى اين دو عامل لااقل مى‌توان حق بيمه را به‌طور تقريبى محاسبه کرد. براى مثال در مورد طوفان، علاوه بر گردآورى اطلاعات هواشناسي، به اطلاعات ديگرى نيز مانند آثار قدرت و شدت طوفان و سرعت باد نياز داريم. اين اطلاعات از تجزيه و تحليل خسارت‌هائى که از حوادث طوفان ناشى شده است به‌دست مى‌آيد. متناسب با تغييرات نوع ساختمان، محتويان آن و افزايش مبلغ بيمه ‌شده، اصلاحات و تعديل‌هائى نيز بايد صورت پذيرد. به اين ترتيب، دست‌يابى به حق بيمهٔ تقريبى ريسک امکان‌پذير مى‌شود. در ضمن به چند دليل مبلغ معينى به حق بيمه اضافه مى‌شود: رعايت حاشيهٔ امنيت، احتمال تغييرات و نوسان‌ها، آثار نهائى عظيم اين حوادث، کوتاه‌بودن مدت مطالعه، در اختيار نداشتن آمار کامل در خصوص تناوب و تواتر خطر، احتمال وقوع خطرهاى با تواتر و شدت بيشتر در آينده. اين محاسبات بايد براى برآورد حق بيمهٔ خطر زمين‌لرزه نيز به‌کار گرفته شود.


تجزيه و تحليل حق بيمهٔ ريسک سيل و سيلاب نسبتاً مشکل‌تر است زيرا، از يک‌سو، خطرهاى اينگونه حوادث بيشتر است. در نتيجه مبالغى که به حق بيمهٔ اصلى اضافه مى‌شود بيشتر خواهد بود و بيمه‌گذار احتمالاً به پرداخت چنين حق بيمهٔ گزافى تمايل ندارد. از ديگر سو، ريسک‌هائى وجود دارند که زمان وقوع مجدد آنها بسيار طولانى است و ميزان خسارتى که احتمالاً بايد بيمه‌گر بپردازد کمتر از حق بيمهٔ همان پرتفوى خواهد بود. دومين موضوع اصلى آن است که شدت و ميزان خسارت که نظام بيمه بايد آن را پوشش دهد تا چه ميزان خواهد بود؟ از اين لحاظ بايد بين شرکت‌هاى مستقيم صادرکنندهٔ بيمه‌نامه و شرکت‌هاى بيمهٔ اتکائى و نظام جهانى بيمه تفاوت قايل شويم.


شرکت‌هاى بيمهٔ مستقيمى که سابقهٔ طولانى فعاليت در بازار دارند برآوردهاى آنها بر اساس تجربيات گذشتهٔ خود مؤسسه است. بدون شک اين شرکت‌ها از وقوع طوفان‌هاى بسيار شديد متأثر نخواهند شد، زيرا، هم احتمال وقوع چنين طوفان‌هائى اندک است و هم احتمال کمى دارد که شرکت تحت تأثير آن قرار گيرد. بيمه‌گر عموماً براساس بدترين وضعيت و شديدترين حالت وقوع و جارى ‌شدن سيل تعهدات خود را محاسبه مى‌کند. وى با توجه به توان مالى خود در مى‌يابد که تا چه ميزان توانائى نگهدارى ريسک را دارد و براى مبلغ باقيمانده چقدر بايد پوشش مازاد خسارت از بيمه‌گر اتکائى خريدارى کند. بيمه‌گر اتکائى نيز بايد پوشش مازاد خسارت از بيمه‌گر اتکائى خريدارى کند. بيمه‌گر اتکائى نيز بايد چنين برآوردى انجام دهد. با اين تفاوت که اطلاعات بيمه‌گر اتکائى از بيمه‌گر مستقيم محدودتر و ارزيابى ريسک براى وى دشوارتر است. اگر ميزان خسارت بيشتر از مبلغى باشد که پيش‌بينى شده است، براى مابه‌التفاوت، پوشش اتکائى وجود نخواهد داشت. بنابراين، يا شرکت بيمه کليهٔ تعهدات خود را کاهش مى‌دهد، يا اينکه در بازارهاى اتکائى واگذارى مجدد، پوشش اتکائى مورد نياز خود را تهيه مى‌کند.

توصيه‌هاى کاهش هزينه

معمولاً براى کاهش در هزينهٔ پوشش (حق بيمه) فرانشيز منظور مى‌شود. به منزلهٔ يک اصل و قاعدهٔ کلي، اينگونه کاهش در حق بيمه بالا است. ارزيابى و بررسى اطلاعات و آمار و ارقامى که از حوادث زمين‌لرزه‌هاى مختلف به‌دست آمده نشان مى‌دهد که در مقابل درصدى از فرانشيز از مبلغ بيمه‌شده ۵ درصد تخفيف در حق بيمهٔ ريسک مجاز است. فرانشيز در بيمه‌نامه يک هزينه و ارزش مطلق قلمداد مى‌شود و در ارتباط با ارزش کالاى بيمه ‌شده تلقى نمى‌شود. به همين علت در مواردى که ميزان تورم بالا است فرانشيز اثر خود را از دست مى‌دهد. نکتهٔ مثبت و اثر مفيد فرانشيز، کاهش هزينه‌هاى ادارى بيمه‌گر و کاهش تعداد بيمه‌نامه‌هائى است که مورد بيمه بر اثر حادثهٔ بيمه‌شده خسارت مى‌بيند. فرانشيز گاهى نيز به‌طور درصد و يا مبلغى از ميزان خسارت به‌صورت بيمه‌ٔ مشترک تعيين مى‌شود. در اين موارد، اغلب کاربرد اين روشِ ارزياب و تصفيهٔ خسارت واضح و روشن نيست.

تهيهٔ پوشش اتکائى مازاد خسارت

شرکت‌هاى بيمه براى سهم نگهدارى خود از خطرهاى فاجعه‌آميز، به خريد پوشش اتکائى مازاد خسارت تمايل دارند. هزينهٔ پوشش (حق بيمه) براساس پيش‌بينى حداکثر خسارت احتمالى است. در مواردى ميزان ظرفيت پوشش بايد بالا باشد. براى مثال، وقتى‌که:


- چشم‌انداز آينده روشن نيست.


- ميزان حداکثر تعهد کاملاً مشخص نيست.


- شرکت تا حد امکان بيمه‌نامه صادر کرده است. در صورتى‌که ممکن است ظرفيت نگهدارى همهٔ پرتفوى خود را نداشته باشد.


- نرخ تورم بالا است.


مديران براى تعيين ظرفيت نگهدارى شرکت بايد به دقت به موارد زير توجه کنند:


شرکت تا چه حدود توان نگهدارى دارد و مايل است به‌عنوان سهم نگهدارى خالص به‌حساب خود داشته باشد؟ در صورت تحقق خطر بيمه ‌شده، خسارت مازاد بر سهم نگهدارى شرکت چقدر خواهد بود؟ تعداد بيمه‌نامه‌هائى که در اين مجموع قرار مى‌گيرند چقدر است؟ اينگونه پوشش بيمه‌اى براى چه رشته‌هائى مورد نياز است و به چه نسبت بايد باشد؟ وضعيت ظرفيت بازارهاى اتکائى بين‌المللى در اين زمينه چگونه است؟ دلالان و بيمه‌گران اتکائى نمى‌توانند به اين پرسش‌ها پاسخ دهند. اين پرسش‌ها براى شرکت صادرکننده و تعهدکنندهٔ بيمه‌نامه مطرح است. متخصصان شرکت بايد پيشنهادها را همان‌طورى که تهيه کنند که خياط لباس را برازندهٔ مشترى مى‌کند. مشترى براى تهيهٔ لباس نوع، کيفيت و طرح پارچه را انتخاب مى‌کند، اما لباس فقط در شرايطى قالب و اندازهٔ مشترى خواهد بود که اندازه‌گيرى آن را خياط به‌طور صحيح و دقيق انجام داده باشد. همين مثال در موضوع مورد بحث ما صادق است. به اين معنا که شرکت بايد از تعداد بيمه‌نامه‌ها، تنوع پوشش‌هاى بيمه‌اي، سرمايه‌هاى مورد پوشش، رشته‌هاى فعاليت و توزيع جغرافيائى پرتفوى اطلاعات دقيقى داشته باشد. بيمه‌گران اتکائى بين‌المللى پس از بررسى‌هاى متعدد به اين نتيجه رسيده‌اند که بيمه‌گران را نبايد در قبول شرايط خطر زمين‌لرزه محدود کرد. دليل آنها اين است که مردم مناطق زلزله‌خيز معمولاً توان مالى آنها براى خريد پوشش بيمه‌اى زمين‌لرزه اندک است.

پيشنهادهائى براى کاهش خسارت‌هاى حوادث طبيعى

بيمهٔ خطرهاى فاجعه‌آميز، رشتهٔ نسبتاً جديدى است و شمار بيمه‌گران با تجربه در اين عرصه زياد نيست. در واقع تعداد اندکى از بيمه‌گران، بازار حوادث طبيعى فاجعه‌آميز را دردست دارند. اکثر بيمه‌گران با تجربه در اين رشته بازنشسته ‌شده و صنعت بيمه را ترک کرده‌اند. مهم‌ترين تجربه‌اى که وجود دارد تجربهٔ شرکت بيمهٔ اتکائى سويس است. تجربهٔ سويس‌رى را به‌طور خلاصه چنين مى‌توان بيان کرد: بازسازى سريع بعد از حادثه مهم است، ولى آمادگى براى مقابله با حادثه بسيار مهم‌تر است. هرچند برنامه‌ريزى و تخمين ميزان خسارت خطرهاى فاجعه‌آميز دشوار است مى‌توان کارهائى انجام داد و از زيان‌هاى اين حوادث تا حدودى کاست. پيشنهاد مى‌شود:


- براى تعيين ميزان نگهدارى شرکت از خسارت و ظرفيت پوشش‌هاى مازاد خسارت، حداکثر ميزان تعهد براساس مناطق جغرافيائى از کليهٔ بيمه‌نامه‌هائى که پوشش خطرهاى فاجعه‌آميز دارند تعيين شود.


- قبل از حادثه، با خبرگان و کارشناسان اينگونه ريسک‌ها که در خصوص منطقهٔ مورد نظر، مطالعه و تجربه دارند، رايزنى شود.


- برقرارى ارتباط با مقامات مسئول دولتي، تا اگر حادثه اتفاق افتاد و نيروهاى انتظامى منطقهٔ خسارت‌ديده را ممنوع‌الورود اعلام کردند، مسئولان و کارشناسان شرکت اجازه داشته باشند که براى ارزيابى و کارشناسى مورد بيمه ‌شده به محل وارد شوند.


- تأسيس ادارات وابسته (براى مثال نمايندگي) در مناطقى که بيشترين تجمع خطر را دارند.


- تأسيس پست‌هاى همکارى (براى مثال در سطوح صنعت بيمه) براى پرداخت خسارت به‌طور يکنواخت و نظارت بر نحوهٔ تصفيهٔ خسارت‌ها.


- براى تهيهٔ فهرستى از خسارت‌ها، جريان پرداخت خسارت‌ها، تفويض اجازهٔ تعيين خسارت‌ها و پرداخت به اشخاص معين، فرم‌هاى مشخص با اطلاعات کامل براى ارزيابى و پرداخت خسارت تهيه شود.