در نيمه‌شب يکشنبه اول سپتامبر ۱۶۶۶ ميلادى در معبر باريکى در کنار رودخانهٔ تايمز حريقى شکل گرفت و قير، کنف و زغال‌سنگ انباشته در محل، آتش را گسترش داد. سهل‌انگارى در مهارکردن آتش و شکست دراطفاءِ به‌موقع سبب شد که آتش لحظه به ‌لحظه سرعت گيرد و دامنهٔ تاخت و تاز خويش را وسعت بخشد. آتش هرچه بر سر راه بود سوزاند و از بين برد؛ پل بزرگ لندن را از بيخ و بن کند و تنها راه عبور مردم را مسدود کرد. الوارهاى نيم‌سوخته و مشتعل به‌داخل رودخانه و بر روى پمپ‌هاى دستى - تنها وسيله براى خاموش‌کردن آتش - پرتاب شدند و آنها را از کار انداختند. مردم ناگزير با سطل‌هاى آب به خاموش‌کردن آتش پرداختند اما چاره‌ساز نبود و طوفان آتش ساختمان‌ها را گروه‌گروه درمى‌نورديد. باد شديد خاورى نيز باعث شد که قطعات مشتعل تا مسافت‌هاى دور پرتاب شوند و حيطهٔ يکه‌تازى آتش را گسترش دهند. سرانجام، باران‌هاى سيل‌آساى فصلى به ‌کمک مردم آمدند و پس از سه شبانه‌روز آتش را خاموش کردند. در اين حادثهٔ فاجعه‌آميز ۴۳۶۰ جريب زمين و ۴۰۰ کوچه و خيابان لندن سوخت و ۱۳۲۰۰ خانه، ۹۲ کليسا، ۵۲ انبار بزرگ، چندين بيمارستان و کتابخانه، بناهاى دولتى و تعدادى دروازه و پل با خاک يکسان شد. خسارت‌هاى وارده متجاوز از ۱۱ ميليون ليره تخمين ‌زده شد که به پول امروز بيش از يک ميليارد ليره مى‌شود. پس از اين بلاى عظيم، اولياءِ امور و صاحبان سرمايه به دانشمندان و کارشناسان متوسل شدند تا چاره‌اى بينديشند. نتيجهٔ بررسى‌هاى چندين ساله اين شد که چون دانش زمان قادر به پيش‌بيني، پيش‌گيرى و مبارزه با آتش‌سوزى دامنه‌دار نيست، تنها چاره ”تقسيم خسارت‌ها بين عدهٔ هرچه بيشتر از سازمان‌هاى اقتصادي، صاحبان سرمايه و مردم ذى‌نفع است“ تا آتش‌سوزى لااقل تحمل‌پذير شود و قابل جبران باشد. به اين ترتيب بود که بيمهٔ آتش‌سوزى پا به‌عرصهٔ وجود نهاد.


بيمهٔ آتش‌سوزى در طول قرن‌هاى هفدهم تا نوزدهم به‌تدريج شناخته شده است. آتش‌سوزى بزرگ لندن در سال ۱۶۶۶ زمانى‌ به‌وقوع پيوست که وسايل اطفاءِ حريق هنوز در مراحل ابتدائى بود و هيچ‌گونه پوشش بيمهٔ آتش‌سوزى در جامعه متداول نبود. نخستين ادارهٔ آتش‌سوزى در انگليس در سال ۱۶۸۰ تأسيس شد و متعاقب آن شرکت Hand in Hand در سال ۱۶۹۶ و ادارهٔ آتش‌سوزى Sun Fire در سال ۱۷۱۰ به‌وجود آمدند. آتش‌سوزى بزرگ لندن باعث ايجاد شرکت بيمهٔ Hamburger General نيز شد که هنوز وجود دارد و فعاليت مى‌کند. در نتيجهٔ وقوع انقلاب صنعتى در سدهٔ هجدهم که باعث ايجاد کارخانه‌ها، انبارها، کشتى‌ها، ماشين‌آلات و غيره شد شرکت‌هاى بيمهٔ آتش‌سوزى متعددى از جمله لويدز لندن تأسيس شدند.


- ماهيت و نوع آتش‌سوزى

در قرارداد بيمهٔ آتش‌سوزى بيمه‌گر با موافقت بيمه‌گذار و در مقابل وجه حق بيمه متعهد مى‌شود که زيان‌هاى مالى بيمه‌گذار بر اثر آتش‌سوزى يا خطرهاى ديگر را که بيمه شده‌اند جبران کند. تعهد بيمه‌گر به مبلغى محدود است که به آن ”مبلغ بيمه‌شده“ مى‌گويند. قرارداد بيمهٔ آتش‌سوزي، از يک‌طرف منجز و از طرف ديگر معلق است: از نظر بيمه‌گذار منجز است، چون بايد حق بيمه بپردازد و از نظر بيمه‌گر معلق است، براى اينکه تعهد بيمه‌گر موکول به آينده است و در صورت تحقق خطر مورد بيمه و ايجاد خسارت، بيمه‌گر مسئول جبران آن است؛ يعنى محتمل‌الوقوع است و حتمى نيست. ديگر خصوصيات بيمهٔ آتش‌سوزى عبارت است از: قرارداد معوض است؛ جنبهٔ وام و استمرار دارد؛ نبايد منبع درآمد بيمه‌گذار باشد؛ قراردادى است که موضوع آن معين و مشخص است؛ اجراءِ مفاد قرارداد مستلزم وجود حسن‌نيت است؛ قراردادى دوطرفه است و تعهد يک‌طرف، به تعهد طرف ديگر وابسته است؛ و از نظر حقوقي، قراردادى (عقدي) لازم است.


- نحوهٔ تعيين نرخ و محاسبهٔ حق بيمه

حق بيمه که ما به‌ازاءِ تعهدات بيمه‌گر در مقابل بيمه‌گذار است با استفاده از تعرفهٔ بيمه‌ٔ آتش‌سوزى و بر اساس سرمايهٔ بيمه ‌شده محاسبه مى‌شود. اين تعرفه با توجه به ‌نوع و طبقهٔ ريسک، نوع ساختمان، نحوهٔ اشتغال و عواملى نظير تجربهٔ خسارتي تهيه مى‌شود(تجربه خسارتى از عوامل مهم تعيين نرخ تعرفه است).


در ايران تعيين نرخ تعرفه‌هاى گوناگون براى رشته‌هاى مختلف فعاليت‌هاى بيمه‌اى از وظايف شوراى عالى بيمه است. براى شرکت‌هاى بيمهٔ ايرانى رعايت نرخ‌هاى موجود در تعرفه‌ها، از جمله تعرفهٔ آتش‌سوزي، موضوع آئين‌نامهٔ شمارهٔ ۲۵ مصوب شوراى عالى بيمه الزامى است. در صورتى‌که براى ريسک خاصى نرخى در تعرفه پيش‌بينى نشده باشد نرخ پيشنهادى شرکت بيمه بايد ابتدا به تأييد بيمهٔ مرکزى ايران برسد و سپس شوراى عالى بيمه آن را تصويب کند. بنابراين زمانى شرکت بيمه مى‌تواند بيمه‌نامه صادر کند که نرخ آن قبلاً به تأييد بيمهٔ مرکزى ايران رسيده باشد.


ادارهٔ صدور بيمهٔ آتش‌سوزى شرکت بيمهٔ دريافت‌کنندهٔ پيشنهاد با درنظر گرفتن اطلاعات موجود در گزارش بازديد، در مورد تعيين نرخ ريسک‌ پيشنهادى تصميم مى‌گيرد در هر طبقهٔ ريسک، عوامل مشخصى بيشتر بر ميزان نرخ تأثير دارند. براى مثال در تعيين نرخ انبار، نحوهٔ قفسه‌بندي، شيوهٔ انبارکردن کالا و ميزان فاصله و رعايت ظرفيت انبار بيشتر مورد نظر است و در کارخانه‌هاى صنعتي، تعداد ماشين‌هائى که در هر سالن به توليد اشتغال دارند ممکن است مهم تلقى شوند. در مورد ساختمان، ميزان ريسک‌پذيرى از بيرون ساختمان از عوامل مهم تلقى مى‌شود. ساختمان‌هاى چندطبقهٔ صنعتى معمولاً نرخى بالاتر از ساختمان‌هاى يک طبقه دارند. تشديد خطر نيز بر افزايش نرخ بيمه، متناسب با افزايش احتمال خطر آتش‌سوزي، تأثير عمده‌اى دارد. البته تصميم‌گيرى براى افزايش نرخ، کار چندان ساده‌اى نخواهد بود. براى مثال، دو ساختمان متصل به‌هم و مشابه که ديوارى آنها را از هم‌ جدا مى‌کند، اما مورد مصرف آنها متفاوت است، بايد ريسک واحد تلقى شوند. صحيح نيست که دو برابر نرخ براى يک ريسک و يا نرخ همانند تعرفه اعمال شود، بلکه تنها بايد نرخ خطر شديدتر براى هر دو ساختمان درنظر گرفته شود.


- قيمت تمام‌شده

حق بيمهٔ قيمت فروش پوششى است که در بيمه‌نامهٔ آتش‌سوزى داده شود. بنابراين، اگر سود بيمه‌گر از قيمت فروش کسر شود باقيماندهٔ هزينهٔ تمام‌شدهٔ بيمهٔ آتش‌سوزى يعنى هزينه‌هاى مربوط به کارمزد نمايندهٔ بيمه، هزينه‌هاى ادارى و خسارت‌ها است. نحوهٔ تخصيص درآمد حق بيمه را به‌طور تقريب مى‌توان به‌صورت زير بيان کرد:


ضريب خسارت (خسارت پرداختي) ۵۰ درصد؛ ذخيرهٔ نگهدارى بابت آتش‌سوزى‌هاى خيلى بزرگ و فاجعه‌آميز ۲ درصد؛ ضريب هزينه‌هاى بيمه‌گر (حقوق کارکنان و ديگر هزينه‌هاى اداري) ۲۸ درصد؛ کارمزد نماينده ۱۵ درصد؛ هزينه‌هاى ايفاءِ تعهدات بيمه‌گر ۵۲ درصد؛ هزينه‌هاى فروش (اعم از هزينه‌هاى بيمه‌گر و نمايندهٔ بيمه) ۴۳ درصد؛ قيمت تمام‌شده ۹۵ درصد؛ سود شرکت بيمه ۵ درصد؛ جمع (قيمت فروش) ۱۰۰ درصد.


شرکت‌هاى بيمه هيچ‌گاه ماندهٔ نهائى حاصل از عمليات خود را، پس از کسر کليهٔ هزينه‌ها، بين سهامداران خود تقسيم نمى‌کنند و براى ريسک‌هاى در جريان و خطرهاى فاجعه‌آميز، ذخايرى در نظر مى‌گيرند.


- تجديد بيمه‌نامه

بيمه‌گران معمولاً با ارسال اطلاعيه‌اى تاريخ خاتمهٔ بيمه‌نامهٔ آتش‌سوزى و اقدام براى تجديد بيمه‌نامه را به بيمه‌گذار يادآورى مى‌کنند. در صورت تمايل بيمه‌گذار و موافقت بيمه‌گر، بيمه‌نامه با الحاقيهٔ تجديد يا بيمه‌نامهٔ جديد صادر مى‌شود. البته هرگونه تغيير در پوشش تعهد شده و تغيير در حق بيمه بايد به اطلاع بيمه‌گذار برسد. در عرف، شرکت‌هاى بيمه در مرود بيمه‌نامه‌هاى يک‌ساله موافقت مى‌کنند که اگر بيمه‌گذار در مدت ۱۵ روز معين حق بيمه را بيمه‌گر بپردازد اعتبار بيمه‌نامه به‌قوت خود باقى خواهد ماند. اين عمل به بيمه‌گذار فرصت تهيهٔ حق بيمه و به بيمه‌گر فرصت برنامه‌ريزى لازم براى ادامهٔ قرارداد را مى‌دهد.


- نحوهٔ وصول حق بيمه

در عمل، حق بيمهٔ بيمه‌نامه‌هاى آتش‌سوزى را مستقيماً شرکت بيمه دريافت مى‌کند، يا نمايندگان بيمه جمع‌آورى و به‌حساب شرکت واريز مى‌کنند. اگر نماينده اطلاعيهٔ تجديد بيمه‌نامه را ارسال کرده باشد، حق بيمه را نيز خود او وصول و به‌حساب شرکت واريز مى‌کند و شرکت در صورت وصول حق بيمه، تأييديهٔ تجديد بيمه‌نامه را براى بيمه‌گذار ارسال مى‌کند. اگر پاسخى دريافت نشود دليل بر بى‌ميلى بيمه‌گذار به ادامهٔ بيمه است. البته از نظر حقوقي، بيمه‌گر يا نمايندهٔ او وظيفه ندارد که براى وصول حق بيمه به بيمه‌گذار مراجعه کند؛ وظيفهٔ بيمه‌گذار است که به محل شرکت برود و حق بيمه‌ خود را پرداخت کند، يا به‌طور غيرمستقيم به نمايندهٔ بيمه‌گر بپردازد. پرداخت حق بيمه به نماينده در حکم پرداخت حق بيمه به شرکت بيمه است. به‌ندرت پيش مى‌آيد که بيمه‌گذارى به‌دليل قصور در ارسال اطلاعيهٔ خاتمهٔ مدت بيمه‌نامه حق شکايت از بيمه‌گر داشته باشد.


- شروع و خاتمهٔ بيمه‌نامه

در مادهٔ ۶ شرايط عمومى بيمه‌نامهٔ آتش‌سوزى مورد عمل در بازار بيمهٔ ايران شروع تعهد بيمه‌گر ظهر روز شروع قرارداد ذکر مى‌شود و در ساعت ۱۲ روز انقضا اين بيمه‌نامه خاتمه مى‌يابد. انعقاد قرارداد بيمه به‌تنهائى به منزلهٔ شروع تعهد شرکت محسوب نمى‌شود. اعتبار بيمه‌نامه بعد از پرداخت حق بيمه يا نخستين قسط آن آغاز مى‌شود، مگر اينکه در بيمه‌نامه به صراحت تاريخ مؤخرى براى آغاز بيمه قيد شده باشد. درحال حاضر اکثر شرکت‌هاى بيمه در کشورهاى جهان ساعت ۱۶ يا ۲۴ روز خاتمهٔ قرارداد را (در صورت قيد نشدن ساعت مشخص) ساعت خاتمهٔ تعهد بيمه‌گر قيد مى‌کنند.