ريسک، دليل وجود بيمه است و بدون ريسک، بيمه مفهوم وجودى خود را از دست مى‌دهد. در جامعه‌اى که ريسک وجود نداشته باشد بيمه نيز وجود نخواهد داشت، زيرا نيازى به‌وجود آن نيست. ريسک يا خطر انواع و شکل‌هاى مختلفى دارد ولى با توجه به تغييرات گوناگون و به‌رغم تنوع آن، يک جنبه و نتيجهٔ ثابت دارد و آن اين است که ريسک بد، نامطلوب، منفى و ناخوشايند است و ما مى‌توانيم ريسک را به مفهوم نتيجهٔ نامطلوب و ناخوشايند و زيان‌آور حادثهٔ آينده قلمداد کنيم. در مقابل ريسک، شانس قرار دارد که برخلاف ريسک داراى عنصر خوب، مثبت، خوشايند و مطلوب است. لذا شانس را مى‌توان نتيجهٔ مثبت، خوشايند، مطلوب و سودآور حادثه قلمداد کرد. همراه ريسک و شانس، بى‌اطمينانى و اتفاقى بودن وجود دارد يعنى اينکه نتيجهٔ حوادث آينده را نمى‌توان از قبل پيش‌بينى کرد و اگر نتيجهٔ حادثه‌اى را بشود از قبل پيش‌بينى کرد، بيمهٔ چنين حادثه‌اى مفهوم ندارد و نمى‌توان بيمه‌نامه براى آن اخذ کرد.


اگر با اطمينان از نتيجهٔ حادثه که بد و ناخوشايند است و حتماً خسارت خواهد ديد براى آن بيمه درخواست شود، شرکت بيمه چون وقوع خسارت را از قبل حتمى مى‌داند اقدام به بيمه کردن آن نمى‌کند و اگر هم حاضر به بيمه کردن چنين حادثه‌اى شود، هزينهٔ بيمه (حق بيمه) بسيار بالا خواهد بود که براى بيمه‌گذار نيز اخذ چنين بيمه‌اى مقرون به‌صرفه نيست، متقابلاً، بيمه کردن حادثه‌اى که عنصر شانس و نتيجهٔ مثبت آن حتمى است دور ريختن حق بيمه است ولو اينکه بسيار کم و اندک باشد. شايد فقط هنگامى‌که ما دربارهٔ دانش و فن بيمه صحبت مى‌کنيم سعى مى‌نمائيم که واژه‌هاى ريسک و شانس را به‌دقت تعريف کنيم و به مفهوم آنها پى ببريم در حالى‌که واژه‌هاى شانس و ريسک که نتايج خوب و بد حادثه‌ هستند، در محاورهٔ روزمرهٔ ما به‌طور مرتب مورد استفاده قرار مى‌گيرند.


ريسک‌ها را با توجه به طبيعت و خصلت آنها، و نتيجه‌اى که از آنها ناشى مى‌شود، به چهار گروه جداگانه‌ به‌ شرح زير تقسيم کرده‌اند:


- ريسک‌هاى خالص (pure) يا ايستا (static)

- ريسک‌هاى سوداگرانه (speculative) يا پويا (dynamic)

- ريسک‌هاى خاص (particular)

- ريسک‌هاى عام (fandamental)