جبران خسارت هدف فرجامين بيمه‌هاى غرامتى و تعهد بنيادين بيمه‌گران است. اين تعهد ناشى از خصلت و سرشت قراردادهاى بيمه است که آن را از ديگر قراردادها متمايز مى‌سازد.


در واقع قرارداد بيمه، به‌ويژه بيمه‌هاى اموال و بيمه‌هاى مسئوليت مدنى، يک قرارداد جبرانگر و ترميم‌کننده است. تصفيهٔ خسارت‌ها چيزى جز اجراء شرايط قرارداد بيمه نيست. در واقع آنچه بيمه‌گران در مرحلهٔ بستن قرارداد (صدور بيمه‌نامه) به گردن مى‌گيرند. در مرحلهٔ خسارت‌ مى‌بايد به موقع اجراء بگذارند.


به همين جهت تعيين نرخ و شرايط اختصاصى بيمه‌نامه از اهميت ويژه‌اى برخوردار است زيرا آثار و پيامد آنها در مرحلهٔ خسارت نمايان و چه بسا گريبان‌گير مى‌شود. بدين جهت هر چه سازمان پذيرش و صدور بيمه‌نامه و تنظيم قراردادها مجهزتر باشد و متصديان صدور داناتر و ماهرتر باشند و در تنظيم شرايط، دقت و صراحت بيشترى نشان دهند کار تصفيهٔ خسارت‌ها آسان‌تر و بى‌دردسرتر مى‌شود. به هر صورت شرکت‌هاى بيمه با پذيرش پيشنهاد بيمه‌گذار و صدور بيمه‌نامه، هر روز ميليون‌ها بلکه ميلياردها ريال تعهد و الزام قبول مى‌کنند. به همين جهت براى پاسخگوئى به اين تعهدها مى‌بايد سرويس خسارت خود را نيز ماهرانه سازمان دهند و يا بهره‌گيرى از نيروى انسانى متخصص و آزموده، آمادهٔ خدمتگزارى و انجام تعهدهاى خود باشند.


آشکار است که کار تصفيهٔ خسارت‌ها به‌ اقتضاء سرشت خود مستلزم اعلام خسارت به موقع بيمه‌گذاران، بازديد، کارشناسى، تحقيق و گردآورى اسناد و مدارک لازم و بررسى تضمين بيمه‌اى براى حصول اطمينان از تحقق خطر موضوع بيمه است. گذراندن اين مراحل البته محتاج صرف وقت است. اما نبايد فراموش کرد که در عمل ممکن است به‌علت ضعف مهارت فنى، ازدياد تشريفات رسيدگى و ضعف ”اخلاق کار“ تصفيهٔ خسارت‌ها ماه‌ها به درازا بکشد و مشتريان و مراجعان را ناراحت و خشمگين و متنفر کند. بى‌گمان ”کاغذبازى“، عدم مهارت برخى متصديان و سرويس‌دهى نامناسب برخى از بيمه‌گران به شهرت بيمه در جامعه لطمه مى‌زند.


اگر بيمه‌گذار در زمان دريافت خسارت دچار اشکال‌تراشى و امروز و فردا کردن بيمه‌گر شود چه دليل دارد که پس‌انداز خود را به‌صورت ”حق بيمه“ به يک شرکت بيمه بدهد و براى خود عذاب و سرگردانى بخرد؟ البته ناگفته نماند که شمارى از بيمه‌گذاران و مراجعان خسارت نيز گاه توقع‌هاى بى‌مورد و نابه‌جا دارند و يا تصورى نارسا و انتظارى نادرست از بيمه دارند و يا آنکه از تعهدها و شرايط قرارداد خود آگاهى دقيق ندارند.


به هر حال، تصفيهٔ خسارت‌ها به‌عنوان تعهد اساسى بيمه‌گر مستلزم ايجاد يک رشته اعمال و گذراندن مراحل و به‌کار بردن مهارت‌ها و تکنيک‌هائى است. به‌طور کلى، تصفيهٔ خسارت‌ها يا دوستانه صورت مى‌گيرد و يا از طريق مراجعه به دادگسترى و دادن دادخواست انجام مى‌شود. در عمل، تصفيهٔ خسارت از طريق دادگسترى کمتر مورد پيدا مى‌کند زيرا اين‌ کار موجب صرف وقت و نيرو و هزينه‌هاى دادرسى مى‌شود و گاهى به شهرت بيمه‌گر نيز لطمه مى‌زند. بنابراين تصفيهٔ قضائى خسارت‌ها جنبهٔ استثنائى دارد و بيشترين خسارت‌ها از راه مذاکرات و توافق و سازش بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار تصفيه مى‌شوند. در واقع هنگامى‌که در مورد ميزان و مبلغ خسارت يا در تفسير و اجراء مواد قرارداد بين بيمه‌گر و بيمه‌گذار اختلافى پيش مى‌آيد طرف‌هاى اختلاف کوشش مى‌کنند که موضوع مورد اختلاف و اعتراض را با مذاکراه و قانع کردن يکديگر حل و فصل کنند تا ناچار به دادن دادخواست و طرح دعوا در دادگسترى نشوند.