شرايط خطر

شرايط قانونى خطر

خطرى مى‌تواند موضوع بيمه قرار گيرد که:


- واقعى و حقيقى بوده و امکان تحقق و حدوث داشته باشد؛


- خلاف قانون و نظم عمومى و اخلاق نيک جامعه نباشد. بنابراين پيشامدها و وقايع خيالى و موهوم يا امور نادر يا غيرممکن و همچنين کليهٔ جريمه‌ها و محکوميت‌هاى جزائى و امورى از قبيل عمليات قاچاق، تأخير در پرداخت ماليات يا نپرداختن ماليات و خسارت‌هاى ناشى از عمد و خدعه و تزوير قابل بيمه شدن نيستند.

شرايط فنى خطر

حساب احتمال‌ها و آمار نقش بسيار اساسى در فن بيمه ايفاء مى‌کنند. به کمک آمار و حساب‌ احتمال‌ها شرکت‌هاى بيمه قادر هستند تواتر يا درجهٔ احتمال وقوع خطرها و ميزان متوسط هزينهٔ جبران خسارت‌ها را محاسبه و تعرفهٔ حق بيمهٔ مربوط را تهيه کنند.


به‌طور نمونه، چنانچه ۱۰،۰۰۰ نفر بخواهند براى خود بيمهٔ عمر تهيه کنند و در پايان سال هر کدام که زنده بودند مبلغ ۱۰۰،۰۰۰ ريال دريافت دارند ضرورت دارد بدانيم که از هر کدام چه مبلغ بايد گرفت تا بتوان سرمايهٔ لازم را پرداخت کرد يا به‌عبارت ديگر بايد بدانيم از اين عده چند نفر خواهند مرد و يا احتمال فوت هر نفر در طول سال چقدر است. فرض کنيم که از اين عده ۱۰۰ نفر قبل از پايان سال مى‌ميرند و ۹۹۰۰ نفر زنده مى‌مانند. در اين‌صورت مبلغى که شرکت بيمه بايد بپردازد عبارت است از:

۹۹۰،۰۰۰،۰۰۰ = ۱۰۰،۰۰۰ ? ۹۹۰۰


پس سهم بيمه يا حق بيمهٔ هر کدام ۹۹،۰۰۰ = ۱۰،۰۰۰ / ۹۹۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال خواهد بود.


يا در بيمهٔ آتش‌سوزى فرض کنيم ۱۰،۰۰۰ نفر مالک خانه مايل هستند منازل خود را هر يک به قيمت ۱۰۰۰،۰۰۰ ريال بيمه کنند. اگر در پايان سال از ۱۰،۰۰۰ خانه ۲۰ خانه به کلى بسوزد شرکت بيمه بايد مبلغ ۲۰،۰۰۰،۰۰۰ = ۱،۰۰۰،۰۰۰ ? ۲۰ ريال خسارت بپردازد. چون ۱۰،۰۰۰ خانه بيمه مى‌شود بيمه‌گر بايد از هر نفر بابت هر خانه مبلغ ۲۰۰۰= ۱۰،۰۰۰ / ۲۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال دريافت کند حال اگر در سال بعد ۲۰،۰۰۰ مشترى مراجعه کنند و بخواهند هر يک خانهٔ خود را به همان مبلغ ۱،۰۰۰،۰۰۰ ريال بيمه کنند شرکت بيمه پيش خود حساب مى‌کند که سال قبل از ده هزار خانهٔ بيمه‌شده ۲۰ خانه دچار حريق شد. پس چون تعداد خانه‌هاى مورد بيمه دو برابر شده است احتمال دارد که همين نسبت محفوظ بماند. بنابراين، امسال به‌جاى بيست خانه ۴۰ خانه خواهد سوخت و مبلغى که بابت بيمهٔ هر خانه مطالبه خواهد کرد عبارت است از مبلغ ۲۰۰۰ = ۲۰،۰۰۰ / ۱،۰۰۰،۰۰۰ ? ۴۰ ريال. بنابراين، براى آنکه مؤسسهٔ بيمه بتواند خطرى را بيمه کند بايد از درجهٔ احتمال وقوع آن خطر مطلع باشد تا بتواند نرخ حق بيمه و ميزان خسارت احتمالى را تخمين بزند.

تجانس (همگونى)

خطرهاى موضوع بيمه بايد با هم تجانس و همگونى داشته و اختلاف گزافى با هم نداشته باشند. اين امر به‌ويژه از حيث علم آمار اهميت دارد زيرا برابر اصول آمارى تنها حوادث و پيشامدهاى همگون را مى‌توان گردآورى و بررسى و از آنها نتيجه‌گيرى کرد وگرنه اختلاف جنس و نوع بين خطرها به استنتاج آمارى صحيح منجر نخواهد شد. به‌طور نمونه اگر تعدادى خطر تصادف اتومبيل يا آتش‌سوزى منزل‌ها را يک‌جا مطالعه و بررسى آمارى کنيم، نمى‌توانيم درجه احتمال وقوع تصادف اتومبيل يا احتمال بروز آتش‌سوزى خانه را تعيين کنيم و در نتيجه، تعيين ميزان حق بيمهٔ هر يک نامقدور است زيرا اين دو خطر با هم تجانس و تشابهى ندارند. حتى براى به‌دست آوردن نتايج مطلوب، خطرهاى متجانس بايد هم‌سنگ و هم‌سطح باشند. به‌طور نمونه، در بيمهٔ آتش‌سوزى بايستى احتمال وقوع آتش‌سوزى در مورد منازل مسکونى و کارخانه‌ها و انبارها و... به‌طور جداگانه بررسى شوند. زيرا خطرى که هر يک از ساختمان‌ها را تهديد مى‌کند متفاوت است و در نتيجه نرخ حق بيمهٔ آنها نيز فرق خواهد داشت.

تواتر خطر

علاوه بر تجانس و همگونى، خطر بايد احتمال وقوع و امکان تحقق داشته باشد يعنى آنچنان اتفاقى باشد که احتمال رود که در فاصله‌هاى زمانى کم و بيش دور و نزديک اتفاق مى‌افتد تا بتوان به کمک آمار، درجهٔ احتمال وقوع يا تواتر آن را محاسبه کرد. حوادثى که مطابق قانون‌هاى طبيعت امکان وقوع نداشته باشند يا پيشامدهائى که به‌ندرت اتفاق مى‌افتند نمى‌توانند موضوع بيمه قرار گيرند زيرا تهيهٔ آمار و تعيين درجهٔ احتمال وقوع آنها نامقدور است.


از نظر فن بيمه، رويدادهائى که به‌ندرت اتفاق مى‌افتد مانند آتشفشانى و طاعون، به‌علت آنکه تعيين درجهٔ احتمال وقوع آنها ناممکن است بيمه نمى‌شوند. برعکس، در مورد خطرهائى که فراوان اتفاق مى‌افتند تهيهٔ آمار و تعيين درجهٔ احتمال وقوع آنها ممکن است ولى بيمه کردن و جبران خسارت ناشى از وقوع آنها از نظر اقتصادى و تجارى عملى نيست. زيرا اين‌کار مستلزم دريافت حق بيمه‌هاى بسيار سنگين است که به‌طور تقريب معادل خسارت‌هاى احتمالى است.


بيمه‌گران در عمل سعى مى‌کنند خطرهائى را با ويژگى‌هاى يادشده انتخاب و بيمه کنند. در انتخاب خطر رعايت اصول زير ضرورى است:


- پرشمارى خطر:

در مبحث تعريف بيمه گفتيم نقش مؤسسهٔ بيمه به‌عنوان مدير صندوق تعاون بيمه‌گذاران (بيمه‌شدگان) عبارت است از جمع‌آورى وجوه حق بيمهٔ تعدادى از افراد (بيمه‌گذاران يا بيمه‌شدگان) و پرداخت خسارت وارد به زيانديدگان و يا به‌عبارت ديگر سرشکن کردن خسارت وارد به يک يا چند نفر از افراد گروه بين کليهٔ اعضاء صندوق مشترک. براى آنکه کار جبران خسارت‌ها مقدور شود مؤسسهٔ بيمه ناگزير است تعداد زيادى از افراد را که در معرض خطر يا خطرهاى معينى هستند گردآورى کند وگرنه از عهدهٔ پرداخت خسارت برنخواهد آمد. هر قدر تعداد افراد بيمه‌شده بيشتر باشد جبران و سرشکن کردن خسارت‌ها آسان‌تر و قابل تحمل‌تر است. اين موضوع مبتنى بر يک قانون رياضى است که به قانون اعداد پرشمار (La loi de Grands nombres de bernoulli) معروف است. اين قانون را برنوئى، رياضيدان سوئيسى، در اوايل قرن هيجدهم کشف کرد.


مطابق اين قانون، هر قدر تعداد پيشامدها و حوادث يا تعداد موضوع‌هاى مورد مطالعه زيادتر باشد نتيجهٔ مطالعه و بررسى دقيق‌تر و اختلاف و انحراف احتمال آمارى کمتر خواهد بود. به‌طور نمونه، اگر مطابق آمار از هر هزار خانه فقط يک خانه به‌طور کامل بسوزد ولى در عمل برخلاف پيش‌بينى آمارى دو خانه در حريق بسوزد، خسارت پرداختى شرکت بيمه به دو برابر افزايش پيدا مى‌کند. حال اگر تعداد منازل بيمه‌شده به ده هزار برسد اختلاف احتمال آمارى ناچيز خواهد بود. به‌طور نمونه اگر مطابق آمار از ۱۰،۰۰۰ خانه فقط ده خانه دچار آتش‌سوزى شود و يا در عمل به‌جاى ده خانه بازده خانه بسوزد تفاوت آمارى کم و در حدود يک‌دهم است يعنى شرکت بيمه به‌جاى ده خانه، خسارت بازده خانه را خواهد پرداخت که به‌علت ناچيز بودن اختلاف احتمال آمارى تعادل حساب‌هاى او به‌هم نمى‌خورد. به همين ترتيب اگر تعداد خانه‌هاى بيمه‌شده به صدهزار برسد و يک خانه علاوه بر پيش‌بينى آمارى بسوزد اختلاف و انحراف آمارى يک‌صدم خواهد بود. در واقع، با انتخاب تعداد زيادى خطر، عامل شانس و اتفاق به حداقل ممکن مى‌رسد يا به‌عبارت ديگر هر چه رقم بزرگ‌تر باشد ميزان ابهام و درجهٔ نامعلومى وقايع به‌طور محسوسى کمتر خواهد بود. به همين جهت، شرکت‌هاى بيمه سعى مى‌کنند تعداد زيادى خطر متجانس و همگون را انتخاب و بيمه کنند تا تعادل حساب‌هاى آنها برقرار و جبران خسارت‌ها مقدور شود.


- پراکندگى خطر:

اجتماع و انباشتگى خطرها در يک جا و يک محل ممکن است تمام بيمه‌شدگان يا موارد بيمه را که در کنار يکديگر هستند به کلى از بين ببرد و خسارت‌هاى سنگينى را متوجه شرکت‌هاى بيمه کند و وضع آنها را متزلزل سازد. همچنين خطرهائى مانند جنگ، شورش و زلزله که اثر آنها عمومى و وسيع است و در صورت وقوع، تمام يا بيشتر موارد بيمه و يا بيمه‌شدگان را تهديد مى‌کنند، موجب تزلزل موقعيت شرکت‌هاى بيمه مى‌شوند. به همين جهت، حالت آرمانى و ايده‌آل آن است که شرکت‌هاى بيمه‌ تعداد زيادى خطرهاى متجانس را، که در يک‌جا جمع نباشند، انتخاب و بيمه کنند. با وجود اين مؤسسه‌هاى بيمه با تقسيم و سرشکن‌ کردن خطرها دامنهٔ فعاليت خود را توسعه مى‌دهند و قاعدهٔ پراکندگى خطر مانع قبول ريسک‌هاى بزرگ و دسته‌جمعى نمى‌شود.