قانون بيمهٔ ايران، همانند ساير قانون‌هاى متداول در جهان، بيمه را گونه‌اى عقد مى‌داند که با واژهٔ قرارداد و پيمان هم‌رديف و هم‌وزن است. بنابراين، معانى بسيارى از واژگانى که به آنها اشاره کرديم، به‌استثناء ايقاع، به بحث عقد بيمه ارتباط دارند و به همين جهت واژگانى مانند تعهد، الزام، معاهده و پيمان در اين جستار کاربرد فراوان دارند. در اين بحث، بيشتر از واژهٔ ”قرارداد بيمه“ يا ”بيمه‌نامه“، که نمود و تجلى توافق يا قرارداد بسته شده ميان بيمه‌گر و بيمه‌گذار است، بهره مى‌گيريم چرا که در عمل و عرف جارى ميان مردم بيشتر از قرارداد بيمه يا بيمه‌نامه صحبت مى‌شود. به هر صورت، قانون بيمه نهاد بيمه را عقد مى‌داند که اين واژه هم‌رديف يا مترادف واژهٔ ”قرارداد“ است. اکنون ببينيم قانونگذار عقد يا قرارداد را چگونه تعريف کرده و چطور آنها را دسته‌بندى کرده است؟


مادهٔ ۱۸۳ قانون مدنى در تعريف عقد مى‌گويد:


”عقد عبارت است از اينکه يک يا چند نفر در مقابل يک يا چند نفر ديگر تعهد بر امرى نمايند و مورد قبول آنها باشد“. از اين تعريف چنين نتيجه مى‌گيريم که عقد مى‌بايد ميان دو طرف (عاقدان) بسته شود و هر دو متعهد به انجام کارى شوند که مورد پذيرش و رضايت آنان است. گرچه اين تعريف، که مى‌توان آن را تعريف ”عقد عهدى“ ناميد، با نوع و سرشت عقد بيمه هم‌سازى دارد ولى با توجه به اينکه همهٔ عقدها و قراردادها جنبهٔ عهدى ندارند و شمارى از آنها جنبهٔ تمليکى دارند تعريف پيش‌بينى‌ شده در مادهٔ ۱۸۳ رسا و فراگير نيست و همهٔ انواع عقد را در برنمى‌گيرد. در تعريف جامع و فراگير عقد شايد بتوان گفت که عقد عبارت از پيمان يا قراردادى است که به ‌موجب آن يک يا چند نفر در برابر يک يا چند نفر ديگر متعهد و ملزم به دادن چيزى و يا انجام دادن يا انجام ندادن کارى شوند. به هر صورت، از تعريف مادهٔ ۱۸۳ و اين تعريف رساتر و فراگيرتر مى‌توان چنين نتيجه گرفت که:


- عقد، يک قرارداد يا پيمان يا يک عمل و کردار حقوقى است که بر اثر رضايت و توافق يا پيوند ارادهٔ دو يا چند نفر شکل مى‌گيرد.


- کردار حقوقى يک‌جانبهٔ حاصل از ارادهٔ يک نفر، به‌طور بنيادى، نمى‌تواند تعهد و الزام براى ديگران ايجاد کند مگر آنکه قانون، به حکم ضرورت، آن را روا بدارد. مانند وصيت که ناشى از ارادهٔ يک فرد است که ديگرى بايد قبول کند يا به او قبولانده مى‌شود يا حق دينى (بستانکارى) يا اعراض و انصراف (چشم‌پوشى) از حق مالکيت نسبت به مالى.