پيشينهٔ شرکت‌هاى تعاونى

تعاون‌خواهى و بهره‌گيرى از نيروى همکارى ميان گروه‌هاى انسانى براى تأمين نيازهاى مشترک و ايجاد رفاه و آسايش براى اعضاء به ‌هم پيوسته، از دوران‌هاى ديرين ميان افراد انسانى معمول و ثمربخش بوده است. به‌طور نمونه ۴۵۰ سال پيش از ميلاد مسيح، سنگتراشان مصرى براى کمک به ‌هم ‌پيشه‌گان خود و روياروئى با خطرهائى مانند حوادث، بيمارى، از کارافتادگى يا فوت يکى از همکاران و هم‌حرفه‌گان خود، صندوقى تشکيل داده بودند که هر يک از اعضاء مبلغى به آن مى‌پرداخت. از ديرباز و هنوز هم در برخى از روستاهاى ايران و در ميان عشاير و کوچ‌نشينان حالتى از اين تعاون و همبستگى محلى ديده مى‌شود. بدين معنا که در موارد بروز خطر يا پيشامد ناگوار براى يکى از اعضاء روستا يا عضو طايفه و قبيله و حتى در موارد ازدواج وجوهى گردآورى مى‌شود تا به زيانديدگان يا تشکيل‌دهندگان خانواده کمک شود.


اين حس تعاون‌جوئى يا توسل به تدبير يارى براى حل مسائل و مشکل‌هاى دوران جديد زندگى، در سده‌هاى اخير تبديل به نهضتى شده است که خصلت بارز آن سازمان‌يافته‌گى و بهره‌گيرى از دانش مديريت يا سامانگرى براى سر و سامان دادن به همکارى‌ها و مشارکت‌هاى انسانى است. وقوع انقلاب صنعتى در سدهٔ هيجدهم، که موجب دگرگونى و تحول شرايط و روابط زندگى اقتصادى و اجتماعى جوامع بشرى شد، همراه با به ارمغان آوردن نتايج سودمند و آسايش‌بخش، پيامدهاى زيانبارى نيز با خود آورد که از آن جمله ايجاد خطرها و حوادث کار، بهره‌کشى از نيروى کار و دشوارى تأمين‌ معاش کارگران بود. براى روياروئى با اين پيامدهاى خسارت‌آور و اکنش‌هائى به‌صورت‌هاى گوناگون پديد آمد که از جملهٔ آنها ايجاد اتحاديه‌ها و سنديکاهاى کارگرى و صنفى و انجمن‌هاى بشردوستانه و صندوق‌هاى تعاونى بود. نهضت تعاونى مدرن و سازمان‌ يافته نخست از انگلستان، مهد انقلاب صنعتى، شروع شد. در واقع با اختراع نخستين ”ماشين بخار“ توسط ”جيمز وات“ انقلاب صنعتى به شيوهٔ نوين آغاز شد و جهان و پيوندهاى بشرى را دگرگون ساخت.


با ماشينى شدن اين کشور و ايجاد کارخانه‌ها، کارگران با دشوارى‌هائى مواجه شدند. کمى دستمزد، ساعت‌هاى کار طولانى و دشوار، مشکل‌ تهيهٔ خواروبار و مواد مورد نياز زندگى آنان را با وضعيت دشوار و ناگوارى رو به رو ساخت. براى حل اين مسائل و مشکل‌ها، نخست افراد ثروتمند و توانگرى پيدا شدند که خواروبار و مواد مورد نياز کارگران را مى‌خريدند و بعد به‌ بهاء مناسب و ارزان به آنان مى‌فروختند و پس از آن از تعاون يا نيروى همکارى خودِ کارگران براى بهبود شرايط زندگى آنان استفاده کردند. انديشمندان بشردوستى مانند رابرت اوون، ويليام تامپسون و دکتر ويليام کينگ از جمله انسان‌هائى بودند که با مشاهدهٔ آن بى‌عدالتى‌ها به تدبيرگرى پرداختند. اين انسان‌دوستان خردمند و مسالمت‌جو با آموزش‌هاى بشردوستانهٔ خود به گسترش تعاون ميان کارگران پرداختند و از سازماندهى نيروى کارگران براى روياروئى با مشکل‌ها و درمان دردهاى اجتماعى آنان يارى گرفتند. رابرت اوون (۱۷۷۱ - ۱۸۵۸) يک کارخانه‌دار توانگر و ثروتمند بود که در کارخانه‌هاى خود به اصلاح‌گرى و رفرم اجتماعى دست زد. او معتقد بود انسان زير تأثير محيط خشک و خشن و فضاى منجمد پيرامون خويش است و براى آنکه به آسايش و خوشبختى برسد کافى است که از راه آموزش درست و سالم و آگاهى دادن و بيدار کردن وجدان او، محيط و قضاى انسانى جديدى براى رشد وى فراهم کنيم.


در پى پخش و نشر اين انديشه‌هاى اصلاح‌طلبانه و بهبودگرايانه بود که ”شرکت تعاونى لندن“ تشکيل شد و ضمن خدمت‌رسانى به اعضاء خود انديشه‌هاى ”رابرت اوون“ را نيز تبليغ مى‌کرد. ويليام تامپسون (۱۷۸۰ - ۱۸۳۳) در ادامهٔ راه اصلاح‌طلبى و بهبودگراى اجتماعى رابرت اوون، سه اصل را پيشنهاد مى‌کرد:


- حکومت مى‌بايد به‌طور کامل نماينده و وکيل افراد جامعه و بيانگر خواست همگانى مردم باشد و جمعيت زنان همانند جمع مردان از حق رأى برخوردار باشند؛


- آموزش و پرورش مى‌بايد براى تمام طبقه‌هاى جامعه آزاد باشد و در اختيار همگان قرار گيرد و از انحصار و تحصيل خارج شود و


- مشاغل و مناصب از انحصار (طبقه معين) خارج شود و در دسترس و دستيابى همگان قرار گيرد. گسترش اين انديشه‌ها و آموزشگرى‌هاى سازنده موجى از تعاون‌خواهى و اصلاح‌طلبى مسالمت‌آميز را در انگلستان به‌وجود آورد. گسترش کارساز تعاونى‌ها و اوج اين نهضت تعاونى را مى‌بايد مرهون گام‌هاى سازندهٔ نسّاجان و پارچه‌بافان شهر ”راچديل“ دانست. در سال ۱۸۴۱ در اين شهر صنعتى بى‌عدالتى بيداد مى‌کرد. ساعت‌هاى طولانى کار، دستمزد کم، کار زنان و بچه‌ها و دشوارى تأمين معاش زحمتکشان را عذاب مى‌داد.


فقر و بهره‌کشى کشنده و دشوارى شرايط زندگى قابل تحمل نبود. براى روياروئى با اين وضع ناگوار، پارچه‌بافان شهر راچديل در سال ۱۸۸۴ نخست يک ”مغازهٔ تعاونى“ تشکيل دادند که ابتدا با ۲۸ عضو شروع به‌کار کرد و يک سال بعد تعداد اعضاء آن به ۷۴ نفر رسيد و سرمايهٔ آن نيز افزايش يافت و به‌تدريج به‌سوى کاميابى گام نهاد.


اين نهضت به‌تدريج از شهر راچديل به ديگر شهرهاى انگلستان سرايت و نفوذ کرد. امروزه شبکهٔ تعاونى‌هاى مصرف تمام سرزمين بريتانيا را پوشانده است. در سال ۱۹۴۳ حجم معامله‌هاى تعاونى‌هاى مصرف بالغ بر يک ميليارد و سيصد و بيست ميليون دلار و مازاد (سود) تقسيم شده ميان اعضاء تعاونى‌هاى مذکور ۱۳۴ ميليون دلار بود.


کاميابى تعاونى‌هاى مصرف موجب ايجاد تعاونى‌هاى بيمه‌اى يا شرکت‌هاى بيمهٔ تعاونى شد که هر يک به سهم خود خدمات ارزنده‌اى به اعضاء خود ارائه کردند.


جا دارد افزون کنيم که نهضت تعاونى در کشور فرانسه نيز به کاميابى‌هاى شايان توجهى دست يافت. نخستين تعاونى‌ها در سال‌هاى ۱۸۳۰ - ۱۸۴۸ تشکيل شدند. شارل فوريه براى نوسازى جامعهٔ فرانسه، توسل به سيستم تعاونى مصرف (حذف تمام واسطه‌ها و دلالان و اصلاح سازمان تجارت) را با طرح ”برنامهٔ فوريه“ ضرورى و بايسته تشخيص داد. هانرى سيمون (۱۷۶۰ - ۱۸۲۵) يکى ديگر از پيشگامان نهضت تعاونى در فرانسه است. او تمام زندگى خود را صرف تجديد سازمان اجتماع (بازنگرى ساختارهاى اجتماعى - اقتصادى) کرد و ايجاد سازمان‌هاى تعاونى را چاره‌گر دردهاى اجتماعى و محو استثمار (بهره‌کشى) انسان از انسان مى‌دانست.