در دوران‌هاى گذشته، هرگاه يکى از افراد قبيله صدمه و زيانى مى‌ديد ديگر اعضاءِ قبيله به او يارى مى‌رساندند. به‌طور نمونه هنگامى‌که گرگ گوسفندان کسى را مى‌دريد و او دچار دشوارى مالى و معيشتى مى‌شد يا يکى از اعضاءِ قبيله طعمهٔ درندگان وحشى مى‌شد يا بر اثر پيشامدهاى آسمانى و جوى مانند صاعقه (برق‌زدگي) از بين مى‌رفت ساير افراد قبيله به فرد يا خانوادهٔٔ زيانديده کمک مى‌کردند. اين پديده هنوز هم در زمان ما ديده مى‌شود چنانکه در روستاها هنگامى‌که يکى از روستانشينان در پى حادثه يا بيمارى ناقص و از کارافتاده مى‌شود يا از بين مى‌رود اهل روستا هر يک به‌اندازهٔ توانائى خود به زيانديدگان يارى مى‌رسانند. هنوز هم در ميان دامپروران ما نگهدارى گله‌ها و رمه‌ها را به‌نوبت مى‌پذيرند.


در روستاها، کشاورزان درو و خرمن‌کوبى محصول يکديگر را بدون اجرت و پاداش به‌صورت کار رايگان انجام مى‌دهند و اين کردار کم‌کم به ‌شکل رسم و سنت و نوعى خويش‌کارى اخلاقى درآمده است. در واقع کمک‌رساني، همکارى و تعاون از ويژگى‌هاى هستى انسان و زائيدهٔ زندگى اجتماعى و گروهى است. به سخن ديگر، همراهى و همکارى انسان‌ها از قانون نياز انسان به انسان و همبستگى ذاتى و سرشتى آنان سرچشمه مى‌گيرد و سيراب مى‌شود. بايسته است يادآورى کنيم که در اين کردار اجتماعي، افراد قبيله يا مردم روستا و کشاورزان زيان وارد به اشخاص زيانديده را جبران نمى‌کنند، بلکه زيان روى ‌آورده را، در حدود توانائى مالى خود، ميان خود تقسيم و سرشکن مى‌کنند. در واقع هدف يارى‌رسانان تسکين و آرام‌بخشى درد و رنج. زيانديدگان و دستگيرى از همنوعان است و اين همان کارى است که انسان‌هاى نيکوکار و سازمان‌هاى نيکوکارى و مددرسانى در گذشته و اکنون انجام مى‌دهند. البته اين يارى‌رسانى‌ها و نيکوکارى‌ها با آنچه ”بيمه“ ناميده مى‌شود از جهت مکانيسم يا ساخت و کار تفاوت دارند. ولى به‌ هرحال، بنياد و چيستى و درون هستى همهٔ اين نهادها در ”اصل تعاون و همياري“، که بافت پيوندى زندگانى انسان‌ها را مى‌سازد، ريشه و سرچشمه دارد. بر پايهٔ پاپيروس به‌دست آمده، سنگ‌تراشان مصر باستان در ۴۵۰۰ ق م براى کمک به يکديگر و پشتيبانى از خود در برابر حوادث و پيشامدهاى زيانبار، صندوقى ترتيب داده بودند که هر يک از آنان سهمى مى‌پرداختند و از کمک‌هاى صندوق بهره‌مند مى‌شدند.


در ۲۲۵۰ ق م نيز ”هامورابى‌“، پادشاه قانون‌گذار بابل، قانونى برقرار کرده بود که بر پايهٔ آن متصديان حمل و نقل، که آنان را ”دارماتا“ مى‌گفتند، در خصوص حمل و نقل کالاها در برابر صاحبان آنها مسئوليت داشتند. بدين معنا که دارماتا يا حمل و نقل‌کنندگان، که حقوق و عوارض سنگينى براى اشتغال به اين حرفه مى‌پرداختند، بر پايهٔ قواعد و ضوابط مقرر در برابر صاحب کالا جوابگو بودند و در صورتى‌که کالاها سالم و درست به مقصد نمى‌رسيد کيفرهاى سنگينى مانند مصادرهٔ اموال و دارائى‌ها، به غلامى و بردگى گرفتن اعضاءِ خانواده و گاه قتل متصدى حمل و نقل در اين مقررات پيش‌بينى شده بود.


اين قانون خشن و اين کيفرهاى سخت و سنگين موجب شد که کمتر کسى نامزد شغل حمل و نقل کالا شود. در نتيجه کار تجارت و داد و ستد دچار رکود شد. سرانجام ضرورت و بايستگى ادامهٔ جريان بازرگانى و داد و ستد موجب تعديل و بهبود مقررات شد و مقرر شد که اگر کالاهاى مورد حمل و نقل بدون احراز تقصير متصدى باربرى تلف شوند يا دزديده شوند متصدى باربرى در برابر صاحب کالا مسئول نخواهد بود.


در سال‌هاى ۶۴۰ - ۵۸۸ ق م در آتن انجمن‌هائى ميان افراد يک صنف يا اعضاءِ گروه‌هاى فلسفي، مذهبى و سياسى به‌وجود آمد که آماج آنها حمايت و پشتيبانى از اعضاءِ در برابر پيشامدهاى زيانبار و ناگوار بود. اين انجمن‌ها صندوق‌هاى مشترکى تشکيل دادند که با دريافت سهم ماهانه از اعضاء، به‌هنگام ضرورت، به افراد زيانديده و آسيب‌خورده کمک مى‌کردند.


در رم باستان نيز انجمن‌ها و گروه‌هائى وجود داشت که با تشکيل صندوق‌هاى پشتيباني، به ‌هنگام نياز، به اعضاءِ خود يارى مى‌رساندند. وجوه گردآورى‌شده در اين صندوق‌ها که به‌صورت حق عضويت ماهانه يا حق ورود دريافت مى‌شد صرف هزينهٔ کفن و دفن اعضاءِ فوت‌شده مى‌شد.