صلح مصدر است و به معنى آشتى و تسالم و توافق مى‌باشد و اصطلاحاً صلح عبارت از تراضى و تسالم بر امرى است خواه تمليک عين باشد يا منفعت و يا اسقاط دين و يا حق و يا غير آن. (حقوق مدنى دکتر سيد حسن امامى جلد دوم صفحه ۳۱۵)


و ماده ۷۵۲ قانون مدنى درباره آن چنين تصريح دارد.


(صلح ممکن است يا در مورد رفع تنازع موجود و يا جلوگيرى از تنازع احتمالى يا در مورد معامله و غير آن واقع شود).


صلح اقسامى دارد که عبارت‌اند از:


- صلح معوض:

مثل اينکه کسى آپارتمان خود را به ديگرى صلح کند که او هم در عوض آن باغچه‌اى را به او صلح نمايد در چنين صلحى بين عوض و معوض از لحاظ ارزش، تعادل و تناسب برقرار است.


- صلح غيرمعوض:

صلحى است که کسى در مقابل مالى که به ديگرى صلح مى‌نمايد چيزى درافت نمى‌نمايد مثل اينکه پدرى خانه‌اى را به فرزند خود صلح نمايد بدون اينکه از او چيزى مطالبه کند در چنين وضعيتى صلح غيرمعوض يا بلاعوض است.


- صلح محاباتى:

صلحى است که بين مال موضوع صلح و عوض از لحاظ ارزش اقتصادى تعادل يا تساوى رعايت نشده باشد مانند اينکه شخصى آپارتمانى که مثلاً بيست ميليون تومان ارزش دارد در مقابل يک کيلو نبات يا يک جلد کتاب يا صد تومان وجه نقد صلح نمايد.


بنابراين صلح از عقود معين است که در قانون مدنى مورد توجه قرار گرفته است و مواد ۷۵۲ تا ۷۷۰ قانون مزبور راجع به صلح مى‌باشد.


که درباره آن گفته‌اند، صلح قالبى است که همه عقود در آن مى‌گنجند، زيرا ماهيت و نتيجه عقد بيع، اجاره، عاريه، هبه، ابراء را دارد ولى هيچ‌يک از عقود مزبور نيست به‌عنوان مثال.


۱. اگر موضوع صلح عين معينى باشد در مقابل عوض معين (حقوق مدنى دکتر سيد حسن امامى جلد دوم صفحه ۳۲۰) نتيجه آن همان نتيجه بيع خواهد بود بدون آنکه احکام خاص بيع در آن جارى شود.


۲. اگر موضوع صلح منافع مالى در عوض مال معينى باشد. نتيجه اجاره را دارد اما اجاره نيست.


۳. اگر صلح بر استيفاء منافع مالى به‌طور مجانى باشد. نتيجه عاريه را دارد. اما عاريه نيست.


۴. اگر صلح اسقاط حقى باشد نتيجه ابراء را دارد ولى ابراء نيست. به اين‌جهت صلح را سيدالعقود يا سيدالاحکام هم ناميده‌اند.