از مصدر وهب و در لغت به معنى بخشش و تمليک بلاعوض است و در اصطلاح فقهاى اماميه داراى دو معنى مى‌باشد.


هبه به معنى اعم:

و آن تمليک مال بدون عوض مى‌باشد هبه در معنى مزبور مترادف با کلمه عطيه است و شامل هديه، جايزه، نحله، صدقه و وقف مى‌باشد.


هبه به معنى اخص:

همان تعريفى است که در قانون مدنى به‌شرح زير مورد توجه قرار گرفته است.


(ماده ۷۹۵) ـ هبه عقدى است که به موجب آن يک نفر مالى را مجاناً به کس ديگرى تمليک مى‌کند. تمليک‌کننده را واهب، طرف ديگر را متهب، مالى را که مورد هبه است عين موهوبه مى‌گويند. هبه نيز مانند صلح از عقود معين است که برابر مواد ۷۹۵ تا ۸۰۷ قانون مدنى داراى آثار و نتايجى مى‌باشد که براى آگاهى بيشتر، علاقمندان مى‌توانند به مواد مربوطه و کتب حقوقى مرجع مراجعه نمايند.


به اين ترتيب مشاهده مى‌گردد که اگر تاجرى بعد از اينکه دچار توقف در امور تجارت گرديد مالى از اموال خود را چه از اموال غيرمنقول مانند زمين، خانه، آپارتمان، مغازه و يا اموال منقول مانند فرش، يخچال، تلويزيون و غيره، مورد معامله قرار دهد. اعم از اينکه صلح محاباتى يا هبه باشد، به‌علت اينکه انجام صلح يا هبه به حقوق طلبکاران ضرر وارد مى‌نمايد محکوم به بطلان بوده و بلااثر است.


همان‌طورى که بندهاى ۱و ۲ ـ ماده ۴۲۳ قانون تجارت اين قبيل معاملات را تحت هر عنوانى که انجام شود و نتيجه آن به ضرر طلبکاران باشد باطل و بى‌اعتبار شناخته است مثل اينکه تاجرى مقدارى از اموال خود را به رهن ديگرى بدهد يا اينکه مقدارى از اموال او به نفع بعضى از طلبکاران توقيف گردد که به ضرر ساير طلبکاران باشد. با اين قبيل اقدامات در حقيقت چنين اموالى موضوع حق غير قرار مى‌گيرد و به ضرر طلبکاران مى‌باشد. به اين جهت باطل و بى‌اعتبار مى‌باشد که رأى هيئت عمومى ديوان‌عالى کشور نيز بر اين موضوع تأکيد دارد.