منظور از بيمه اتکائى اين است که در مواردى يک شرکت بيمه در عين حال که در مقابل بيمه‌گذاران تعهداتى بر عهده دارد و بيمه‌گر ناميده مى‌شود. سرمايه و تعهّدات خود را نزد شرکت ديگرى بيمه مى‌نمايند و اين امر موجب دلگرمى و تقويت بنيه مالى شرکت مى‌گردد. به‌عنوان مثال شرکت الف که با سرمايه معينى به امر بيمه مبادرت مى‌کند و عنوان بيمه‌گر را دارد، ضمن قرارداد ديگرى که با شرکت ب منعقد مى‌نمايد تعهدات و يا بخشى از آن را در آن شرکت بيمه مى‌نمايد تا اگر خسارتى متوجه او گردد توان و بنيهٔ مالى او به کلى از بين نرود و معمولاً در موارد متعددى نسبت به بيمه اتکائى اقدام مى‌نمايند که از جمله به دو نمونه زير اشاره مى‌گردد.


ـ گاهى اوقات تعداد بيمه‌گذاران يک شرکت ممکن است زياد باشد و سرمايه شرکت بيمه براى انجام تعهدات او يعنى جبران خسارت احتمالى کافى نباشد يا اينکه پيشنهاداتى مبنى بر امر بيمه به شرکت مى‌شود که به‌علت کمى سرمايه به تنهائى قادر به بيمه آن امر نمى‌باشد در اين قبيل موارد دو يا چند شرکت به‌طور مشترک خطرات و يا اشيائى را بيمه مى‌نمايد در چنين صورتى‌که هر يک از شرکت‌ها به کمک ديگرى مال و اشيائى را بيمه مى‌نمايد. موضوع بيمه اتکائى تحقق پيدا مى‌کند زيرا بيمه‌گر اول با قوت قلب و اطمينان بيشترى به امر بيمه و فعاليت‌هاى مربوط به آن مى‌پردازد در چنين مواردى معمولاً بيمه‌گر دوم با بيمه‌گذار رابطه مستقيمى ندارد و از لحاظ حقوقى او را نمى‌شناسد ولى به‌عنوان بيمه‌گر اتکائى مازاد خسارت را مى‌پردازد.


ـ در موارد ديگرى ممکن است شرکت بيمه اول يعنى بيمه‌گر تمام يا قسمتى از خسارت مربوط به اشياء بيمه‌شده را که موضوع بيمه مى‌گويند وسيله بيمه‌گر ديگرى بيمه نمايد در چنين صورتى هم بيمه اتکائى ايجاد مى‌شود چرا که بيمه اتکائى در حقيقت بيمه مجددى است که بيمه‌گذار آن مؤسسه بيمه، و بيمه‌گر آن هم مؤسسه بيمه ديگرى است. به اين جهت گفته مى‌شود که با توجه به خطرات روزافزونى که به واسطه حوادث مختلف براى موضوع بيمه وجود دارد. بيمه و بيمه اتکائى لازم و ملزوم و يا مکمل يکديگر مى‌باشند.