اما ذکر اين نکته لازم است که اوراق سهام بايد چاپى و يکنواخت باشد و داراى شماره رديف بوده و با امضاء حداقل دو نفر از کسانى که برابر اساسنامه مجاز به امضاء مى‌باشند رسيده باشد.

سهم بى‌نام

در حقيقت نوعى از اسناد در وجه حامل مى‌باشد و به ورقه‌اى گفته مى‌شود که اسم دارنده آن در ورقه درج نمى‌شود و چون نام صاحب سهم معلوم نمى‌باشد هر کس آن ورقه را در اختيار داشته باشد صاحب آن شناخته مى‌شود و از لحاظ سرعت عمل و تسريع در عمل تجارت سهام بى‌نام بهتر است. زيرا اگر کسى بخواهد سهام بى‌نام خود را بفروشد کافى است که قيمت آن را دريافت نمايد و اوراق سهم را به‌طرف تسليم کند. در اين‌‌صورت کسى که سهم به او تسليم شده است صاحب و مالک آن است و مى‌تواند از منافع آن استفاده نموده و در مجمع عمومى شرکت به‌نام دارنده سهم شرکت نمايد. و در موقع انحلال شرکت هم از دارائى او استفاده کند و سهامى که در بورس‌ها معامله مى‌گردد اغلب سهام بى‌نام است. در شرکت‌هاى سهامى گاهى تمام سهام به‌صورت بى‌نام و يا بانام است و گاهى اوقات قسمتى از سهام بانام و قسمتى ديگر بى‌نام مى‌باشد و البته اين موضوع با سياست اقتصادى آن شرکت مرتبط مى‌باشد سهام بانام را اغلب کسانى خريدارى مى‌کنند که کمتر قصد انتقال آنها را دارند زيرا تشريفات انتقال اين نوع سهام از سهام بى‌نام بيشتر است. همان‌طورى که ماده ۴۰ قانون تجارت مى‌گويد.


انتقال سهام بانام بايد در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد انتقال‌دهنده و يا وکيل و يا نماينده قانونى او بايد انتقال را در دفتر مذکور امضاء کند ....


ليکن بايد توجه داشت که سهام بانام و بى‌نام در تمام مراحل داراى ارزش واحد و يکسان مى‌باشند و دارنده آنها در نفع و ضرر و استفاده از منافع شرکت به‌طور مساوى سهيم و شريک مى‌باشد. منتهى برابر ماده ۳۰ قانون تجارت تا زمانى که مبلغ اسمى هر سهمى پرداخت نشده باشد صدور ورقه سهم بى‌نام يا گواهى موقت بى‌نام ممنوع مى‌باشد. بلکه به تعهدکنندگان اين گونه سهام بايد گواهى موقت سهام بانام داده شود و چگونگى نقل و انتقال آنها تابع مقررات سهام بانام مى‌باشد.

سهم بانام

به سهمى گفته مى‌شود که دارنده آن مشخص و معلوم باشد براى اين منظور در محل شرکت دفترى وجود دارد که در آن شماره رديف سهام و دارنده آن ذکر شده و به اين ترتيب مشخص مى‌شود که هر سهم متعلق به چه کسى است انتخاب سهم با نام معمولاً براى اين است که شرکت، شرکاء خود را بشناسد و بداند سهام شرکت در دست چه اشخاصى مى‌باشد. و از طرفى کسانى سهام بانام خريدارى مى‌نمايند که بخواهند آنها را نگهدارى نموده و قصد انتقال آن را نداشته باشند.

سهم ممتاز

سهام ممتاز به سهامى گفته مى‌شود که بر سهام بانام و بى‌نام در سود و سرمايه شرکت برترى دارند و در موقعى که شرکت نياز به افزايش سرمايه داشته باشد ولى کسى حاضر به خريد نشود ممکن است سهام ممتاز منتشر کنند. همين‌طور وقتى شرکتى بخواهد تعدادى از اشخاص سرشناس و با اعتبار را وارد و سهيم در شرکت نمايد. به‌عنوان مثال اگر شرکت به اشخاص بصير (باتجربه) و صاحب‌‌نظر و کارشناس در امر اقتصادى احتياج داشته باشد سهامى به‌ نام سهام ممتاز به آنها داده و قيمت آنها را دريافت مى‌کند و از جمله امتيازى که به دارندگان آنها مى‌دهد اين است که مثلاً در مجمع عمومى عادى براى هر سهم ممتاز دو حق رأى وجود داشته باشد. و يا اينکه به علت افزايش فورى سرمايه، سهامى منتشر نمايند که ۱۰% از منافع آن ابتدا بين دارندگان سهام ممتاز تقسيم و بقيه منافع بين ساير دارندگان سهام اعم از عادى و ممتاز تقسيم گردد و يا در صورت انحلال شرکت ابتدا قيمت سهام ممتاز پرداخت شود و بعد بقيه بين صاحبان سهام بانام و بى‌نام تقسيم گردد البته سهام ممتاز در صورتى قابل انتشار هستند که اساسنامه شرکت اجازه انتشار آن را داده باشد و يا اينکه مجمع عمومى فوق‌العاده آن را تصويب نمايد و در اين خصوص تبصره ۲ ماده ۲۴ قانون تجارت چنين مى‌گويد:


در صورتى‌که براى بعضى از سهام شرکت با رعايت مواد قانون مزايائى قائل شوند اين‌ گونه سهام، سهام ممتاز ناميده مى‌شوند.