شرکت نسبى شرکتى است که براى امور تجارتى تحت عنوان و اسم مخصوصى بين دو يا چند نفر تشکيل مى‌شود و مسؤوليت هر يک از شرکاء به نسبت سرمايه‌اى است که در شرکت گذاشته‌اند. در شرکت نسبى بعد از اسم شرکت عبارت (شرکت نسبي) و حداقل اسم يکى از شرکاء شرکت بايد ذکر شود و در صورتى‌که اسم شرکت شامل نام همه شرکاء نباشد بعد از اسم شريک يا شرکائى که قيد شده عبارتى از قبيل (شرکاء و برادران) ضرورى مى‌باشد.

چگونگى تشکيل شرکت نسبى

براى تشکيل شرکت نسبى رعايت نکات زير ضرورى است:


۱. شرکت‌نامه برابر قانون تنظيم شده باشد.


۲. تمام سرمايه نقدى شرکت پرداخت گردد.


۳. سهم‌الشرکه غير نقدى شرکت با رضايت همه شرکاء ارزيابى و تسليم گرديده باشد.


۴. منافع حاصله به نسبت سهم‌الشرکهٔ هر شريک تقسيم مى‌شود مگر اينکه به‌ موجب شرکت‌نامه ترتيب ديگرى مقرر شده باشد.


۵. مسؤوليت مدير يا مديران شرکت در مقابل شرکاء مانند مسؤوليت وکيل در مقابل موکل است.


۶. شرکاء بايد از بين خود و يا از خارج حداقل يک نفر را به‌عنوان مدير شرکت معين نمايند.


۷. هيچ يک از شرکاء نمى‌تواند سهم خود را بدون رضايت ساير شرکاء به ديگرى منتقل نمايد بنابراين همان موارد و نکاتى که در مورد شرکت تضامنى در مواد ۱۱۸ الى ۱۲۳ قانون تجارت مقرر گرديده برابر ماده ۱۸۵ قانون مزبور در مورد شرکت‌هاى نسبى نيز لازم‌الرّعايه مى‌باشد.

تعهدات شرکاء شرکت نسبى

از جمله تعهدات شرکاء شرکت نسبى موارد زير را مى‌توان نام برد:


۱. اگر دارائى شرکت نسبى براى پرداخت تمام قروض شرکت کافى نباشد هر يک از شرکاء به نسبت سرمايه‌اى که در شرکت دارد مسؤوليت پرداخت قروض و تعهدات شرکت را برعهده خواهد داشت.


۲. تا موقعى که شرکت نسبى منحل نشده مطالبه قروض آن بايد از خود شرکت به عمل آيد ولى پس از انحلال طلبکاران مى‌توانند به فرد فرد شرکاء مراجعه نمايند تا به نسبت سرمايهٔ خود قروض آنها را پرداخت کنند.


۳. هرگاه کسى به‌عنوان شريک ضامن در شرکت نسبى شريک گردد به نسبت سرمايه‌اى که در شرکت مى‌گذارد مسؤول قروضى هم خواهد بود که شرکت قبل از عضويت او داشته است خواه در اسم شرکت تغيير داده شده يا نشده باشد. (ماده ۱۸۸ قانون تجارت)


۴. هر يک از شرکاء برخلاف اين موضوع قراردادى منعقد نمايند نسبت به اشخاص ثالث بلااثر خواهد بود.


طلبکاران شرکاء (مستفاد از مادهٔ قانون تجارت)

حقوق طلبکاران شخصى شرکاء به طريق زير تأمين مى‌شود:


۱. طلبکاران شخصى شرکاء نمى‌توانند طلب خود را از دارائى شرکت تأمين نموده و يا وصول نمايند ليکن در مواردى که در اثر انحلال سهمى از منافع به مديون آنها تعلق گيرد، مى‌توانند اقدامات قانونى لازم را معمول دارند.


۲. در صورتى‌که شرکت نسبى منحل نگرديده باشد و طلبکاران شخصى شرکاء نتوانند مطالبات خود را از دارائى شخصى شرکاء مديون وصول نمايند و سهم مديون از منافع شرکت جوابگوى ديون آنها نباشد مى‌توانند انحلال شرکت را تقاضا نمايند مشروط بر اينکه از شش ماه قبل مراتب را طى اظهارنامه رسمى به شرکت اطلاع داده باشند.


۳. در اين‌صورت شرکت يا شرکاء مى‌توانند تا موقعى که حکم انحلال شرکت صادر نگرديده است يا طلب آنها پرداخت نموده و يا اينکه رضايت آنها را حاصل نمايند تا از انحلال شرکت جلوگيرى شود.

ورشکستگى شرکت نسبى

در صورتى‌که شرکت نسبى ورشکسته گردد همان مقرراتى که در مورد شرکت تضامنى گفته شد عيناً اجراء مى‌گردد. به اين معنا که:


اولاً: ورشکستگى شرکت ملازمه با ورشکستگى شرکاء ندارد، يعنى اگر شرکت ورشکست گردد دليل بر اين نيست که شرکاء هم ورشکست گرديده‌اند. زيرا شخصيت حقوقى آنها مستقل و جدا از شخصيت حقوق شرکت است.


ثانياً: در صورتى‌که بعضى از شرکاء ورشکسته بشوند نيز ورشکستگى آنها ملازمه با ورشکستگى شرکت نخواهد داشت زيرا ورشکستگى يکى از شرکاء نمى‌تواند دليل ورشکستگى شرکت هم باشد چرا که ممکن است ساير شرکاء سهم او را تأديه نموده و او را از عداد شرکاء خارج نمايند و شرکت مانند گذشته به فعاليت‌هاى خود ادامه دهد.

انحلال شرکت نسبى

شرکت نسبى در موارد زير منحل مى‌شود.


۱. هرگاه موضوعى که شرکت جهت انجام آن تشکيل شده است عملى گرديده و يا انجام آن غير مقدور باشد.


۲. در صورتى‌که شرکت براى مدت معينى تشکيل شده و آن مدت خاتمه يافته باشد مگر در صورتى‌که شرکاء قبل از انقضاء موعد در مورد تمديد آن اقدام نموده باشند.


۳. زمانى که شرکت ورشکست شده باشد.


۴. در صورتى‌که شرکاء براى انحلال شرکت تراضى نموده باشند.


۵. هرگاه به موجب حکم قطعى دادگاه صلاحيت‌دار انحلال آن صادر شده باشد.


۶. در صورت فسخ شرکاء مشروط بر اين‌که برابر اساسنامه اين حق سلب نشده باشد و تقاضاى فسخ به قصد اضرار نباشد.


۷. در صورتى‌که يکى از شرکاء فوت نموده يا محجور شده باشد.


۸. در صورت ورشکستگى شرکاء.