حقوق طلبکاران شخصى شرکاء شرکت تضامنى

در قانون تجارت حقوق طلبکاران شخصى شرکاء شرکت‌هاى تضامنى به‌طور کامل و دقيق مورد توجه قرار گرفته که از جمله نکات زير را مى‌توان نام برد. (ماده ۱۲۹ قانون تجارت)


۱. طلبکاران شخصى شرکاء حق ندارند طلب خود را از دارائى شرکت تأمين يا وصول نمايند.


۲. اما تا زمانى که شرکت منحل نگرديده است، اگر منافع يا سودى داشته باشد که به بدهکار آنها تعلق دارد مى‌توانند اقدامات قانونى لازم را انجام دهند به‌عنوان مثال از دادگاه بخواهند که آنها را به نفع آنان بازداشت نموده و يا اينکه به آنان تحويل نمايد.


۳. هر گاه طلبکاران شخصى شرکاء شرکت تضامنى نتوانند طلب‌هاى خود را از دارائى شخصى بدهکاران خود وصول نمايند و سودى هم که عايد آنها مى‌شود کافى براى پرداخت بدهى نباشد در اين صورت مى‌توانند انحلال شرکت را تقاضا نمايند فرقى نمى‌نمايد که شرکت براى مدت محدود يا غيرمحدودى تشکيل گرديده باشد مشروط بر اينکه از شش ماه قبل منظور خود را طى اظهارنامه رسمى به اطلاع شرکت رسانيده باشند.


۴. در خصوص مورد فوق شرکت يا بعضى از شرکاء مى‌توانند تا موقعى که حکم انحلال شرکت صادر نگرديده است ديون آنها را پرداخت نموده و يا رضايت آنان را حاصل نمايند تا از انحلال شرکت جلوگيرى گردد.

ورشکستگى شرکت تضامنى

در مورد ورشکستگى شرکت ماده ۱۲۸ قانون تجارت چنين مى‌گويد:


(ورشکستگى شرکت ملازمه قانونى با ورشکستگى شرکاء و ورشکستگى بعضى از شرکاء ملازمه قانونى با ورشکستگى شرکت ندارد.)


منظور اين است که هرگاه شرکت تضامنى ورشکسته گردد به اين معنى نيست که شرکاء هم ورشکسته گرديده‌اند زيرا اين شرکت است که ورشکست گرديده نه شرکاء چرا که شخصيت حقوقى شرکت جدا از شخصيت حقوقى شرکاء و دارائى شرکت نيز جدا از دارائى شرکاء مى‌باشد. منتهى آثار ورشکستگى شرکت کم و بيش در دارائى شرکاء چهره خود را آشکار و نمايان مى‌سازد و گاهى اوقات آثار منفى ورشکستگى در وضعيت مالى شرکاء نيز محسوس و ملموس مى‌باشد و عکس اين موضوع نيز امکان دارد. به‌عنوان مثال ممکن است بعضى از شرکاء شرکت ورشکسته گردند در صورتى‌که شرکت قرص و پابرجا به فعاليت‌هاى خود ادامه مى‌دهد. به اين جهت با ورشکستگى بعضى از شرکاء شرکت منحل نمى‌گردد زيرا در صورت ورشکستگى يکى از شرکاء ساير شرکاء مى‌توانند سهم آن شريک را از دارائى شرکت به‌طور نقدى تأديه کرده او را از شرکت خارج نموده و شرکت کما فى‌السابق به فعاليت خود ادامه دهد. هما‌ن‌طورى که ماده ۱۳۱ قانون تجارت مؤيد اين مطلب مى‌باشد.

فسخ شرکت

شرکت تضامنى ممکن است به دلائل و جهاتى فسخ گردد به اين جهت ماده ۱۳۷ قانون تجارت در اين زمينه چنين تصريح دارد.


(فسخ شرکت در صورتى ممکن است که در اساسنامه اين حق از شرکاء سلب نشده باشد و ناشى از قصد اضرار به ديّان نباشد تقاضاى فسخ بايد شش ماه قبل از فسخ کتباً به شرکاء اعلام شود اگر موافق اساسنامه بايد سال به سال حساب شرکت رسيدگى شود. فسخ در مورد ختم محاسبه ساليانه به‌ عمل آيد.)


بنابراين با استناد و استفاده از ماده مزبور و با رعايت شرايط و نکات زير مى‌توان شرکت تضامنى را فسخ نمود.


۱. در اساسنامه حق فسخ از شرکاء سلب نشده باشد.


۲. فسخ شرکت به منظور اضرار ديان يعنى طلبکاران شرکت نباشد.


۳. تقاضاى فسخ بايد به‌طور کتبى شش ماه قبل از فسخ به شرکاء اعلام شده باشد.


۴. هرگاه به‌موجب اساسنامه هر سال بايد به حساب همان سال شرکت رسيدگى شود فسخ شرکت پس از خاتمه محاسبه شرکت به عمل آيد.


۵. نتيجه اينکه فسخ شرکت تضامنى تجويز گرديده است منتهى با رعايت محدوديت‌هائى که در بندهاى فوق اشاره گرديده، به‌عنوان مثال اگر غرض از فسخ شرکت ايراد ضرر و خسارت به طلبکاران باشد چنين فسخى صحيح و موجه نمى‌باشد. همين‌طور در مواردى که شرکاء از قبل در جريان فسخ شرکت قرار نگرفته باشند و يکى از شرکاء بخواهد که فوراً شرکت فسخ شود. به‌علت اينکه نتيجه فسخ ممکن است به ضرر شرکائى باشد ک از قبل اطلاع نداشته‌اند چنين فسخى هم ممنوع مى‌باشد و نکته آخر اينکه برخلاف اساسنامه و شرکت‌نامه هم نمى‌توان اقداماتى انجام داد زيرا هر اقدامى که برخلاف اساسنامه انجام گيرد باطل و بى‌اعتبار خواهد بود.

موارد انحلال شرکت تضامنى (ماده ۱۳۶ قانون تجارت با رعايت ماده ۱۹۹ راجع به انحلال شرکت سهامى)

شرکت تضامنى نيز مانند شرکت سهامى عام در موارد زير منحل مى‌شود.


۱. وقتى شرکت موضوعى را که براى آن تشکيل شده است انجام داده يا انجام آن غيرمقدور باشد.


۲. در صورتى‌که شرکت براى مدت معينى تشکيل شده و آن مدت منقضى شده باشد مگر اينکه قبل از انقضاء مهلت آن تمديده شده باشد.


۳. در صورتى‌که شرکت ورشکست شده باشد.


۴. در صورتى‌که شرکاء بر انحلال شرکت تراضى نموده باشند.


۵. هر گاه انحلال شرکت بر اثر حکم قطعى دادگاه باشد.


۶. در صورت فوت يا محجور شدن يکى از شرکاء.


۷. در صورت ورشکستگى يکى از شرکاء.