حسابرسى عملياتى

حسابرسى عملياتى رسيدگى هدفمند و منظم (سيستماتيک) از شواهد و مدارک يک سازمان دولتي، يک طرح، يک فعاليت و يا يک وظيفه است که به منظور ارائه ارزيابى مستقل عملکرد آن انجام مى‌گيرد. اين حسابرسي، اطلاعاتى را جهت ارتقاى سطح مسئوليت نظارت و انجام اقدام اصلاحى را به عهده دارند ارائه مى‌دهد.


حسابرسى عملياتى شامل حسابرسى صرفه اقتصادى و کارائى و برنامه است.


ـ حسابرسى صرفه اقتصادى و کارآئى شامل تعيين مواردى به‌شرح زير است:


۱. آيا واحد مورد بررسى در تهيه، حفظ و استفاده از منابع خود (از قبيل نيروى انسانى و دارائى‌ها) به‌ گونه‌اى اقتصادى و کارآ عمل مى‌کند؟


۲. علل هرگونه عدم کارآئى و غيراقتصادى بودن عمليات چيست؟


۳. آيا واحد مورد بررسي، قوانين و مقررات مرتبط با مسائل صرفه اقتصادى و کارآئى را رعايت مى‌کند؟


ـ حسابرسى طرح شامل تعيين موارد زير است:


۱. ميزان دستيابى به نتايج يا منافع تعيين شده توسط قانونگذار يا ساير ارگان‌هاى مجاز.


۲. اثربخشى سازمان‌ها، طرح‌ها، فعاليت‌ها يا وظايف.


۳. آيا واحد تحت بررسى قوانين و مقررات مربوط به طرح را رعايت کرده است؟


در حسابرسى صرفه اقتصادى و کارآئي، ممکن است بررسى شود که آيا در واحد تجارى:


ـ رويه‌هاى مناسبى در خريد و تدارکات به‌کار مى‌رود؟


ـ منابع موردنياز از نظر نوع، کيفيت و تعداد و قيمت به‌طور مناسب تحصيل مى‌شود؟


ـ از منابع به گونه‌اى مناسب مراقبت و نگهدارى مى‌شود؟


ـ از دوباره‌کارى کارکنان و انجام کارهاى بيهوده و کم‌بازده جلوگيرى مى‌شود؟


ـ از کم‌کارى و بيکارى (وجود کارکنان زائد) جلوگيرى مى‌شود؟


ـ از روش‌هاى عملياتى اثربخش استفاده مى‌شود؟


ـ از منابع (کارکنان، تجهيزات و لوازم) براى توليد يا ارائه به موقع و مناسب (از نظر کمى و کيفي) کالا و خدمات در سطح بهينه استفاده مى‌شود؟


ـ الزامات قانونى و مقرراتى که به‌نحو قابل ملاحظه‌اى بر تحصيل، حفظ و استفاده از منابع واحد مورد بررسى مؤثر است، رعايت مى‌شود؟


ـ براى اندازه‌گيري، گزارشگرى و نظارت بر صرفه اقتصادى و کارآئي، سيستم کنترل مديريت کافى وجود دارد؟


ـ معيارهاى معتبر و قابل اتکاء سنجش صرفه اقتصادى و کارآئى وجود دارد؟


حسابرسى طرح، ممکن است براى مثال شامل موارد زير باشد:


ـ ارزيابى اينکه هدف‌هاى طرح جديد يا در حال اجراء، صحيح، مناسب يا مربوط است .


ـ تعيين دامنه‌اى از طرح که به سطح مطلوبى از نتايج مورد نظر دست مى‌يابد.


ـ ارزيابى اثربخشى طرح و يا اجزاء تشکيل دهنده آن.


ـ تعيين عوامل بازدارنده در اجراء موفقيت آميز طرح.


ـ تعيين اينکه مديريت، روش‌هاى جايگزينى براى اجراء طرح در نظر گرفته است که احتمالاً به نتايج کاراتر يا هزينه کمتر منجر شود.


ـ تعيين اينکه طرح موردنظر نسبت به طرح‌هاى ديگر مکمل است، دوباره‌کارى است، تداخل دارد يا متناقض است.


ـ شناسائى راه‌هاى اجراء بهتر طرح.


ـ ارزيابى رعايت قوانين و مقررات مربوط به طرح.


ـ ارزيابى کفايت سيستم کنترل مديريت در خصوص اندازه‌گيري، گزارشگرى و نظارت بر اثربخشى طرح.


ـ تعيين اينکه مديريت از معيارهاى معتبر و قابل اتکاء سنجش اثربخشى طرح برخوردار است.