دومين استاندارد عمومى حسابرسى مقرر مى‌دارد:


در تمامى مراحل کار حسابرسي، مؤسسه حسابرسى و حسابرسان، اعم از دولتى يا عمومى بايد از هرگونه تمايلات شخصى و سازمانى مغاير با استقلال دور باشند، از نظر سازمانى مستقل باشند و استقلال فکرى و ظاهرى خود را حفظ کنند.


طبق اين استاندارد، مسئوليت حفظ استقلال به عهده حسابرس و مؤسسه حسابرسى است، به گونه‌اى که اظهار نظرهاى حرفه‌اي، نتيجه‌گيرى‌ها، قضاوت‌ها و پيشنهادهاى آنان بى‌طرفانه انجام شود و از نظر اشخاص ثالث آگاه نيز بى‌طرفانه تلقى شود.


حسابرسان نه تنها بايد مستقل باشند و رفتار و باور آنها استقلال آنان را تائيد کند، بلکه بايد دربارهٔ هر وضعيتى که ممکن است استقلال آنان را مورد ترديد قرار دهد، واکنش نشان دهند. کليه وضعيت‌ها به توجه نياز دارند، زيرا نکته اساسى اين‌جا است که نه تنها حسابرس در واقع بايد مستقل و بى‌طرف باشد، بلکه اشخاص ثالث آگاه نيز بايد او ار اين‌گونه تصور کنند.


حسابرسان دولتى و نيز مشاورينى که استخدام شده‌اند و متخصصين و کارشناسان داخلى بايد سه دسته کلى مسائل شخصي، بيرونى و سازمانى که استقلال آنها را خدشه‌دار مى‌کند را مورد توجه قرار دهند. هرگاه يک يا چند مورد از موارد ياد شده در انجام کار و گزارش بى‌طرفانه يافته‌هاى حسابرسى تأثير داشته باشد، حسابرس بايد يا از ادامهٔ کار حسابرسى خودداري، يا در برخى مواقع که کناره‌گيرى امکان‌پذير نباشد، موارد مغاير با استقلال را در بند دامنه رسيدگى گزارش حسابرس قيد کند. مضافاً در مواردى که حسابرسان، از کارکنان واحد مورد رسيدگى باشند، اين امر بايد به گونه‌اى مناسب در گزارش حسابرس منعکس شود.


حسابرسان غيردولتى نيز بايد اينگونه محدوديت‌هاى شخصى (درونى و بيروني) را مورد توجه قرار دهند، زيرا ممکن است بر توانائى آنها در آنجا کار و گزارش بى‌طرفانه يافته‌هاى آنها مؤثر باشد. در صورت عدم توانائي، حسابرس بايد از انجام کار کناره‌گرى کند. در اين موارد حسابداران رسمى آمريکا، هيئت عالى ايالتي، حوزهٔ عمل حسابرس مستقل و مؤسسه حسابرسى و نيز رهنمودهاى مربوط به مسائل شخصى (دروني) و بيرونى مندرج در اين بيانيه را مورد توجه قرار دهند.

ضعف‌هاى شخصى

در برخى از شرايط ممکن است حسابرسان نتوانند بى‌طرف باشند يا بى‌طرف به‌نظر برسند. مؤسسه حسابرسى مسئول به اجراء درآوردن خط‌مشى‌ها و روش‌هائى است که مديران را در شناسائى ضعف‌هاى احتمالى حسابرسان کمک کند. مديران و سرپرستان بايد نسبت به ضعف‌هاى کارکنان خود هشيار باشند. حسابرسان نيز موظف هستند مدير يا مسؤول مربوط در مؤسسه حسابرسى را در جريان ضعف‌هاى احتمالى شخصى خود قرار دهند. اينگونه ضعف‌هاى فردى حسابرسان، ممکن است به کل مؤسسه حسابرسى نيز تعميم يابد. ضعف‌هاى شخصى ممکن است شامل موارد زير باشد، هر چند که تنها به اين موارد محدود نمى‌شود:


- روابط رسمي، حرفه‌اي، شخصى يا مالى که ممکن است سبب شود تا حسابرس دامنه رسيدگى‌هاى خود را محدود کند، از افشاى برخى موارد امتناع ورزد، يا يافته‌هاى حسابرسى را کم اهميت يا غير واقع جلوه دهد


- نظرات مبتنى بر پيش‌داورى‌ها در خصوص افراد، گروه‌ها، سازمان‌ها، يا هدف‌هاى يک طرح خاص که مى‌تواند اظهارنظر حسابرسى را تحت تأثير قرار دهد


- داشتن مسئوليت‌هاى قبلى در سطح تصميم‌گيرى يا مديريت واحد اقتصادى که بر عمليات جارى يا طرح مورد رسيدگى تأثير دارد


- آن دسته از گرايش‌هائى که ناشى از وابستگى سياسى يا اجتماعى حسابرس است و به لحاظ استخدام شدن يا وفادارى به گروه، سازمان يا سطح سازمانى خاص به وجود مى‌آيد


- انجام حسابرسى واحد اقتصادى يا طرح توسط فردى که قبلاً، براى مثال، صورت‌حساب‌ها، ليست‌هاى حقوق، مطالبات و ساير پرداخت‌هاى آن واحد اقتصادى يا طرح را تائيد کرده است


- انجام هم‌زمان يا طى دوره بعد حسابرسى توسط فردى که متصدى نگهدارى حساب‌ها و دفاتر مالى واحد اقتصادى مربوط بوده است؛


براى مثال، يک نفر بخش قابل توجهى از پردازش يا چرخهٔ حسابدارى را از جمله تجزيه و تحليل، ثبت دفتر روزنامه، ثبت دفتر کل، تهيه، تعديل و بستن حساب‌ها و تهيه صورت‌هاى مالى انجام مى‌دهد و متعاقباً همان فرد اقدام به حسابرسى همان کار مى‌کند. در مواردى که حسابرس به‌عنوان پردازشگر اصلى معاملات واحد اقتصادى عمل مى‌کند، اما واحد اقتصادى حسابرسى شده مسؤوليت ثبت دفاتر و تهيه صورت‌هاى مالى را مى‌پذيرد، استقلال حسابرس الزاماً خدشه‌دار نمى‌شود.


- داشتن منافع مالى مستقيم يا غيرمستقيم قابل توجه در واحد اقتصادى يا طرح مورد رسيدگى.

ضعف‌هاى برون سازمانى

عوامل بيرونى مؤسسه حسابرسى ممکن است اجراء حسابرسى را محدود سازد يا در توانائى‌هاى يک حسابرس نسبت به ارائه اظهارنظر و نتيجه‌گيرى مستقل و بى‌طرفانه او مؤثر باشد. براى مثال، در شرايط زير ممکن است حسابرسى تحت تأثير منفى قرار گيرد و حسابرس در قضاوت مستقل و بى‌طرفانه خود کاملاً آزاد نباشد:


- مداخلات يا تأثيرات برون سازمانى که به‌نحو نادرست يا غيرمعقولى دامنه رسيدگى حسابرسى را محدود مى‌کند يا تغيير مى‌دهد


- مداخلات برون سازمانى در انتخاب يا اجراء روش‌هاى حسابرسى يا در انتخاب نمونه معاملات و رويدادهاى مالى مورد رسيدگى


- محدوديت‌هاى غيرموجه در مورد تعيين زمان مجاز تکميل کار حسابرسى


- مداخلات برون سازمانى در انتصاب، مأموريت و ارتقاء کارکنان مؤسسه حسابرسى


- ايجاد محدوديت در ميزان اعتبار مالى يا در ساير منابع در دسترس مؤسسه حسابرسي، که در توانائى اجراء وظايف آن تأثير منفى دارد


- هرگونه اختيارى که بر قضاوت حسابرس نسبت به محتواى مناسب گزارش حسابرسى مسلط باشد و يا بر آن تأثير بگذارد


- اعمال نفوذهائى که ادامهٔ کار حسابرس را به دلايلى غير از صلاحيت حرفه‌اى يا نياز به خدمات حسابرسى به مخاطره انداز