اولين استاندارد اجراء عمليات حسابرسى عملياتى عبارت است از: کار حسابرسى بايد به گونه‌اى مناسب برنامه‌ريزى شود.


در برنامه‌ريزي، حسابرسان بايد هدف حسابرسي، دامنه رسيدگى و روش اجرائى دستيابى به آن هدف‌ها را تعريف کنند. هدف عبارت است از آنچه که حسابرسى براى دستيابى به آن انجام مى‌شود. هدف حسابرسي، عناوين کار حسابرسى و جنبه‌هائى عملياتى مربوط به آن، هم‌چنين يافته‌هاى بالقوه و عناصر گزارش حسابرسى مورد انتظار حسابرسان را مشخص مى‌سازد (عناصر يافته‌هاى حسابرسى در بند ۴۹/۶ الى ۵۲/۶ تشريح شده است).هدف حسابرسى را مى‌توان سؤالاتى درباره طرح تصور کرد که حسابرسان در صدد پاسخ دادن به آن هستند دامنه رسيدگى مرز اجراء عمليات حسابرسى است و مواردى از قبيل دوره رسيدگى و مکان‌هاى مورد رسيدگى را مشخص مى‌سازد. روش اجراء عمليات شامل اقدامات جمع‌آورى اطلاعات و روش‌هاى تحليلى است که حسابرسان به منظور دستيابى به هدف حسابرسى انجام مى‌دهند.


استانداردهاى پذيرفته شده حسابدارى دولتي، استانداردهاى سازمان‌هاى دولتي، فعاليت‌ها و وظايف هستند. در اين مبحث فقط از واژهٔ ”طرح“ استفاده مى‌شود، هر چند مفاهيم ارائه شده در مورد حسابرسى سازمان‌ها، فعاليت‌ها و وظايف نيز کاربرد دارد.


حسابرسان بايد روش اجراء عمليات را به‌نحوى طراحى کنند که شواهد کافي، کامل و مربوط را براى دستيابى به هدف حسابرسى فراهم کند. روش اجراء عمليات نه تنها ماهيت روش‌هاى اجرائى حسابرسان، بلکه ميزان اين روش‌ها (از قبيل تعداد نمونه‌هاى آماري) را شامل مى‌شود.


حسابرسان در برنامه‌ريزى حسابرسى عملياتى بايد:


- اهميت و نيازهاى استفاده کنندگان بالقوه گزارش حسابرسى را در نظر بگيرند.


- شناختى از طرح مورد حسابرسى به‌دست آورند.


- الزامات قانونى و مقرراتى را در نظر بگيرند.


- کنترل‌هاى مديريت را در نظر بگيرند.


- معيارهاى موردنياز جهت ارزيابى موضوعات حسابرسى را مشخص کنند.


- يافته‌ها و پيشنهادهاى بااهميت ناشى از حسابرسى‌هاى قبلى را مشخص کنند که مى‌تواند بر هدف‌هاى حسابرسى جارى مؤثر باشد. حسابرسان بايد تعيين کنند که آيا مديريت، علل و شرايط موجد آن يافته‌ها را تصحيح کرده و آن پيشنهادها را به‌کار بسته است يا خير.


- منابع بالقوه اطلاعاتى را مشخص کنند که مى‌تواند به‌عنوان شواهد حسابرسى استفاده شود و مؤيد اعتبار و اطمينان اين اطلاعات باشد. اين موارد مى‌تواند شامل اطلاعات گردآورى شده توسط واحد مورد رسيدگي، اطلاعات ايجاد شده توسط حسابرسان يا اطلاعات ارائه شده توسط اشخاص ثالث باشد.


- بررسى کنند که آيا کار حسابرسى ساير حسابرسان و کارشناسان مى‌تواند برخى از هدف‌هاى حسابرسان را تأمين کند.


- کارکنان و ساير منابع موردنياز براى اجراء عمليات حسابرسى را تأمين کنند.


- برنامه کتبى حسابرسى را تهيه کنند.


برنامه‌ريزى بايد در تمام مراحل حسابرسى تداوم داشته باشد. هدف حسابرسي، دامنه رسيدگى و روش‌هاى اجراء عمليات، به‌طور مجزا تعيين نمى‌شوند. حسابرسان برنامه حسابرسى را با در نظر گرفتن اين سه عامل تعيين مى‌کنند، چرا که در تعيين هر يک از آنها، ساير عوامل را نيز بايد در نظر گرفت.

اهميت و نيازهاى استفاده کنندگان

حسابرسان بايد به موضوع اهميت در برنامه‌ريزي، اجراء عمليات و گزارشگرى حسابرسى عملياتي، توجه داشته باشند. اهميت يک موضوع، به معناى اهميت نسبى آن از نظر هدف حسابرسى و ديدگاه استفاده کنندگان بالقوه گزارش حسابرسى است. در تشخيص اهميت يک موضوع، عوامل کيفى همانند عوامل کمّى مهم است. عوامل کيفى مى‌تواند شامل موارد زير باشد:


- lسعت و حساسيت طرح مورد حسابرسى


- جديد بودن برنامه کار يا تغيير در شرايط آن


- نقش حسابرسى در ارائه اطلاعات بهبود دهنده پاسخگوئى عمومى و تصميم‌گيرى


- سطح و ميزان بررسى يا ساير اشکال نظارت مستقل


گروهى از استفاده کنندگان گزارش حسابرسان، مسئولان دولتى هستند که ممکن است صادر کننده اجازه حسابرسى و يا درخواست کنند انجام آن باشند. واحد مورد رسيدگى استفاده کننده مهم ديگر گزارش حسابرسى است که مسئوليت دارد در خصوص توصيه‌هاى حسابرسان اقدام کند. ساير استفاده کنندگان گزارش حسابرسان عبارت هستند از: مسئولان دولتى (به‌جزء کسانى که مجوز انجام حسابرسى را صادر و يا انجام آن را درخواست کرده‌اند)، وسائل ارتباط جمعي، گروه‌هاى ذى‌علاقه و عموم شهروندان. اين گروه از استفاده کنندگان بالقوه ممکن است علاوه بر علاقه‌مندى به طرح، توانائى تأثيرگذارى بر هدايت طرح را نيز داشته باشند. بنابراين، آگاهى داشتن از منافع و تأثير اين استفاده کنندگان بالقوه، مى‌تواند به حسابرسان کمک کند تا در جريان چگونگى اجراء عمليات آن طرح قرار گيرند اين آگاهي، هم‌چنين مى‌تواند در قضاوت حسابرسان نسبت به اهميت يافته‌هاى احتمالى از نظر ساير استفاده کنندگان، کمک کند.

معيار

معيار، استانداردهائى است که به منظور تعيين دستيابى يا پيشى گرفتن طرح از هدف مورد انتظار به‌کار برده مى‌شود. معيار، زمينه شناخت نتايج حسابرسى را فراهم مى‌آورد. در صورت امکان، برنامه حسابرسى بايد بيان کنندهٔ معيار مورد استفاده باشد. در انتخاب معيار، حسابرسان مسئوليت دارند معيارى را مورد استفاده قرار دهند که در ارتباط با موضوع مورد حسابرسي، معقول، قابل دستيابى و مربوط باشد. نمونه‌هائى از معيارهاى ممکن به‌شرح زير است:


- منظور يا هدف‌هاى وضع شده توسط قوانين يا مقررات يا تعيين شده توسط مديريت


- استانداردها و نُرم‌هاى فنى


- نظر کارشناسان


- عملکرد سال‌هاى قبل


- عملکرد ساير واحدهاى اقتصادى مشابه


- عملکرد در بخش خصوصى