مداقه

مداقه کردن يا تدقيق يعنى خوب نگاه کردن به ثبت‌هاى مندرج در حساب‌هاى مختلف براى تشخيص اقلام غيرعادي. اين تکنيک حسابرسى در مواردى مورد استفاده قرار مى‌گيرد که سندرسى کليهٔ معاملات مقدور نباشد. در نتيجه حسابرس براى آنکه نسبت به بقيهٔ معاملات ثبت شده (يعنى معاملاتى که نسبت به آنها سندرسى نکرده است) اطمينان نسبى داشته باشد ساير مندرجات حساب موردنظر را مورد مداقه قرار مى‌دهد و يا به‌عبارت ديگر خوب به آنها نگاه مى‌کند و اگر اقلامى ديد که خارج از حدود معاملات عادى و معمولى بودند آنها را جداگانه مورد رسيدگى قرار مى‌دهد. براى مثال اگر مؤسسه‌ تحت رسيدگى يک مورد استيجارى دارد که بابت آن به‌طور ماهيانه اجاره پرداخت مى‌کند، در اين‌صورت انتظار مى‌رود که حساب هزينه اجاره در طى سال از اين بابت دوازده ثبت داشته باشد و انتظار مى‌رود اقلام ثبت شده يکنواخت و يکسان باشند. حال اگر حسابرس با ملاحظهٔ اجمالى ولى دقيق حساب هزينه اجاره، مشاهده نمود که سيزده ثبت به‌عمل آمده است، لازم خواهد بود که به موضوع رسيدگى بيشترى به‌عمل آورد تا علت ثبت سيزدهمى روشن شود. هم‌چنين در صورتى‌که در حسابى اقلامى به‌طور غيرعادى درشت و يا به‌طور غيرعادى کوچک ملاحظه نمود، دربارهٔ آنها رسيدگى و مطالعه خواهد کرد.


بايد توجه داشت که مداقه به‌عنوان يک تکنيک حسابرسى خود ”مدارک و دلايل حسابرسي“ به‌دست نمى‌دهد، بلکه به حسابرس نشان خواهد داد که در چه مواردى احتياج به مدارک و اطلاعات بيشترى وجود دارد و حسابرس آن مدارک را از طريق به‌کار بردن تکنيک‌هاى ديگر حسابرسى مثل سندرسى و يا اخذ تأئيديه از اشخاص ثالث و غيره به‌دست مى‌آورد. نکات مورد توجه حسابرس در هنگام به‌کار بردن اين تکنيک عادى بودن با عادى نبودن اقلام است، به‌طورى که حسابرس عملاً هرگونه اقلام غيرعادى را، از هر لحاظ که باشد، از حساب مربوطه استخراج کرده و مورد رسيدگى قرار مى‌دهد. مداقه حتماً بايد پس از عمليات معمول حسابرسى از قبيل سندرسى انجام گيرد، چه براى آن‌که حسابرس بتواند اقلام غيرعادى را بازشناسد لازم است به اوضاع و احوال مؤسسه تحت رسيدگى و چگونگى حساب‌هاى آن کاملاً وارد شده باشد و حتى بداند براى هر معامله از هر نوع تا چه مبلغ را مى‌توان عادى تلقى کرد و ارقام بالاثر يا پائين‌تر از چه ميزان‌هائى غيرعادى هستند و يا اصولاً چه نوع معاملات عادى و کدام معامله غيرعادى است.

محاسبهٔ مجدد

تکنيک محاسبهٔ مجدد در عين حال ساده‌ترين و قاطع‌ترين تکنيک حسابرسى در موارد محاسباتى است. اگر حسابرس براى اطمينان يافتن از صحت يک محاسبه يا جمع يک دفتر، عمل رياضى مربوطه را خود تکرار کند جوابى که به‌دست خواهد آورد به هر حال کاملاً قاطع خواهد بود و به‌عنوان يک مدرک حسابرسى کافى و کامل است. بايد توجه داشت که در هر حسابرسى به مقدار بسيار زيادى از اين تکنيک استفاده مى‌شود چه تنها راه براى تأئيد راه براى تأئيد صحت جمع دفاتر و صحت محاسبات مختلف از قبيل استهلاک، پاداش کارکنان، بهره و غيره، تکرار محاسبات مربوطه توسط خود حسابرس مى‌باشد. به همين علت اين تکنيک حائز نهايت اهميت است و اگرچه اجراء آن اکثراً به کارمندان مبتدى و کارآموز سپرده مى‌شود، ولى بايد منتهاى دقت در آن به‌عمل آيد. اتفاقاً بسيارى از افراد از اهميت واقعى اين تکنيک غافل مى‌مانند و چه بسا يک کارمند حسابرس بى‌تجربه ممکن است تصور کند که جمع زدن دفاتر و کارت‌هاى حساب چندان ضرورتى ندارد و اين‌طور استدلال کند که کمتر کسب در جمع ارقام اشتباه مى‌کند و به علاوه اگر اشتباه کنند دفاتر ”موازنه“ نخواهد کرد. گه‌گاه کارمندى که با يک چنين جمعى که روى نوار ماشين‌حساب انجام گرفته و نوار نيز نگاهدارى و به حسابرس ارائه شده است روبه‌رو مى‌شود، در چنين حالت تکرار جمع را توسط خود، کارى عبث و بى‌مورد مى‌پندارد. ولى هر کس با ماشين‌حساب کار کرده باشد به‌خوبى مى‌داند که به سهولت ممکن است نوارهاى تقلبى از آن بيرون آورد، به علاوه آن‌که ارتکاب اشتباهات عمدي، حتى در يک جمع ساده، از طرف يک عضو متقلّب و يا کسانى که مرتکب حساب‌سازى مى‌شوند چندان بعيد به‌نظر نمى‌رسد.


البته بايد توجه داشت که به‌کار بردن تکنيک محاسبهٔ مجدد فقط صحت محاسبات انجام شده را از لحاظ رياضى نشان خواهد داد و دليلى بر صحت مبانى به‌کار رفته در محاسبه نمى‌باشد. براى مثال اگر حسابرس براى اطمينان يافتن از صحت ذخيرهٔ استهلاک، محاسبات مربوطه را مجدداً کنترل مى‌کند، اين عمل به تنهائى دليل و مدرک براى تأئيد صحت ذخيرهٔ استهلاک نخواهد بود و حسابرس بايد علاوه بر اين‌کار، مبانى محاسبه يعنى قيمت تمام شده، روش استهلاک، عمر مفيد دارائى مربوطه و غيره را از طرق ديگر مورد رسيدگى قرار دهد.

پرس‌ و جو

يکى از دلايل و مدارک حسابرسى اظهارات رسمى يا غيررسمى مقامات دستگاه مورد رسيدگى است. تکنيکى که براى به‌دست آوردن اين نوع دليل و مدرک به‌کار مى‌رود به‌عبارت خيلى ساده پرسش و استفسار از مقامات مربوطه است. در طى هر حسابرسى موارد متعددى پيش مى‌آيد که حقيقت يک امر از روى مدارک و اسناد مربوط به آن معلوم نمى‌شود و حسابرس براى اطمينان يافتن از صحت معاملهٔ موردنظر چاره‌اى جز توضيح‌خواهى و استفسار از مقامات يا کارکنان مسؤول ندارد. اجراء صحيح اين تکنيک در عمل چندان ساده نيست، چون لازمهٔ امر آن است که حسابرس نخست سؤال درست و بى‌موردى را عنوان کرده و سپس بتواند پاسخ دريافتى را به نحو صحيح بسنجد و ارزيابى کند. به‌علاوه، هر پاسخ به تنهائى گوياى حقايق زيادى نيست بلکه مجموعهٔ چندين سؤال مرتبط و حساب شده و پاسخ به آنها است که ممکن است حقيقت يک امر را براى حسابرس روشن نمايد. البته در هر مورد نکتهٔ بسيار مهم آن است که سؤالات از چه شخصى به‌عمل آيد و حالت و موقع و محل مذاکره چه باشد. هيچ چيز در حسابرسى بدتر از طرح نمودن سؤالات حسابرس را يا جواب‌هاى سربالا يا غيردقيق از سر خود باز کند.


در بسيارى از موارد پرسش و پاسخ حسابرس و مقامات مربوطه مؤسسهٔ مورد رسيدگى به‌طور غيررسمى و معمولى انجام مى‌گيرد، ولى در مواردى که حسابرس سؤالات مهمى دارد بهتر است به جلسه يک حالت جدى بدهد و مثلاً با تعيين وقت قبلى و در محلّ مناسبى مصاحبه را انجام دهد و در صورت لزوم سؤالات خود را قبلاً طرح‌ريزى کرده و روى کاغذ يادداشت کند و از پاسخ‌هاى داده شده نيز به همين‌صورت يادداشت بردارد. گاه ممکن است حسابرس درخواست کند که پاسخ‌هاى مذکور در طىّ نامه‌اى به‌صورت کتبى و رسمى به او داده شود و يا آنکه عين سؤالات و پاسخ‌هاى داده شده به‌صورت صورت‌جلسه تهيه و از طرف افراد مربوطه امضاء شود. اينها همه به حدى‌تر تلقى شدن سؤالات و پاسخ‌ها کمک مى‌کند و اطلاعات به‌دست آمده اعتبار و اهميت بيشترى خواهند داشت.