در قسمت‌هاى بالا دلايل و مدارکى که حسابرس مى‌تواند به اتکاء آنها صحت مندرجات صورت‌هاى مالى به‌خصوصى را تأئيد و يا رَدّ نمايد مورد بحث قرار گرفت. عملياتى که حسابرسان در طى هر حسابرسى انجام مى‌دهند در واقع براى به‌دست آوردن دلايل و مدارک و اطلاعات فوق‌الذکر است و کليهٔ نکاتى که در هر برنامهٔ حساببرسى درج مى‌گردد متشکل از دستوراتى در همين زمينه مى‌باشد.


براى دسترسى به هر يک از انواع مدارک و اطلاعات حسابرسى مذکور در فوق روش‌هاى ويژه‌اى مورد استفاده قرار مى‌گيرد که در اصطلاح حسابرسى آنها را ”تکنيک‌هاى حسابرسي“ مى‌نامند. بسيارى از حسابرسان، به‌خصوص کارمندان جزء حسابرسي، ممکن است به درستى ندانند که در موقع انجام بعضى عمليات حسابرسى در واقع از يک تکنيک به‌خصوصى استفاده کرده و به‌کار بردن آن تکنيک براى به‌دست آوردن نوع به‌خصوصى از مدارک و اطلاعات حسابرسى که براى تأئيد امر يا معاملهٔ به‌خصوصى مورد نياز است، مى‌باشد ولى حقيقت امر آن است که عمليات حسابرسى را نمى‌توان يک سرى کنترل‌هاى بدون هدف و بدون منظور دانست و کشفيات حسابرس و اظهارنظر حرفه‌اى وى را در يک مورد به‌خصوص صرفاً تابع شانس و تصادف تلقى کرد. کليهٔ عمليات حسابرسى در جهت انجام يکى از تکنيک‌هاى حسابرسى صورت مى‌گيرد و عقيده‌اى که در پايان حسابرسى از طرف حسابرس اظهار مى‌شود، نتيجهٔ قضاوت وى نسبت به مدارک و اطلاعات جمع‌آورى شده است. البته به سادگى مى‌توان دريافت که اعتبار عقيدهٔ حرفه‌اى اظهار شده از طرف حسابرس، بستگى کامل به مدارک و اطلاعات به‌دست آمده در طيّ عمليات حسابرسى و چگونگى انجام تکنيک‌هاى به‌کار رفته دارد.

شمارش و بازرسى عينى

يکى از دلايل و مدارک بسيار قوى در حسابرسى ”مشاهده عيني“ توسط خود حسابرس مى‌باشد. مفهوم مشاهدهٔ عينى البته تنها ديدن يک جنس يا دارائى به‌خصوص نمى‌باشد و مثلاً نمى‌توان گفت صرفاً به خاطر آن‌که حسابرس مشاهده کرده است که تعدادى سفته و برات در صندوق مؤسسه موجود بوده بنابراين به اتکاء اين امر رقم مندرج در ترازنامه تحت اين عنوان صحيح مى‌باشد و يا حتى آن‌که بَرَوات و سفته‌هاى مربوط به آن همگى وجود داشته‌اند. براى آن‌که حسابرس بتواند مشاهدات عينى خود را به‌عنوان مدرک و دليل حسابرسى به‌کار ببرد، لازم است اشياء يا دارائى‌هاى موردنظر را از نزديک بازرسى کند و مطمئن گردد که چيزى که مشاهده و بازرسى مى‌کند همان چيزى است که دنبال تأئيد آن مى‌باشد.


البته مفهوم اين امر آن است که حسابرس قادر باشد به تنهائى و يا به کمک اهل فن هويّت جنس يا دارائى مورد مشاهدهٔ خود را به خوبى و با اطمينان تعيين کند و مثلاً جو را به جاى گندم و يا يک وسيلهٔ يدکى به‌خصوصى را به‌جاى وسيلهٔ يدکى ديگرى که در حقيقت مى‌بايد وجود داشته باشد قبول نکند. هم‌چنين لازم است حسابرس اشياء مورد نظر را بشمارد و جمع اقلام شمرده شده را با تعدادى که بايد وجود داشته باشد تطبيق دهد. براى مثال اگر حسابرس دنبال آن است که ثابت کند تعداد سه قلم از جنس به‌خصوصى در انبار وجود دارد، کافى نيست فقط تعداد دو عدد از آنها را بازرسى کند چه در آن‌صورت فقط وجود دو عدد را ثابت کرده است نه سه عدد و در واقع زحمتى که کشيده است چندان فايده‌اى نخواهد داشت.


نکتهٔ ديگرى که در امر بازرسى و شمارش حائز کمال اهميت است آن است که کيفيت جنس يا دارائى موردنظر نيز همان است که بايد باشد و مثلاً اجناس کهنه و اسقاط شده و يا کالاى فاسد شده در حکم اجناس نويابى عيب قلمداد نشده‌اند. لازمهٔ اين امر آن است که حسابرس به قدر کافى وارد به‌کار باشد، به‌طورى که بتواند در مواقع بازرسى اجناس و دارائى‌ها نسبت به کيفيت آنها نيز قضاوت کند. البته بايد توجه داشت که هيچ‌کس نمى‌تواند انتظار داشته باشد که حسابرس در اين زمينه به اندازهٔ يک فرد متخصص اطلاع و بصيرت داشته باشد و براى مثال مانند کارشناسان و خبرگان امر، اسکناس جعلى را از اسکناس اصيل باز شناسد، ولى تا اين اندازه از او انتظار هست که مسايلى را که هر شخص دقيق به آن توجه خواهد کرد مورد توجه قرار دهد و به عبارت ديگر ملاحظات و قضاوت‌هاى او سرسرى و توأم با بى‌دقتى نباشد. شايد يادآورى اين موضوع بى‌مناسبت نباشد که اعمال ”دقت حرفه‌اى لازم“ يکى از استانداردهاى پذيرفته شده و متداول حسابرسى است و اين ”دقت“ مى‌بايستى همهٔ اعمال حسابرسى را از بزرگ و کوچک شامل گردد.


بدين ترتيب مشاهده و بازرسى عيني، شامل احراز هويت جنس يا دارائي، شمارش و تا اندازه‌اى توجه به اصالت و کيفيت اقلام مورد بازرسى مى‌باشد. اين تکنيک حسابرسى بيشتر براى اثبات وجود دارائى‌ها به‌کار مى‌رود و البته کاربرد آن محدود مى‌شود به دارائى‌هاى مشهود که وجود خارجى دارند از قبيل موجودى‌هاى جنسي، ماشين‌آلات، لوازم ادارى و غيره. هم‌چنين از اين تکنيک مى‌توان براى تأئيد وجود مدارکى که دال بر وجود بعضى از دارائى‌هاى غيرمشهود است استفاده نمود. براى مثال مى‌توان بروات و سفته‌هاى دريافتنى موجود را براى تأئيد مطالبات به‌خصوصى مورد بازرسى قرار داد. البته يک مورد ديگر که براى رسيدگى به آن اکثراً از اين تکنيک استفاده مى‌شود وجوه نقدى است که از طريق شمارش آن، هم وجود آن اثبات مى‌شود و هم ارزش آن.