طرح‌ريزى و تدوين يک سيستم کنترل داخلى با همهٔ جزئيات مربوطه، که در شرايط هر سازمان بزرگ و کوچک مطلوب و مناسب باشد امکان‌پذير نيست. کنترل‌هاى داخلى برقرار شده در يک سازمان بزرگ بازرگانى به احتمال زياد براى يک کارخانهٔ توليدى و يا يک سازمان بازرگانى کوچک‌تر مناسب نخواهد بود و برعکس، يک سيستم کنترل داخلى که براى يک مؤسسه کوچک کاملاً کافى تشخيص داده مى‌شود ممکن است براى يک سازمان بزرگ‌تر کافى نباشد. درست آن است که سيستم کنترل داخلى هر دستگاه با توجه به نوع و حجم عمليات آن و ساير خصوصيات دستگاه از قبيل ميزان پراکندگى عمليات و نظاير آن طرح‌ريزى شود تا بتوان مطمئن بود که کنترل‌هاى برقرار شده از هر لحاظ کافي، مناسب و مؤثر مى‌باشد. در چنين حالت هم‌چنين اطمينان حاصل مى‌شود که سيستم کنترل داخلى که در دستگاه استقرار مى‌يابد بيش از حدّ لازم مفصّل و دست و پا گير نيست، چه وجود کنترل‌هاى بى‌مورد و بيش از اندازه لازم، موجب اتلاف نيروى انسانى و احتمالاً هزينه‌هاى بى‌مورد مى‌گردد.


مع‌هذا بايد توجه داشت که طرح‌ريزى روش‌هاى کنترل داخلى در هر دستگاه از قواعدى استاندارد پيروى مى‌کند. براى مثال در هر دستگاه که اقدام به صدور صورت‌حساب فروش مى‌شود، لازم است ترتيبى اتخاذ گردد که ثبت اوليهٔ صورت‌حساب‌هاى صادره و هم‌چنين چگونگى مصرف صورت‌حساب‌هاى سفيد، يعنى دسته‌هاى مصرف نشده، تحت کنترل باشد. يک راه ساده براى ايجاد چنين کنترل آن است که صورت‌حساب‌هاى صادره مطابق با شماره رديف مرتبى صادر شوند تا با کنترل شمارهٔ صورت‌حساب‌ها بتوان اطمينان حاصل کرد که کليهٔ صورت‌حساب‌ها در دفاتر مربوطه ثبت شده و مى‌شوند. البته چنين کنترل در صورتى‌ کامل خواهد بود که اولاً صورت‌حساب‌هاى سفيد نيز تحت کنترل باشد و دوم آنکه کليهٔ نسخه‌هاى صورت‌حساب‌هاى باطل شده به اطلاع مقام مسؤولى رسيده و براى مراجعهٔ بعدى نگاهدارى شوند. براى برآورده ساختن اين منظور کافى است ترتيبى اتخاذ شود که شماره رديف مورد بحث قبلاً روى صورت‌حساب‌ها چاپ شود، چه با اين تدبير در صورتى‌که شماره‌اى از شماره رديف صورت‌حساب‌ها در دفاتر به ثبت نرسيده باشد به سادگى معلوم خواهد شد و بدين‌ترتيب علاوه بر جلوگيرى از استفادهٔ غيرمجاز از صورت‌حساب‌هاى سفيد، چنان‌که صورت‌حساب‌هاى صادره به حساب منظور شده است يا خير. بنا بر همين استدلال است که در سيستم‌هاى مختلف کنترل داخلى شماره‌گذارى و صورت‌حساب‌هاى فروش و حتّى‌المقدور چاپى بودن شماره‌هاى رديف مربوطه عملاً به‌صورت يک قاعدهٔ کلى و استاندارد درآمده است.


براى شناخت قواعد کلى و استاندارد روش‌هاى کنترل داخلي، لازم است در هر مورد نخست هدفى را که از برقرارى کنترل مربوطه در نظر است مورد تجزيه و تحليل قرار داد تا بتوان ساده‌ترين طريق برقرارى کنترل موردنظر را به‌دست آورد. در غير اين‌صورت ممکن است کنترل‌هاى وضع شده براى برآورده ساختن منظور نهائى کافى نباشد و يا برعکس بيش از حدّ لازم مفصّل بوده و بى‌جهت باعث کندى کارها و موجب اشکالات ديگر شود. ما در اين‌جا نخست برخى از قواعد کلى و روش‌هاى مطلوب کنترل داخلى را در مورد بعضى عمليات روزمرهٔ سازمان‌ها از قبيل دريافت و پرداخت وجوه، خريد و فروش کالا و نظاير آن مورد بحث قرار مى‌دهيم و سپس روش‌هاى مطلوب کنترل داخلى در مورد بعضى از دارائى‌ها و بدهى‌هاى مختلف مورد بررسى قرار خواهد گرفت.