منظور از حسابرسى دادوستدها رسيدگى به چگونگى انجام و ثبت و ضيط عمليات مالى روزمرهٔ مؤسسهٔ مورد رسيدگى مى‌باشد. اين قسمت از حسابرسى اکثراً در ضمن سال مورد رسيدگى مى‌باشد. اين قسمت از حسابرسى اکثراً در ضمن سال مورد رسيدگى انجام داده مى‌شود تا از تراکم کار حسابرسان در چند ماه بعد از پايان سال مالى کاسته شود، و چون در ضمن سال صورت مى‌گيرد، بسيارى آن را حسابرسى ضمنى مى‌نامند. به‌علاوه انجام اين عمليات در ضمن سال به مؤسسهٔ مورد رسيدگى فرصت مى‌دهد که اصلاحات پيشنهادى را هر چه زودتر به مرحلهٔ اجراء درآورده به‌خصوص اقداماتى را که نسبت به صورت‌هاى مالى پايان سال تأثير مى‌گذارند به‌موقع و با فرصت کافى عملى سازد.


بنابراين حسابرس بايد سعى کند که حتّى‌المقدور عمليات حسابرسى دادوستدها را در طى سال (ترجيحاً در نيمه دوم سال) انجام دهد و از لحاظ برنامه‌ريزى بهتر است موقع انجام اين عمليات سال تا سال ثابت نبوده و هر سال در يک ماه متفاوت صورت گيرد. در مواردى که حسابرسى پس از اتمام سال مالى به حسابرس ارجاع شده است نيز بهتر است عمليات حسابرسى به‌طور حسابرس ارجاع شده است نيز بهتر است عمليات حسابرسى به‌طور مشخص با حسابرسى دادوستدها شروع شده و پس از نتيجه‌گيرى کامل اين مرحله، بقيهٔ عمليات در دست گرفته شود.


يک نکتهٔ اساسى بايد قبل از شروع حسابرسى داد و ستدها روشن شود: آيا حسابرس مى‌خواهد رسيدگى‌هاى خود را در مجموع متکى بر سيستم کنترل داخلى مستقر در مؤسسهٔ مورد رسيدگى برنامه‌ريزى کند يا خير؟ لازمهٔ اين تصميم‌گيرى آن است که وجود يک سيستم کنترل داخلى و قوت يا ضعف کلى آن مشخص شود. چنانچه يک ”سيستم“ کنترل داخلى (يعنى يک مجموعه کنترل‌هاى حساب‌شده) وجود داشته و در مجموع نسبتاً قوى و مؤثر باشد، حسابرس مى‌تواند به اعتماد آن رسيدگى‌هاى خود را در يک سطح محدودتر ـ و طبقاً برگزيده‌تر ـ انجام دهد (مثلاً به‌صورت تست) و بنابراين به‌خصوص در مواردى که حجم عمليات مالى و حسابدارى دستگاه زياد است به مقدار قابل توجهى در وقت صرفه‌‌جوئى نمايد. در غير اين‌صورت حسابرس به ناچار نمى‌تواند رسيدگى‌هاى خود را به‌طور آزمايشى انجام دهد و مى‌بايستى مقدار زيادى از عمليات مالى و حسابدارى را مورد رسيدگى قرار دهد.


شناخت سيستم کنترل داخلى مستقر در مؤسسهٔ مورد رسيدگى مقدمتاً با تکميل يک پرسش‌‌نامهٔ کنترل داخلى و هم‌چنين تهيهٔ نمودارها و يادداشت‌هاى لازم صورت مى‌گيرد. در صورتى‌که اين مدارک قبلاً تهيه شده است، حسابرس بايد در هر نوبت رسيدگى آنها را به دقت مطالعه کرده از طريق پرس‌وجو اطلاعات مندرج در آنها را به ”روز“ درآورد. هم‌چنين در جريان ريسيدگى‌ها چنانچه مشاهده گردد که در مواردى کنترل‌هاى جديدى ايجاد گرديده و يا در کنترل‌هاى قبلى تغييراتى داده شده است موارد بايد در مدارک مندرج در پرونده اصلاح شود.


خاتمهٔ هر قسمت از حسابرسى داد و ستدها بايستى با اين تصميم‌گيرى که آيا يک ”سيستم“ کنترل داخلى وجود دارد يا خير و سپس ارزيابى نقاط قوّت و ضعف آن توأم باشد. براى اين منظور حسابرس بايد به سؤالات مشخص و از پيش طرح شده‌اى در اين زمينه جواب دهد تا با يک قضاوت خونسردانه و حتّى‌المقدور علمى ارزيابى خود را به‌عمل آورد.


بنابر مطالب بالا، در هر مورد رسيدگي، حسابرس بايستى برنامهٔ حسابرسى دادوستدها را با توجه به اوضاع و احوال مؤسسهٔ مورد رسيدگى طرح نمايد. برنامه‌اى که به پيوست ارائه مى‌شود به‌عنوان يک الگو با توجه به اوضاع و احوال احتمالى يک شرکت متوسط توليدى تهيه شده است و در مورد هر رسيدگى با توجه به شناختى که از سيستم کنترل داخلى به‌دست آيد، نخست بايد سرپرست حسابرسى اين الگو را بررسى نموده و بر اساس آن برنامه کار خود را تدوين نمايد. در بعضى موارد ممکن است عين اين برنامه را و يا احتمالاً با مقدارى کم و زياد کردن به‌کار برد.