نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Hop
فیلم  «Hop» در دومین هفته‏ی نمایش با فروش ۲۱,۲۹۸,۲۴۰ دلار مقام اول جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۶۷,۷۵۴,۵۴۵ دلار رساند.

 

Hanna
فیلم  «Hanna» در اولین هفته‏ی نمایش با فروش ۱۲,۳۷۰,۵۴۹ دلار در مقام دوم جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان قرار گرفت. هزینه تولید این فیلم در حدود ۳۲٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجرایی، رازآلود، هیجانی  
کارگردان: Joe Wright
فیلم‏نامه: Seth Lochhead, David Farr
ناشر فیلم: Ardustry Entertainment, Marty Adelstein Productions
زمان: ۱۱۱ دقیقه

بازیگران اصلی:
Saoirse Ronan  …  Hanna 
Eric Bana  …  Erik 
Vicky Krieps  …  Johanna Zadek 
Cate Blanchett  …  Marissa 
Paris Arrowsmith  …  CIA Tech #1 
John MacMillan  …  Lewis 
Tim Beckmann  …  Walt 
Christian Malcolm  …  Head of Ops 
Jamie Beamish  …  Burton 
Tom Hodgkins  …  Monitor 
Vincent Montuel  …  Camp G Doctor #1 
Nathan Nolan  …  Camp G Doctor #2 
Michelle Dockery  …  False Marissa 
Jessica Barden  …  Sophie 
Aldo Maland  …  Miles

خلاصه فیلم:
هانا یک دختر نوجوان است که توسط پدرش از دوران کودکی تعلیم دیده که یک قاتل بی رحم باشد. او در ماموریت های بسیاری شرکت کرده و افراد زیادی را کشته است اما در یکی از آخرین ماموریت هایش در انتخاب اینکه قاتل باشد و یا یک زندگی عادی داشته باشد دچار تردید می شود.

 

 

 

Arthur
فیلم  «آرتور» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۲,۲۲۲,۷۵۶ دلار سوم شد. هزینه ساخت این فیلم در حدود  ۴۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است. 

سبک فیلم : کمدی  
کارگردان: Jason Winer
فیلم‏نامه: Peter Baynham, Steve Gordon
ناشر فیلم: BenderSpink,Langley Park Productions,Morra
زمان: ۱۱۰ دقیقه

بازیگران اصلی:
Russell Brand  …  Arthur 
Helen Mirren  …  Hobson 
Greta Gerwig  …  Naomi 
Jennifer Garner  …  Susan 
Geraldine James  …  Vivienne 
Luis Guzm?n  …  Bitterman 
Nick Nolte  …  Burt Johnson 
Christina Calph  …  Tiffany 
Murphy Guyer  …  Officer Kaplan 
Jose Ramon Rosario  …  Employment Clerk 
John Hodgman  …  Candy Store Manager 
Scott Adsit  …  Gummy Bear Man 
Evander Holyfield  …  Boxing Trainer 
Peter Van Wagner  …  Naomi’s Dad 
Robert Clohessy  …  Veteran Cop

خلاصه فیلم:
آرتور (راسل برند) یک جوان بیکارو حقه باز است که اگر با دختری که خانواده اش برایش انتخاب کرده اند ازدواج کند صاحب یک ثروت میلیونی خواهد شد. اما او کسی را انتخاب کرده که از یک خانواده سطح پایین است. او برای دست یابی به  ثروت بزرگ دست به حقه هایی می زند و …

 

 

 

Soul Surfer
فیلم  « Soul Surfer » در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۰,۶۰۱,۸۶۲ دلار چهارم شد هزینه ساخت این فیلم در حدود ۱۸٫۰۰۰٫۰۰۰ ذلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، درام، ورزشی  
کارگردان: Sean McNamara
فیلم‏نامه: Sean McNamara
ناشر فیلم: Brookwell-McNamara Entertainment
زمان: ۱۰۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Sonya Balmores  …  Malina Birch 
Chris Brochu  …  Timmy 
Christie Brooke  …  Bethany Fan 
David Chokachi  …  Paramedic 
Kelly Crean  …  Vicky / Reporter 
Yasmin Dar  …  NSSA Reporter #1 
Irie Driscoll  …  Young Bethany Hamilton 
Faith Fay  …  Media Gnat Lani Lane 
John Mitchell Fultz  …  Keoki’s Friend 
Cody Gomes  …  Keoki 
Kim Morgan Greene  …  Patsy Lee Brown 
Dutch Hofstetter  …  Brandon 
Tiffany Hofstetter  …  Rosemary 
Helen Hunt  …  Cheri Hamilton 
Mark Kubr  …  Espn reporter

خلاصه فیلم:
بتنی همیلتون یک دختر نوجوان موج سوار است که در جریان حمله کوسه دست خود را از دست می دهد و از آن پس زندگی اش دچار تغییرات بزرگی می شود. این فیلم بر مبنای یک داستان واقعی ساخته شده است.

 

 

 

Insidious
فیلم  «دسیسه» در هفته دوم نمایش  با فروش ۹,۳۷۱,۷۶۹ دلار در مقام پنجم پرفروش‏ترین‏ها قرار گرفت و فروش کلی خود را به رقم ۲۶,۷۲۸,۳۵۷ دلار رساند.

 

 

نوشته شده توسط & ثبت شده در تکنولوژی, مقاله و دانستنی‌ها.

هفته پیش تاحدودی در مورد زندگی این نابغه ژاپنی گفتیم. این هفته قرار است یک مقدار از زندگی پر فراز و نشیب هوندا را بهتون معرفی کنیم. امیدوارم خوشتون بیاد!

هوندا

شعبه جدید تعمیرگاه در هاماماتسو در روز ۲۵ آوریل ۱۹۲۸ با مدیریت یک جوان ۲۱ ساله و یک کارگر افتتاح شد، برسر درب مغازه به زبان انگلیسی نوشته بود: «ایستگاه خدمات اتومبیل آرت». البته این تابلو در آن شهر کوچک کمی عجیب می نمود، در ابتدا کسب و کار چندان رونق نداشت. اما پس از تولید موفق دینام های جدید کسب و کار او در طول یکسال پیشرفت قابل توجهی کرد. علی رغم رکود جهانی که از سال ۱۹۲۹ آغاز شد، تعمیرگاه سوئی شیرو به طور فوق العاده ای خوب کار می کرد. مهارت عالی و دانش او درباره اتومبیل های خارجی باعث رونق کارش شد. به طوری که به تدریج تعداد کارگران تعمیرگاه او به ۱۵ نفر رسید.
پس از زلزله کانتو، سوئی شیرو به ضرورت تولید قطعاتی که در مقابل آتش مقاوم باشند، پی برد. بر همین اساس او به اختراع فرمانهای آهنی اقدام نمود که جایگزین فرمانهای چوبی شدند. فرمانهای مزبور در نمایشگاه ملی صنعت بسیار مورد توجه واقع شده و بعدها از جمله کالاهای صادراتی ژاپن گشتند. سوئی شیرو نیز تقاضای امتیاز انحصاری این اختراع را نمود و ۱۰۰۰ ین به خاطر این اختراع دریافت کرد. در آن روزها مبلغی در این حد برای بسیاری از مردم رویایی دست نیافتنی به شمار می رفت، سوئی شیرو به تدریج ثروتمند شد و از زندگی و جوانی خود لذت فراوانی برد، موتور سیکلت هارلی دیویدسون سوار می شد و بر روی دریاچه هامانا و سانارو سوار قایق هایی که خود طراحی کرده بود، می شد. او در موطن خود مشهور شد، اما سخت گیری ها و لجاجت های او گاهی در تعمیرگاه سبب بروز مجادله و برخورد با کارگران می گردید. اخراج های پیاپی و تغییر کارگران در تعمیرگاه او امری عادی بوده و به میزان بالایی رسیده بود، او تحمل افراد تنبل و کم کار را نداشت، کارگران از اخلاق تند و ناپایدار او که در هنگام عصبانیت وسایل و ابزار را به طرفشان پرتاب می کرد، هراس داشتند، گرچه او گاهی مدیری سخت گیر و بداخلاق بود اما دارای روحی نرم و ملایم بود، در این دوران بود که او عاشق دختری به نام ساشی ایزوبه شد، ساشی به تازگی از دبیرستان دخترانه ای در شی زواوکا فارغ التحصیل شده بود. ساشی نه تنها زیبا نبود بلکه باهوش و فعال نیز بود و در طول زندگیش موفق شده بود گواهینامه استفاده از موتور سیکلت، اتومبیل و هواپیماهای کوچک را اخذ نماید.
رینگ پیستونرینگ پیستون

گرچه کسب و کار سوئی شیرو پیشرفت خوبی داشت و تعمیرگاه او توسعه یافته بود، اما او راضی به نظر نمی رسید. زیرا از یکنواختی خسته و بی قرار شده بود. او می خواست کاری بیش از تعمیرات انجام دهد با خود فکر می کرد، حتی اگر تعمیرکاری مشهور شوم نمی توانم کسب و کار خود را طوری توسعه دهم که مشتریانی از توکیو یا آمریکا جذب کنم، در این هنگام بود که او به فکر تولید و ساخت افتاد. نخستین چیزی که  توجهش را جلب کرد رینگ پیستون بود. رینگ پیستون قطعه ای کامل و کوچک اما گران بود. او به فکر طرح هایی برای تولید انبوه رینگ پیستون افتاد، به همین منظور انباری در محله یاماشی تا در شهر هاماماتسو اجاره کرد و آزمایشگاه تحقیقاتی رینگ پیستون آرت شوکایی را در آنجا افتتاح کرد. مدیران تعمیرگاه آرت شوکایی به شدت با این عمل مخالف بودند. عدم حمایت کسانی که سوئی شیرو از آنها انتظار کمک داشت، باعث نگرانی سوئی شیرو شد و در نتیجه سرخوردگی با چنان فشار روحی او را بیمار کرد. در دوره بیماری دوستش به نام ساایکی چی میاماتو از او عیادت می کرد که تاثیر بسیار خوبی بر او می گذاشت، سوئی شیرو او را متقاعد کرد در آزمایشگاه با او کار کند. آن دو کار را شروع کرده و روز و شب خود را در آزمایشگاه می گذراندند. سوئی شیرو به عنوان مهندسی مادرزاد مطمئن بود که این روش همیشه کارآمد است، به همین دلیل بود که او تصور می کرد می تواند رینگ پیستون بسازد. ظاهرا این دفعه این موضوع درست از کار در نیامد. زیرا علی رغم تلاش های فراوان موفق نشد. سوئی شیرو ناگاه به فکرش رسید که مشکل کارمربوط به ترکیب فلزات است، بنابراین به ملاقات پروفسور تاکاسی تاشیرو در مدرسه فنی هاماماتسو رفت، او با خود فکرمی کرد که من نمی توانم تنها به تجربیاتم تکیه کنم و بایستی دانش جدید را فرا بگیرم. دراین زمان بود که هوندای سی ساله که اینک رئیس شرکت متعلق به خودش بود، به عنوان دانشجویی ویژه به مدرسه بازگشت، دیدن مردی بزرگسال درکلاس غیر معمول بود و در این مدت تمام وقتش را در آزمایشگاه سپری می کرد، غذایش را در ساعاتی غیر عادی در آزمایشگاه می خورد، دست از اصلاح سر و صورتش کشیده و بسیار ژولیده شده بود. اما او به این موارد اهمیتی نمی داد و تنها به یک چیز می اندیشید، تولید رینگ پیستون، میاماتو نیز همواره در کنار او بود.
سوئی شیرو در سال ۱۹۳۶ به عنوان راهی برای رهایی از افسردگی و ناامیدی همراه بردارش بن جیرو اقدام به تکمیل یک اتومبیل مسابقه به نام هاماماتسو نمود. این اتومبیل شامل یک موتور قوی با یک دستگاه سوپر شارژ و با سیستم گریز از مرکز بود که بر بدنه اتومبیل فورد سوار کرده بودند. آنها تصمیم گرفتند با این اتومبیل در مسابقه ای که مسیری خلاف عقربه های ساعت داشت شرکت کنند، برای غلبه بر نیروی گریز از مرکز موتور را در سمت چپ جای دادند، در طول مسابقه سوئی شیرو به عنوان راننده و برادرش بن جیرو به عنوان مکانیک از همه جلوتر بودند، در انتهای راه ناگهان یک اتومبیل کندرو که یک دور میدان از آنها عقب افتاده بود در جلو راهشان قرار گرفت و در نتیجه دو اتومبیل به شدت به یکدیگر برخورد کردند، اتومبیل آنها به هوا بلند شد و هر دو برادر از درون آن به بیرون پرتاب شدند، هر دو به شدت آسیب دیده بودند. در این دوره او به شدت صدمه دیده بود، زیرا پس اندازش تمام شده و کار تولید رینگ پیستون نیز در حال شکست بود. خانواده هوندا در تنگنای عجیبی قرار گرفته بودند به طوری که ساشی با فرزندش کایکو اغلب مجبور بودند، برای امرار معاش اشیاء قیمتی زندگی خود را گرو بگذارند.
روزی در آن سالهای سخت، هوندا ۵۰ رینگ پیستون را از میان ۳۰۰۰۰ رینگ پیستون که ساخته بود انتخاب نموده و آنها را به تویوتا جیدوشوکی کی تحویل داد. وقتی شنید که تنها ۳ تا از آنها در بازرسی شرکت تویوتا مورد تائید قرار گرفته اند، خشمگین شد. روزگار تحصیل او در مدرسه فنی هاماماتسو نیز پس از دو سال به پایان رسید و او به خاطر عدم شرکت در امتحانات از آنجا اخراج شد.
قصد هوندا از حضور در آن مدرسه تنها کسب دانش مورد نیازش بود تا به اهدافش رسیده و بتواند دست یافته های خود را به دیگران معرفی کند، این هدف درباره مسابقات اتومبیل رانی نیز صدق می کرد، پس از مدرسه فنی هاماماتسو وارد دانشگاه سلطنتی توهاکو و نیز کارخانه سیکو ژاپن شد تا دانش و اطلاعاتی را که نیاز داشت بدست آورد.
سوئی شیرو به وسیله دانش و اطلاعاتی که طی این مدت بدست آورد اختراعات بسیاری انجام داد و امتیاز انحصاری آنها را از آن خود کرد. یکی از این نوآوری ها ساخت ماشین صیقل و پرداخت  رینگ پیستون بود. این اختراع در واقع، یک انقلاب بود. دستگاه فوق بسیار راحت کار می کرد، پس از سه سال متمادی آزمایش و خطا سرانجام پشتکار او به نتیجه رسید، بالاخره راز این معما کشف شد و سوئی شیرو توانست رینگ پیستون هایی با کیفیت عالی بسازد، او بعدها این روزها را به عنوان سخت و پرکارترین روزها به خاطر می آورد، لیکن پس از این سختی ها و آموختن تجربیات فراوان بود که شرکت هوندای فعلی بنیان گذاری شد.

نوشته شده توسط & ثبت شده در نجوم.

دیموسدر سال ۱۸۷۷ میلادی، هنگامی که شیپارلی به دقت در حال ترسیم کانال ها بر روی نقشه هایش بود. یک ستاره شناس آمریکایی به نام آساف هال نیز در حال مشاهده مریخ بود. او از نوعی تلسکوپ انعکاسی جدید ۶۶ سانتی متری، واقع در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در شهر واشنگتن استفاده کرد. ستاره شناس، سالها به دنبال قمرهای مریخ بودند. یوهانس کپلر در قرن هفدهم میلادی اعلام کرده بود که مریخ باید دو قمر داشته باشد. او معتقد بود که در ورای منظومه شمسی، یک الگوی ریاضی نهفته است. طبق این الگو، تعداد قمرهای سیاراتی که پس از زمین قرار دارند، باید افزایش یابد؛ به این ترتیب که تعداد آنها هر دفعه باید دوبرابر شود. باتوجه به اینکه  زمین دارای یک قمر است و در زمان کپلر تصور می شد که سیاره مشتری چهار قمر دارد، بنابراین طبق ریاضیات حاکم بر این تئوری، مریخ باید دو قمر داشته باشد.
قمرهای جدیدفوبوس
آساف هال در ابتدای اوت ۱۸۷۷ میلادی مشاهدات طاقت فرسایی را برای یافتن اقمار مریخ آغاز کرد. در آن زمان، نزدیکی سیاره مشکلاتی ایجاد می کرد. مریخ آن قدر نزدیک بود که به هنگام مشاهده آن توسط تلسکوپ، درخشندگی قابل توجهش، اشکالی در دید ایجاد می کرد. هال در یازدهم اوت متقاعد شد که چیزی نمی تواند بیابد؛ ولی همسرش به او اصرار کرد که بار دیگر نگاه کند، بالاخره در آن شب، او متوجه چیزی شد. آن جرم آسمانی، خیلی کوچک بود؛ ولی قطعا وجود داشت. سپس آسمان ابری شد.
در شانزدهم اوت، آسمان دوباره صاف شد و هال توانست قمر را به وضوح مشاهده کند. در روز هفتم اوت، هال با پیدا کردن قمر دوم به هیجان آمد. به این ترتیب، نظریه دوبرابر شدن اقمار درست به نظر می رسید. دانشمندان همچنان تصور می کردند که سیاره مشتری دارای چهار قمر و سیاره زحل دارای هشت قمر است. اما آنها در سال ۱۸۹۲ میلادی قمر پنجم مشتری و در سال ۱۸۹۸ میلادی قمر نهم سیاره زحل را کشف کردند. به این ترتیب، نظریه کپلر برای همیشه منسوخ شد.
ترس و وحشت
آساف هال، اقمار مریخ را به صورت نقاطی نورانی و متحرک مشاهده کرد ولی تصاویری که در سال ۱۹۶۹ میلادی توسط فضاپیمای مارینر و وایکینگ ارسال شد، نشان داد که اقمار دوقلوی مریخ، ظاهری بسیار ناهنجار و بی قاعده دارند. هال این اقمار را به افتخار اسبهای کالسکه خدای جنگ در افسانه یونان، فوبوس ( به معنای ترس) و دیموس( به معنای وحشت) نامید.
آساف هال نتوانست اندازه اقمار مریخ را تعیین کند. مشاهدات بعدی نشان داد که ابعاد قمر بزرگتر، یعنی فوبوس، تقریبا ۲۸×۲۳×۲۰ کیلومتر است. فوبوس خیلی به مریخ نزدیک است و در فاصله ۹۳۸۰ کیلومتری آن قرار دارد. نزدیکی زیاد باعث می شود که این قمر با سرعت زیاد حول مریخ بچرخد، به طوری که هر چرخش کامل آن، هفت ساعت و ۵۱ دقیقه طول می کشد.
دیموس هم مانند فوبوس دارای یک مدار دایره ای شکل است؛ ولی در فاصله ۲۳۵۰۰ کیلومتری مریخ قرار دارد. ابعاد و اندازه دیموس دقیقا برابر ۱۶×۱۲×۱۰ کیلومتر است و ۳۱ ساعت و پنج دقیقه طول می کشد تا یکبار به دور مریخ بچرخد. فوبوس و دیموس، هر دو تاریک اند و به خاطر وجود دهانه های آتشفشانی، شبیه شهاب سنگ های آبله گون اند. قطر بزرگ ترین دهانه آتشفشان در فوبوس هشت کیلومتر است. هال بعد از مرگ همسرش، این دهانه را استیکنی نامید.
جذب در فضا
فوبوس و دیموس، خیلی قدیمی اند. این امکان وجود دارد که دو قمر، همزمان با مریخ شکل گرفته باشندو در اثر تجمع همان ذرات فضایی که مریخ را به وجود آورده اند، پدید آمده باشند. البته دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که بیشتر مورد تایید است. طبق این نظریه، اقمار مریخ، قطعات جدا شده از یک انفجار قدیمی  در نقطه ای از فضایند. این سیارک ها،پس از مدتی سرگرانی در فضا، جذب میدان گرانشی مریخ شده اند. برای آن که مریخ بتواند سرعت سیارک های عبوری را کم کند و آن ها را در مدار خود نگاه دارد، باید دارای جو بزرگتر و چگالی بیشتری نسبت به جو و چگالی کنونی باشد تا به صورت یک ترمز عمل کند. هم اکنون، هر دو قمر مریخ، به طور همزمان به دور سیاره گردش می کنند. قمرهای مریخ نیز همانند قمر زمین، همیشه از یک سمت خاص رو به مریخ اند.
جرم هر سیاره را می توان از روی تناوب های مداری و نیز فاصله سیاره از قمرها محاسبه کرد. به این ترتیب، ما به کمک فوبوس و دیموس دریافته ایم که جرم مریخ فقط ۱۱ درصد جرم زمین و حجم آن ۱۶ درصدحجم زمین است. این، بدان معناست که چگالی متوسط مریخ کمتر از زمین است؛ بنابراین بعید است که دارای یک هسته فلزی به بزرگی هسته فلزی زمین باشد.
فوبوس و دیموس تقریبا حول خط استوای مریخ در حال گردش اند. اگر فردی بر روی مریخ بایستد، نسبت به یک بیننده خارجی، شانس کمتری برای دیدن اقمار مریخ دارد؛ زیرا هر دو قمر به سیاره مریخ نسبتا نزدیک اند. یک ناظر مریخی برای دیدن دیموس نباید در موقعیتی بیش از ۸۲ درجه شمالی یا جنوبی خط استوا قرار بگیرد و برای دیدن فوبوس نباید نزدیک تر از ۶۹ درجه شمالی یا جنوبی باشد.

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Hop
فیلم «Hop» در اولین هفته‏ی نمایش با فروش ۳۷,۵۴۳,۷۱۰ دلار مقام اول جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان را کسب کرد. هزینه تولید این فیلم ۶۳,۰۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم  :انیمیشن، کمدی ، خانوادگی
کارگردان: Tim Hill
فیلم‏نامه:  Cinco Paul,Ken Daurio
ناشر فیلم: Universal Pictures, Relativity Media, Illumination Entertainment
زمان: ۹۵ دقیقه

بازیگران اصلی:
James Marsden  در نقش  Fred O’Hare 
Russell Brand  با صدای  E.B 
Kaley Cuoco  در نقش  Sam O’Hare 
Hank Azaria  با صدای  Carlos / Phil 
Gary Cole  در نقش  Henry O’Hare 
Elizabeth Perkins  در نقش  Bonnie O’Hare 
Hugh Laurie  با صدای پدر  E.B 
Tiffany Espensen  در نقش  Alex O’Hare 
David Hasselhoff  در نقش  Himself 
Chelsea Handler  در نقش  Mrs. Beck 
Dustin Ybarra  در نقش  Cody 
Carlease Burke  در نقش  Receptionist 
Veronica Alicino  در نقش  Waitress 
Django Marsh  با صدای   E.B  جوان

خلاصه فیلم:
فرد (جیمز مارسدن)  یک نوازنده است که باید در مراسم عید پاک به همراه گروه موسیقی اش برنامه اجرا کند. اما او در یک تصادف رانندگی دچار سانحه می شود. خرگوش خانگی او به همراه دوست جوجه اش می خواهند به فرد کمک کنند تا زودتر بهبود پیدا کند. اما فرد تا زمان اجرای برنامه خوب نمی شود حالا خرگوش و جوجه تصمیم می گیرند …

 

 

 

Source Code
فیلم  «رمز منبع» در اولین هفته‏ی نمایش با فروش ۱۴,۸۱۲,۰۹۴ دلار در مقام دوم جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان قرار گرفت. هزینه تولید این فیلم در حدود ۳۲٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : اکشن، رازآلود، علمی تخیلی، هیجانی  
کارگردان: Duncan Jones
فیلم‏نامه: Ben Ripley
ناشر فیلم: Mark Gordon Company, The, Vendome Pictures
زمان: ۹۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Jake Gyllenhaal    در نقش    Colter Stevens 
Michelle Monaghan    در نقش    Christina Warren 
Vera Farmiga    در نقش    Colleen Goodwin 
Jeffrey Wright    در نقش    Dr. Rutledge 
Michael Arden    در نقش    Derek Frost 
Cas Anvar    در نقش    Hazmi 
Russell Peters    در نقش    Max Denoff 
Brent Skagford    در نقش    George Troxel 
Craig Thomas    در نقش    Gold Watch Executive 
Gordon Masten    در نقش    Conductor 
Susan Bain    در نقش    Nurse 
Paula Jean Hixson    در نقش    Coffee Mug Lady 
Lincoln Ward    در نقش    Minister Sudoku 
Kyle Gatehouse    در نقش    College Student 
Albert Kwan    در نقش    Soda Can Guy

خلاصه فیلم:
کاپیتان کولتر استیونس (جک گیلنهال) برای یک پروژه محرمانه دولتی کار می کند که در آن به کمک دستگاههای پیشرفته امکان سفر هشت دقیقه ای در زمان وجود دارد. این گروه در این سفرها سعی می کنند جلوی فعالیت های خرابکارانه را بگیرند اما در یکی از این ماموریت ها به دلیل کمبود وقت با مشکل روبرو می شوند. این ماموریت جلوگیری از بمب گذاری در یک قطار مسافربری است.

 

 

 

Insidious
فیلم  «دسیسه» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۲۷۱,۴۶۴ دلار سوم شد. هزینه ساخت این فیلم در حدود  ۱,۵۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است. 

سبک فیلم : فانتزی، ترسناک، هیجانی  
کارگردان: James Wan
فیلم‏نامه: Leigh Whannell
ناشر فیلم: Alliance Films, Automatik Entertainment
زمان: ۱۰۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Patrick Wilson    در نقش    Josh Lambert 
Rose Byrne    در نقش    Renai Lambert 
Ty Simpkins    در نقش    Dalton Lambert 
Andrew Astor    در نقش    Foster Lambert 
Lin Shaye    در نقش    Elise Rainier 
Leigh Whannell    در نقش    Specs 
Angus Sampson    در نقش    Tucker 
Barbara Hershey    در نقش    Lorraine Lambert 
Corbett Tuck    در نقش    Nurse Adelle / Doll Girl  
Heather Tocquigny    در نقش    Nurse Kelly 
Ruben Pla    در نقش    Dr. Sercarz 
John Henry Binder    در نقش    Father Martin 
Joseph Bishara    در نقش    Lipstick-Face Demon 
Philip Friedman    در نقش    Old Woman 
J. LaRose    در نقش    Long Haired Fiend

خلاصه فیلم:
جاش (پاتریک ویلسون) و رنی (رز بایرن)  به همراه فاستر (اندرو آستور) پسر کوچکشان خانواده ای شاد و خوشحال هستند که در حومه ی شهر زندگی می کنند. اما در یک سانحه فاستر به کما می رود. پس از این اتفاق در حالی که او هنوز در کما به سر می برد اتفاقات عجیبی در خانه آنها رخ می دهد. جاش از یک جن گیر می خواهد تا خانه ی آنها را بررسی کند و او متوجه تمام اتفاقات عجیب مربوط به فاستر پسر کوچک خانواده است که در حال کما در میان تاریکی و وحشت گرفتار شده است و …

 

 

 

Diary of a Wimpy Kid: Rodrick Rules
فیلم  « خاطرات روزانه یک بچه ترسو : قوانین رودریک» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۰,۰۴۰,۸۲۲ دلار چهارم شد و فروش کلی خود را ۳۸,۱۹۶,۱۶۸ دلار رساند. هزینه ساخت این فیلم در حدود ۲۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ذلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی  
کارگردان: David Bowers
فیلم‏نامه: Gabe Sachs,Jeff Judah
ناشر فیلم: Color Force, Fox 2000 Pictures
زمان: ۹۹ دقیقه

بازیگران اصلی:
Zachary Gordon    در نقش    Greg Heffley 
Devon Bostick    در نقش    Rodrick Heffley 
Rachael Harris    در نقش    Susan Heffley 
Robert Capron    در نقش    Rowley Jefferson 
Steve Zahn    در نقش    Frank Heffley 
Connor Fielding    در نقش    Manny Heffley 
Owen Fielding    در نقش    Manny Heffley 
Peyton List    در نقش    Holly Hills 
Laine MacNeil    در نقش    Patty Farrell 
Grayson Russell    در نقش    Fregley 
Terence Kelly    در نقش    Grandpa 
Fran Kranz    در نقش    Bill 
Bryce Hodgson    در نقش    Ben Segal 
Andrew McNee    در نقش    Coach Malone 
John Shaw    در نقش    Mr. Draybick

خلاصه فیلم:
بعد از پایان تابستان، جرج (زاخاری گوردن) و برادرش رودریک (دون باستیک)  با مسائل و مشکلاتی از قبیل سختگیری بی مورد والدین، اذیت و آزار بچه های مدرسه و شرکت در تیم شنا روبرو می شوند که و …

 

 

 

Limitless
فیلم  «نامحدود» در هفته سوم نمایش  با فروش ۹,۳۰۷,۸۹۶ دلار در مقام پنجم پرفروش‏ترین‏ها قرار گرفت و فروش کلی خود را به رقم ۵۵,۵۰۹,۶۴۰ دلار رساند. هزینه ساخت این فیلم در حدود ۲۷٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : رازآلود، هیجانی  
کارگردان: Neil Burger
فیلم‏نامه: Leslie Dixon, Alan Glynn
ناشر فیلم: Many Rivers Productions, Boy of the Year
زمان: ۱۰۵ دقیقه

بازیگران اصلی:
Bradley Cooper    در نقش    Eddie Morra 
Robert De Niro    در نقش    Carl Van Loon 
Abbie Cornish    در نقش    Lindy 
Andrew Howard    در نقش    Gennady 
Anna Friel    در نقش    Melissa 
Johnny Whitworth    در نقش    Vernon 
Tomas Arana    در نقش    Man in Tan Coat 
Robert John Burke    در نقش    Pierce 
Darren Goldstein    در نقش    Kevin Doyle 
Ned Eisenberg    در نقش    Morris Brandt 
T.V. Carpio    در نقش    Valerie 
Richard Bekins    در نقش    Hank Atwood 
Patricia Kalember    در نقش    Mrs. Atwood 
Cindy Katz    در نقش    Marla Sutton 
Brian Anthony Wilson    در نقش    Detective

خلاصه فیلم:

داستان فیلم درباره ادی مورا (برادلی کوپر) نویسنده ناموفقی است که بعد از استفاده از دارویی عجیب توانایی های ذهنی اش چندین برابر می شود، چندین زبان جدید یاد می گیرد و حتی پایش به وال استریت هم باز می شود. اما مشکل اساسی این است که بعد از پایان دارو توانایی های ذهنی او نیز به حالت قبل بر می گردد.

 

 

 

 

نوشته شده توسط & ثبت شده در تکنولوژی, مقاله و دانستنی‌ها.

سوئی شیرو هوندا

سلام بر دوستان آفتابی!! یک اتفاق نو!! از این هفته قراره مدیران موفقی که امروزه سهم بزرگی در زندگی همه ما دارند و گوشه ای از زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده اند، معرفی کنیم. ما پیشرفت تکنولوژی و آسایش را مدیون این شخصیت های بزرگ هستیم.
هوندا، نابغه ژاپنی
آفتاب سوزان تابستان بر جاده غبار آلود روستا می تابید، ناگهان غرشی مهیب سکوت جاده را در هم شکست، صدایی پر هیجان فریاد زد؛ نگاه کنید یک اتومبیل می آید. پسرک روستایی که از شنیدن آن کلمات ناآشنا و صدای پر هیاهو متعجب و مبهوت شده بود، به سرعت رویش را به آن سمت گرداند. چشمانش به آن شی سرپوشیده سیاه خیره ماند، در آن لحظه بود که زندگی پسرک با دیدن اولین اتومبیل در آن روستا کاملا متحول شد و آنچه را که همیشه در خیال خود پرورانده بود، رویایی جذاب و دست یافتنی به سرعت در میان انبوهی از گرد و خاک به سوی او می آمد، بدنش بی اختیار شروع به لرزیدن کرد. او پیش از این گاری های اسب دار را دیده بود، اما آنها با این یکی فرق داشتند، با خود فکر می کرد، این چطور حرکت می کند، زمانی که اتومبیل به شدت از کنار او گذشت، بدون ذره ای تامل بی اختیار شروع به دویدن از پس اتومبیل کرد. لکه ای روغن پیدا کرد، زانو زد و آنرا با انگشتش لمس کرد. کف دستهایش را روی زمین گذاشت و این ماده تند و زننده را تنفس کرد. سپس قسمتی از خاک آلوده به روغن را برداشت و به دستش مالید. بوی ماندگار بنزین و لکه روغن باعث شد، پسرک دریابد که دنیایی کاملا متفاوت از آنچه تاکنون می شناخته وجود دارد، البته او می خواست که بیشتر درباره آن بداند. و این زمانی بود که پسرک ساده و چشم و گوش بسته روستایی با خود قسم یاد کرده که روزی اتومبیل بسازد. سوئی شیرو هوندا در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۰۶ در یاماهی گاشی در روستای کومیو بخش آی واتا استان شی زواوکا ژاپن متولد شد. این روستا اکنون تنریویشی نام دارد. او اولین اتومبیلی را که چنین تاثیر مهمی بر زندگیش گذاشت در نزدیکی خانه خود در این روستا مشاهده نموده بود. سوئی شیرو از اوان کودکی همیشه همراه پدر بود و کار او را تماشا می کرد. او در این مدت یاد گرفت که خود اسباب بازیهای خودش را بسازد. عشق به ابزارهای مکانیکی میراثی بود که جیهی برای پسرش باقی گذاشت، البته مهارت عالی افراد خانواده هوندا در زمینه های مختلف اصلا غیرعادی نبود، مادر او میکا بافنده ای زبردست بود، که ماشین بافندگی اش را خود تعمیر می کرد. او حتی یک ماشین بافندگی طراحی کرد که با آن بافته خاص خود را تولید می کرد. پدربزرگ سوئی شیرو تورایی چی شوهر سوم مادربزرگش خانم کی بود. او مردی محترم بود که برخلاف بنیه ضعیفش دستانی کارآمد و خلاق داشت و نام سوئی شیرو را او بر روی نوه خود گذاشت. هنگامی که سوئی شیرو حدود ۳ سال داشت، روستای کوچک آنها از نعمت برق بهره مند شد، و این موضوع طلوع تمدن جدیدی بود. او مجذوب  ابزار آلات متنوعی مثل انبردست، پیچ گوشتی و سیم چین که کارگران با خود به بالای دکلهای برق می بردند، شده بود. نیروی برق موجب حیرت سوئی شیرو شده بود، زیرا تنها با فشار دادن یک دکمه ناگهان تاریکی شب همانند روشنایی روز می گردید. او به عنوان پسربچه ای روستایی که مردم روستایش همیشه از چراغ نفتی و نور ستارگان برای روشنایی بهره برده بودند برای همه کسانی که خانه اش را روشنایی بخشیده بودند احترام زیادی قائل بود. سوئی شیرو در درس علوم و کاردستی قوی اما در خواندن و نوشتن ضعیف بود. او علاقه ای به مطالعه مطالب خسته کننده نداشت.
سوئی شیرو هوندادوران جوانی با سختی ها و شکستهای بسیار
سوئی شیرو پس از اتمام تحصیلات راهنمایی در سال ۱۹۲۲ در پی آگهی ای که توسط صاحب تعمیرگاه اتومبیل آرت شوکایی در یک روزنامه تجاری برای استخدام درج شده بود همراه با پدرش به توکیو رفت، او که عاشق ماشین آلات پر سرو صدا بود برای شاگردی در تعمیرگاه مزبور پذیرفته شد. سوئی شیرو به کسانی مثل تکنسین های برق، تعمیرکاران اتومبیل، مهندسین راه آهن، رانندگان اتومبیل و خلبانها، که لباس مخصوص کار به تن داشتند، علاقه داشت، او همیشه معتقد بود، که کسانی که کلاه بر سر و لباس متحدالشکل برتن دارند، از سایرین قدرتمند ترند. سوئی شیرو هوندا معتقد بود، که مهمترین و موثرترین حادثه دوران کودکی او منظره تماشای اولین اتومبیلی بود که در جاده روستای محل زندگی اش دیده بود. تنها دلیلی که موجب شد تا این پسر ۱۵ ساله در آنجا کار کند، نزدیک بودن وی به اتومبیل ها بود. محیط توکیو با موطن او بسیار متفاوت بود. خیابان های آسفالت شده و ساختمان های بزرگ زیادی در آن جا وجود داشت، در خیابان ها اتوبوس برقی و اتومبیل های مختلفی به چشم می خورد. او قبلا اتوبوس برقی ندیده بود و آنها را دوست نداشت. حس می کرد که اتومبیل ها وسیله راحت تری برای حمل و نقل هستند، اما هیجان حاصل از این تجربه چندان دیر پا نبود. زیرا با مراجعت پدر به وطن و تنها ماندن سوئی شیرو در کنار کارگرانی که با سابقه تر از او بودند، موقعیت پائینی در تعمیرگاه برای او در نظر گرفته شد. البته او تصور می کرد که فعالیتی مربوط به اتومبیل ها به او محول خواهد شد. در حالیکه وظیفه او نظافت و انجام کارهای خانه و نگهداری از بچه صاحبکارش به نام ایکوزوساکالی بارا بود. سوئی شیرو هر روز کودک را بر پشت خود می بست و البته همیشه از ادرار او خیس می شد. شبها وقتی از کار در خانه و بچه داری فارغ می شد، دزدکی وارد تعمیرگاه می شد تا فقط اتومبیل ها را لمس کند. در یک روز زمستانی، وقتی که همه کارگران مشغول به کار بودند، رئیس او را صدا زد: سوئی شیرو به کمک تو احتیاج دارم. این اولین کار او در زمینه تعمیر اتومبیل بود. هرچند این گونه کارها دیگر برای او پیش نیامد. در روز اول سپتامبر سال ۱۹۲۳ کمی قبل از ظهر، زلزله ای بزرگ شهر کانتو، توکیو و حومه آنها را لرزاند، از آنجایی که زمان زلزله وقت ناهار بود، و در خانه از آتش برای طبخ استفاده می کردند، و با توجه به این که اغلب خانه های ژاپنی از چوب ساخته شده بودند، براثر زلزله به آسانی آتش گرفته و فرو ریختند، در این حادثه قسمت اعظم شهر دچار فاجعه شده در آتش سوخت و با خاک یکسان شد و حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر در این حادثه جان باختند. سوئی شیرو هنگام زلزله به طرف دستگاه تلفن رفته و آن را از دیوار جدا کرده بود.هوندا
او می دانست که تلفن وسیله گران قیمتی است و باید از آن حفاظت شود. رئیس دستور داده بود تا تمام اتومبیل ها را به محل  امنی ببرند، سوئی شیرو که فقط بچه داری کرده بود، برای انتقال اتومبیل ها رانندگی نمی دانست، لذا سعی کرد به یاد آورد که دیگر مکانیک ها در هنگام رانندگی چگونه عمل می کردند، بالاخره با تلاش فراوان موفق شد یکی از اتومبیل ها را از تعمیرگاه بیرون ببرد. پس از زلزله تا مدتها وضعیت نابه سامانی حاکم بود. به همین دلیل اگر او به اتومبیلی دست می زد و یا حتی آن را می راند هیچ کس چیزی نمی گفت، و توجهی به این موضوع نداشت. اغلب اتومبیل های موجود در تعمیرگاه متعلق به مشتریان بود، رئیس تعمیرگاه دارای یک موتور سیکلت اتاق دار بود، که در وضعیت پس از زلزله سوئی شیرو در راندن آن مهارت یافت. از آنجا که تعمیرگاه در زلزله کاملا از بین رفته بود، لازم بود که در اطراف شهر مغازه موقتی بسازند، سوئی شیرو هر روز با موتور سیکلت بین تعمیرگاه قدیمی و تعمیرگاه جدید موقتی در رفت و آمد بود. ارتباطات در توکیو قطع شده بود و مردم نیاز به کمک داشتند، سوئی شیرو با موتور سیکلت برای کمک به مردم به طور غیر رسمی شروع به خدمات ترابری می کرد. خوشبختانه تعمیرگاه دوم آرت شوکایی که برای ماشین های مسابقه بود سالم باقی مانده بود و کار بر روی آن ادامه یافت، آنها تصمیم به ساخت یک اتومبیل جدید گرفتند که به اسم آرت دایملر . این خودرو با بدنه بیوک و موتور شش سیلندر دایملر در مسیرهای مستقیم دارای استحکام و ثبات بسیار خوبی بود، اما سنگینی مرکز ثقل آن موجب می شد که در پیچ ها خوب عمل نکند، آنها چندین بار آن را آزمایش کردند تا اینکه تصمیم گرفتند اتومبیل دیگری بسازند. در تلاش بعدی آنها موتور هواپیمای کورتیس را بر روی اتومبیل آمریکایی میشل سوار کردند، خودروی جدید، که سبک بوده، و مرکز ثقل پایین تری نسبت به اتومبیل قبلی داشت کورتیس نام گرفت. آنها شبهای زیادی را کار کردند تا بر مشکلاتی که پیش رو داشتند فائق آیند، کورتیس موتور هواپیما بود و فاقد دنده بود، و چون سایر قطعات آن را نیز با قطعات دست دوم اتومبیل های دیگر ساخته بودند، هیچ چیز با هم تناسب نداشت. اتومبیل مسابقه ای کورتیس ظرف هفت ماه تکمیل و در مسابقه ای که در کاناگاواکن برپا شد در معرض نمایش درآمد، در این مسابقه شی تی چی ساکی باهارا راننده و سوئی شیرو به عنوان مکانیک شرکت کرده و با هم به بالاترین مقام دست یافتند، سوئی شیرو پس از این پیروزی بسیار مسرور بود، این مسابقه در حقیقت آغاز اعتیاد سوئی شیرو به مسابقات اتومبیل رانی بود. در پاییز سالی که سوئی شیرو ۱۷ ساله شد، ساکی باهارا که به استعداد عالی سوئی شیرو هوندا به عنوان مکانیک اتومبیل پی برد، او را برای تعمیر یک ماشین آتش نشانی به موریوکا در شمال ژاپن فرستاد. سوئی شیرو بیش از یک روز در راه بود و وقتی به ایستگاه رسید، باید یک ساعت تا شهری که ماشین آتش نشانی در آنجا بود پیاده می رفت، لذا وسایلش را به مسافرخانه ای سپرد و به راه افتاد. پس از رسیدن به محل مورد نظر بی درنگ کار را شروع کرد، در ابتدا ماموران آتش نشانی شک داشتندکه این پسر جوان بتواند ماشین را تعمیر کند. زیرا آنها انتظار اعزام چنین تعمیرکاری را از توکیو نداشتند. لیکن پس از مشاهده کار او متحیر شده و از او در مسافرخانه پذیرای مفصلی به عمل آوردند. سوئی شیرو از این رفتار شکفت زده بود، او در اثر این تجربه دریافت که چقدر مهارت و تخصص در پذیرش مردم مهم و موثر است. کسب و کار در تعمیرگاه آرت شوکایی حتی پس از زلزله رونق داشته و فروش آنها تا حد قابل ملاحظه ای بالا رفته بود. اغلب کارگرانی که قبل از حادثه در آنجا کار می کردند، پس از حادثه برای کمک به موطن خود بازگشته بودند. او پس از ۶ سال کارو تجربه، جواز افتتاح شعبه ای از تعمیرگاه آرت شوکایی را در هاماماتسو دریافت نمود، بدین ترتیب او در ۲۱ سالگی موفق شد اولین تعمیرگاه خود را در هاماماتسو راه اندازی نماید.

 

نوشته شده توسط & ثبت شده در نجوم.

بهترین شاهکار گیتی بر شما مبارک. فرا رسیدن نوروز باستانی را به شما دوستان آفتابی تبریک می گویم.

از آن جایی که مریخ نزدیک ترین سیاره به زمین است، همیشه مورد توجه ستاره شناسان بوده و هست. همواره تصور می کردند که موجوداتی در این سیاره زندگی می کنند. به همین دلیل ستاره شناسان همیشه به بررسی این سیاره می پرداختند و نقشه هایی از مریخ تهیه می کردند و کاوشگر های بسیاری به سمت این سیاره سرخ می فرستادند. ما نیز سعی داریم این سیاره را در چندین نوبت کامل معرفی کنیم. در پست قبلی گفتیم که بعضی از ستاره شناسان به این اعتقاد داشتند که کانالهای آب در سطح این سیاره وجود دارد. اما ادامه داستان…

قهرمان مریخسطح مریخ
یکی از طرفداران سرسخت نظریه کانال ها پرسیوال لاول نام داشت. او در خانواده ثروتمند و با نفوذی در شهر بستون  آمریکا متولد شده بود و خواهرش  شاعر محترم و معروفی بود. لاول در سال ۱۸۸۰ میلادی دریافت که شیپارلی بینایی خود را از دست داده است؛ از آن پس او نقش یک نظریه پرداز پیشرو را در زمینه کانال به عهده گرفت. لاول و دوستانش هزینه ساختن رصدخانه ای را تقبل کردند و آن را به مطالعه مریخ اختصاص دادند. رصدخانه لاول در فلاگ استاف ایالت آریزونا به بهترین تلسکوپ انعکاسی ۶۱ سانتی متری که امکان خریداری آن وجود داشت، مجهز شد. این تلسکوپ در ارتفاع ۲۲۸۵ متری نصب شد.
خدای جنگ، حمله ور می شودوایکینگ
در اواخر  قرن نوزدهم میلادی تعداد کانال های لاول چهاربرابر کانال هایی بود که توسط شیپارلی ترسیم شده بود. او این کانال ها را به صورت یک شبکه  به کل سیاره مریخ گسترش داد.
لاول اعتقاد داشت که این کانال ها توسط یک تمدن پیشرفته ساخته شده است. امروزه اکثر نظریات علمی ، ایده لاول را رد می کنند.
اما در آن زمان، رمان ها و داستان ها همچنان نظریه لاول را تقویت می کردند. از جمله، فردی به نام ولز در رمان جنگ سرزمین ها، این نظریه را به نمایش درآورد. این داستانٰ نشان میداد که چگونه زمین توسط مریخی ها که احساس می کردند که سیاره شان در حال مرگ است، تهدید می شود. در سال ۱۹۳۸ میلادی رمان جنگ سرزمین ها به کارگردانی ارسن ولز از رادیو پخش شد. برنامه به این صورت آغاز شد که یک سری علایم هشدار دهنده واقعی که حاکی از نزدیک شدن مریخی ها بود، دریافت می شد. پخش این برنامه ، وحشتی در سرتاسر کشور به وجود آورد؛ به طوری که بسیاری از افراد احساس می کردند که خانه شان توسط مریخی ها مورد تهاجم قرار خواهد گرفت.
بعد از مرگ لاول ، اشتیاق عمومی درباره این ایده که  مریخی ها در آبادی های کنار کانال ها زندگی می کنند، به تدریج فرو کش کرد. البته در حال حاضر، تلاش برای یافتن حیات اولیه در سطح بررسی های میکروبیولوژیکی وجود دارد. این موضوع سبب شده است که شیفتگی دانشمندان نسبت به آن، همچنان ادامه یابد.
نه آب نه اکسیژن
طی سال های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ میلادی ستاره شناسان آمریکایی برای مطالعه طیف نوری دریافتی از مریخ- که جهت بررسی اتمسفر آن مورد استفاده قرار می گرفت- از یک تلسکوپ غول پیکر ۲۵۴ سانتی متری در کوه ویلسون ایالت کالیفرنیا استفاده کردند. در آن زمان، این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ جهان بود. آنها به دنبال علایمی از آب و یا اکسیژن بودند؛ اما چیزی  نیافتند. این امر برای آنهایی که به علایم حیات گیاهی امیدوار بودند، یک ضربه جدی بود.
کاوش های مریخمارس
روس ها از سال ۱۹۶۰ میلادی از تمام سکوهای پرتاب موجود استفاده کردند تا پرتابه ای را بر روی مریخ قرار دهند. بعضی از این پرتابه ها در دسترسی به مداری از زمین که از آنجا عازم مریخ شوند، دچار مشکل شدند. در سال ۱۹۶۳ میلادی سفینه مارس تا نزدیکی مریخ رفت و به حرکت مداری خود به دور خورشید پایان داد. سفینه های مارس ۲ و ۳ که در سال ۱۹۷۰ میلادی پرتاب شدند، مریخ نشین هایی را بر روی سطح مریخ قرار دادند؛ اما پس از چند ثانیه ، در ارتباط شان با زمین مشکلاتی به وجود آمد. البته آن بخش از سفینه که به دور مریخ می چرخید، ماه ها به ارسال اطلاعات به زمین ادامه داد. به این ترتیب، چگالی جو فوقانی مریخ مشخص شد که مقدار آن یک دهم چگالی زمین است. به علاوه با استفاده از این اطلاعات، نمودار دمایی مریخ ترسیم و میدان مغناطیسی مریخی ضعیفی اندازه گیری شد.
در سال ۱۹۷۴ میلادی سفینه مارس ۴ از دسترسی به مدار مریخ بازماند. در همان سال، سفینه مارس ۵ از موفقیت بیشتری برخوردار بود. این سفینه توانست بخار آب و چگالی گاز اوزون را در جو فوقانی اندازه گیری کند. عکس هایی که این سفینه گرفته بود، در تهیه نقشه از سطح مریخ مورد استفاده قرار گرفت. مریخ نشین  سفینه مارس ۷ ، سیاره مریخ را به کلی از دست داد و به آن نرسید.
برنامه های مریخی ایالات آمریکا با سفینه مارینر ۳ و با ماموریت پرواز در ارتفاع کم آغاز شد و به دلیل اختلالات مکانیکی به شکست انجامید. سه هفته بعد، یعنی در ۲۸ نوامبر ۱۹۶۴ میلادی سفینه مارینر ۴ پرتاب شد. فاصله این سفینه از مریخ در اواسط جولای ۱۹۶۵ میلادی ۹۷۹۰ کیلومتر بود. مسیر پروازی منحنی شکل این سفینه به سمت خارج از زمین سبب شد که پس از ۲۲۸ روز در موعد مقرر به مریخ برسد. وزن مارینر  ۴ ، ۲۶۰ کیلوگرم بود و چهار صفحه خورشیدی مجزا، به شکل آسیاب بادی داشت.

نوشته شده توسط & ثبت شده در آفتاب, آفتاب‌شناسی.

امسال هم با تمام خوبی و بدیهاش تمام شد. تا دو سه روز دیگر وارد سال و دهه ی جدید می شویم. همه ی ما درگیر مشکلات قبل عیدیم. خانه تکانی، خرید، مسافرت و … جا داره بگم که خسته نباشید.

چند نکته هست که باید به شما دوستان آفتابی عزیز اطلاع بدهم. پنج شنبه ی گذشته یعنی ۱۹ اسفند سال ۸۹ روز مهمی بود هم برای ما و هم کاربران آفتاب. در این روز تاریخی دامین آفتاب بر روی دامین آفتاب آی آر تنظیم شده. یعنی اینکه دیگر وبسایتی به آدرس aftab.ir

نوروز

وجود ندارد. ولی! اگر همین آدرس رو تو آدرس بار وارد کنید به سایت آفتاب آی آر برگردانده می شوید. دامنه ی پرتال آفتاب همچنان کار می کند و تا ابد هم کار خواهد کرد. محتوا و کارکرد پرتال آفتاب آی آر همانند پرتال آفتاب هست و فقط دامین و طراحی تم سایت عوض شده که در مورد طراحی جدید قبلا خبر داده بودیم. این کار برای تسهیل حضور در جامعه ی بین المللی و صرفاً کمی خانه تکانی عید بود. اگر به قسمت بالا سمت چپ سایت هم نگاه کنید می بینید که بخش انگلیسی هم به سایت اضافه کردیم.

منتظر تغییرات بیشتر آفتاب باشید.
در آخر هم از همه ی بچه های فنی که کلی زحمت کشیده اند تشکر می کنم.
آمد بهار ای دوستان، منزل سوی بستان کنیم
گرد عروسان چمن خیزید تا جولان کنیم

آفتابی های عزیز عید همگی مبارک.

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Battle: Los Angeles
فیلم  «نبرد : لوس آنجلس» در اولین هفته‏ی نمایش با فروش ۳۵,۵۷۳,۱۸۷ دلار مقام اول جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان را کسب کرد. هزینه تولید این فیلم ۷۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم  :اکشن، حادثه ای
کارگردان: Jonathan Liebesman
فیلم‏نامه:  Christopher Bertolini
ناشر فیلم: Columbia Pictures, Relativity Media, Original Film
زمان: ۱۱۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Aaron Eckhart در نقش SSgt. Michael Nantz
Ramon Rodriguez در نقش ۲nd Lt. William Martinez
Cory Hardrict در نقش Cpl. Jason Lockett
Gino Anthony Pesi در نقش Cpl. Nick Stavrou
Ne-Yo در نقش Cpl. Kevin Harris
James Hiroyuki Liao در نقش LCpl. Steven Mottola
Bridget Moynahan در نقش Michele
Noel Fisher در نقش Pfc. Shaun Lenihan
Adetokumboh M’Cormack در نقش Corpsman Jibril Adukwu
Bryce Cass در نقش Hector Rincon
Michael Pe?a در نقش Joe Rincon
Michelle Rodriguez در نقش TSgt. Elena Santos
Neil Brown Jr در نقش LCpl. Richard Guerrero
Taylor Handley در نقش LCpl. Corey Simmons
Joey King در نقش Kirsten

خلاصه فیلم:
در روزی آرام و به نظر عادی در چند کیلومتری از ساحل لس آنجلس، بارانی از چند ده شهاب سنگ شروع به باریدن می‏کند. لحظاتی بعد بیگانگانی عجیب و غریب و بزرگ به همراه ارتشی مجهز و قوی از دریا خارج می شوند و با سرعت زیاد به شهر یورش می برند و شروع به نابودی هر آنچه در سر راهشان است می کنند. گروهبان نانتز (آرون آکهارت) و گروه تحت امرش که یک نیروی واکنش سریع و مستقر در لس آنجلس هستند، در تلاش برای نجات جان ساکنین و مبارزه با حمله ی بیگانگان هستند. نبرد با بیگانگان به صورت حماسی آغاز می شود در حالی که همه چیز در حال نابودی است و شهرهای بزرگ دنیا یک به یک سقوط کرده و از بین می روند، در لس آنجلس هنوز امید برای پیروزی وجود دارد و تمام امیدها بر می گردد به گروهبان ناتز و افراد جوخه اش.

Rango
انیمیشن  «Rango» در دویمین هفته‏ی نمایش با فروش ۲۲,۶۰۲,۸۴۷ دلار در مقام دوم جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان قرار گرفت و فروش کلی خود را به رقم  ۶۸,۲۰۶,۱۰۱ دلار رسانید.

Red Riding Hood
فیلم  « Red Riding Hood» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۴,۰۰۵,۳۳۵ دلار سوم شد. هزینه ساخت این فیلم در حدود  ۴۲,۰۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : فانتزی، ترسناک، هیجانی
کارگردان: Catherine Hardwicke
فیلم‏نامه: David Johnson
ناشر فیلم: Appian Way, Random Films, Warner Bros. Pictures
زمان: ۱۰۰ دقیقه

بازیگران اصلی:
Amanda Seyfried در نقش Valerie
Gary Oldman در نقش Solomon
Billy Burke در نقش Cesaire
Shiloh Fernandez در نقش Peter
Max Irons در نقش Henry
Virginia Madsen در نقش Suzette
Lukas Haas در نقش Father Auguste
Julie Christie در نقش Grandmother
Shauna Kain در نقش Roxanne
Michael Hogan در نقش The Reeve
Adrian Holmes در نقش Captain
Cole Heppell در نقش Claude
Christine Willes در نقش Madame Lazar
Michael Shanks در نقش Adrien Lazar
Kacey Rohl در نقش Prudence

خلاصه فیلم:
والری دخترک زیبایی است که بین عشق و علاقه ی دو مرد گرفتار شده است. خانواده اش می خواهند که با پسری ثروتمند به نام هنری ازدواج کند اما خود والری به پیتر علاقه مند است. این دو با یکدیگر از روستا خارج می شوند و به درون جنگل می روند و در آنجا با خواهر والری که یک گرگینه است آشنا می شوند و نزد او می مانند. اما پس از مدتی مردم اطراف جنگل از شکارهای گاه و بیگاه گرگینه ها به خشم می آیند و آماده می شوند تا آنها را شکار کنند. در این بین والری و پیتر تنها افرادی هستند که هم با انسان ها و هم با گرگینه ها ارتباط دارند و هم اکنون گرفتار بین دو گروه شده اند در حالی که به هر دو وابسته هستند.

The Adjustment Bureau
فیلم  «The Adjustment Bureau» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۱,۵۹۷,۳۳۵ دلار چهارم شد و فروش کلی خود را ۳۸,۵۸۹,۵۹۵ دلار رساند.

Mars Needs Moms
فیلم  « Mars Needs Moms» در هفته اول نمایش  با فروش ۶,۹۱۴,۴۸۸ دلار در مقام پنجم پرفروش‏ترین‏ها قرار گرفت. هزینه ساخت این فیلم در حدود ۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : انیمیشن، اکشن، کمدی
کارگردان: Simon Wells
فیلم‏نامه: Simon Wells
ناشر فیلم: ImageMovers, Walt Disney Productions
زمان: ۸۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Seth Green در نقش Milo
Dan Fogler در نقش Gribble
Joan Cusack در نقش Mom
Elisabeth Harnois در نقش Ki
Mindy Sterling در نقش Supervisor
Kevin Cahoon در نقش Wingnut
Tom Everett Scott در نقش Dad
Jacquie Barnbrook در نقش Martian
Matthew Henerson در نقش Martian
Adam Jennings در نقش Martian
Stephen Kearin در نقش Martian
Amber Gainey Meade در نقش Martian
Aaron Rapke در نقش Martian
Julene Renee در نقش Martian
Kirsten Severson در نقش Martian

خلاصه فیلم:
میلو پسر بچه ی نه ساله است که مادرش توسط بیگانگان فضایی ربوده شده و اکنون باید به طریقی خود را به مریخ برساند تا بتواند مادرش را نجات دهد. او با دخترکی مریخی به نام کٍی آشنا می شود که سعی دارد با حکمران خشن آنجا مبارزه کند و حالا این دو با کمک یکدیگر باید مشکلاتشان را حل کنند.

نوشته شده توسط & ثبت شده در نجوم.

قطبهای مریخقطب های مریخ
در سال ۱۶۶۶ میلادی « جیووانی دومنیکو کاسینی»- ستاره شناس ایتالیایی و متصدی رصدخانه لویی چهاردهم در پاریس- نواحی سفید رنگی را در قطب های مریخ کشف کرد. بعدها مشاهدات ویلیام هرشل، این کشف را تایید کرد و مشخص شد که نواحی سفید رنگ، در واقع پوشش های قطبی مریخ اند. این پوشش ها، درست همانند پوشش های یخی زمین رشد می کنند و طی یک سال مریخی، به تدریج تحلیل می روند. هرشل تصور می کرد که ساکنان مریخ در شرایطی نظیر شرایط حاکم بر زمین، با چهار فصل و روزهایی تقریبا برابر با روزهای زمین زندگی می کنند. هرشل ستاره شناس فوق العاده مشهوری بود و عقیده اش درباره شکل گیری حیات هوشمند مریخی، چیزی بود که تا نیمه دوم قرن بیستم میلادی از جانب کسی مطرح نشد.
قرن نوزدهم میلادی دوره تهیه نقشه از مریخ بود. نخستین کار در این زمینه، مربوط به تلاش مشترک دو ستاره شناس آلمانی ویلهلم بیر و یوهان فون مدلر در سال ۱۸۳۰ میلادی بود. نقشه آنان دارای یک سیستم شبکه ای از طول و عرض جغرافیایی و نیز یک نصف النهار اصلی بود که امروزه همچنان برای تهیه نقشه های جدید مریخ استفاده می شود. تلاش برای تهیه نقشه مریخ، کار بی نتیجه ای بود. حتی بهترین تلسکوپ های موجود، فقط می توانستند علایم درخشان را از بین چیزهایی که در پوشش های قطبی سیاره واضح تر بود، آشکار کنند.
سایه نگار
هرچه طراحان برای تعیین خصوصیات دایمی بر روی نقشه ها بیشتر دچار مشکل می شدند، تعبیر نقشه ها خیالی تر می شد. به نظر می رسید که اشکال و سایه های مبهم، همیشه درحال تغییرند. ستاره شناسانی با این موضوع مواجه شدند که مریخ را همانند زمین، اما کوچکتر می پنداشتند. آنها تصور می کردند که تغییرات فصلی رشد و نمو گیاهان، باعث ایجاد تغییر در آهن سیاره می شود. عده دیگری از دانشمندان برای توضیح تغییرات سطحی، این نظریه را مطرح می کردند که سطح مریخ دایما دستخوش طوفان های عظیم گرد و غبار می شود؛ البته آنها زیاد هم اشتباه نمی کردند.
کانالهای مریخکانال های مریخ
تعدادی از نظریه پردازان از روی علایم موجود بر روی سیاره مریخ نماهایی از دریاهای تیره ای را که برخلاف اقلیم سرخ رنگ آن است، نشان دادند. در سال ۱۸۶۰ میلادی یک کشیش ایتالیایی به نام پیتروآنجلو سچی تصاویری از مریخ به صورت رنگی طراحی کرد. او اطمینان داشت که می تواند خطوط غیر طبیعی را ببیند. او برای توصیف خصوصیات طبیعی از لغات ایتالیایی استفاده کرد. معمولا برای توصیف خصوصیات طبیعی از لغات ایتالیایی استفاده می شود؛ ولی در تعدادی از زبان های اروپایی، لغت کانال به مفهوم کانال آبی است که به وسیله بشر ساخته می شود.
ایده کانال های مصنوعی در مریخ، همانند بعضی از مفاهیم علمی، به خوبی در اذهان عمومی ماندگار شد. این واقعیت که مردم علاقه مند به یافتن حیات در سایر سیارات بودند باعث تثبیت این ایده شد. رمان های علمی- تخیلی داستان ها و بعدها فیلم ها و سریال های تلویزیونی که در این مورد نوشته یا ساخته شدند گاهی بر این مدعاست.
نگاهی نزدیک تر
سال ۱۸۷۷ میلادی برای ناظران مریخ دارای اهمیت بسیاری بود. در این سال، مریخ و زمین نزدیک ترین فاصله ممکن را داشتند. این نخستین رویارویی نزدیک پس از ۱۵ سال بود و فرصت ایده آلی برای مشاهده نزدیک با تلسکوپ های جدیدتر فراهم می کرد. جیوانی شیپارلی -که مدیر یک رصدخانه در شهر میلان ایتالیا بود- به تهیه نقشه های مریخ علاقه داشت. او به خصوصیات مشاهده شده بر روی مریخ، اسامی افسانه ای می گذاشت. شیپارلی در سال ۱۸۷۷ میلادی کانال هایی را بر روی مریخ مشاهده کرد و نام رودخانه های مشهور نیل و فرات را بر روی آنها گذاشت. او همچنین در مورد نواحی آباد شده ای که تعدادی کانالی را بر روی نقشه هایش قطع می کرد، توضیح داد و به آنها اسامی رمانتیکی نظیر منشا جوانی و ماه دریاچه داد.
در سال ۱۸۷۹ میلادی زمین و مریخ دوباره به یکدیگر نزدیک شدند. در این زمان، شیپارلی ادعا کرد کانال هایی را مشاهده کرده است که به صورت دو خط موازی اند. ظهور این پدیده غیر طبیعی، اعتقاد آنهایی را که فکر می کردند کانال ها، مصنوعی و ساختگی اند، قوی تر کرد. بعد از گذشت چندسال، تعدادی از ستاره شناسان ادعا کردند که کانال ها را دیده اند؛ لذا تعداد نقشه ها چند برابر شد. با این حال، بیشتر ستاره شناسان کانال ها را ندیده بودندو بسیاری از آنها درباره نظریه هایی که کانال ها را توضیح می دادند، تردید داشتند.
کانالها و تردیدها
بعضی از دانشمندان تصور می کردند که مریخ یک سیاره مرده است و ساکنان آن، آخرین بقایا از یک نسل رو به زوال اند و منابع آبی جمع آوری شده را به سختی ذخیره و اداره می کنند. طبق این نظریه، مریخی ها این کانال ها را ساخته بودند تا آب های ناشی از دوب فصلی پوشش های قطبی را به سمت شهرهای آباد خود که در دل کویر قرار داشت، هدایت کنند و شهرها از طریق کانال ها به یکدیگر متصل می شدند. کسانی که در مورد این نظریه تردید داشتند دلایل مختلفی برای رد آن عنوان می کردند؛ ولی ایده وجود کانال ها در مریخ، توجه عموم را به خود جلب کرده بود و توسط مجلات و روزنامه های عمومی مورد حمایت قرار می گرفت.

نقشه مریخ

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Rango
انیمیشن  «Rango» در اولین هفته‏ی نمایش با فروش ۳۸,۰۷۹,۳۲۳ دلار مقام اول جدول پرفروشترین‏های سینمای جهان را کسب کرد. هزینه تولید این فیلم ۱۳۵,۰۰۰,۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم :انیمیشن
کارگردان: Gore Verbinski
فیلم‏نامه: John Logani
ناشر فیلم: Industrial Light & Magic (ILM), Blind Wink, GK Films
زمان: ۱۰۷ دقیقه

بازیگران اصلی:
Johnny Depp  با صدای  Rango – Lars
Isla Fisher  با صدای  Beans
Abigail Breslin  با صدای  Priscilla
Ned Beatty  با صدای  Mayor
Alfred Molina  با صدای  Roadkill
Bill Nighy  با صدای  Rattlesnake Jake
Stephen Root  با صدای  Doc – Merrimack – Mr. Snuggles
Harry Dean Stanton  با صدای  Balthazar
Timothy Olyphant  با صدای  Spirit of the West
Ray Winstone  با صدای  Bad Bill
Ian Abercrombie  با صدای  Ambrose
Gil Birmingham  با صدای  Wounded Bird
James Ward Byrkit  با صدای  Waffles
Claudia Black  با صدای  Angelique
Blake Clark  با صدای  Buford

خلاصه فیلم:
رنگو (با صدای جانی دپ) سوسماری است که در یک  گلخانه زندگی می کند. کار او این است که هر روز تعداد زیادی از افراد را سرگرم کند تا آنها هم از حرکات این سوسمار لذت ببرند و به وی دست تکان دهند. در یکی از همین روزها بر اثر بی احتیاطی صاحب رنگو، شیشه ایی که وی در آن قرار داشت شکسته می شود و حالا رنگو آزاد است به هرجایی که می خواهد برود. اما رنگو تابحال دنیایی خارج از محل زندگی اش را تجربه نکرده، بنابراین تصمیم می گیرد به توصیه های یک آرمادیلوی متفکر (آلفرد مولن) به بیابان های خشک سفر کند تا اصل خویش را بیابد. رنگو بعد از ورود به یک بیابان بی آب و علف با یک سوسمار ماده به نام بینز (با صدای ایسلا فیشر) آشنا می شود که قصد دارد تا مزرعه پدر خدا بیامرزش  را از چنگال افرادی که قصد فروشش را دارند نجات دهد. رنگو برای کمک به بینز تصمیم می گیرد با توجه به توانایی های بالقوه ایی که در اجرای نمایش و بازیگری دارد، خود را در نقش کلانتر جدید شهر جا بزند و نام ” رنگو ” را برای خود برگزیند تا از این طریق بتواند مزرعه مذکور را به بینز برگرداند. اما رنگو هیچ اطلاعاتی از کلانتر بودن و وظایف اش ندارد. بعلاوه اینکه گردن کلفت های این شهر اصلا خوششان نمی آید شهر مامور قانون داشته باشد.

The Adjustment Bureau
فیلم  «The Adjustment Bureau» در اولین هفته از نمایش با فروش ۲۱,۱۵۷,۷۳۰ دلار دوم شد. هزینه ساخت این فیلم در حدود  ۵۱,۰۰۰,۰۰۰ برآورد شده است.

سبک فیلم : حادثه ای، عاشقانه
کارگردان: George Nolfi
فیلم‏نامه: George Nolfi
ناشر فیلم: Universal Pictures, Media Rights Capital, Gambit Pictures
زمان: ۱۰۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Matt Damon  در نقش   David Norris
Lisa Thoreson  در نقش   Suburban Mom
Florence Kastriner  در نقش   Suburban Mom
Phyllis McBryde  در نقش   Suburban Neighbor
Natalie Carter  در نقش   Suburban Neighbor
Chuck Scarborough  در نقش   Himself
Jon Stewart  در نقش   Himself
Capt. Gregory P. Hitchen  در نقش   U.S. Coast Guard Officer
Darrell Lenormand  در نقش   Upstate Farmer
Kar  در نقش   Political Consultant
Michael Kelly  در نقش   Charlie Traynor
RJ Konner  در نقش   Political Consultant
Susan D. Michaels  در نقش   Reporter
Anthony Mackie  در نقش   Harry Mitchell
Gregory Lay  در نقش   Albert, Campaign Aide

خلاصه فیلم:
دیوید نوریس (مت دایمون)  سیاستمداری نیویورکی است که قصد دارد تا در انتخابات آتی مجلس سنای آمریکا شرکت کند. نوریس در خلال یکی از سخنرانی های انتخاباتی اش، در هتل محل اقامتش به صورت اتفاقی با یک بالرین زیبا به نام الیس (امیلی بلانت) آشنا می شود. الیس به دیوید می گوید که باید در سخنرانی هایش صداقت بیشتری داشته باشد و از مسائل جدیدتری صحبت کند! دیوید بعد از صحبت با الیس احساس می کند که این همان دختری است که در رویاهایش به آن فکر می کرده؛ بنابراین دیوید در هنگام ترک الیس برای سخنرانی اش، شماره خودش را به او می دهد. این دو بعد از مدتی به  یکدیگر علاقه مند می شوند اما در این میان ناگهان سر و کله افرادی پیدا می شود که خواهان جدایی این دو هستند و به انواع و اقسام روشها برای جدایی این دو نیز متوسل می‏شوند و …

Beastly
فیلم  «Beastly» در اولین هفته از نمایش با فروش ۹,۸۵۱,۱۰۲ دلار در مقام سوم پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان قرار گرفت هزینه تقریبی تولید این فیلم ۱۷٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : درام، ماجاجویی، عاشقانه
کارگردان: Daniel Barnz
فیلم‏نامه: Daniel Barnz
ناشر فیلم: CBS Films, Storefront Films
زمان: ۸۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Alex Pettyfer  در نقش   Kyle
Justin Bradley  در نقش   Student
Mary-Kate Olsen  در نقش   Kendra
Dakota Johnson  در نقش   Sloan
Erik Knudsen  در نقش   Trey
Vanessa Hudgens  در نقش   Lindy
Karl Graboshas  در نقش   Male Teacher
Peter Krause  در نقش   Rob
Lisa Gay Hamilton  در نقش   Zola
Jonathan Dubsky  در نقش   Student at Green Party
David Francis  در نقش   Dr. Davis
Neil Patrick Harris  در نقش   Will
Rhiannon Moller-Trotter  در نقش   Halloween Partygoer
Steve Godin  در نقش   Junkie
Gio Perez  در نقش   Victor

Hall Pass
فیلم  «Hall Pass» در هفته دوم نمایش  با فروش ۸,۸۶۱,۰۵۳ دلار در مقام چهارم پرفروش‏ترین‏ها قرار گرفت و فروش کلی خود را به ۲۶,۸۴۶,۸۰۸ دلار رساند. هزینه تولید این فیلم ۳۶٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار بوده است.

سبک فیلم : کمدی
کارگردان: Bobby Farrelly, Peter Farrelly
فیلم‏نامه: Pete Jones, Peter Farrelly
ناشر فیلم: Conundrum Entertainment, New Line Cinema
زمان: ۱۰۵ دقیقه

بازیگران اصلی:
Owen Wilson  در نقش   Rick
Jason Sudeikis  در نقش   Fred
Jenna Fischer  در نقش   Maggie
Christina Applegate  در نقش   Grace
Nicky Whelan  در نقش   Leigh
Richard Jenkins  در نقش   Coakley
Stephen Merchant  در نقش   Gary
Larry Joe Campbell  در نقش   Hog-Head
Bruce Thomas  در نقش   Rick Coleman
Tyler Hoechlin  در نقش   Gerry
Derek Waters  در نقش   Brent
Alexandra Daddario  در نقش   Paige
Rob Moran  در نقش   Ed Long
Lauren Bowles  در نقش   Britney
Christa Campbell  در نقش   Emma

خلاصه فیلم:
ریک و فرد دو دوست قدیمی هستند. اکنون و پس از چند سال که هر دو ازدواج کرده اند هر دو دچار مشکلات زیادی با همسرانشان می شوند و در مشورت با یکدیگر تصمیم می گیرند تا برای مدتی کوتاه دوباره به دوران مجردی و سرکشی های دونفره ی خود بازگردند. یک هفته زندگی آزاد آنها اما با مشکلات و ماجراهایی فراوان همراه می شود و …

Gnomeo and Juliet
انیمیشن  « Gnomeo and Juliet » پس از چهار هفته از آغاز نمایش عمومی با فروش آخر هفته‏ی ۷,۲۴۰,۳۱۵ دلار در مقام پنجم پرفروش‏ترین‏ها قرار گرفت و فروش کلی خود را به ۸۴,۰۲۲,۳۲۵ دلار رساند.

سبک فیلم : انیمیشن، کمدی ، عاشقانه
کارگردان: Kelly Asbury
فیلم‏نامه: William Shakespeare, Kelly Asbury
ناشر فیلم: Rocket Pictures, Miramax Films, Starz Animation
زمان: ۸۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
James McAvoy  با صدای   Gnomeo
Emily Blunt  با صدای   Juliet
Ashley Jensen  با صدای   Nanette
Michael Caine  با صدای   Lord Redbrick
Matt Lucas  با صدای   Benny
Jim Cummings  با صدای   Featherstone
Maggie Smith  با صدای   Lady Bluebury
Jason Statham  با صدای   Tybalt
Ozzy Osbourne  با صدای   Fawn
Stephen Merchant  با صدای   Paris
Patrick Stewart  با صدای   Bill Shakespeare
Julie Walters  با صدای   Miss Montague
.Hulk Hogan  با صدای   Terrafirminator V.O
Kelly Asbury  با صدای   Red Good Gnomes
Richard Wilson  با صدای   Mr. Capulet

خلاصه فیلم:
داستان عروسک های کوچک گچی که در باغچه ها برای زیبایی گذاشته می شوند. اما با رفتن صاحب خانه ها به مسافرت و تعطیلات این عروسک های کوچک شروع به بازی و نبرد با عروسک های همسایه می کنند. در این بین گنوم و ژولیت دو عروسک کوچک هستند که با یکدیگر آشنا شده اند و به یکدیگر علاقه مند شده اند. اما عروسک باغچه بودن دردسرهای خود را دارد و ماجراهای زیادی در پیش روی این دو خواهد بود.