نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

مهران مدیری زادهٔ ۱۸ دی ۱۳۴۰ از والدینی اراکی، کارگردان و بازیگر مجموعه‌های طنز سینما و تلویزیون ایران است. از جمله مجموعه‌های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می‌توان از پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ نام برد.
مهران مدیری متولد دهه ۴۰ در تهران است. او که در خانواده ای هنردوست به دنیا آمده فعالیتهای هنری خود را از نخستین سالهای نوجوانی شروع کرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر شرکت نمود. تحصیلات آکادمیک او در رشته «تئاتر» ،به دلیل حضور او در جبهه های جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهای نمایشی، بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید. او تا سال ۱۳۷۲ با نمایشهای زیادی چون: شوخی، تلگراف، آرسنال، پانسیون، سیمرغ، هملت، کیسه بوکس و … روی صحنه رفت. و در این دوران با بسیاری از بزرگان تئاتر کشور چون «قطب الدین صادقی» و «میکائیل شهرستانی» همکار شد.

وی همچنین در این دوران به عنوان بازیگر در نمایشهای رادیویی «قصه های شب» نیزحضور یافت. مدیری در سالهای آغازین دهه ۸۰، نخستین تجربه حضور خود را در برنامه های مذهبی تلویزیون تجربه کرد تا آنکه بر حسب اتفاق، وارد وادی «طنز نمایشی» در تلویزیون گردید. او که تا پیش از آن تنها یک اثر کمدی نمایشی بنام «پانسیون» را روی صحنه داشت، با نخستین جرقه های نبوغ و ابتکار خود در زمینه کمدی در مجموعه های تلویزیونی «نوروز۷۲» -در سمت بازیگرـ و «پرواز۵۷» -به عنوان بازیگر و کارگردان- که در بهار و زمستان ۱۳۷۲، روی آنتن رفته بود به عنوان یک بازیگر کمدی خوش درخشید. چنان که یک سال بعد در مقام کارگردانی مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثری ماندگار را در ژانر کمدی تلویزیونی به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستین مجموعه آیتمی طنز در طول تاریخ تلویزیون ایران بود و حواشی این برنامه پربیننده چنان دست و پاگیر دست اندرکاران آن شد که تا سه سال امکان فعالیت مجدد تصویری را از آنان گرفت. مهران مدیری که به سبب این محرومیت سه ساله، امکان بازی در فیلمهای مطرح «ضیافت» و «سلطان» مسعود کیمیایی را از دست داده بود، در نوروز ۷۷ همزمان با اکران فیلم سینمایی «دیدار» -که در آن در سمت بازیگر حضور یافته بود- و نیز پخش برنامه طنز «نوروز ۷۷» بار دیگر به صحنه نمایش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه طنز «جنگ ۷۷» که آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبیت او را نوید می داد، بار دیگر با ساختار شکنی در این ژانر از برنامه های تلویزیونی به نوع جدیدی از سبک نمایش کمدی رسید که مبتنی بر داستان گویی بود.
کارگردانی مجموعه های: ببخشید شما(۱۳۷۸)،پلاک ۱۴ (۱۳۷۹-۱۳۷۸) ،نودشب (۱۳۷۹) و طنز ۸۰ (نوروز۸۰)، بازی در یک سریال تلویزیونی بنام «دردسروالدین» (۱۳۸۰) و بازیگری و بازیگردانی فیلم سینمایی «توکیو بدون توقف»، که به نوعی ادامه روندتکمیلی تجربه های هنری او محسوب می شد، وی را به چنان پختگی و تجربه رسانیده بود تا بار دیگر اتفاق جدیدی را در عرصه کمدی نمایشی ایران به ثبت برساند.

در سال ۸۱، او به همراه همکار نویسنده اش «پیمان قاسم خانی»، قومی را خلق کردند بنام «برره»، اهل ناکجاآبادی به همین نام . «پاورچین» با طرح معضلات فرهنگی و بیماری های اخلاقی ساکنان روستای خیالی«برره»، رذایل اخلاقی اجتماع و سنتهای غلط مردم آن را چنان بی رحمانه به نقد کشید که این مجموعه را بزرگترین اتفاق نمایشی در تاریخ تلویزیون ایران لقب داد و این تازه آغاز ماجرا بود. در حالی که مجموعه تلویزیونی «نقطه چین» آنچنان که شایسته ی مدیری و همکارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستانی «جایزه بزرگ» نیز با وجود پربیننده بودن، در حد و اندازه های مدیری از آب در نیامد، او به گذشته ی برره سفر کرد تا داستان هایی جدید را در فضای ۵۰ سال قبل ایران روایت کند.
«شبهای برره» که در سال ۸۴ ساخته شد و به روی آنتن رفت، جایگاهی بود تا حرفهای در گلو مانده جامعه به زبان بیاید. از دردها، مشکلات و ناهنجاری های فرهنگی مردم ایران که سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بی ریشه دامنگیر آنان شده بود. مدیری و گروهش در طی چند ماه سختی ها و ناهمواری های زیادی را تحمل کردند و از زیر تیغ تیز بی مهری ها، کوته فکری ها، انتقادهای تند و شایعات بی اساس گذشتند تا «شبهای برره» بار خود را سالم به مقصد برساند … و «برره» ماندگار شد.

مهران مدیری در کنار علاقمندی هایش به هنر نمایش و کارگردانی و تلاشی که برای رسید به جایگاه کنونی اش کرده است همواره به عالم موسیقی نیز عشق و ارادت خاصی داشته است. او با انتشار نخستین آلبوم موسیقی اش در سال ۷۹، در مقام خواننده و نیز در نخستین کنسرت رسمی خود که در بهمن ماه ۱۳۸۳ در تهران اجرا کرد، با انتخاب هوشمندانه ملودی ها، تصنیف ها و صدای دلنشینی که از سوی شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت کرد که موسیقی را خوب می شناسد و نیز سلیقه مردم هنردوست ایران را !

امروز او معتقد است بیش از آنچه که باید ،برای کار وقت صرف کرده است.

مجلهٔ نیوزویک در مقاله‌ای او را بیستمین مرد قدرتمند سال ۲۰۰۹ در ایران نامیده است.

 

جشنواره ها و جوایز

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همیشه پای یک زن در میان است – ۱۳۸۶

قهوه تلخ

«قهوه تلخ» ۳۲ بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامک انصاری در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتدای داستان که در دنیای امروز می‌گذرد، یک فنجان قهوه تلخ می‌خورد و با خوردن آن به تاریخ سفر می‌کند. او در طول زمان به مورخی تبدیل می‌شود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی می‌شود که این مسائل داستان‌های سریال را رقم می‌زند.
داستان‌های مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» توسط امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته وبه تهیه کنندگی حمید ومجید آقاگلیان تهیه شده است .

بمب خنده (کریسمس ۲۰۱۱ یا ماهواره)

در نیمه دی ماه ۱۳۸۹ فیلمی از مهران مدیری در حال تقلید برنامه‌های ماهواره‌ای در فضای وب، و همچنین به‌صورت لوح فشرده منتشر شد که به سرعت به یکی از پربازدیدترین لینک‌ها در محیط وب فارسی و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد، اما کسی نمی‌دانست متعلق به کدامیک از آثار مدیری است.

سرانجام مهران مدیری در ۲۸ دی ماه ۱۳۸۹ به پخش این کلیپ واکنش نشان داد و گفت در اردیبهشت سال ۱۳۸۷، حدوداً یکماه پس از پخش سریال مرد هزار چهره، طراحی چند سی دی برای تولید در شبکه نمایش خانگی را داشته‌است که یکی از آنها موضوع ماهواره بود. فیلمبرداری این کار در شهریور سال ۸۷ به اتمام رسید، اما قبل از اینکه مونتاژ، ساخت تیتراژ و موسیقی این آثار شروع شود، پیشنهاد ساخت سریال مرد دوهزار چهره به او داده شد و ساخت این سریال آغاز گردید و کلاً از پخش این برنامه‌ها منصرف شد؛ تا اینکه متوجه شد که این سی دی به صورت غیر مجاز پخش شده‌است .او افزود این موضوع به شدت در حال پیگیری است.
در سال ۱۳۸۷ به گروه موسیقی کوبه‌ای دارکوب پیوست و کنسرت بزرگی را به همراهی این گروه و ۳ خواننده دیگر (علی رضا عصار- رضا یزدانی – نیما مسیحا) به نفع سازمان ملل در سالن بزرگ وزارت کشور اجرا نمودند

فیلم و سی دی کنسرت مهران مدیری در سال ۸۳ نیز با اینکه به گفته خودش آماده‌است هنوز منتشر نشده‌است.

دکترای افتخاری

دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت‌های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس‌آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.

آثـار :

خرگوش ، سال ۱۳۵۳ ، کارگردان : حمید عالمی

شوخی ، سال ۱۳۵۶ ، بازیگر ، کارگردان : صدرا رسولی

تلگراف ، سال ۱۳۵۸ ، بازیگر ، کارگردان : مهدی شریفی

پلنگ نادان ، سال ۱۳۶۲ ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی

یک طنز و یک غم آوا ، سال ۱۳۶۴ ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی

ساعت عمو اسکندر ، سال ۱۳۶۶ ، آهنگساز ، کارگردان : حسن شکلاتی

آرسنال ، سال ۱۳۶۷ ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی

پانسیون ، سال ۱۳۶۸ ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی

سیمرغ ، سال ۱۳۶۹ ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی

هملت ، سال ۱۳۷۰ ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی

کیسه بوکس ، سال ۱۳۷۱ ، بازیگر

آثار تلویزیونی :

سریال مشتهای کوچک ، کارگردان: ثریا قاسمی، بازیگر ، ۱۳۷۱

سریال حکایتها ، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر،۱۳۷۱

سریال پندهاواندرز ها، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر، ۱۳۷۱

سریال نوروز ۷۲ ، کارگردان : داریوش کاردان ، بازیگر ، ۱۳۷۲

سریال باغ گیلاس ، کارگردان : مجید بهشتی ، بازیگر ، ۱۳۷۲

سریال پرواز ۵۷ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۲

سریال ساعت خوش ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۳

سریال سال خوش ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۴

سریال نوروز ۷۶ ( شبکه ۲ ) ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۶

سریال نوروز ۷۶ ( شبکه ۱ ) ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۶

سریال ۷۷ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۷

سریال ببخشید شما ، مجری/ کارگردان ، ۱۳۷۸

سریال پلاک ۱۴ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۸

سریال ۹۰ شب ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۹

سریال طنز ۸۰ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۸۰

سریال دردسر والدین ، کارگردان: مسعود نوابی ، بازیگر، ۱۳۸۱

سریال پاورچین ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۸۱

سریال نقطه چین ، بازیگر/طراح صحنه و لباس/کارگردان ،۱۳۸۲

سریال جایزه بزرگ ، بازیگر/ کارگردان ۱۳۸۴

سریال شبهای برره ، بازیگر/ کارگردان

باغ مظفر , بازیگر/ کارگردان

آثار سینمایی :

دیگه چه خبر ؟ ، کارگردان : تهمینه میلانی ، دستیار طراح صحنه ۱۳۷۲

دیدار ، کارگردان : محمد رضا هنرمند ، بازیگر ، ۱۳۷۲

توکیو بدون توقف ، کارگردان : سعید عالم زاده ، بازیگر و بازیگردان ، ۱۳۸۱

آثار رادیویی :

بازیگر داستانهای شب رادیو

دیوانه از قفس پرید به کارگردانی بهزاد فراهانی ، ۱۳۷۰

دژ به کارگردانی اکبر زنجانپور ، ۱۳۷۰

واسکادلوگاما به کارگردانی جواد شیرگر ، ۱۳۷۱

موشها و آدمها به کارگردانی محمد عمرانی ، ۱۳۷۱

گوینده برنامه جلوه های پایداری

آثار موسیقایی :

کاست برای کودکان ، بازیگر ، کارگردان : بهروز غریب پور، ۱۳۷۲

دلتنگی ها ، دکلمه اشعار هاتف علیمردانی ، ۱۳۷۸

از روی سادگی، خواننده، موسیقی بابک بیات و فردین خلعتبری، ۱۳۷۹

خوانندگی بر روی فیلم سینمایی همنفس ، موسیقی : فردین خلعتبری ، ۱۳۸۲

خوانندگی بر روی سریال مهر و ماه ، ۱۳۸۳

اجرای کنسرت به همراه ارکستر مجلسی ، موسیقی : فردین خلعتبری ، ۱۳۸۴

خوانندگی بر روی سریال شبهای برره، موسیقی محلی، ۱۳۸۴

افتخارات :

طوطی طلایی بهترین بازیگر ، ۱۳۵۳ ، برای تئآتر خرگوش

کاندیدای بهترین کارگردانی ، ۱۳۷۵ ، برای ساعت خوش

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۷۷ ، برای مجموعه ۷۷

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۷۸ ، برای مجموعه ببخشید شما

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۸۱ ، برای مجموعه پاورچین ، دنیای تصویر

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۸۲ ، برای مجموعه پاورچین ، شبکه جهانی جام

بهترین کارگردان طنز ، ۱۳۸۴ ، شبکه ۳

بهترین بازیگر طنز ۱۳۸۵ – دریافت تندیس حافظ ، جشن دنیای تصویر

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Rise of the Planet of the Apes
فیلم «The Smurfs» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۷,۸۳۲,۳۰۷ دلار در جایگاه اول ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۰۵,۲۰۸,۲۲۶ دلار رساند.

The Help
فیلم «The Help» در اولین هفته از نمایش با فروش ۲۶,۰۴۴,۵۹۰ دلار مقام دوم جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : درام
کارگردان: Tate Taylor
فیلم‏نامه: Tate Taylor
ناشر فیلم: DreamWorks SKG, Reliance Big Entertainment, Participant Media
زمان:۱۴۶  دقیقه

بازیگران اصلی:
Emma Stone…Eugenia ‘Skeeter’ Phelan
Viola Davis…Aibileen Clark
Bryce Dallas Howard…Hilly Holbrook
Octavia Spencer…Minny Jackson
Jessica Chastain            …Celia Foote
Ahna O’Reilly…Elizabeth Leefolt
Allison Janney…Charlotte Phelan
Anna Camp…Jolene French
Eleanor Henry…Mae Mobley
Emma Henry…Mae Mobley
Chris Lowell…Stuart Whitworth
Cicely Tyson…Constantine Jefferson
Mike Vogel…Johnny Foote
Sissy Spacek…Missus Walters
Brian Kerwin…Robert Phelan

Final Destination 5
فیلم « Final Destination 5» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۸,۰۳۱,۳۹۶ دلار در جایگاه سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : ترسناک، هیجانی
کارگردان: Steven Quale
فیلم‏نامه: Eric Heisserer, Jeffrey Reddick
ناشر فیلم: Jellystone Films, New Line Cinema, Practical Pictures
زمان:۹۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Nicholas D’Agosto…Sam Lawton
Emma Bell…Molly Harper
Miles Fisher…Peter Friedkin
Ellen Wroe…Candice Hooper
Jacqueline MacInnes Wood…Olivia Castle
P.J. Byrne…Isaac
Arlen Escarpeta…Nathan
David Koechner…Dennis
Courtney B. Vance…Agent Block
Tony Todd…William Bludworth
Brent Stait…Roy
Roman Podhora…John
Jasmin Dring…Cho
Barclay Hope…Dr. Leonetti
Chasty Ballesteros…Spa Receptionist

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در سومین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۷۳۳,۰۸۱ دلار در جایگاه چهارم ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۰۱,۷۷۸,۷۴۱ دلار رساند.

۳۰Minutes or Less
فیلم «  ۳۰Minutes or Less» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۳۳۰,۱۱۸دلار در جایگاه پنجم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۸٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجراجویی، کمدی، جنایی
کارگردان: Ruben Fleischer
فیلم‏نامه: Michael Diliberti
ناشر فیلم: Columbia Pictures, Media Rights Capital, Red Hour Films
زمان:۸۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Jesse Eisenberg…Nick
Danny McBride…Dwayne
Aziz Ansari…Chet
Nick Swardson…Travis
Dilshad Vadsaria…Kate
Michael Pe?a…Chango
Bianca Kajlich…Juicy
Fred Ward…The Major
Sam Johnston…15 Year Old #1
Jack Foley…15 Year Old #2
Elizabeth Wright Shapiro…Chet’s Date
Brett Gelman…Pizza Boss
Paul Tierney…Rodney
Staci Lynn Fletcher…Family Dollar Cashier
Gary Brichetto…Mr. Fisher

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Rise of the Planet of the Apes
فیلم «Rise of the Planet of the Apes» در اولین هفته از نمایش با فروش ۵۴,۸۰۶,۱۹۱ دلار مقام اول جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۹۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، تخیلی، درام، هیجانی
کارگردان: Rupert Wyatt
فیلم‏نامه: Pierre Boulle
ناشر فیلم: Chernin Entertainment, Twentieth Century Fox Film Corporation
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
James Franco…Will Rodman
Freida Pinto…Caroline Aranha
John Lithgow…Charles Rodman
Brian Cox…John Landon
Tom Felton…Dodge Landon
David Oyelowo…Steven Jacobs
Tyler Labine…Robert Franklin
Jamie Harris…Rodney
David Hewlett…Hunsiker
Ty Olsson…Chief John Hamil
Madison Bell…Alice Hunisker
Makena Joy…Alice Hunsiker
Kevin O’Grady…Animal Control Officer #1
Sean Tyson…Animal Control Officer #2
Jack Kuris…Boy in Muir Woods

خلاصه فیلم:
ویل رادمن (جیمز فرانکو) دانشمندی است که به دلیل ابتلای پدرش به بیماری آلزایمر، تصمیم گرفته تا دارویی را برای از میان بردن این بیماری تولید کند. او دارویی را تولید می کند و برای آزمایش این دارو از یک شامپانزه ماده استفاده می کند این حیوان در طی یک اتفاق کشته می شود اما در هنگام مرگ این شامپانزه فرزند خود را به دنیا می آورد.ویل نام این حیوان را قیصر می گذارد و برای ادامه تحقیقاتش از آن استفاده می کند.این شامپانزه در طی ۷ سال تحقیقات و آزمایشات متعدد  و برخلاف انتظار ویل که به دنبال ریشه کنی آلزایمر بود، تبدیل به حیوانی باهوش می شود که قدرت هوش او تقریباً نزدیک به انسان است. این نتیجه باعث می شود تا ویل تحقیقات خود را در این باره گسترش دهد و قیصر را هم برای آزمایش به نزد میمون های دیگر ببرد تا رفتار او را در آن مکان تجزیه و تحلیل کند. اما قیصر با حضور در کنار میمون ها ، صفت حیوانی اش را باز می یابد و با توجه به هوش فوق العاده ایی که دارد، رهبری میمون ها برای مبارزه علیه انسان ها را برعهده می گیرد و حالا انسانها باید خود را برای مبارزه با دسته میمون ها آماده کنند و …

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۰,۷۰۲,۴۱۵ دلار در جایگاه دوم ایستاد و فروش کلی خود را به ۷۵,۹۰۴,۲۴۶ دلار رساند.

Cowboys & Aliens
فیلم «گاوچران‏ها و بیگانگان» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۵,۷۲۹,۴۵۵ دلار مقام سوم جدول را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۶۷,۳۴۹,۵۲۰ دلار رساند.

The Change-Up
فیلم «The Change-Up» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۵۳۱,۱۱۵ دلار در جایگاه چهارم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۵۲٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی
کارگردان: David Dobkin
فیلم‏نامه: Jon Lucas, Scott Moore
ناشر فیلم: Big Kid Pictures, Original Film, Relativity Media
زمان:۱۱۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Ryan Reynolds…Mitch Planko
Jason Bateman…Dave Lockwood
Leslie Mann…Jamie Lockwood
Olivia Wilde…Sabrina McArdle
Alan Arkin…Mitch’s Dad
Mircea Monroe…Tatiana
Gregory Itzin…Flemming Steel
Ned Schmidtke…Ted Norton
Lo Ming…Ken Kinkabe
Sydney Rouviere…Cara Lockwood
Dax Griffin…Blow-Dried Goon
Andrea Moore…Sophia
Matt Cornwell…Parks Foreman
Craig Bierko…Valtan
Taaffe O’Connell…Mona

خلاصه فیلم:
دو دوست صمیمی که از بچگی با یکدیگر بزرگ شده اند حالا دو زندگی کاملا متفاوت دارند. یکی از آنها ازدواج کرده و صاحب سه فرزند می شود و دیگری زندگی مجردی و بدون مسئولیت را انتخاب می کند. این دو دوست آرزو دارند تا در شرایط یکدیگر حضور داشته باشند تا از شر زندگی کنونی شان خلاص شوند. در یک شب آنها مشروب مصرف می کنند و صبح بلند می شوند و می بینند که جایشان عوض شده است و …

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در سومین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۰۲۱,۹۲۲ دلار در مقام پنجم جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۴۳,۲۰۳,۹۶۷  دلار رساند.

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Cowboys & Aliens
فیلم «گاوچران‏ها و بیگانگان» در اولین هفته از نمایش با فروش ۳۶,۴۳۱,۲۹۰ دلار مقام اول جدول را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۶۳٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است. 

سبک فیلم : اکشن، تخیلی، وسترن
کارگردان: Jon Favreau
فیلم‏نامه: Roberto Orci, Alex Kurtzman
ناشر فیلم: Universal Pictures, DreamWorks Pictures, Reliance Entertainment
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Daniel Craig…Jake Lonergan
Harrison Ford…Woodrow Dolarhyde
Abigail Spencer …Alice
Buck Taylor…Wes Claiborne
Olivia Wilde…Ella Swenson
Sam Rockwell …Doc
Matthew Taylor…Luke Claiborne
Cooper Taylor…Mose Claiborne
Clancy Brown…Meacham
Paul Dano…Percy Dolarhyde
Chris Browning…Jed Parker
Adam Beach…Nat Colorado
Ana de la Reguera…Maria
Noah Ringer…Emmett Taggart
Brian Duffy…Deputy

 خلاصه فیلم:
در یک دهکده ی کوچک در نیومکزیکو غریبه ای که دست بندی عجیب بر دست دارد وارد شهر می شود و به همه ساکنان دهکده هشدار می‏دهد که خطر حمله  بیگانگان فضایی آنها را تهدید می کند.به زودی بیگانگان به دهکده حمله می کنند و حالا این غریبه‏ تنها امید مردم است.

 

 

 

 

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در اولین هفته از نمایش با فروش ۳۵,۶۱۱,۶۳۷ دلار در جایگاه دوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : انیمیشن، کمدی، خانوادگی
کارگردان: Raja Gosnell
فیلم‏نامه: Peyo, J.David Stem
ناشر فیلم: Columbia Pictures, Kerner Entertainment Company
زمان:۱۰۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Hank Azaria…Gargamel
Neil Patrick Harris…Patrick Winslow
Jayma Mays…Grace Winslow
Sofia Vergara…Odile
Tim Gunn…Henri
Madison McKinley…Model
Meg Phillips…Model
Julie Chang…Newscaster
Roger Clark…Newscaster
Mark Doherty…Bluetooth Businessman
Minglie Chen…Young Woman
Sean Kenin…Guy in Plaid Shirt
Victor Pagan…Bum
Mahadeo Shivraj…Cabbie
Adria Baratta…Anjelou Employee

 خلاصه فیلم:
گارگامل شیطان صفت بعد از اینکه اهالی دهکده اسمارف را پیدا می کند، آنها را در جنگل تعقیب کرده و ساکنین اسمارف بدون معطلی از دست این خونخوار فرار می کنند. در این بین یکی از اهالی اسمارف به نام کلامسی ، به منظور فرار از چنگال گارگامل به غاری ممنوعه وارد می شود و به دنبال آن بعضی دیگر از ساکنین اسمارف هم به همراه کلامسی به این غار قدم می گذارند. اما این غار مرموز آنها را به پارک مرکزی نیویورک می برد و حالا آنها باید راهی پیدا کنند تا بتوانند به دهکده شان بازگردند.

  

  

  

  

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۵,۵۵۴,۳۰۳  دلار در مقام سوم  جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۱۷,۴۲۱,۵۷۱  دلار رساند.

 

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در سومین هفته از نمایش با فروش  ۲۱,۹۷۷,۰۹۳ دلار مقام چهارم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۳۱۸,۵۱۱,۶۰۲ دلار رساند.

 

 

Crazy, Stupid, Love
فیلم « Crazy, Stupid, Love» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۹,۱۰۴,۳۰۳ دلار در مقام سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، عاشقانه، درام
کارگردان: Glenn Ficarra, John Requa
فیلم‏نامه: Dan Fogelman
ناشر فیلم: Carousel Productions II
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Steve Carell…Cal
Ryan Gosling…Jacob
Julianne Moore…Emily
Emma Stone…Hannah
Analeigh Tipton…Jessica
Jonah Bobo…Robbie
Joey King…Molly
Marisa Tomei…Kate
Beth Littleford…Claire
John Carroll Lynch…Bernie
Kevin Bacon…David Lindhagen
Liza Lapira…Liz
Josh Groban…Richard
Mekia Cox…Hip Hairdresser aka Tiffany
Julianna Guill…Madison

 خلاصه فیلم:
مردی میانسال به نام کال  که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است ناگهان با همسرش دچار مشکل می‏شود. امیلی کال را برای مدتی ترک می کند، در همین بین کال با مردی به نام پالمر آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند.اما این خوشگذرانی های یک مرد میانسال اتفاقات خنده داری را موجب می شود.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در اولین هفته از نمایش با فروش ۶۵,۰۵۸,۵۲۴ دلار در مقام اول جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجراجویی، هیجان انگیز
کارگردان: Joe Johnston
فیلم‏نامه: Christopher Markus, Stephen McFeely
ناشر فیلم: Marvel Enterprises, Marvel Entertainment, Marvel StudiosPictures
زمان:۱۲۴ دقیقه

بازیگران اصلی:
Chris Evans…Captain America / Steve Rogers
Hayley Atwell…Peggy Carter
Sebastian Stan…James Buchanan ‘Bucky’ Barnes
Tommy Lee Jones…Colonel Chester Phillips
Hugo Weaving…Johann Schmidt / Red Skull
Dominic Cooper…Howard Stark
Richard Armitage…Heinz Kruger
Stanley Tucci…Dr. Abraham Erskine
Toby Jones…Dr. Arnim Zola
Neal McDonough…Timothy ‘Dum Dum’ Dugan
Derek Luke…Gabe Jones
Kenneth Choi…Jim Morita
JJ Feild…James Montgomery Falsworth
Bruno Ricci…Jacques Dernier
Lex Shrapnel…Gilmore Hodge

خلاصه فیلم:
استیو راجرز سعی دارد تا وارد نیروهای نظامی آمریکا شود اما تلاشش ناموفق است تا اینکه طی آزمایشی در راستای اهداف محرمانه دولت آمریکا به یک قهرمان تبدیل می‏شود و …

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در دومین هفته از نمایش با فروش  ۴۷,۴۲۲,۲۱۲ دلار مقام دوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۲۷۳,۵۳۹,۲۸۱ دلار رساند.

Friends with Benefits
فیلم «Friends with Benefits» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۸,۶۲۲,۱۵۰ دلار در مقام سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۳۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، عاشقانه
کارگردان: Will Gluck
فیلم‏نامه: Keith Merryman, David A. Newman
ناشر فیلم: Castle Rock Entertainment, Olive Bridge Entertainment, Screen Gems
زمان:۱۰۹ دقیقه

بازیگران اصلی:
Justin Timberlake…Dylan
Mila Kunis…Jamie
Patricia Clarkson…Lorna
Jenna Elfman… Annie
Bryan Greenberg…Parker
Richard Jenkins…Mr. Harper
Woody Harrelson…Tommy
Nolan Gould…Sam
Andy Samberg…Quincy
Shaun White…Himself
Andrew Fleming…Driver
Catherine Reitman…Female Co-Worker
Courtney Henggeler…Flight Attendant
Masi Oka…Darin Arturo Morena
Tiya Sircar…Hostess

خلاصه فیلم:
جیمی( میلا کیونیس ) یک مامور استخدام است که به تازگی از دست دوست عجیب و غریب اش کیونسی( اندی سمبرگ )خلاص شده. جیمی بعد از این جدایی با خیال راحت سرش به کارش گرم است او به منظور استخدام فردی برای یک مجله به شخصی به نام دیلان( جاستین تیمبرلک ) می رسد که بهترین گزینه برای این شغل است. دیلان نیز پیشنهاد جیمی را می پذیرد و از خانه اش در لس آنجلس به نیویورک می آید تا مشغول بکار شود.بزودی مشخص می شود که دیلان هم تجربه یک رابطه تلخ با دوست سابقش به نام کایلا( اِما استون ) را داشته و از این رو با جیمی همدرد است. این دو بعد از صحبتهای مختلف به این نتیجه می رسند که …

Transformers: Dark of the Moon
فیلم «Transformers: Dark of the Moon» در چهارمین هفته از نمایش با فروش ۱۲,۰۵۱,۷۳۵ دلار چهارم شد و فروش کلی خود را به ۳۲۵,۸۴۱,۱۸۵ دلار رساند.

Horrible Bosses
فیلم «روسای وحشتناک » در هفته سوم از آغاز نمایش با فروش ۱۱,۸۸۴,۳۱۹ دلار مقام پنجم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۸۲,۵۶۶,۷۰۳ دلار رساند.

نوشته شده توسط & ثبت شده در فیلم و سینما.

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در اولین هفته از نمایش با فروش فوق العاده ۱۶۹,۱۸۹,۴۲۷ دلار مقام اول جدول پرفروشترین ها را کسب کرد.

سبک فیلم : ماجراجویی، درام، فانتزی، رازآلود
کارگردان: David Yates
فیلم‏نامه: Steve Kloves,J.K. Rowling
ناشر فیلم: Heyday Films, MPC, Warner Bros. Pictures
زمان: ۱۳۰ دقیقه

بازیگران اصلی:
Daniel Radcliffe…Harry Potter
Rupert Grint…Ron Weasley
Emma Watson…Hermione Granger
Ralph Fiennes…Lord Voldemort
Alan Rickman…Professor Severus Snape
Matthew Lewis…Neville Longbottom
Tom Felton…Draco Malfoy
Michael Gambon…Professor Albus Dumbledore
Evanna Lynch…Luna Lovegood
Warwick Davis…Griphook / Professor Filius Flitwick
Jason Isaacs…Lucius Malfoy
Helena Bonham Carter…Bellatrix Lestrange
Graham Duff…Death Eater
Maggie Smith…Professor Minerva McGonagall
Anthony Allgood…Gringotts Guard

خلاصه فیلم:
هری ، رون و هرمیون  برای پیدا کردن و از بین بردن سومین روح پیچ، لرد تاریکی در تلاشند و در این راه ولدمورت نبرد نهایی را با تمام نیروهایی که دارد برای تسلط بر همه چیز و شکست دشمنانش آغاز می کند و حالا هری پاتر و دوستانش هستند که باید برای پیروزی و گرفتن انتقام در مقابل تاریکی بایستند.

Transformers: Dark of the Moon
فیلم «Transformers: Dark of the Moon» در سومین هفته از نمایش با فروش ۲۱,۳۲۸,۵۴۵ دلار مقام دوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد.و فروش کلی خود را به ۳۰۲,۸۷۸,۷۹۷ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۹۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجرایی، علمی تخیلی
کارگردان: Michael Bay
فیلم‏نامه: Ehren Kruger
ناشر فیلم: Paramount Pictures, Hasbro, Di Bonaventura Pictures
زمان: ۱۵۷ دقیقه

بازیگران اصلی:
Shia LaBeouf…Sam Witwicky
Josh Duhamel…Lennox
John Turturro…Simmons
Tyrese Gibson…Epps
Rosie Huntington-Whiteley…Carly Spencer
Patrick Dempsey…Dylan
Rich Hutchman…Engineer
Frances McDormand…Mearing
Kevin Dunn…Ron Witwicky
John Malkovich…Bruce Brazos
Julie White…Judy Witwicky
Alan Tudyk…Dutch
Ken Jeong…Jerry Wang
Glenn Morshower…General Morshower
Lester Speight…Eddie

خلاصه فیلم:
سپتیکناها در حال جستجو برای یافتن سلاحی هستند که در کره ی ماه پنهان شده است و هر گروهی که آن را به دست آورد می تواند نبرد قدیمی بین اتوباتها و سپتیکانها را به نفع خود به پایان برساند.بنابراین هر دو گروه با تمام توان برای یافتن  این سلاح تمام تلاش خود را به کار می‏گیرند و در رقابتی  شدید به نبرد بر علیه گروه مقابل برمی خیزند.

Horrible Bosses
فیلم «روسای وحشتناک » در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۷,۷۷۷,۴۶۴ دلار مقام سوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۶۰,۱۴۹,۶۰۳ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۳۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، جنایی
کارگردان: Seth Gordon
فیلم‏نامه: Michael Markowitz, John Francis Daley
ناشر فیلم: New Line Cinema, Rat Entertainment
زمان: ۹۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Jason Bateman…Nick Hendricks
P.J. Byrne…Kenny Sommerfeld
Steve Wiebe…Thomas, Head of Security
Kevin Spacey…Dave Harken
Charlie Day…Dale Arbus
Lindsay Sloane…Stacy
Michael Albala…Mr. Anderton
Jennifer Aniston…Dr. Julia Harris, D.D.S
Jason Sudeikis…Kurt Buckman
Reginald Ballard…Kurt’s Co-Worker
George Back…Kurt’s Co-Worker
Barry Livingston…Kurt’s Co-Worker
Meghan Markle…Jamie
Donald Sutherland…Jack Pellit
Celia Finkelstein…Margie Emerman

خلاصه فیلم:
کورت، نیک و دال سه دوست هستند که هر سه نفر از دست کارفرماهایشان به شدت عصبانی و خشمگین اند.شرایط کاری و رفتار رئیس‏هایشان روز به روز برای آنها سخت تر و غیر قابل تحمل تر می شود.بنابراین  آنها نقشه ای  می کشند تا سر هر سه رئیس را زیر آب کنند اما اجرای نقشه توسط سه ساده لوح و تا حدودی احمق به شکلی که فکر می کردند به پیش نمی رود.

Zookeeper
فیلم « Zookeeper» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۲,۳۳۰,۵۱۲ دلار در مقام چهارم ایستاد و فروش کلی خود را به ۴۲,۳۸۲,۹۷۸ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، خانوادگی، عاشقانه
کارگردان: Frank Coraci
فیلم‏نامه: Nick Bakay, Rock Reuben
ناشر فیلم: Broken Road Productions, Columbia Pictures
زمان:۱۰۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Kevin James…Griffin Keyes
Rosario Dawson…Kate
Leslie Bibb…Stephanie
Ken Jeong…Venom
Donnie Wahlberg…Shane
Joe Rogan…Gale
Nat Faxon…Dave
Steffiana De La Cruz…Robin
Nick Bakay…Franky
Jackie Sandler…TGIF Waitress
Nicholas Turturro…Manny
Thomas Gottschalk…Jurgen
Brandon Keener…Nimer
Robin Bakay…Rebecca
Gary Valentine…Pizza Guy

خلاصه فیلم:
یک مامور نگهداری از حیوانات به نام گریفین کیز به خاطر رفتار مناسبی که با حیوانات دارد، به شدت مورد علاقه آنهاست. اما مدتی است که گریفین حال و حوصله چندانی ندارد زیرا باید بین کار و عشق زندگی اش یکی را انتخاب کند. حیوانات باغ وحش که از این جریان اطلاع پیدا کرده اند، تصمیم می گیرند کوین را در رسیدن به عشق اش کمک کنند.

Cars 2
انیمیشن «ماشین‏ها ۲» در چهارمین هفته از نمایش با فروش ۸,۴۰۷,۵۲۹ دلار در مقام پنجم ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۶۵,۳۸۹,۷۵۴ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : انیمیشن، ماجراجویی، کمدی، خانوادگی
کارگردان: John Lasseter, Brad Lewis
فیلم‏نامه: Ben Queen, John Lasseter
ناشر فیلم: Walt Disney Pictures, Pixar Animation Studios
زمان:۱۰۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Larry the Cable Guy…Mater
Owen Wilson…Lightning McQueen
Michael Caine…Finn McMissile
Emily Mortime…Holley Shiftwell
Eddie Izzard…Sir Miles Axlerod
John Turturro…Francesco Bernoulli
Brent Musburger…Brent Mustangburger
Joe Mantegna…Grem
Thomas Kretschmann…Professor Z
Peter Jacobson…Acer
Bonnie Hunt…sally
Darrell Waltrip…Darrell Cartrip
Franco Nero…Uncle Topolino
David Hobbs…David Hobbscap
Patrick Walker…Mel Dorado

خلاصه فیلم:
لایتینگ مک کوئین به همراه مَتر به یک سفر بین المللی می روند تا بتوانند در مسابقات اتومبیل‏رانی جهانی شرکت کنند و افتخار دیگری کسب کنند. اما در راه اتفاقات غیرعادی زیادی رخ می دهد که تمامی آنها به منظور جلوگیری از قهرمانی مک کوئین است و …

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت.چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است،ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

با پخش نمایش دو مرغابی در مه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد.

در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعر بود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد، این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در زادگاهش، شهر سوق، به خاک سپرده شد.

جسد حسین پناهی، شاعر و بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در حالى که چهار روز از زمان مرگش مى گذشت در خانه اش در منطقه یوسف آباد کشف شد. براساس گزارش بازپرس ویژه قتل مجتمع امور جنایى، دختر و پسر این بازیگر به مدت چهار روز گذشته با خانه پدرشان تماس مى گرفتند اما کسى به تلفن جواب نداد. آنها براى یافتن پدر که به تنهایى در خانه اى در یوسف آباد زندگى مى کرد با کلیه دوستان پدر تماس گرفتند ولى هیچ کس از سرنوشت حسین پناهى اطلاع نداشت. به خاطر اینکه حسین پناهیهمیشه عادت داشت هر وقت براى چند روزى از خانه خارج شود و به محل دیگرى برود، آنها را در جریان بگذارد دختر و پسر به ناپدید شدن مرموز پدرشان مشکوک شده و راهى خانه پدر در تهران شدند. حتى تلفن همراه پناهى در این مدت خاموش بود که این موضوع باعث تردید بیشتر آنها شد.

آنها وقتى به خانه رسیدند و هیچ کس در را باز نکرد به سراغ همسایه ها رفتند ولى هیچ کس حسین پناهی را ندیده بود. آنها سرانجام خود وارد خانه شدند. دختر و پسر این بازیگر پس از ورود به خانه متوجه بویى که از داخل ساختمان به مشام مى رسید، شدند و سرانجام هنگامى که وارد ساختمان شدند با جسد پدرشان روبه رو شدند در حالى که چند روز از زمان مرگش مى گذشت. موضوع مرگ این بازیگر پس از کشف جسدش به ماموران کلانترى ۱۲۵ یوسف آباد اطلاع داده شد و آنها همراه قاضى کشیک قتل مجتمع امور جنایى تهران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را براى روشن شدن ماجرا آغاز کردند. پزشکان پزشکى قانونى پس از معاینه جسد اعلام کردند «چهار روز از زمان مرگ این بازیگر ۴۸ ساله مى گذرد که گذشت زمان باعث متعفن شدن جسد شده است.

آنها همچنین در نظریه اولیه خود درخصوص علت مرگ حسین پناهی اعلام کردند «با توجه به شواهد موجود احتمال مرگ این بازیگر بر اثر سکته مغزى قوى است اما نمى شود احتمالات دیگر را رد کرد که علت اصلى آن پس از معاینه و کالبدشکافى دقیق جسد در سازمان پزشکى قانونى اعلام خواهد شد.» ماموران تجسس کلانترى یوسف آباد هم پس از بررسى محل کشف جسد و با توجه به اینکه در کنار جسد سطل زباله افتاده بود در فرضیات خود احتمال دادند، حسین پناهى شب هنگامى که قصد بیرون گذاشتن زباله ها را داشته دچار سکته مغزى شده و در میان راه فوت کرده است.

کارنامه هنری

فیلم ها :

گذرگاه /گال/تیرباران /هی جو/نار و نی /در مسیر تندباد /ارثیه /راز کوکب/ سایه خیال/چاووش /اوینار /هنرپیشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مریم مقدس /قصه های کیش ( اپیزود اول، کشتی یونانی ) /بابا عزیز

مجموعه های تلویزیونی :

محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل یک لبخند/ایوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسایه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شلیک نهایی/آواز مه

کتابها:

من و نازی/ستاره/چیزی شبیه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پیامبر بی کتاب/دل شیر

علاوه بر اینها دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره».

جوایز :

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)

دوره ۱۱ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۷۱

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)

دوره ۷ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۶۷

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)

دوره ۹ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۶۹

برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)

دوره ۹ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۶۹

خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی

عبدی می‌گوید: «یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟! گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟ گفتم: آره. گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. من فقط دوستش داشتم.»

سرگذشت کسی که هیچ کس نبود

حرمت نگه دار دلم

گلم

که این اشک خون بهای عمر رفته من است

میراث من!

نه به قید قرعه

نه به حکم عرف

یک جا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت

به نام تو

مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون!

کتیبه خوان قبایل دور

این, این سرگذشت کودکی است

که به سرانگشت پا

هرگز دستش به شاخه هیچ آرزوئی نرسیده است

هرشب گرسنه می خوابید

چند و چرا نمیشناخت دلش

گرسنگی شرط بقا بود به آئین قبیله مهربانش

پس گریه کن مرا به طراوت

به دلی که میگریست بر اسب باژگون کتاب دروغ تاریخش

و آوار میخواند ریاضیات را

در سمفونی باشکوه جدول ضرب با همکلاسیها

دودوتا جارتا چارچارتا…

در یازده سالگی پا به دنیای شگفت کفش نهاد

با سرتراشیده و کت بلندی که از زانوانش میگذشت

با بوی کنده بدسوز و نفت و عرقهای کهنه

آری دلم

گلم

این اشکها خون بهای عمر رفته من است

دلم گلم

این اشکها خون بهای عمر رفته من است

میراث من

حکایت آدمی که جادوی کتاب مسخ و مسحورش کرده است

تا بدانم و بدانم و بدانم

به وار

وانهادم مهر مادریم را

گهواره ام را به تمامی

و سیاه شد در فراموشی , سگ سفید امنیتم

و کبوترانم را از یاد بردم

و می رفتم و می رفتم و میرفتم

تا بدانم و بدانم و بدانم

از صفحه ای به صفحه ای

از چهره ای به چهره ای

از روزی به روزی

از شهری به شهری

زیر آسمان وطنی که در آن فقط

مرگ را به مساوات تقسیم میکردند

سند زده ام یک جا

همه را به حرمت چشمان تو

مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون

که میترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را

تا شمارش معکوس آغاز شده باشد

بر این مقصود بی مقصد

از کلامی به کلامی

و یکی یکی مردم

بر این مقصود بی مقصد

کفایت میکرد مرا حرمت آویشن

مرا مهتاب

مرا لبخند

و آویشن حرمت چشمان تو بود , نبود؟

پس دل گره زدم به ضریح هر اندیشه ای

که آویشن را میسرود

مسیح به جاجتا بر صلیب نمی شد!

و تیر باران نمی شد لورکا

در گرانادا

در شب های سبز کاجها و مهتاب

آری یکی یکی مردم به بیداری

از صفحه ای به صفحه ای

تا دل گره بزنم به ضریح هر اندیشه ای که آویشن را میسرود

پس رسوب کردم با جیب های پر از سنگ

به ته رودخانه <اووز> همراه با ویرجینیا وولف

تا بار دیگر مرده باشم بر این مقصود بی مقصد

حرمت نگه دار دلم گلم

دلم

اشکهایی را که خونبهای عمر رفته ام بود.

داد خود را به بیدادگاه خود آورده ام!همین

نه , نه

به کفر من نترس

نترس کافر نمی شوم هرگز

زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم

انسان و بی تضاد؟!

خمره های منقوش در حجره های میراث

عرفان لایت با طعم نعنا

شک دارم به ترانه ای که

زندانی و زندانبان همزمان زمزمه میکنند!!

پس ادامه میدهم

سرگذشت مردی را که هیچ کس نبود

با این همه

تو گوئی اگر نمی بود

جهان قادر به حفظ تعادل نبود

چون آن درخت که زیر باران ایستاده است..

نگاهش کن

چون آن کلاغ

چون آن خانه

چون آن سایه

ما گلچین تقدیر و تصادفیم

استوای بو و نبود

به روزگار طوفان موج و نور و رنگ

در اشکال گرفتار آمدم

مستطیل های جادو

مربع های جادو

من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کرده ام

دیوانگیهای دیگران را دیوانه شده ام

عرفات در استادیوم فوتبال

در کابینه شارون از جنون گاوی گفتم

در همین پنجره گله به چرا بردم

پادشاهی کردم با سر تراشیده و قدرت اداره دو زن

سر شانه نکردم که عیالوار بودم و فقیر

زلف به چپ و راست خواباندم

تا دل ببرم از دختر عمویم

از دیوار راست بالا رفتم

به معجزه کودکی

با قورباغه ای در جیبم

حراج کردم همه رازهایم را یک جا

دلقک شدم با دماغ پینوکیو

و بوته گونی به جای موهایم

آری گلم

دلم

حرمت نگه دار

که این اشکها خون بهای عمر رفته من است

سرگذشت کسی که هیچ کس نبود

و همیشه گریه می کرد

بی مجال اندیشه به بغض های خود

تا کی مرا گریه کند؟ و تا کی ؟!

و به کدام مرام بمیرد

آری گلم

دلم

ورق بزن مرا

و به آفتاب فردا بیندیش که برای تو طلوع میکند

با سلام

و عطر آویشن..

سکوت

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند

واندکی سکوت……

پیست

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی….

اعتراف

من زندگی را دوست دارم ولی

از زندگی دوباره می ترسم!

دین را دوست دارم

ولی از کشیش ها می ترسم!

قانون را دوست دارم

ولی از پاسبانها می ترسم!

عشق را دوست دارم

ولی از زنها می ترسم!

کودکان را دوست دارم

ولی ز آئینه می ترسم!

سلام رادوست دارم

ولی از زبانم می ترسم!

من می ترسم

پس هستم

اینچنین می گذرد روز و روزگارمن!

من روز را دوست دارم

ولی از روزگار می ترسم!

زیباترین شعر دنیا

آب آب

بابا آب

بابا آب

آ ا

سرودی برای مادران

پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد

چه کسی او؟

زنی است در دوردست های دور

زنی شبیه مادرم

زنی با لباس سیاه

که بر رویشان

شکوفه های سفید کوچک نشسته است

رفتم و وارت دیدم چل ورات

چل وار کهنت وبردس بهارت

پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد

و این بار زنی بهیاد سالهای دور

سالهای گمم

سالهایی که در کدورت گذشت

پیر و فراموش گشته اند

می نالد کودکی اش را

دیروز را

دیروز در غبار را

او کوچک بود و شاد

با پیراهنی به رنگ گلهای وحشی

سبز و سرخ

و همراه او مادرش

زنی با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید کوچک نشسته

بود

زیر همین بلوط پیر

باد زورش به پر عقاب نمی رسید

یاد می آورد افسانه های مادرش را

مادر

این همه درخت از کجا آمده اند ؟

هر درخت این کوهسار

حکایتی است دخترم

پس راست می گفت مادرم

زنان تاوه در جنگل می میرند

در لحظه های کوه

و سالهای بعد

دختران تاوه با لباس های سیاه که بر رویشان شکوفه های سفید نشسته

است آنها را در آوازهاشان می خوانند

هر دختری مادرش را

رفتم و وارت دیدم چل وارت

چل وار کهنت وبردس نهارت

خرابی اجاق ها را دیدم در خرابی خانه ها

و دیدم سنگ های دست چین تو را

در خرابی کهنه تری

پشت دیوار لحظه ها همیشه کسی می نالد

و این بار دختری به یاد مادرش

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده‌ است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.
مهم‌ترین اثر شهریار منظومهٔ حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است.
شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی تبحر داشته‌است. از جملهٔ غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابی‌طالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته‌است.

شهریار در سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز متولد شد. دوران کودکی را در روستای مادری‌اش -قیش‌قورشاق- و روستای پدری‌اش -خشگناب- در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد در شرق استان آذربایجان شرقی سپری نمود. پدرش حاج میرآقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسهٔ دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل داد.
حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری به‌علت شکست عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر ترک تحصیل کرد. پس از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور، شهریار به تهران بازگشت. در سال ۱۳۱۳ که شهریار در خراسان بود، پدرش حاج میرآقا خشگنابی درگذشت. او به‌سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکدهٔ ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.
در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود که منظومهٔ حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ترجمه و منتشر شده‌است. در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عمیدخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.

شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷ شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن -از جمله روح‌الله خمینی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی- سرود. وی در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری شد و پس از مرگ در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بنا به وصیت خود در مقبرةالشعرای تبریز مدفون گشت.

وی اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۰۸ با مقدمهٔ ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبان‌هاست. منظومهٔ حیدربابایه سلام که در سال ۱۳۳۳ سروده شده‌است، از مهم‌ترین آثار ادبی ترکی آذربایجانی شناخته می‌شود.

گفته می‌شود شهریار دانشجوی سال آخر رشتهٔ پزشکی بود که عاشق دختری شد. پس از مدتی خواستگاری نیز از سوی دربار برای دختر پیدا می‌شود. گویا خانوادهٔ دختر با توجه به وضع مالی محمدحسین تصمیم می‌گیرند که دختر خود را به خواستگار مرفه‌تر بدهند. این شکست عشقی بر شهریار بسیار گران آمد و با این‌که فقط یک سال به پایان دورهٔ ۷ سالهٔ رشتهٔ پزشکی مانده‌بود، ترک تحصیل کرد. شهریار بعد از این شکست عشقی که منجر به ترک تحصیل وی می‌شود. به‌صورت جدی به شعر روی می‌آورد و منظومه‌های بسیاری را می‌سراید. غم عشق حتی باعث مریضی و بستری‌شدن وی در بیمارستان می‌شود. ماجرای بیماری شهریار به گوش دختر می‌رسد و به عیادت محمدحسین در بیمارستان می‌رود. شهریار پس از این دیدار، شعری را در بستر می‌سراید. این شعر بعدها با صدای غلامحسین بنان به‌صورت آواز درآمد.
شهریار این تخلص را از تفألی به دیوان حافظ گرفت و شهریار در تلفظ اصلی شهردار و لقب حاکمان بوده است.
شهریار در دیوان سه جلدی خود با اشاره به اینکه تبریز خاستگاه زرتشت پیامبر است، مردم این دیار را از نژاد آریا می‌داند و نسبت به اشاعة سخنان تفرقه انگیز که بوی تهدید و تجزیه از آنها به مشام می‌آید، هشدار می‌دهد و خطاب به آذربایجان می‌گوید:

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو

پور ایرانند و پاک آئین نژاد آریان

اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس

ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نه ایی

صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان

( دیوان – ج ۱ – ص ۳۵۲)

**********

شهریار قطعه شعر فوق را «جوش خون ایرانیت» خویش می‌داند و می‌گوید:

**********

این قصیدت را که جوش خون ایرانیت است

گوهر افشان خواستم در پای ایران جوان

شهریارا تا بود از آب، آتش را گزند

باد خاک پاک ایران جوان مهدامان

(دیوان – ج ۱- ص ۳۶۵)

نمونه‌ای از قصیده‌های شهریار:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا؟

در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا؟

نمونه‌ای از غزلیات شهریار:

امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی

آخر ای ماه، تو همدرد منِ مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم

که تو از دوری خورشید، چه‌ها می‌بینی

شهریارا! اگر آیین محبت باشد

چه حیاتی و چه دنیای بهشت‌آیینی

**********

غزل علی ای همای رحمت

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

**********

گفته شده که شهاب‌الدین مرعشی نجفی از فقهای شیعه درست در لحظهٔ سرودن شعر (علی ای همای رحمت) توسط شهریار در خواب آن را شنیده ‌است.

**********

کسی نیست در این گوشه فراموشتر از من

وز گوشه نشینان توخاموشتر از من

هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست

ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من

می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق

اما که در این میکده غم نوشتر از من

افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن

افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من

بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش

اما شب من هم نه سیه*پوشتر از من

گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق

ای نادره گفتار کجا گوشتر از من

بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک

خونم بفشان کیست سیاوشتر از من

با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است

بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من

آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟

دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من

**********

در بهاران سری از خاک برون آوردن

خنده ای کردن و از باد خزان افسردن

همه این است نصیبی که حیاتش نامی

پس دریغ ای گل رعنا غم دنیا خوردن

مشو از باغ شبابت بشکفتن مغرور

کز پیش آفت پیری بود و پژمردن

فکر آن باش که تو جانی وتن مرکب تو

جان دریغست فدا کردن و تن پروردن

گوتن از عاج کن و پیرهن از مروارید

نه که خواهیش به صندوق لحد بسپردن

گر به مردی نشد از غم دلی آزاد کنی

هم به مردی که گناه است دلی آزردن

صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی

شیوه ی تنگ غروبست گلو بفشردن

پیش پای همه افتاده کلید مقصود

چیست دانی دل افتاده به دست آوردن

بار ما شیشه ی تقوا و سفر دور و دراز

گر سلامت بتوان بار به منزل بردن

ای خوشا توبه و آویختن از خوبی ها

و ز بدیهای خود اظهار ندامت کردن

صفحه کز لوح ضمیر است و نم از چشمه ی چشم

می توان هر چه سیاهی به دمی بستردن

از دبستان جهان درس محبت آموز

امتحان است بترس از خطر واخوردن

شهریارا به نصیحت دل یاران دریاب

دست بشکسته مگر نیست وبال گردن 

**********

به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک

که من چو لاله به داغ تو خفته ام در خاک

چو لاله در چمن آمد به پرچمی خونین

شهید عشق چرا خود کفن نسازد چاک

سری به خاک فرو برده ام به داغ جگر

بدان امید که آلاله بردمم از خاک

چو خط به خون شبابت نوشت چین جبین

چو پیریت به سرآرند حاکمی سفاک

بگیر چنگی و راهم بزن به ماهوری

که ساز من همه راه عراق میزد و راک

به ساقیان طرب گو که خواجه فرماید:

اگر شراب خوری جرعه ای فشان بر خاک

ببوس دفتر شعری که دلنشین یابی

که آن دل از پی بوسیدن تو بود هلاک

تو شهریار به راحت برو به خواب ابد

که پاکباخته از رهزنان ندارد باک

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

امروز دوشنبه، سیزدهم بهمن‌ ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره‌های  یهوده‌تر شخصیتهای مدرج، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه، جا رزرو کردم که گفتند چهار بعداز ظهر احتمال پرواز هست. (نشانه‌ای از تحمیل مدرنیسم قرن بیستم، بر گروهی که به قرن بوق تعلق دارند). گرچه هنوز از حال تا مرز، احتمالات ارضی و سماوی فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در این سفر باید وصیت کنم  …. .

**********

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …

**********

خدایا : عقیده مرا ازدست ” عقده ام”مصون بدار.

خدایا : به من قدرت تحمل عقیده “مخالف” ارزانی کن .

خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت “تعصب” “احساس” و “اشراق” محروم نساز.

خدایا : مرا همواره آگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی قضاوت نکنم.

خدایا : جهل آمیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد

خدایا : شهرت منی را که:”میخواهم باشم” قربانی منی که ” میخواهند باشم” نکند.

خدایا : در روح من اختلاف در “انسانیت” را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. آن چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

خدایا : مرا به خاطر حسد کینه و غرض عمله در امان دار.

خدایا : خودخواهی را چندان درمن بکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا : مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم.

خدایا: « تقوای ستیزم» بیاموز تا درانبوه مسوولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

(برگرفته از نیایش نامه دکتر علی شریعتی)

**********

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

**********

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

**********

دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است …

**********

نگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

**********

خداوندا
از بچگی به من آموختند همه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن

روزی که بود ندیدم….روزی که خواند نشنیدم
روزی دیدم که نبود….روزی شنیدم که نخواند

**********

خدایا به من توفیق تلاش در شکست
صبر در نومیدی
عظمت بی نام دین بی دنیا
عشق بی هوس عطا کن

من هرگز نمی نالم…قرنها نالیدن بس است…میخواهم فریاد بزنم…اگر نتوانستم سکوت میکنم….

نوشته شده توسط & ثبت شده در ورزشی.

ناصر حجازی (تولد ۲۸ آذر ۱۳۲۸ تهران، وفات۲ خرداد ۱۳۹۰ تهران) مربی و بازیکن فوتبال ایرانی بود. او دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، ۱ قهرمانی در بازی‌های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او همچنین به همراه تیم تاج، قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا را تجربه کرده‌است.

فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازه‏‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرده‌است. حجازی در دوران مربی‌گری هم تیم استقلال تهران را به نایب ‌قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان و جام حذفی ایران رساند. وی در روز ۲ خرداد ۱۳۹۰ پس از تحمل مدت‌ها رنج ناشی از بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت و در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۰ خورشیدی در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

زندگی
ناصر حجازی در یک خانواده آذربایجانی همراه پدر و مادر و ۴خواهر و یک برادر زندگی می‌کرد. پدرش متولد منطقه لاله تبریز بود و آژانس املاک داشت. در دوره مربیگری تیم ماشین سازی تبریز منطقه لاله تبریز (زادگاه پدرش) پاتوق تفریحی ناصر حجازی بود. وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ابومسلم، سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد. وی در تیم فوتبال دبیرستان ابومسلم در پست گوش راست و دروازه بانی بازی می کرد. همچنین در تیم بسکتبال این دبیرستان حضور مستمر داشت. دبیرستان ابومسلم در خیابان ابوسعید در نزدیکی میدان منیریه تهران، حوالی منزل سابق وی واقع شده بود. در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد.

زندگی ورزشی

خود حجازی گرایشش به فوتبال را این گونه تعریف می‌کند:
من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم. در همان روز دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلا من نمی‌توانم من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم اون هم هافبک تیم نه دروازه‌بانی!! مربی دست بردار نبود و می‌گفت تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی حتما می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز بیاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد که چرا با وجود آن‌که برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ می‌گرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آمده بودن تشویقم کردند.

دوران بازیکنی

ناصر حجازی در مقابل بازیکن استرالیایی، مقدماتی جام‌جهانی ۱۳۵۷

باشگاهی

تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست‌آورد. وی تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز یک سال و نیم در بین سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد و ۵ بازی برای تیم ذخیره‌های یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت. حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.

ملی

حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد از تیم ملی کنار گذاشته شد.
ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازه‌بان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملت‌های آسیا (۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) و یک بار قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران شد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل و مقام سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ را هم به‌دست آورد.

دوران مربی‌گری

اولین تجربه مربی گری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه می‌گوید: «رئیس باشگاه گفت می‌خواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم می‌خواهی بیایی روحیه بچه‌ها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچه‌ها من پرسپولیس را می‌شناسم اصلا تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم. در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه‌ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونی‌زاده کاپیتان پرسپولیس می‌گفت بچه‌ها بزنید زیرش ۱-۱ هم می‌ریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بی‌سابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.
او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ و جام حذفی ایران برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد. او در سال ۱۳۸۷ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید.

زندگی شخصی

همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد و حجازی از او دارای دو فرزند به نام‌های آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بوده‌اند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی می‌کرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود. داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفه‌ای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.

فعالیت سیاسی (ریاست جمهوری ۱۳۸۴)

حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد. و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک‌کار را به معاون اولی برمی‌گزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیه‌ای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد. او پس از ثبت نام به روزنامه خبرورزشی گفت: چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟! من شرایط اولیه را برای ثبت نام دارم  اگر صلاحیت‌مان را تایید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.

وفات

ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفت. و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.

ناصر حجازی در طول ۱۸ ماه بیماری هیچ گونه کمک دولتی را قبول نکرد. او درباره بیماریش و حضور مسئولان دولتی در کنار خود در بیمارستان گفته بود: خیلی از مسئولان آمدند. من احتیاجی به کمک آن‌ها نداشتم.

مراسم تشییع

مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی ابتدا قرار بود در سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ برگزار شود که با درخواست‌‎های اهالی ورزش و فوتبال و هواداران او به دلیل اینکه عدهٔ بیشتری بتوانند در این مراسم شرکت کنند به چهارشنبه ۴ خرداد موکول شد. همچنین قرار براین بود که ناصر حجازی در ورزشگاه شیرودی تشییع شود که با مخالفت شورای تامین روبرو شد و مراسم تشییع به ورزشگاه آزادی انتقال یافت.

واکنش‌ها به مرگ ناصر حجازی
جامعه ورزش

سایت فیفا در گزارش اختصاصی: هفته اخیر، هفته‌ای بود که در آن مردی که با واکنش‌های ماورای صوت خود ایران را به دو قهرمانی جام ملت‌های آسیا در روزهای اوج آن تیم در دهه ۱۹۷۰ رسانده بود، مردی که منچستریونایتد برای به خدمت گرفتن او تمایل داشت، مردی که دومین دروازه‌بان برتر آسیا در قرن بیستم شناخته شد و مهم‌تر از همه مردی که در طول ۶۱ سال زندگی‌اش متواضع، صادق و فروتن ماند، از میان دوستدارانش رفت. و دست آخر این آخرین حضور او در فوتبال بود و ورزش تا آخرین لحظه‌ها در کنار او ماند. در واقع هنگامی که او روز جمعه به کما رفت، در حال تماشای بازی استقلال و پاس همدان از تلویزیون بود.
سپ بلاتر رئیس فیفا با ارسال نامه‌ای به علی کفاشیان ابراز تاسف نموده و به طرفداران ناصر حجازی تسلیت گفته‌است.
کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران امروز، روز غمگینی برای فوتبال ایران است. درگذشت یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان فوتبال ایران را تسلیت می‌گویم. به دلیل درگذشت حجازی تمرین را با یک دقیقه سکوت آغاز کردیم.
حشمت مهاجرانی، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران: «من با ناصر زندگی کردم. او یکی از مفاخر فوتبال ایران است.
باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس : «فقدان اسطوره فوتبال ایران غم بزرگی را در دل خانواده ورزش به جای گذاشت. باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی (پرسپولیس) به همین مناسبت درگذشت دروازه‌بان اسبق تیم ملی و استقلال را به جامعه ورزش کشور و خانواده حجازی تسلیت گفته، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای خانواده گرانقدر ایشان آرزوی صبر می‌نماید.
باشگاه ماشین‌سازی تبریز : این مرد بزرگ در فوتبال تبریز نیز نقش موثری را ایفا کرده و در دو سال مربیگری خود در ماشین سازی تبریز این تیم را به یکی از قطب های ایران مبدل کرده بود.
حبیب کاشانی سرپرست تیم فوتبال پرسپولیس : «خبر فراق جانسوز درگذشت ناصر حجازی دروازه‌بان اسبق تیم ملی و استقلال بر ما نیز گران آمد و فقدان ایشان ضایعه بزرگی برای جامعه ورزش کشور خواهد بود. بدینوسیله ضمن عرض تسلیت به جامعه ورزش کشور، از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای خانواده محترم شان صبر و شکیبایی مسئلت می‌نمایم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
افشین قطبی سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران: «از درگذشت ناصر حجازی بسیار متاسفم و با خانواده‌اش ابراز همدردی می‌کنم. حجازی اسطوره ورزش ایران و یکی از الگوها و اخلاق ورزشی‌ام در دوران کودکی بود. متاسفم که او فوت کرد و همه ما را تنها گذاشت. امیدوارم قدر پیشکسوتان را بیشتر بدانیم و تا زمانی که زنده‌اند برایشان ارج و منزلت قائل شویم.
علی دایی، سرمربی تیم پرسپولیس و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران: «ناصر حجازی به گردن من حق دارد و من خودم را مدیون او می‌دانم. وقتی کسی علی دایی را نمی‌شناخت، ناصر حجازی من را کشف کرد.
علیرضا منصوریان، بازیکن سابق تیم فوتبال استقلال و تیم ملی فوتبال ایران: من شاگرد مرحوم حجازی بودم و درگذشت این پیش‌کسوت بزرگ فوتبال ایران را باور نمی‌کنم. او محبوب مردم بود و در دل مردم جا داشت و امروز همه ورزش دوستان در فقدان چنین مرد بزرگی داغدار هستند.
علی کریمی، بازیکن تیم فوتبال شالکه ۰۴ و کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران: اصلا دوست ندارم فقدان ناصرخان حجازی را باور کنم.
رحمان رضایی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران: ناصر حجازی شخصیتی منحصر بفرد، چه از لحاظ شخصیتی، چه از لحاظ ورزشی و چه از لحاظ علمی بود.
کریم باقری، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران: نمی‌دانم چرا تا زمانی که اسطوره‌ها و پیشسکوتان زنده هستند به فکرشان نیستیم؟ عزاداری مردم ایران و حضور در این مراسم نشان داد که امثال حجازی‌ها زنده هستند و هرگز نام آنها از یاد مردم پاک نخواهد شد.
علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران: مردم نه تنها در زمین بازی بلکه در زمان مرگ نیز با اسطوره‌های خود هستند. این موضوع برای ما درس باشد و تلاش کنیم تا برای مردم بیشتر کار کنیم.
عادل فردوسی‌پور مجری برنامه نود در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی در استادیوم آزادی: ما استاد چنین کارهایی هستیم، وقتی کسی مرحوم می‌شود برای ما عزیز می‌شود، باید زمانی که آنها زنده هستند قدرشان را بدانیم. جمعیت بسیار زیادی برای بدرقه ناصر حجازی به ورزشگاه آزادی آمده‌اند که همه آنها مشکی‌پوش هستند. به نظر من حیف بود و حجازی زود از میان ما رفت.

سیاست‌مداران

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران: آن مرحوم، اسطوره فوتبال ایران و از مردان نیک‌نام و خوش اخلاق ورزش کشور بود که خدمات ماندگاری برای ورزش ملی انجام داد و بی‌تردید در قلب ملت ایران جاودانه خواهد ماند.
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی: ناصر حجازی یکی از پر افتخارترین چهره‌های ورزشی کشور بود.
هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:خبر درگذشت آقای ناصر حجازی موجب تأسف و تأثر خاطر گردید. مصیبت وارده را به جامعه ورزشی ایران به ویژه خانواده آن مرحوم تسلیت می‌گویم.
سید محمد خاتمی با انتشار پیام تسلیتی گفت: «ناصر حجازی نه فقط در عرصه فوتبال، که در ساحت جوانمردی و انسانیت نامی ماندگار است و یادش همواره زنده خواهد ماند.

جمشید مشایخی، بازیگر باسابقه سینما : «حجازی همیشه برای من زنده است. یکی از بزرگانی بود که بزرگی‌اش را به امضای مردم رساند. من عاشق او بودم چون رک حرف می‌زد و چاپلوس هم نبود.

برنامه نود

در برنامه نود (۲ خرداد ۱۳۹۰) یک مسابقه پیامک پس از درگذشت حجازی برگزار شد و بر اساس آن شرکت کنندگان در مسابقه با فرستادن عدد ۱ یاد حجازی را گرامی داشتند. به این برنامه بیش از چهار و نیم میلیون اس‌ام‌اس رسید. این تعداد پیامک یک رکورد جدید از لحاظ ارسال پیامک در یک برنامه تلوزیونی در ایران می‎باشد.