نوشته شده توسط & ثبت شده در آفتاب, آفتاب‌شناسی.

همانطور که در جریان هستید در حال تغییر طرح سایت آفتاب هستیم. ایراداتی به طرح قبلی وارد شده بود که آنها را برطرف کردیم.

هم اکنون می توانید طرح نهایی را در این صفحه مشاهده نمایید.

طرح جدید هم از نظر رنگی و هم از نظر ساختاری اصلاح شده است. طراحی صفحه اول سایت آفتاب به دلیل اینکه از حجم و تنوع زیادی از مطالب برخوردار است بسیار کار مشکلی است. امیدواریم که طرح جدید باعث بهتر شدن عملکرد سایت گردد.

لطفا مانند گذشته ما را از نظرات و پیشنهادات خود مطلع سازید.

با تشکر

نوشته شده توسط & ثبت شده در آفتاب.

با توجه به تغییراتی که در کل آفتاب در حال وقوع است طراحی شبکه همکاران آفتاب نیز دستخوش تغییراتی شده است. امیدواریم که طرح جدید باعث راحتی کار در شبکه گردد.

Affiliate Marketing  یا همکاری در فروش به عنوان یکی از موثرترین روشهای بازاریابی و کسب درآمد در اینترنت به حساب می آید. این روش بر اساس مدل فیزیکی کسب و کار شکل گرفته است و بر پایه معرفی مشتری و دریافت حق العمل کار می کند.

آفتاب به عنوان یکی از قدیمی ترین سایت های اینترنتی در ایران در حال راه اندازی یک شبکه همکاری در فروش یا Affiliate Network  است. هدف ما این است که از طریق این شبکه به معرفی خدمات و محصولات خود و سایر فعالان تجاری بپردازیم و ابزارهای لازم را برای کسانی که توانایی انتشار اطلاعات، تبلیغ و جذب مشتری را دارند فراهم کنیم.

در حال حاضر کسانی که سایت یا وبلاگ دارند می توانند با عضویت در این شبکه به عنوان همکار، اطلاعات و بنرهای تبلیغاتی مربوط به کالاها و خدمات موجود را دریافت نمایند و در رسانه خود بازنشر نمایند و از این راه به کسب درآمد بپردازند.

به زودی این امکان برای کسانی که سایت اینترنتی ندارند و اطلاعات فنی لازم برای راه اندازی چنین سایتی را نیز ندارند فراهم خواهد شد که از طریق بستر آفتاب به ارائه محتوا بپردازند و از این راه برای خود کسب درآمد کنند.

برای دسترسی به شبکه همکاران آفتاب می توانید از آدرس زیر استفاده نمایید.

http://affiliates.aftabir.com

نوشته شده توسط & ثبت شده در آفتاب.

با سلام خدمت کاربران سایت آفتاب

نزدیک به ۳ سال از آخرین تغییرات اساسی که در شمایل سایت آفتاب انجام شده می گذرد. الگوی استفاده مردم از اینترنت، دستگاههایی که برای اتصال مورد استفاده قرار می گیرند و استانداردهایی که برای طراحی وب وضع شده اند به سرعت در حال تغییر هستند. آفتاب به عنوان یکی از سایت های قدیمی ایرانی برای اینکه از قافله این تغییرات عقب نماند و همچنان بتواند جایگاه خود را در بین سایت های مطرح ایرانی حفظ کند، تغییرات وسیعی را در خود آغاز کرده است.

تغییرات برنامه ریزی شده بسیار گسترده و همه جانبه می باشند و در راستای اجرای Business Plan جدید آفتاب طراحی شده اند. در طول این سالها آفتاب بیشتر به صورت یک جانبه به ارائه محتوا پرداخته است، سعی داریم از این به بعد با فراهم آوردن محیط لازم، بیشتر از مشارکت کاربران بهره ببریم. همچنین سعی داریم بستر مناسب جهت پیاده سازی تجارت الکترونیکی را از طریق آفتاب ایجاد کنیم.

در راستای این تغییرات مدتی است که بخش پشتیبانی آفتاب را راه اندازی کرده ایم. بخش های آگهی ها، اس.ام.اس و فروشگاه الکترونیکی دستخوش تغییراتی شده اند، بخش جدیدی را برای همکاری با آفتاب ایجاد کرده ایم و حالا نیز طرح صفحه اول آفتاب و وبلاگ آفتاب را به روز کرده ایم.

نسخه آزمایشی صفحه اول جدید را می توانید در این آدرس مشاهده کنید. از آنجایی که ما همچنان در حال کار بر روی این صفحه هستیم لطفا همواره پس از باز کردن صفحه CTRL+F5 را بزنید که حافظه مرورگر شما بروز شود و تغییرات جدید را بتوانید مشاهده کنید.

این صفحه به صورت Responsive و با استفاده از پلتفورم Twitter Bootstrap پیاده سازی شده است. هدف ما این بوده که نمایش صفحات در دستگاههای مختلف نظیر دسکتاپ ها، تبلت ها یا موبایل ها همواره به شکل مناسبی انجام پذیرد. از فونت زیبای نسیم در صفحه اول و وبلاگ آفتاب استفاده شده که با توجه به تنوع و گستردگی مطالب آفتاب باعث افزایش خوانایی مطالب سایت خواهد شد. سعی شده از تم رنگی استفاده شود که در عین مدرن بودن و تکراری نبودن، آرامش بخش نیز باشد و باعث شود کاربران مدت بیشتری را در سایت بگذرانند.

لطفا نظرات و پیشنهادات خود در مورد این تغییرات را در بخش نظرات همین نوشته به ما اطلاع دهید.

پیاده سازی تغییرات در سایتی نظیر آفتاب به دلیل تنوع صفحات و قدیمی بودن هسته مرکزی آن، بسیار سخت و پیچیده می باشد. یکی از کارهایی که در راستای این تغییرات انجام خواهیم داد تغییر Encoding آفتاب و کار بر روی SEO  آن خواهد بود. تک تک صفحات آفتاب دوباره مورد بازبینی قرار خواهد گرفت و تغییرات جدید در مورد آن اعمال خواهد شد.

این وبلاگ مدتی از مسیری که در ابتدا برای آن در نظر گرفته بودیم فراتر رفت و مدتی نیز غیرفعال مانده بود. سعی می کنیم بعد از این در این وبلاگ به صورت مستمر مطالب مربوط به توسعه سایت آفتاب را به اطلاع شما برسانیم و از این طریق با شما در ارتباط باشیم.

منتظر دریافت نظرات شما هستیم.

پ.ن: به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم، شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

نوشته شده توسط & ثبت شده در آفتاب, خبر, خبر, خبر, سیاسی و اجتماعی, مقاله و دانستنی‌ها.

بار دیگر مصیبتی تلخ گریبانگیر مردم عزیز کشورمان شد. از طرف کلیه کارکنان و کاربران سایت آفتاب مصیبت وارده را به حادثه دیدگان و مردم عزیز منطقه آذربایجان تسلیت عرض می نماییم و مراتب همدردی خود را اعلام می داریم.

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

حالیا نقش دل ماست در ایینه ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی

تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی

تشنه ی خون زمین است فلک ، وین مه نو
کهنه داسی ست که بس کشته درود ای ساقی

منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می ز لب جام چه سود ای ساقی

در فروبند که چون سایه در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

شعر از ه.ا. سایه

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری, فیلم و سینما.

محمدرضا گلزار، متولد اول فروردین ۱۳۵۶ ، بازیگر سینما، در اواخر دهه ۷۰ شمسی در ایران به شهرت رسید. او  ساکن محله اندیشـــه می باشد.

یک برادر کوچکتر و یک خواهر و برادر بزرگتردارد .
مجرد و  فارغ الاتحصیل رشته مهندسی مکانیک است .
در زمینه های  موسیقی و سینما و تبلیغات فعالیت می کند .
به  ورزشهای والیبال , اسکی , شنا  علاقه دارد و در حال حاضر کاپیتان تیم والیبال هنرمندان می باشد .
گیتاریست سابق گروه آریان بوده  و در نواختن  گیتار ,  ارگ ,  پرکاشن مهارت دارد .
از سوابق سینمایی می توان فیلـمهــای  ( سـام و نرگــس) , ( زمـانـه) , (شــام آخــر) , ( بالای شهر و پایین شهر) , (چــشمان ســیاه) ,  ( بوتیک) , (زهره عـسـل) , (  کـــــمـا )  و( ســیزده گــربــه روی شــیـروانــی )  را نـام بـرد.

 

گلزار در سال ۱۳۷۹ برای نخستین‌بار در فیلم سام و نرگس ساخته ایرج قادری بازیگری سینما را تجربه کرد. با اینکه چند بارى تا آستانه ى بازى در فیلم هاى کارگردانانى چون بهرام بیضایى براى فیلم لبه ى پرتگاه، داریوش مهرجویى براى فیلم مهمان مامان، مسعود کیمیایى براى فیلم سربازان جمعه و ابراهیم حاتمى کیا براى فیلم دعوت پیش رفت اما هیچ کدام به نتیجه نرسید. فیلمنامه شیش و بش توسط گلزار در سال ۱۳۸۶ در بانک فیلم نامه ثبت شده بود.

او فعالیت موسیقی خود را از سال ۱۳۷۶ به عنوان گیتاریست با گروه آریان آغاز کرد.او در نواختن گیتار، ارگ و پرکاشن مهارت دارد.وی همچنین قصد داشت که با گروه دارکوب کارکند که به دلایلی این همکاری پیش از آن که آغاز شود، پایان یافت. او هم اکنون یک گروه موسیقی مستقل با نام REZZAR دارد. REZZAR مخفف نام محمدرضا گلزار است و او این برند را به نام خودش ثبت کرده است.

به ورزش های اسکی، والیبال، بیلیارد و شنا علاقه دارد. کارت مربیگری اسکی دارد. به گفته خود محمدرضا گلزار، از ۶ سالگی والیبال را دنبال می کرده است. وی از سال ۱۳۸۳ کاپیتان تیم والیبال هنرمندان بود که مسابقات آن برای کارهای خیرخواهانه برگزار می‌شد اما از سال ۱۳۸۶ به خاطر مشغله کاری از تیم کناره گرفت. وی مربی بدن ساز تیم ارتعاشات صنعتی در سال ۱۳۸۷ به درخواست آقای شهیدیان بوده است.

او با توجه به علاقه زیاد به دنیای مد ومدلینگ توانست در سال ۱۳۸۰ به عنوان اولین مرد فتو مدل بعد از انقلاب ظاهر شود. جزو اولین مدل هاى تبلیغاتى ایران بود که عکسش براى تبلیغات ایکات بر روى بیلبوردهاى تبلیغاتى رفت پس از اکران فیلم شام آخر در سال ۱۳۸۰ شرکت ایکات از رضا دعوت کرد و او سال ۱۳۸۱ با این شرکت قرارداد بست وی همچنین به‌عنوان مدل آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌هایی همچون چرم و شیرآوران نیز فعالیت داشته‌است.

مدیریت مجموعه ی Men’s club که خدمات زیبایی برای آقایان ارائه می دهد جزو سوابق کاری است و روزنامه نگار و یکى از اعضاى تحریریه ى مجله ى رویش در سال ۱۳۸۷ نیز بود.

جشنواره ها و جوایز

در بخش تجلیل و نکوداشت دومین “جشنواره ی فیلم های ایرانی در تورنتو” در سال ۲۰۱۰، از ۱۰ سال بازیگری محمد رضا گلزار به عنوان “تک ستاره سینمای ایران” تجلیل و جایزه ی این بخش به وی اهدا شد .
برای فیلم شیش و بش در سومین “جشنواره ی فیلم های ایرانی در تورنتو” در سال ۲۰۱۱ از وی تقدیر شد .

به عنوان “خوش پوش ترین بازیگر سینمای ایران” در نظرسنجی مجله “زندگی ایرانی” در سال ۱۳۹۰ برگزیده شد.
انتخاب محمدرضا گلزار به عنوان “مرد شایسته ایران” در نظرسنجی مجله “پوشش” در سال ۱۳۸۹.
کاندید بازیگر نقش اول مرد برای فیلم بوتیک در جشن “دنیای تصویر” در سال ۱۳۸۴ .
کاندید لوح زرین انتخاب ویژه سال برای فیلم بوتیک در دوره ۵ منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) در سال ۱۳۸۴ .

نوشته شده توسط & ثبت شده در ورزشی.

اولین سوابق ثبتی آنچه که احتمالاً قدیمی‌ترین فعالیت شبیه به فوتبال به حساب می‌آمده را می‌توان در دست نوشته‌های چینی نظامی در دوره سلسله هان و حدود قرن دوم قبل از میلاد پیدا نمود.

این بازی سالیان زیاد انجام می‌شد ولی به‌نظر می‌رسد که در حدود نیمه قرن ۱۹ میلادی از بین رفته باشد. در سال ۱۹۰۳ و در یک اقدام سمبلیک در جهت احیای سنت‌های باستانی، این بازی مجدداً احیاء گشته و هم اکنون نیز در برخی فستیوال‌های توریستی قابل رویت می‌باشد.

قدمت بازی‌های همراه با توپ فرا آمریکائی که با توپ‌های لاستیکی انجام می‌شده‌اند حتی بسیار قبل از مورد بالا ثبت گردیده‌اند و تصور می‌شود که در مراحل اولیه پیدایش، شباهت زیادی به فوتبال داشته‌اند. اما از آنجائی که فرم‌های بعدی این بازی‌ها شباهت هائی با بسکتبال و یا والیبال داشته‌اند و همچنین بدلیل آنکه نفوذ این گونه بازی‌ها بروی بازی مدرن فوتبال بسیار کم بوده‌است، بیشتر آن‌ها به‌عنوان فوتبال طبقه بندی نمی‌گردند.

یونانیان و اهالی رم نیز به داشتن بازی‌های همراه با توپ که در آنها از پای خود استفاده می‌کرده‌اند، شناخته شده‌اند.

نویسنده رومی سیسرو در یکی از نوشته‌های خود وضعیتی را توصیف می‌کند که در آن مردی در مغازه سلمانی و در حال اصلاح بخاطر شوت شدن یک توپ به داخل مغازه کشته می‌شود. اعتقاد بر این است که بازی رومی هارپستوم از نوعی بازی تیمی بنام «επισκυρος» (اپی اسکایروس) یا فنیدا که اولین بار توسط نمایشنامه نویس یونانی انتیفانس (۳۱۱-۳۸۸ قبل از میلاد) بکار برده شده و بعداً کلمنت الکساندریا نیز به آن اشاره داشته‌است، گرفته شده‌است. به‌نظر می‌رسد این بازی بنوعی نه چندان واضح شبیه به راگبی بوده‌است.

البته سوابق غیر مستند دیگری از بازی‌های ماقبل تاریخ، باستانی و یا سنتی انجام شده با توپ که توسط مردم بومی در سراسر جهان انجام می‌شده نیز در دسترس می‌باشند. به‌عنوان مثال، در سال ۱۶۱۰ ویلیام استراچی از منطقه جیمز تاون اولین شخصی بود که یک نوع بازی بنام پاهساهمان را که توسط آمریکائی بومی بازی می‌شده را ثبت نموده‌است. در منطقه ویکتوریا، استرالیا، مردم بومی استرالیا نوعی بازی به نام مارن کروک را انجام می‌دادند.در کتاب رابرت برو-اسمیت که در سال ۱۸۷۸ بنام «مردم بومی منطقه ویکتوریا منتشر شد نیز از مردی بنام ریچارد توماس نام برده شده که در سال ۱۸۴۱ شاهد انجام این بازی توسط مردم بومی منطقه بوده‌است.» آقای توماس توصیف می‌نماید که چطور بازیکن جلو توپ ساخته شده از پوست صاریغ را شوت نموده و دیگر بازیکنان برای گرفتن آن به هوا برمی‌خواستند.«امروزه اعتقاد گسترده‌ای مبنی بر اینکه مارن کروک تأثیر زیادی بر پیشرفت قواعد فوتبال استرالیا داشته، وجود دارد (بخش زیر را ببینید). در سرزمین کانادای شمالی و / یا آلاسکا، اینیوایت (اسکیموها) نوعی بازی بروی یخ بنام»آکاساکتوک” را انجام می‌داده‌اند. هر بازی با حضور دو تیم روبروی هم در دو خط موازی آغاز می‌شد. سپس دو تیم سعی در ضربه زدن به توپ، هدایت آن به سمت خط دروازه حریف و کاشتن گل داشتند.

قدمت این بازی‌ها و امثال آنها بطور عمیق در روزگاران باستان قرار داشته و در طول قرون متمادی، تأثیر خود را بروی فوتبال داشته‌است. بهرحال، به‌نظر می‌رسد که مسیر حرکت بسوی فوتبال مدرن در اروپای غربی و بخصوص در انگلستان شکل گرفته باشد.

فوتبال در قرون وسطی

در طی قرون وسطی شاهد افزایش بسیار زیاد محبوبیت مسابقات سالیانه فوتبال شرووتاید در سراسر اروپا خصوصا انگلستان هستیم. بازی انجام شده در انگلستان در این زمان، احتمالاً از اشغال روم آغاز گشته، ولی شواهد متقنی در این زمینه در دسترس نمی‌باشد. گزارش‌های که از نوعی بازی مرسوم در بریتانی، نرماندی و پیکاردی بنام «چوله» یا «سوله» در دست است، موید آنست که وجود برخی از انواع فوتبال در انگلستان نتیجه پیروزی نرمان‌ها می‌باشد.

این نوع‌های قدیمی فوتبال، که عادتا به‌عنوان فوتبال عامیانه طبقه بندی می‌گشته‌اند، بین تیم‌های شهرها و روستاهای همجوار که شامل تعداد نامحدود بازیکن بوده‌اند بازی می‌شده‌اند. این بازیکنان در میان انبوه جمعیت تلاش در کشیدن مثانه باد کرده خوک به سمت محلهای نشانگذاری شده واقع در دو سر شهر می‌نمودند (گاهی اوقات نیز بجای محلهای نشانگذاری شده، تیم‌ها سعی می‌کردند که مثانه باد کرده خوک را بروی بالکن کلیسای حریف شوت کنند.)

یک افسانه که می‌گوید سر منشاء این بازی‌ها در انگلستان دارای قدمتی بیشتر بوده و به مراسم خونین لگد زدن به «سر بریده دان» برمی‌گردد، بعید به‌نظر می‌رسد که حقیقت داشته باشد. بازی‌های شرووتاید در شماری از شهرهای انگلستان هنوز وجود دارند.

نخستین تعریف فوتبال در انگلستان توسط ویلیام فیتزاستیفن (۱۱۸۳-۱۱۷۴) ارائه گردید. او فعالیت‌های جوانان لندن در خلال فستیوال سالیانه سه شنبه مذهبی را مورد توصیف قرار داد.

اولین نام‌های اطلاق شده به بازی بطور ساده عبارت بودند از «توپ بازی» یا «بازی با توپ». این نامگذاری موید آنست که بازی در آن زمان مستلزم ضربه زدن به توپ نبوده‌است. بنابر این همانگونه که توضیح داده شده، ضربه پا بطور مسلم در بازی‌های قرن ۱۴ وجود داشته‌اند.

در طول بازی با توپ و هنگامیکه او به توپ ضربه زد، یکی از دوستان او که نام او نیز ویلیام بود جلوی او دوید که با چاقوئی که توسط حاکم حمل می‌شد خود را بشدت مجروح نمود. بطوریکه پس از شش روز جان خود را از داد. بخشایش اعطاء شد و هیچ توبیخی شامل ویلیام داسپالدینگ که خیلی از مرگ دوست خود اندوهناک بوده و آنطور که دشمنانش می‌گفتند هراس آن داشت که موضوع به پاپ کشیده شود، نمی‌گردد.

به همین ترتیب چاسر نیز کنایه‌ای آزار دهنده نسبت به آنچه امروز فوتبال معاصر در انگلستان نامیده می‌شود، دارد. در داستان‌های کانتربری (که بعد از سال ۱۳۸۰ نوشته شد) از این عبارت استفاده شده‌است «رولری زیر پا که کار توپ را انجام می‌دهد. در سال ۱۳۶۳ اظهار زیر توسط ادوارد سوم بیان گردید. قابل ذکر است که در زمان حاضر بازی فوتبال در انگلستان کاملاً از بازی هندبال متمایز شده‌است.

اظهار نظر واضح بعدی راجع به فوتبال در سال ۱۴۰۹ و آن زمان بود که شاه هنری چهارم انگلستان فرمان منع آن را صادر نمود. در سال ۱۴۲۴، شاه جیمز اول انگلستان نیز سعی در منع فوتبال نمود. ولی بهرحال اولین اشاره مستقیم به استفاده از توپ در سال ۱۴۸۶ انجام شد. قدیمیترین توپ فوتبال احتمالاً در سال ۱۵۴۰ در اسکاتلند و از جنس چرم و پوست مثانه خوک ساخته شد. (این توپ در سال ۱۹۸۱ در قسمت زیر سقف اتاق ملکه، قلعه استرلینگ کشف شده و هم اکنون در نگارخانه اسمیت در استرلینگ به معرض تماشا گذاشته شده‌است.) بهرحال، نمی‌توان به‌عنوان قطع و یقین تایید نمود که مورد مصرف این توپ در بازی با پا بوده‌است و نظر به سایز کوچک آن، موزه ملی اسکاتلند نظر داده که مورد مصرف آن در بازی مانند تنیس بنام پلوان بوده‌است.

یک راهب قرن ۱۵ بازی فوتبال در کانتون ناتینگهام شایر را اینگونه توصیف نموده‌است: «بازیکنان یک توپ بزرگ را به جلو می‌رانند. اینکار را نه با پرتاب آن در هوا و بلکه با ضربه زدن و چرخاندن آن بروی زمین و نه با دستان بلکه با پا انجام می‌دهند. این اظهار موید آنست که بازی‌های مشخص فوتبال ضربه‌ای، در آن زمان در انگلستان مرسوم بوده‌است. با این حال هنوز نمی‌توان صد در صد مطمئن بود زیرا این راهب ادامه می‌دهد که :»می‌گویم یک بازی به اندازه کافی منفور…. که بندرت بدون باخت، حادثه و یا زیان خود بازیکنان خاتمه می‌یابد.

اولین رکورد ثبتی از یک جفت کفش فوتبال مربوط به زمانی است که هنری هشتم در سال ۱۵۲۶، دستور آوردن آن از کمد بزرگ را صادر نمود. بدبختانه این کفش‌ها در حال حاضر وجود ندارند. ولی بهرحال این مورد ثابت می‌کند که شاه انگلستان به این بازی توجه داشته‌است.

مشهور بودن فوتبال به‌عنوان یک بازی خشن در اکثر آثار بعد از قرن ۱۶ انگلستان آورده شده‌است. در سال ۱۵۳۱ سر توماس الیوت این عبارت که مجدداً خطر فوتبال (و همچنین منافع تیر اندازی) را یاد آور می‌گشت را در «کتابی بنام حاکم» آورده‌است:

“ممکن است برخی از مردان بگویند که در این میانه، که من خیلی زیاد از تیر اندازی تعریف می‌کنم. چرا رشته هائی مانند بولینگ، کلاشه، پاینز، و کایت را توصیه نمی‌کنم؟ حقیقتا بدو دلیل آخر که برای اشراف زادگان مهم است، فوتبال چیزی نیست جز خشم و خشونت زیاد؛ جائیکه روش بازی، عناد و عدم کمک به مصدومین است؛ جائیکه مصدوم در سکوتی ابدی باقی می‌ماند. در کلاشه نیروی کمی بکار گرفته می‌شود. در بولینگ اغلب وقت بسیار زیاد است؛ در حالیکه در ساینوز تلاش زیادی بکار می‌رود و شراب زیاد نوشیده می‌شود. در حالیکه اغلب زمان یا کاهش نیرو و چالاکی بازوها همراه است. جائیکه در تیر اندازی، اگر تیرانداز از قدرت کمان استفاده نکند، هرگز نمی‌تواند موفق گردد.

اولین اشاره به فوتبال در ایرلند در سال ۱۵۲۷ در اساسنامه گالوی آمده که در آن اجازه بازی فوتبال و تیر اندازی صادر شده ولی نوعی هاکی پانزده نفره که با توپ کوچک و چوب بازی می‌شده بهمراه دیگر رشته‌های ورزشی منع شده‌اند. (اولین مسابقه ثبت شده فوتبال در ایرلند به سال ۱۷۱۲ و بین تیم‌های روستا و میث در اسلین بوقوع پیوسته‌است.)

در سال ۱۶۲۵ سر رابرت کری در کتاب خود با نام خاطرات معاملات مرزی به یک جلسه با هدف برگزاری بازی فوتبال در کلسو واقع در مرزهای اسکاتلند اشاره می‌کند که با «تعدی انگلستان خاتمه می‌یابد». او چنین فوتبالی را به‌عنوان «مسابقه‌ای با نهایت خشونت و حوادث وخیم که در درگیری‌ها بوجود می‌آید، توصیف می‌نماید»!

کالسیو فیورنتینو

در قرن ۱۶، شهر فلورانس با یک بازی که امروزه بنام “”کالسیو استوریکو”” (بصورت تاریخی، توپ زدن با پا)شناخته می‌شود، دوران بین ظهور عیسی و ماه روزه را درشهرپیزا دلا نوور ویا پیزا سانتا کروس جشن گرفت. اشراف جوان شهر لباس‌های عادی ابریشمی در بر کرده و در یک فرم خشن فوتبال شرکت نمودند. به‌عنوان مثال، بازیکنان «کالسیو» می‌توانستند از ضربات مشت، شانه و لگد به حریفان خود استفاده کنند. ضربات به قسمت زیر کمربند نیز مجاز بود. ریشه این بازی در آموزش تمرینات نظامی بود.

معروفترین مسابقه در ۱۷ فوریه سال ۱۵۳۰ انجام شد. هنگامیکه سربازان چارلز چهارم، امپراتور مقدس رم فلورانس را محاصره کرده بودند. یک مسابقه «کالسیو» برای نشان دادن مقاومت برگزار گردید. در سال ۱۵۸۰، کانت جیوانی دبرادی دورنیو کتابی با عنوان «دیسکورسو سوپرا گیوسودل کالسیو فیورنتینو» نوشت. که برخی اوقات به‌عنوان اولین کتاب منتشر شده قواعد بازی فوتبال شناخته می‌شود. این بازی در طول زمان ژانویه ۱۷۳۹ تا می‌۱۹۳۰ یعنی زمان احیای آن بمناسبت ۴۰۰ مین سالگرد مسابقه فوق الذکر، بازی نشد. «کالسیو» هنوز به‌عنوان جذب گردشگر بازی می‌شود.

عدم تصویب و تلاش جهت منع بازی فوتبال

تلاش‌های بیشماری در جهت ممنوع ساختن مسابقه فوتبال بخصوص از نوع خشن و تفرقه افکن آن صورت گرفته‌است. این تلاش‌ها بخصوص در انگلستان و دیگر بخش‌های اروپا در دوران قرون وسطی و اوایل عصر مدرن است. در بین سال‌های ۱۳۲۴ تا ۱۶۶۷ فوتبال بموجب بیش از ۳۰ قانون محلی و سلطنتی در انگلستان ممنوع بود. احتیاج به تکرار مکرر وجود چنین قوانینی نشانه سخت بودن ممنوع نگه داشتن بازی‌های مشهور می‌باشد.

شاه ادوارد دوم آنقدر از بی قانونی فوتبال در لندن آزرده شد که در مورخ ۱۳ آوریل سال ۱۳۱۴ فرمان ممنوعیت آن را صادر نمود: «از آنجائیکه سرو صدای زیاد در شهر بخاطر ضربه زدن به توپ‌های بزرگ ایجاد می‌شود و بر اثر آن شیاطین زیادی که خدا آن‌ها را منع کرده برمیخیزند؛ ما به نیابت از شاه، مجازات زندان را برای افرادی که به این بازی مبادرت ورزند، مقدر می‌سازیم.» دلایل ممنوعیت از سوی ادوارد سوم در ۱۲ ژوئن سال ۱۳۴۹ کاملاً واضح بودند: فوتبال و دیگر بازی‌های سرگرمی باعث عدم توجه عوام الناس به تمرین تیر اندازی که از ملزومات جنگ است، می‌گردد.

در سال ۱۶۰۸ مقامات محلی شهر منچستر شکایت نمودند که: آنطور که بما گزارش شده‌است، بازی فوتبال در منچستر باعث بی نظمی فراوان شده‌است و شیشه‌های پنجره‌ها شکسته و باعث گرد آمدن اوباش و افراد بی نظم گردیده‌است« در همان سال کلمه فوتبال با حالتی منفی در کلام ویلیام شکسپیر ظاهر شد. در نمایش نامه»شاه لیر«شکسپیر مطلبی به این شرح وجود دارد:»نه ترایپت و نه شما حق بازی فوتبال را ندارید” شکسپیر همچنین نام این بازی را در نمایش «کمدی اشتباهات» آورده‌است (پرده دوم صحنه ۱):

آیا من همان مقدار نسبت به تو کامل هستم که تو نسبت بمن،

آن بمانند فوتبال است. آیا براستی بمن لگد زدی؟

تو واقعا بمن لگد زدی، بنابر این او نیز در اینجا مرا لگد کوب خواهد کرد:

اگر من در این راه تاب آورم، آنگاه باید مرا جامه‌ای از چرم در بر نمائی.

کلمه «اسپارن» در ادبیات بمعنای «لگد زدن و دور انداختن» است، بنابر این نتیجه گرفته می‌شود که بازی شامل ضربه زدن بازیکنان به توپ بوده‌است. بهرحال بازی لگد پرانی (جائیکه بازیکنان از یک چوب شیار دار جهت بازی با توپ استفاده می‌کرده‌اند) که در ایرلند بازی می‌شده‌است، آنقدر خشن به‌نظر می‌رسیده که مقامات شهر گالوی ترجیح می‌دادند که مردم فوتبال بازی کنند. در سال ۱۵۲۷ آنها اظهار داشتند «در هیچ زمان مبادرت به بازی لگد پرانی با توپ کوچک با چوب هاکی یا چوب معمولی وهمچنین مبادرت به بازی هندبال بدون دیوار ممنوع و فقط بازی فوتبال مجاز است».

بهرحال در “کتاب ورزش ها اثر شاه جیمز به مسیحیان توصیه می‌شد که هر یکشنبه بعد از ظهر و بعد از مراسم دعا و نیایش فوتبال بازی کنند. این کتاب توسط اسقف مورتن و با راهنمائی شاه در مورخه ۲۴ می‌۱۶۱۸ در گرینویچ، مورد تصحیح قرار گرفت. در ابتدا دستور آن بود که متن این کتاب صرفاً در کلیساهای حوزه مانکا شایر خوانده شود. هدف کتاب آرامش بخشیدن به سر سختی پروتستان‌های ساده کیش انگلستان در محترم داشتن روز تعطیل یکشنبه بود. زیرا این تنها راه منحرف نمودن اذهان مردم بود.

مدارس عمومی انگلیسی

در حالیکه انواع بازی فوتبال در سراسر بریتانیا بازی می‌شد، مدارس عمومی (شهریه‌ای) انگلیسی نقش بسیار عمده‌ای در پیشرفت و خلق فوتبال مدرن (انجمن و فوتبال راگبی) ایفاء نمودند. اولا، شواهد موید آن است که این مدارس در قرن شانزدهم نقش کلیدی در گرفتن خشونت از متن فوتبال داشته و آن را تبدیل به یک ورزش تیمی برنامه ریزی شده نمودند که مناسب بچه مدرسه‌ای‌ها گردید. ثانیا، بسیاری از اشارات (به‌عنوان مثال شعر) و متون مربوط به فوتبال توسط افرادی ارائه گشت که در همین مدارس تحصیل نموده و عملاً تمایل به آشکار ساختن شناخت خود نسبت به این ورزش داشتند. و نهایتا، در قرن نوزدهم دانش آموزان / معلمان اولین اشخاصی بودند که به تدوین قواعد رسمی اولین شکل فوتبال مدرن پرداختند تا زمینه انجام این بازی را بین مدارس ایجاد نمایند.

اولین مستندی که نشانگر وجود بازی فوتبال در مدارس انگلیسی و حضور عمده پسران طبقات بالا، متوسط و طبقه متخصص و امدش بود در اثر «عوام الناس» ویلیام هرمن به سال ۱۵۱۹ آورده شده بود. هورمن مدیریت اتون (۶/۱۴۸۵ – ۵/۱۴۹۴) و همچنین وینچستر را بر عهده داشت و کتاب لاتین او شامل یک تست ترجمه با عبارت «ما با یک توپ پر باد بازی می‌کنیم» می‌گردید.

ریچارد مالکستر ، دانش آموز سابق کالج اتون و مدیر مدرسه مرچنت تیلورز (۱۵۶۱) و مدرسه سنت پل (۱۵۹۶) به‌عنوان «بزرگ‌ترین هوادار فوتبال در قرن شانزدهم» معرفی گردیده‌است. سهم یکتای مالکستر تنها در اشاره به «فوتبال» با نام صحیح انگلیسی آن خلاصه نگشته و بلکه بخاطر فراهم آوردن مستندات اولیه تیم برنامه ریزی شده فوتبال می‌باشد. مالکستر تایید می‌نماید که بازی مورد نظرش از طریق تمیز دادن آن با بازی‌های انجام شده با دیگر قسمت‌های بدن مانند هند بال و آرم بال، خیلی شبیه تر به فوتبال مدرن می‌باشد. او در کتاب شخصی خود به سال ۱۵۸۱ که به زبان انگلیسی نوشت به فواید زیاد «فوتبال» اشاره کرد. عنوان این کتاب عبارت بود از«وضعیت هائی که در آن شرایط ابتدائی لازم جهت آموزش کودکان مورد مطالعه قرار می‌گیرند. او اظهار می‌دارد که فوتبال دارای اثر مثبت تحصیلی بوده و در تقویت سلامتی و قدرت کودکان موثر است. مباحث مالکستر در خصوص فوتبال، اولین مباحثی بود که در آن از تیم («طرف ها و»پارتی ها)، وضعیت‌ها («ایستادن»)، منفعت وجود داور (” قضاوت کننده بین پارتی ها) و مربی (مدیر آموزش) سخن به میان آمد. مالکستر نوعی بازی را توصیف می‌کند که برای تیم‌های کوچک برنامه ریزی شده تحت نظر یک داور بکار می‌آید (و بطور خیلی واضح اشاره به این مهم دارد که بازی مورد نظر او از بی نظمی و خشونت فوتبال عامیانه بدور بوده‌است): با چنین دیدگاهی شمار کمتری به طرف‌ها و پارتی‌ها تقسیم می‌شوند، برخورد فیزیکی سخت و خشن و جود ندارد همچنین از هل دادن با شانه و انجام حرکات بی هدف و بربر مانند پرهیز و فقط از فوتبال جهت تقویت بدن و ساق‌های پا استفاده می‌شود. در نتیجه این اشتیاق به ورزش و تعاریف صحیح از بازی مدرن، ریچارد مالکستر به‌عنوان پدر فوتبال مدرن شناخته می‌شود.

سر هنری وتون (متولد ۱۵۶۹) که در دوره‌های کالج وینچستر شرکت نموده و بعدها رئیس اتون گردید، در یکی از اشعار خویش به فوتبال اشاره نموده‌است: آنجائیکه، بقصد انجام فوتبالی محکم، جون به باب یا دوقلوها ضربه می‌زند»

شواهدی در دست است که بازی‌های پیچیده شبیه به انواع مدرن آن‌ها در اوایل قرن ۱۷ در بریتانیا انجام می‌شده‌اند. در سال ۱۶۳۳ آموزگاری از آبردین بنام دیوید ودربرن، چنین مسابقه‌ای را به این شرح توصیف نموده‌است: بیائید زمین خود را انتخاب کنیم. آنهائی که بیرون زمین هستند به داخل بیایند. با پا ضربه بزن تا بتوانیم بازی را شروع کنیم. اهمیت این اظهارات آن است که نشان می‌دهد که بازی ضربه زدن به توپ در قرن ۱۷ محدود به مدارس انگلیس نبوده‌است.

تعریف دقیق تری از فوتبال در کتاب ورزش‌های فرانسیس ویلوگبای در حدود سال ۱۶۶۰ آورده شده‌است. این نظریه خصوصا از این جهت قابل توجه‌است که به فوتبال با نام صحیح آن اشاره و برای اولین بار بشرح زیر توضیح ارائه نموده‌است: دروازه‌های و دیرک خیمه مانند («محوطه بسته‌ای که دو طرف آن باز است. این خروجی را دروازه می‌نامند») تاکتیک‌ها («قرار دادن بهترین بازیکنان جهت محافظت از دروازه»)، امتیاز بندی («آنهائی که بتوانند برای اولین بار توپ را از دروازه حریف بگذرانند، به‌عنوان برنده تلقی می‌گردند») و روش انتخاب تیم‌ها («بازیکنان از نظر قوای جسمانی و چالاکی بصورت مساوی تقسیم می‌گردند»). او اولین شخصی بود که قانون فوتبال را توضیح داد: «در اغلب مواقع هنگامی که بازیکنان با هم به توپ رسیده و قصد ضربه زدن به توپ را دارند، احتمال ضربات بی اختیار و شکسته شدن ساق پای آن‌ها متصور است، بنابر این قانونی وجود دارد که بر طبق آن بازکنان مجاز نیستند ضربات را بالاتر از سطح توپ وارد نمایند». نظر او در خصوص خود توپ نیز خیلی آموزنده‌است: «آن‌ها یک مثانه محکم خوک را باد کرده و سر آن را با سرعت هر چه تمام تر می‌بستند. پس آن را در داخل پوست گاو نر انداخته و بسرعت می‌دوختند». او اضافه می‌کند: «هرچه ضربه به توپ قوی تر بود، توپ بهتر شوت می‌شد. آن‌ها گاهی اوقات در داخل آن جیوه قرار می‌دادند تا از خوابیدن باد آن جلو گیری بعمل آورند». کتاب او همچنین برای اولین بار نقشه یک زمین فوتبال را به تصویر می‌کشید. دلیل ایجاد ارتباط ویلوگبی بین سیستم مدارس عمومی آن بود که او در مدرسه ساتون کلدفیلد درس خوانده بود و در عین حال دانش آموز دانشگاه کمبریج نیز بود و مکررا به کتابخانه بادلیین دانشگاه آکسفورد نیز رفت و آمد داشته‌است.

اشاره مشخص بعدی به فوتبال در مدارس عمومی را می‌توان در اشعار لاتین رابرت ماتیو که فارغ التحصیل وینچستر در طی سال‌های ۱۶۴۳ الی ۱۶۴۷ بوده، پیدا نمود. او توصیف می‌کند که چطور «…ما ممکن است کویتز، یا هندبال، یا بت اند بال، یا فوتبال بازی کنیم؛ این بازی‌ها معصومانه و قانون مند هستند…» «ناگ اتوننسز» (۱۷۶۶) اثر تی فرانکلند نیز «زمین فوتبال» در اتون متذکر می‌شود.

در اوایل قرن ۱۹، (قبل از قانون سال ۱۸۵۰ کارخانه، اکثر طبقه کارگر مردم بریتانیا مجبور بودند که بیش از دوازده ساعت در روز و غالبا شش روز در هفته کار کنند. آن‌ها هیچ زمان و تمایلی برای وقت گذاری جهت ورزش و تفریح در اختیار نداشتند. در آن زمان بسیاری از کودکان نیز جزء نیروی کار محسوب می‌گشتند. روز عید فوتبال در شاهراه عوام مردم در حال افول بود. از این رو شاگردان مدرسه‌ای که از زیر بار کار طاقت فرسا آزاد بودند تبدیل به مبتکران بازی‌های فوتبال برنامه ریزی شده بر اساس قواعد رسمی گردیدند. این بازی‌ها بتدریج تبدیل به بازی‌های فوتبال مدرن گردیدند که ما امروزه آنها را می‌شناسیم.

بعدها برخی از مدارس ملی فوتبال را به عنوان وسیله ترغیب حس رقابت و سالم نگه داشتن وضعیت جسمانی دانش آموزان مورد استفاده قرار دادند. هر مدرسه به مقتضی اندازه زمین بازی خود، قواعد مخصوص بخود را تدوین می‌نمود. قوانین بطور گسترده‌ای از مدرسه به مدرسه متفاوت بودند و این تفاوت با ورود دانش آموزان جدید عمیق تر نیز می‌گردید. بعد از مدت زمان کوتاهی، دو مکتب فکری در خصوص چگونگی انجام بازی فوتبال بوجود آمدند. برخی از مدارس بازی را ترجیح می‌دادند که در آن توپ را می‌توان حمل نمود (مانند راگبی، مارلبرو و چلتنهام)، در حالیکه مدارس دیگر روش ضربه پا و دریبل کردن توپ را می‌پسندیدند (مانند روش اتون، هارو، وست مینستر و چارتر هاوس). پاره‌ای از اختلافات در این دو گروه ناشی از شرایط انجام بازی می‌گردید. در چارتر هاوس و وست مینستر، که هر دو مدرسه در منطقه ممنوعه لندن قرار داشتند، پسران محدود به توپ بازی در مکان‌های سرپوشیده که انجام بازی و تحرک لازم آن را سخت می‌نمود، بودند.

نقل است که یکی از شاگردان مدرسه راگبی بنام ویلیام وب الیس، در سال ۱۸۲۳ با برداشتن توپ و دویدن بسمت دروازه حریف «بشدت قوانین فوتبال در زمان خود را نقض نمود». مشهور است که این عمل سر آغاز رشته فوتبال راگبی بوده‌است ولی دلیل محکمی بر اثبات این ادعا وجود نداشته و مورخان معتقدند که این داستان جعلی می‌باشد. با وجود این در سال ۱۸۴۱ (بنا به برخی روایات ۱۸۴۲)، «دویدن» با توپ از زمانی به‌عنوان راگبی پذیرفته شد که یک بازیکن توپ را از روی یک جهش گرفت. او در آفساید قرار نداشته و توپ را نیز پاس نداده بود. شواهد ایجاد فصل فوتبال در مدارس ملی انگلیس در کتاب «گزیده بنتلی» (۱۸۴۴) آورده شده‌است. در یکی از فصول این کتاب بنام «مناظر اتون و مردان اتون»، گردش فصلی ورزش توضیح داده شده‌است:

«سران خوب کریکت را در تابستان و هاکی را در زمستان بازی می‌کنند. ولی نوجوانان در تابستان قایق‌ها را بکار انداخته و در زمستان فوتبال بازی می‌کنند.»

باشگاه‌های فوتبال (و دیگر ورزش‌های) مدارس بخش مرکزی حیات مدارس ملی انگلیس در قرن نوزدهم بحساب می‌آمدند. در آن زمان، چارلز بریستد نویسنده آمریکائی در کتاب «پنج سال در دانشگاه انگلیس» (۱۸۵۲) به روایت زندگی خود در دانشگاه کمبریج در دهه ۱۸۴۰ پرداخت. هنگام بحث در خصوص کالج اتون و مدرسه راگبی (گرفته شده از مکاتبات دانشجویان قبلی) چنین بیان می‌دارد: «[یک پسر] به خانه‌ای که به آن تعلق دارد افتخار می‌کند همانطوریکه یک مرد به کالج خود؛ اگرچه در باشگاه‌های کریکت و فوتبال، و بطور کلی در مسابقات دویدنی و پریدنی، بازیکن با کل مدرسه رقابت می‌کند، اما هنوز به باشگاه پاییزی فوتبال تعلق دارد که بیست تا سی پسر را در خانه خود جا داده‌است و بنابر این مسابقات فی مابین این خانه‌ها بمانند مسابقات بین کالج‌ها برگزار می‌گردد. از همه مهم‌تر آنست که این مطلب موید اولین مسابقات برنامه ریزی شده بین تیم‌های فوتبال نه در سطح مدارس بلکه بین خود تیم هاست. روشن است که جهت انجام مسابقه بین کالج‌ها نیاز به توافقی روشن بروی اصول و قواعد الزامی بوده‌است. این الزام توام با وجود وقت و پول کافی باعث بوجود آمدن و خلق قواعد فوتبال مدرن توسط مردمی شد که دانش آموخته مدارس ملی و دانشگاه‌های انگلیس گردید. این اظهار همچنین اشاره به ایجاد «فصل فوتبال» در مدارس ملی انگلیس دارد که تا امروز بصورت بلا انقطاع در فصول پاییز ادامه داشته‌است.

بنظر می‌رسد که در طی این مدت، قواعد بازی راگبی مدرسه‌ای لااقل بیش از دیگر بازی‌های مدرسه‌ای گسترده گردید. به‌عنوان مثال، دو باشگاه که ادعا می‌شود اولین و / یا قدیمیترین باشگاه فوتبال دنیا هستند، نه از آن جهت که بخشی از مدرسه یا دانشگاه بحساب می‌آمدند، هر دو در فوتبال راگبی قوی هستند: باشگاه بارنیز که گفته می‌شود سال تأسیس آن ۱۸۳۹، و باشگاه فوتبال بیمارستان گایز که بر اساس گزارش‌ها در سال ۱۸۴۳ تأسیس گردید. در این رابطه نه تاریخ ونه تنوع بازی‌های فوتبال انجام شده سوابق مستندی وجود ندارد، اما به هر حال چنین ادعا هائی اشاره به محبوبیت راگبی قبل از ظهور قواعد مدرن دیگر دارد. در سال ۱۸۴۵ سه پسر در مدرسه راگبی اقدام به تدوین قانون و سپس اجرای آن در مدرسه نمودند. این قواعد اولین سری قواعد (یا کدهای) مکتوب هر نوع فوتبال بحساب می‌آیند. این امر در نهایت به گسترش بازی راگبی منجر گردید.

پیشرفت‌های دیگر در دهه ۱۸۵۰

توجه روز افزون و پیشرفت انواع بازی‌های فوتبال انگلیسی، در سال ۱۸۵۱ زمانیکه ریچارد لیندن و ویلیام گیلبرت که هر دو تولید کننده کفش و چکمه راگبی بودند، در نمایشگاه بزرگ لندن اقدام به نمایش توپ‌های گرد و بیضی شکل نمودند، نشان داده شد. ریچارد لیندن بخاطر ابتکار تولید «توپ قابل ارتجاع کیسه‌ای» و «پمپ دستی برنجی» به دریافت مدال نائل گردید.

باشگاه فوتبال دانشگاه دوبلین و امدش؛ که در کالج ترینیتی دوبلین در سال ۱۸۵۴ بوجود آمد و بعدها به‌عنوان پایگاه بازی مدرسه‌ای راگبی مشهور گردید؛ بطور اختلاف بر انگیز به‌عنوان قدیمیترین باشگاه فوتبال جهان در هر نوع قانون و قاعده ورزشی شناخته می‌شود. در اواخر دهه ۱۸۵۰، بسیاری از باشگاه‌ها جهت انجام انواع بازی فوتبال در کشورهای انگلیسی زبان شکل گرفتند.

قانون شفیلد تا سال ۱۸۷۷ یعنی پس از افشای مکاتبات شدید استوارت جی اسمیت (کاپیتان انجمن منچستر اف. سی.) دبلیو. اس. بامبریج (کالج مارلبرو) در فیلد وجود داشت. در این سال تصمیم گرفته شد که بازی ضرب پا تحت مقررات واحد انجام داده شود. قوانین اف ای عناصری از بازی شفیلد را بکار می‌گرفت.

در سال ۱۸۶۲ یک مرد انگلیسی بنام آقای لیندان پس از آنکه خانم لیندان بر اثر باد کردن بیش از اندازه کیسه مثانه خوک به بیماری ریوی دچار گشت، موفق به ساخت اولین توپ لاستیکی قابل ارتجاع شد. ظهور این توپ‌ها باعث ایجاد یک شکلی در اندازه توپ‌ها شده و از طرفی کیسه لاستیکی باعث محکم و گرد شدن توپ می‌شد. بهرحال نظر به اینکه سطح خارجی آنها از چرم ساخته شده بود، در هنگام خیس شدن خیلی سنگین می‌شد. در سال ۱۸۷۲ انجمن انگلیسی فوتبال بطور رسمی در کتاب قانون خود اعلام نمود که توپ می‌بایست «کروی بوده و محیط آن ۲۷ تا ۲۸ اینچ باشد» (۶/۶۸ تا ۱/۷۱ سانتی متر). این استانداردها هنوز هم توسط فیفا رعایت می‌گردند.

انجمن فوتبال

در سال‌های اولیه دهه ۱۸۶۰، تلاش‌های فزاینده‌ای در انگلستان در جهت یکسان سازی و تطبیق انواع بازی‌های عمومی مدرسه‌ای صورت گرفت. در سال ۱۸۶۲، جی. سی. ترینگ، یکی از نیروهای پیشرانه قوانین اولیه کمبریج مدیر مدرسه آپینگهام بود. او اقدام به تدوین قواعد مخصوص خود که آن را «ساده‌ترین بازی» می‌خواند، نمود. (این قوانین همچنین به‌عنوان قوانین آپینگهام شناخته می‌شوند). در ابتدای اکتبر ۱۸۶۳ نسخه بازبینی شده دیگری از قوانین کمبریج توسط هفت نفر از کمیته نمایندگان دانش آموختگان سابق مدارس هارو، شروزبوری، اتون، راگبی، مارلبرو و وست مینستر تدوین گردید.

در شامگاه روز ۲۶ اکتبر سال ۱۸۶۳ نمایندگان چندین باشگاه فوتبال در منطقه بزرگ لندن در ناحیه فری میسون تاورن در خیابان ملکه اعظم با هم ملاقات کردند. این اولین جلسه انجمن فوتبال (اف ای) بود. این اولین سازمان رسمی فوتبال جهان بود. مدرسه چارترهاوس اولین سازمانی بود که دعوت را پذیرفت. نتیجه این جلسه صدور دعوتنامه از نمایندگان مدارس عمومی به جهت شرکت در این انجمن بود. بجز مدرسه ترینگ شهر آپینگهام، بیشتر مدارس از شرکت سرباز زدند. در جمع از اکتبر تا دسامبر ۱۸۶۳ شش جلسه اف ای برگزار گردید. پس از سومین جلسه، یک پیش نویس از قواعد توسط اف ای صادر شد. بهرحال، در آغاز جلسه چهارم، توجه حاضران به قوانین شفیلد و قواعد جدیدالانتشار سال ۱۸۶۳ کمبریج جلب شد. قواعد کمبریج در دو قسمت عمده با پیش نویس اف ای متفاوت بود؛ این دو قسمت عبارت بود از «دویدن (حمل) با توپ» و «ضربه زدن» (لگد زدن به ساق پای حریف). دو قانون مناقشه برانگیز اف ای بشرح زیر است:

«نج. یک بازیکن توپ را صحیح مهار کرده و یا توپ را در اولین سعی مهار کند، می‌تواند با توپ بسوی دروازه حریف بدود؛ ولی در صورت امتیاز حریف، اجازه دویدن نخواهد داشت.»

چهار: اگر هر یک از بازیکنان با توپ بسوی دروازه حریف بدود، بازیکنان طرف مقابل آزاد هستند تا جلوی او را گرفته، او را گرفته، با او بدود و یا به او ضربه بزند، و یا توپ را از او بگیرد، ولی هیچ بازیکنی نباید در یک زمان همدیگر را گرفته و بهم ضربه وارد نمایند.»

در جلسه پنجم حرکتی در جهت حذف این دو قاعده از قوانین اف ای شکل گرفته و پیشنهاد گردید. اکثر نمایندگان موافق بودند ولی شخصی بنام اف. دبلیو. کمپبل از بلاک هیس بشدت مخالفت نمود. او می‌گفت، «فوتبال حقیقی در ضربه زدن خلاصهٔ گردد». با این حال این حرکت تصویب گردید و ام دش؛ در پایان جلسه و ام دش؛ استفان ویلیز و کمپبل باشگاه‌های خود را از عضویت اف ای خارج شاختند. پس از برگزاری آخرین جلسه در مورخه ۸ دسامبر کمیته اف ای اقدام به انتشار قوانین فوتبال به‌عنوان اولین سری قوانین جامع بازی که بعدها بنام انجمن فوتبال شناخته شد، نمود. (بعدها در برخی کشورها به‌عنوان ساکر نامیده شد).

این قوانین اولیه اف ای هنوز شامل اجزائی است که دیگر به‌عنوان اجزاء انجمن فوتبال بحساب نیامده ولی در بازی‌های دیگر قابل رویت هستند: به‌عنوان مثال، یک بازیکن می‌تواند مهار کرده و یک امتیاز طلب نماید که به او اجازه یک ضربه آزاد را خواهد داد، و اگر بازیکن در پشت دروازه حریف با توپ تماس داشته باشد، تیمش اجازه یک ضربه آزاد بسمت دروازه را از ۱۵ یادری جلوی دروازه خواهد یافت.

تاریخچه فوتبال ایران

اولین بار فوتبال توسط انگلیسی های مقیم ایران در تهران و بنادر کشور به راه انداخته شد در سال ۱۹۰۷{۱۲۸۶}هجری شمسی وزیر مختار انگلیس در ایران به منظور ایجاد حس رقابت در بازیکنان و جنبه رسمی دادن به بازی ها یک جام {کاپ}برای فوتبال تهیه کرد و اولین دوره رسمی رقابت های فوتبال در همان سال انجام شد که البته در بازیهای تیم های انگلیسی هیچ بازیکن ایرانی شرکت نداشت. کریم زندی اولین ایرانی بود که در سالهای۱۲۸۷تا ۱۲۹۵در آن تیم ها بازی کرد .
طی سال ۱۲۹۹ه.ش فوتبال به صورتی پراکنده و کاملا ابتدایی در زمین های حاشیه تهران بازی می شد.در سال ۱۳۰۰انجمن ترقی و ترویج فوتبال در تهران تاسیس شد و برگزاری مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولین بار مدرسه آمریکایی البرز فعلی آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز کرد.
در سال ۱۳۰۸اولین مسابقه خارجی فوتبال با تیم باد کوبه {شوروی}در تهران برگزار شد سال ۱۳۱۲را به حق می توان {سال پیشرفت تشکیلات ورزش}در مدارس و فوتبال در ایران دانست. در سال۱۳۱۳{انجمن ملی تربیت بدنی و پیشاهنگی}تشکیل شد تا متصدی اداره امور تربیت بدنی و ورزش در خارج از مدارس باشد.
تعداد تیم ها در سال ۱۳۱۵و ۳۶۷تیم در ۲۹استان و شهرستان بود که در مقایسه با سال ۱۳۱۴که ۱۵۲تیم فوتبال وجود داشت قابل توجه می باشد.
در سال ۱۳۱۶حسین صد قیانی پس از بازگشت از اروپا به ایران مسئول آموزش و گسترش فوتبال شد.از کارهای صد قیانی تشکیل تیم ملی و اعزام آن به افغانستان بود.سال ۱۳۱۸ را میتوان یکی از نقاط عطف ورزشی بویژه فوتبال در ایران دانست.
ورزشگاه امجدیه در این سال تکمیل شد و به شکلی در آمد که امروز وجود دارد.در ۱۲اسفند سال ۱۳۲۵نخستین فدراسیون فوتبال ایران به وجود آمد و سال بعد در ۳۰دی ماه۱۳۲۶این فدراسیون به عضویت فیفا پذیرفته شد.
علی کنی اولین رییس فوتبال کشور بود که از سال ۱۳۲۳ ریاست کمیته فوتبال ایران را بر عهده گرفت. پس از او فوتبال و فدراسیون فوتبال تا امروز شاهد حضور ۲۳ رییس بوده است.
روسای تاریخ فدراسیون فوتبال ایران به این شرح بوده اند:
۱- علی کنی، ۲- هدایت ا.. گیلانشاه، ۳- محسن حداد، ۴- حسین سیاسی ۵- مصطفی سلیمی ۶- حسین مبشر، ۷- مصطفی مکری ۸- ذبیح ا.. خبیری ۹- حسین سروری، ۱۰- کامبیز آقابای ۱۱- ناصر نوآموز ۱۲- هادی طاووسی ، ۱۳- حسین آبشناسان ۱۴- حسین راغفر ۱۵- بهروز صحابه، ۱۶- نصرا.. سجادی، ۱۷- علی محمد مرتضوی، ۱۸- محمدرضا پهلوان، ۱۹- محمد صفی زاده ۲۰- امیر عابدینی ۲۱- داریوش مصطفوی، ۲۲- محسن صفایی فراهانی ۲۳- محمد حسین دادکان ۲۴- علی کفاشیان
در سال‌های ۱۳۲۷تا مسابقات جام‌جهانی ۱۹۹۸فرانسه فوتبال ایران فراز و نشیب بسیاری را پشت سر گذاشت. مسابقات سراسری در این دوران آغاز شد و از دهه ۱۳۵۰با عنوان جام تخت‌جمشید با نظم و انسجام تداوم یافت. با آغاز جام ملت‌های آسیا تیم ملی فوتبال ایران در این مسابقه شرکت کرد و در سال‌های ۱۳۴۵تا ۱۳۵۵در اوج فوتبال آسیا قرار گرفت و دوران طلایی خود را آغاز کرد.
تیم ایران در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی ۱۹۷۸شرکت کرد و برای اولین بار به این دوره از مسابقات راه یافت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی فوتبال ایران با پایان جنگ تحمیلی سیر صعودی خود را آغاز کرد و توانست در جام‌جهانی ۱۹۹۸ فرانسه شایسته‌ترین نماینده قاره آسیا باشد ایران با حضور در جام جهانی ۲۰۰۶ به رکورد سه دوره حضور در رقابت های جام جهانی دست یافت و البته در سه بازی تنها یک امتیاز به دست آورد. همچنان تنها پیروزی تاریخ فوتبال ایران در رقابت های جام جهانی به سال ۱۹۹۸ و شکست ایالات متحده آمریکا بازمی گردد.

آشنایی با تاریخچه جام‌جهانی فوتبال (۱۹۳۰)

جام جهانی فوتبال که مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان به حساب می‌آید، از سال ۱۹۳۰ و هر ۴ سال یک بار برگزار می‌شود.

با آنکه فدراسیون جهانی فوتبال- فیفا- در سال ۱۹۰۴ تاسیس شد اما نخستین جام جهانی ۲۶ سال بعد برگزار شد. فیفا در ۲۸ مه سال ۱۹۲۸ در نشست سالانه خود در آمستردام خبر از برگزاری تورنمنتی داد که تیم فوتبال تمام اعضای این فدراسیون می‌توانستند در آن شرکت کنند.
برگزاری جام جهانی طرحی بود که ژول ریمه فرانسوی- سومین رئیس فیفا- سال‌ها در ذهن خود می‌پروراند. پیش از آن، مسابقات بین‌المللی فوتبال فقط به المپیک محدود می‌شد که عموما فوتبال زیر سایه ورزش‌های دیگر قرارمی‌گرفت.
در سال ۱۹۲۹ فیفا برای برگزاری نخستین دوره جام جهانی و تعیین محل برگزاری بازی‌ها در نشستی در بارسلون اعضای خود را گرد هم آورد. در این کنگره، تصمیم بر آن شد که اوروگوئه قهرمان فوتبال المپیک ۱۹۲۴، در سال بعد به مناسبت صدمین سالگرد استقلال خود، میزبان نخستین دوره جام جهانی فوتبال باشد.
این مسابقات از آن سال به بعد هر ۴ سال یک‌بار – با ۲ استثنا در سال‌های ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ به علت جنگ جهانی دوم- برگزار شده‌‌است. در سال ۱۹۹۱ فیفا برگزاری جام جهانی زنان را نیز آغاز کرد.

مروری بر دوره‌های جام‌جهانی فوتبال

۱۹۳۰ اوروگوئه/ قهرمان: اوروگوئه

اولین دوره جام جهانی در ۱۳ ژوئیه سال ۱۹۳۰ در مونته‌ویدئو اوروگوئه آغاز شد و بیش از ۲ هفته طول کشید و نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر از این مسابقات دیدن کردند. در این دوره ۱۳ تیم شرکت کردند که از اروپا فقط تیم‌های بلژیک، یوگسلاوی، رومانی و فرانسه حضور داشتند.
در بازی نیمه نهایی آرژانتین مقابل آمریکا قرارگرفت و اروگوئه به دیدار یوگسلاوی رفت که تیم‌های آمریکای‌جنوبی با نتیجه مشابه ۶ بر ۱ حریفان خود را شکست دادند و به فینال رسیدند.
در فینال اوروگوئه ۴ بر ۲ آرژانتین را شکست داد و به عنوان نخستین قهرمان جام جهانی شناخته شد.

۱۹۳۴ ایتالیا / قهرمان: ایتالیا

دومین دوره جام جهانی در اروپا و در کشور ایتالیا برگزار شد و به همین دلیل تیم‌های اروپایی میل بیشتری برای شرکت در این بازی‌ها از خود نشان دادند. این جام نخستین جامی بود که تیم‌ها برای حضور در مرحله نهایی بازی‌ها نیاز به گذراندن مرحله مقدماتی داشتند.

تعداد تیم های شرکت‌کننده در این دوره ۱۶ تیم بود که از میان ۳۲ تیم حاضر در مرحله مقدماتی به بازیها راه یافتند. با وجود تعداد بیشتر تیم‌ها نسبت به دوره قبل، اما مسابقات تماشاچی کمتری داشت.

برخلاف دوره گذشته که اکثر تیم‌ها از آمریکای جنوبی بودند، در این دوره اکثریت با اروپایی‌ها بود. به‌جز ۱۲ تیم اروپایی، برزیل و آرژانتین از آمریکای جنوبی و ایالات‌متحده از آمریکای شمالی و مرکزی از تیم‌های حاضر در این رقابت‌ها بودند. تیم مصر، نخستین تیمی بود که از خارج از این ۲ قاره به جام جهانی راه می‌یافت.
با حذف تیم‌های برزیل، آرژانتین، آمریکا و مصر در دور نخست که به صورت ۱ حذفی برگزار شد، ۸ تیم راه‌یافته به مرحله یک چهارم اروپایی بودند.
۲ تیم ایتالیا و چکسلواکی در فینال مقابل هم قرارگرفتند که نتیجه در پایان وقت قانونی ۱ بر ۱ شد و در وقت اضافه ایتالیا با ۱ گل، اولین فاتح اروپایی جام جهانی شد.

۱۹۳۸ فرانسه / قهرمان: ایتالیا

جام جهانی ۱۹۳۸ با شرکت ۱۵ تیم که از میان ۳۷ تیم به مرحله نهایی راه یافته بودند، در اوایل ژوئن در فرانسه آغاز شد.

در آن دوره کشورهای اوروگوئه و آرژانتین به نشانه اعتراض به میزبانی مجدد اروپا، از حضور در این بازی‌ها انصراف دادند و از قاره آمریکا کشورهای برزیل و کوبا حضور داشتند که برزیل تا نیمه نهایی صعود کرد و در آن مرحله مغلوب ایتالیا شد.

برای نخستین بار در تاریخ جام جهانی، قهرمان دوره گذشته و میزبان بازی‌ها بدون انجام بازی‌های مقدماتی به مرحله نهایی راه‌یافتند.
ایتالیا و مجارستان در فینال مقابل هم قرار گرفتند که در این مسابقه ایتالیا ۴ بر ۲ پیروز شد و برای نخستین‌بار این تیم توانست ۲ بار جام را به خانه ببرد. با شروع جنگ جهانی، ۲ دوره جام جهانی برگزار نشد.

۱۹۵۰ برزیل / قهرمان: اوروگوئه

برزیل دومین کشور از آمریکای جنوبی بود که میزبان جام جهانی بود. این کشور در این بازی‌ها نتوانست از امتیاز میزبانی بهره ببرد.
در این دوره ۴ تیم سوئد، اوروگوئه، اسپانیا و برزیل در فینال در یک گروه قرارگرفتند که اوروگوئه با به دست آوردن بیشترین امتیاز از مجموع ۳ بازی در صدر گروه قرارگرفت و به عنوان قهرمان این دوره شناخته شد و تیم‌های برزیل، سوئد و اسپانیا به ترتیب دوم تا چهارم شدند.
تماشاچیان این دوره در تاریخ جام جهانی از رقم ۱ میلیون نفر گذشت. برای این بازی‌ها بزرگترین ورزشگاه جهان با ظرفیت ۲۲۰ هزار نفر در ریودوژانیرو ساخته شد.

۱۹۵۴ سوئیس / قهرمان: آلمان‌غربی

در جام‌جهانی سوئیس بازی‌ها به صورت گروهی در دور مقدماتی و تک حذفی در مرحله بعدی برگزار شد. در این دوره از ۱۶ تیم راه‌یافته به جام جهانی تیم‌های ترکیه، کره‌جنوبی و اسکاتلند برای نخستین بار حضور پیدا کردند.
آلمان‌غربی پس از مجارستان به عنوان تیم دوم به یک چهارم نهایی رسید. این ۲ تیم در فینال مقابل هم قرارگرفتند و با اینکه مجارستان در دور مقدماتی  ۸ بر۳ آلمان‌غربی را شکست داده بود، در فینال با نتیجه ۳ بر ۲ مغلوب شد. آلمان‌غربی در نخستین حضورش در جام جهانی قهرمان شد.
این آخرین دوره مسابقات جام‌جهانی بود که ژول ریمه، بنیانگذار جام‌جهانی در آن حضور داشت. وی ۳۳ سال ریاست فیفا را برعهده داشت و در سال ۱۹۵۶ و در سن ۸۳ سالگی درگذشت.

۱۹۵۸ سوئد / قهرمان: برزیل

این جام از خاطره انگیزترین دوره‌های جام‌جهانی برای برزیل است. درخشش برزیل در جام سرآغازی بود برای موفقیت‌های بعد. برزیل تنها تیم جهان است که در تمام دوره‌های جام جهانی حضور داشته و با بیشترین تعداد بازی، گل زده و امتیاز سال‌هاست پرافتخارترین تیم ملی جهان محسوب می‌شود.

این دوره میدان درخشش ستارگانی چون ژوست فانتن، بابی چارلتون و گارینشا بود. اما در این دوره نام پله بیش از همه به ذهن خطور می‌کند.

 در بین ۱۶ تیم راه یافته، تیم‌های ایرلندشمالی، ولز و اتحاد جماهیر شوروی نخستین حضور را تجربه می‌کردند.
۴ تیم برزیل، آلمان‌غربی، فرانسه و سوئد با شکست حریفان به مرحله نیمه نهایی صعود کردند. در فینال برزیل با ستارگانش مقابل سوئد قرارگرفت و با نتیجه ۵ بر۲ پیروز شد و برای اولین بار جام را به خانه برد.

۱۹۶۲ شیلی / قهرمان: برزیل

چون مسابقات در شیلی برگزار می‌شد، برزیل از این امتیاز برخوردار بود که در آمریکای‌جنوبی به میدان می‌رفت. جائیکه تجربه ثابت کرده تیم‌های اروپایی معمولا نسبت به بازی‌های داخل اروپا ضعیف‌تر ظاهر می‌شوند.

از ۱۶ تیم راه‌یافته به مرحله نهایی، ۶ تیم از آمریکای‌جنوبی و ۱۰ تیم اروپایی بودند. تیم‌های ایتالیا، آرژانتین و اوروگوئه در دور مقدماتی حذف شدند و تیم‌های یوگسلاوی، چکسلواکی، برزیل و شیلی به مرحله نیمه نهایی راه‌یافتند.

چکسلواکی با نتیجه ۳ بر۱ یوگسلاوی را شکست داد و برزیل ۴ بر۲ شیلی را مغلوب خود کرد. در بازی فینال برزیل با نتیجه ۳ بر۱چکسلواکی را شکست داد و برای دومین دوره پیاپی قهرمان جهان شد.

۱۹۶۶ انگلستان / قهرمان: انگلستان

انگلستان که دارای نخستین فدراسیون فوتبال جهان است در حالی میزبان این مسابقات شد که در بازی‌های جام‌جهانی چندان خوش ندرخشیده بود.

۷۴ تیم در مرحله انتخابی شرکت کردند که ۱۰ تیم از اروپا، ۵ تیم ار آمریکای‌جنوبی و ۱ تیم از آسیا به مسابقات نهایی راه‌یافتند.

۲ تیم تازه وارد پرتغال و کره‌شمالی شگفتی‌سازان این دوره بودند. بازی این ۲ تیم از مشهورترین بازی‌های تاریخ جام‌جهانی است. کره‌شمالی در آن بازی در ۲۵ دقیقه نخست ۳ بر صفر از پرتغال جلو افتاد. اما پرتغال با ۴ گل پی در پی اوزه بیو و تک گل ژوزه آگوستو بازی را برد.
۴ تیم انگلستان، آلمان‌غربی، پرتغال و اتحاد جماهیرشوروی به مرحله نیمه نهایی راه‌یافتند و آلمان‌غربی و انگلستان با نتیجه مشابه ۲ بر۱ حریفان را از پیش رو برداشتند.
در بازی فینال ۲ تیم در پایان وقت قانونی ۲ بر ۲ مساوی شدند، اما در وقت اضافی، جف‌هرست که در وقت قانونی یکی از گل‌های انگلستان را به ثمر رسانده بود، با وارد کردن ۲ گل دیگر نتیجه را به ۴ بر ۲ تغییر داد و انگلستان برای نخستین بار به جام جهانی دست‌یافت.

۱۹۷۰ مکزیک / قهرمان: برزیل

برای نخستین بار جام جهانی در آمریکای‌مرکزی و بدون حضور تیم‌های فرانسه، آرژانتین، مجارستان و اسپانیا برگزار می‌شد.

برزیل با ماریو زاگالو و بازیکنان مطرح خود چون پله، ریوه لینو، کارلوس آلبرتو پریرا، توستائو و جرزینیو به مکزیک آمده بود تا شکست سخت دوره پیش را جبران کند. ایتالیا نیز برای رسیدن به فینال، مکزیک و آلمان‌غربی را شکست داد.

ایتالیا و برزیل در نیمه اول بازی فینال با نتیجه ۱ بر ۱ مساوی شدند اما در نیمه دوم برزیل در ۲۰ دقیقه ۳ گل به ثمر رساند و برای سومین‌بار قهرمان جام‌جهانی شد و جام ژول‌ریمه را برای همیشه به خانه برد.

۱۹۷۴ آلمان‌غربی / قهرمان: آلمان‌غربی

تیم‌های فرانسه، اسپانیا و انگلستان غایبان بزرگ جام دهم بودند و جمهوری دمکراتیک کنگو، آلمان شرقی، هائیتی و استرالیا (سهمیه آسیا) برای نخستین‌بار به جام‌جهانی می‌آمدند.

سیستم برگزاری بازی‌ها بار دیگر در این جام تغییر کرد. بدین شکل که ۱۶ تیم در ۴ گروه ۴ تیمی بازی کردند که تیم‌های اول و دوم هر گروه به دور بعد راه یافتند و دوباره به ۲ گروه ۴ تیمی تقسیم شدند که ۲ تیم اول مستقیما به فینال و ۲ تیم دوم به بازی رده‌بندی راه‌یافتند.

آلمان‌غربی، میزبان مسابقات و هلند به فینال رفتند و برزیل و لهستان برای بازی رده‌بندی مقابل هم قرارگرفتند.
بازی فینال با حضور بیش از ۷۵ هزار نفر در استادیوم المپیک مونیخ برگزار شد. آلمان‌غربی با بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال خود چون سپ مایر، فرانتس بکن باوئر، برتی فوگتس، پل برایتنر، گرد مولر، ولفگانگ اورات، راینر بونهوف و اولی هوینس در مقابل هلندی قرارگرفت که از مثلث طلایی یوهان کرایف و ران رینسن برینک و جانی رپ بهره‌می‌برد.
در ثانیه‌های نخست بازی فینال یک پنالتی به سود هلند گرفته شد که یوهان نیسکنس آن را به گل تبدیل کرد و یکی از سریعترین گل‌های تاریخ جام‌جهانی را رقم زد اما آلمان با ۲ گل برایتنر و گرد مولر از هلند پیش افتاد و برای دومین‌بار به جام‌جهانی دست‌یافت.

۱۹۷۸ آرژانتین / قهرمان: آرژانتین

تعداد شرکت کنندگان مرحله انتخابی در این دوره برای نخستین بار از عدد ۱۰۰ گذشت. ۲ تیم ایران و تونس به عنوان نمایندگان آسیا و آفریقا برای نخستین‌بار به جام‌جهانی راه‌یافتند.

ایران که در دور نخست مرحله انتخابی سوریه و عربستان‌سعودی را شکست داده بود، در دور دوم با هنگ‌کنگ، کره جنوبی و استرالیا هم گروه شد که به عنوان تیم اول به جام جهانی راه‌یافت.

۲ شکست مقابل هلند و پرو و یک تساوی با اسکاتلند، ۲ گل زده (ایرج دانایی‌فر و حسن روشن)، ۸ گل خورده و ۱ امتیاز نتیجه سفر ایران به آرژانتین بود.

در این دوره تیم‌های آرژانتین و هلند به عنوان سرگروه به فینال رسیدند و برزیل و ایتالیا بازی رده‌بندی را برگزار کردند. در فینال هلند که برای بار دوم به فینال رسیده بود با تیم جوان و ناشناخته آرژانتین با بازیکنانی چون دانیل پاسارلا، دانیل برتونی، ماریو کمپس و اسوالدو آردیلس تقابل سختی داشت و در پایان وقت قانونی ۱ بر ۱ مساوی شدند. اما آرژانتین با زدن ۲ گل در وقت اضافی، پس از اوروگوئه و برزیل، سومین کشور آمریکای لاتین بود که به جام‌جهانی دست می‌یافت.

۱۹۸۲ اسپانیا / قهرمان: ایتالیا

با حضور ستارگانی چون زیکو، سوکراتس (برزیل)، دیه‌گو مارادونا (آرژانتین)، پائولو روسی و دینو زوف (ایتالیا)، کارل هاینتس رومنیگه و هارالد شوماخر (آلمان‌غربی) و ژان تیگانا و میشل پلاتینی (فرانسه) این جام، به جام ستارگان شناخته می‌شود.

در این جام سهمیه آفریقا به ۲ تیم افزایش یافت و از هر ۲ منطقه آسیا و اقیانوسیه ۱ تیم به جام جهانی راه یافت. تیم‌های حاضر، به ۶ گروه ۴ تیمی تقسیم شدند و ۲ تیم اول هر گروه صعود کردند. در مرحله نیمه‌نهایی تیم‌های فرانسه و آلمان‌غربی و در بازی دیگر ایتالیا و لهستان مقابل هم قرارگرفتند.

بازی دو تیم فرانسه و آلمان‌غربی پس از ۱۲۰ دقیقه با نتیجه ۳ بر ۳ به تساوی رسید که آلمان‌غربی موفق شد فرانسه را در ضربات پنالتی شکست دهد و به فینال برود. ایتالیا با ۲ گل پائولو روسی لهستان را شکست داد و راهی فینال شد.

در فینال ایتالیا با ۳ گل پائولو روسی، مارکو تاردلی و الساندرو آلتوبلی در مقابل تک گل آلمان‌غربی برای سومین‌بار قهرمان جهان شد.

۱۹۸۶ مکزیک / قهرمان: آرژانتین

مکزیک در آن زمان نخستین کشور جهان بود که ۲ بار میزبانی بازی‌های جام‌جهانی را برعهده گرفته بود.

۱۲۱ کشور عضو فیفا برای ورود به جام سیزدهم در دور مقدماتی به رقابت پرداختند که ۲۴ تیم موفق به سفر به مکزیک شدند. عراق، کانادا و دانمارک برای نخستین بار به جام جهانی راه یافتند.

در مرحله یک هشتم نهایی تیم‌های برزیل، آرژانتین، آلمان‌غربی، مکزیک، اسپانیا، انگلستان، فرانسه، بلژیک با شکست دادن حریفان به یک چهارم نهایی رسیدند.

فرانسه و برزیل در یکی از مهیج‌ترین بازی‌های تاریخ فوتبال جهان مقابل هم قرارگرفتند. بازی در ۹۰ دقیقه قانونی با گل‌های کاره‌کا و پلاتینی ۱ بر ۱ تمام شد و پس از ۳۰ دقیقه وقت اضافی بدون گل به ضربات پنالتی رسید. فرانسه نهایتا در این بازی پیروز شد و به نیمه‌نهایی رفت.
در این مرحله آرژانتین و انگلستان نیز مقابل هم قرارگرفتند و با ۲ گل مارادونا (دو گلی که هرکدام در نوع خود پدیده‌ای در جام جهانی محسوب می‌شود) آرژانتین به مرحله بعد صعود کرد.
در ۲ بازی دیگر یک چهارم نهایی، آلمان‌غربی و بلژیک با پیروزی بر حریفان خود به نیمه‌نهایی رسیدند. در نیمه‌نهایی مانند سال ۱۹۸۲ فرانسه مغلوب آلمان‌غربی شد و آرژانتین هم مقابل بلژیک پیروز شد.
بازی فینال که در ورزشگاه آزتک برگزار می‌شد آرژانتین با نتیجه پر گل ۳ بر ۲ آلمان را شکست داد  و توانست در فاسله ۸ سال ۲ بار جام را به خانه ببرد.

۱۹۹۰ ایتالیا / قهرمان: آلمان‌غربی

در این جام کشورهای کاستاریکا، امارات عربی متحده و ایرلند تازه واردان بودند. آرژانتین قهرمان دوره قبل در یک بازی غیرقابل پیش بینی، مغلوب کامرون شد و به سختی به عنوان تیم سوم پس از کامرون و رومانی از گروهش صعود کرد و با شکست دادن برزیل با تک گل کلودیو کانی‌گیا به یک هشتم نهایی رسید.

این تیم در مرحله بعد یوگسلاوی و ایتالیا را در ضربات پنالتی شکست داد و در کمال ناباوری برای دومین‌بار پیاپی به فینال رسید.

اما آلمان‌غربی که ۳ بار پی‌در‌پی به فینال رسیده بود، حریف سختی برای آرژانتین به حساب می‌آمد. این تیم با ۱۰ گل زده و ۵ امتیاز به عنوان تیم اول از گروهش صعود کرد و با شکست دادن تیم‌های هلند، چکسلواکی و انگلستان به فینال رسید.
در فینال در دقیقه ۸۵ خطای مدافع آرژانتین روی یورگن کلینزمن، ۱ پنالتی برای آلمان‌غربی به ارمغان داشت که آندریاس برمه آن را به گل تبدیل کرد و همراه برزیل و ایتالیا با ۳ بار فتح جام، عنوان پرافتخارترین تیم را از آن خود کرد.
فرانتس بکن باوئر، ستاره فوتبال آلمان مشهور به قیصر که در سال ۱۹۷۴ به عنوان کاپیتان آلمان‌غربی با این تیم قهرمان شده بود، در جام ۱۹۹۰ ایتالیا، در نقش مربی این تیم بار دیگر به این عنوان دست‌یافت.

۱۹۹۴ آمریکا / قهرمان: برزیل

این جام در کشوری برگزار می‌شد که فوتبال در مقابل ورزش‌های دیگری چون بیسبال، بسکتبال و فوتبال آمریکایی محبوبیت کمتری داشت.

فیفا با توجه به درخشش کامرون در دوره قبل، سهمیه آفریقا را که ۲ تیم بود به ۳ تیم افزایش داد. نیجریه، عربستان‌سعودی و یونان تازه‌واردان جام‌جهانی بودند. تیمی ملی روسیه نیز برای نخستین‌بار مستقل از دیگر جمهوری‌های سابق اتحاد شوروی به جام جهانی آمد و آلمان‌شرقی و آلمان‌غربی پس از اتحادشان برای نخستین‌بار در قالب تیم ملی آلمان به میدان آمدند.

آرژانتین با مارادونا، در ۲ بازی اول پیروز شد، اما پس از اینکه جواب آزمایش مارادونا در خصوص استفاده از داروهای نیروزا مثبت درآمد و این بازیکن از ادامه بازی‌ها محروم شد، شیرازه این تیم از هم پاشید.
در مرحله یک چهارم نهایی بجز برزیل، تیم‌های آلمان، ایتالیا، بلغارستان، رومانی، هلند، اسپانیا و سوئد اروپایی بودند و چون آنها هیچگاه خارج از اروپا به جام دست‌نیافته بودند، شانس‌شان برای شکستن این طلسم قدیمی ۱به ۷ بود.
در این مرحله ایتالیا، برزیل و سوئد تیم‌های اسپانیا، هلند و رومانی را شکست دادند و بلغارستان، آلمان را شکست داد و به نیمه نهایی رفتند.
در نیمه نهایی ایتالیا مقابل بلغارستان پیروز شد و برزیل، سوئد را شکست داد. بازی فینال پس از ۱۲۰ دقیقه بدون گل پایان یافت و برزیل موفق شد در ضربات پنالتی با نتیجه ۳ بر ۲ ایتالیا را شکست دهد و برای چهارمین‌بار قهرمان جهان شود.
در یکی از نادرترین اتفاقات تاریخ فوتبال، آندرس اسکوبار مدافع تیم ملی کلمبیا در بازی مقابل آمریکا گلی را به اشتباه وارد دروازه خودی کرد که منجر به شکست و حذف کلمبیا از بازی‌ها شد. این بازیکن پس از بازگشت به کلمبیا هدف گلوله هواداران افراطی فوتبال قرارگرفت و کشته شد.

۱۹۹۸ فرانسه / قهرمان: فرانسه

در این جام تعداد تیم‌های شرکت کننده از ۲۴ تیم به ۳۲ افزایش یافت. به همین دلیل سهمیه آسیا به ۵ تیم افزایش پیدا کرد. ژاپن، کرواسی، جامائیکا و آفریقای‌جنوبی برای نخستین بار به جام جهانی می‌آمدند.

ایران پس از گذر از چندین مسابقه نفسگیر در مرحله انتخابی آسیا تقریبا امیدش را از دست داده بود، چین، کره‌جنوبی، ژاپن و عربستان‌سعودی به جام فرانسه راه پیدا کرده بودند و ایران با شکست استرالیا به عنوان تیم پنجم راهی فرانسه شد. ایران در دور مقدماتی با  ۲ باخت در مقابل یوگسلاوی و آلمان و ۱ پیروزی مقابل آمریکا حذف شد.

بجز کرواسی که در اولین حضور خود، توانسته بود به نیمه‌نهایی راه‌یابد، برزیل، فرانسه و هلند دیگر تیم‌های راه‌‌‌یافته به این مرحله بودند. در این مرحله برزیل مقابل هلند در ضربات پنالتی به پیروزی رسید و فرانسه میزبان بازی‌ها کرواسی را شکست داد. در فینال فرانسه موفق شد با ۳ گل برزیل را شکست دهد و قهرمان جهان شود.

۲۰۰۲ کره‌جنوبی و ژاپن / قهرمان: برزیل

در آغاز هزاره سوم میلادی برای اولین‌بار جام‌جهانی در خارج از ۲ قاره آمریکا و اروپا و همچنین به طور مشترک در ۲ کشور برگزار شد.

۱۹۴تیم عضو فیفا در مرحله انتخابی رقابت کردند. تیم‌های اکوادور، سنگال و اسلوونی برای نخستین بار به این مسابقات راه یافته بودند. ترکیه و کره‌جنوبی با شکست دادن حریفان موفق شدند تا نیمه‌نهایی صعود کنند.

در نخستین بازی مرحله نیمه‌نهایی برزیل، ترکیه را شکست داد و برای سومین‌بار متوالی به فینال رسید. آلمان دیگر تیم راه‌یافته به مرحله نیمه‌نهایی موفق شد با نتیجه ۱ بر صفر کره‌جنوبی را شکست دهد و به فینال برود. در فینال با ۲ گل رونالدو، برزیل برای پنجمین‌بار قهرمانی‌اش را جشن گرفت و فاصله خودش را با رقیبانش آلمان و ایتالیا که ۳ بار جام را به خانه برده‌اند، افزایش داد.

۲۰۰۶ آلمان / قهرمان: ایتالیا

آلمان برای دومین‌بار میزبان تیم‌های برتر فوتبال جهان شد. رقابت‌های مقدماتی از ۲ سال قبل در ۶ منطقه جهان برگزار شد و فیفا مقرر کرد قهرمان دوره قبل باید در بازی‌های مقدماتی حاضر شود.

۳۲ تیم صعود کننده در ۸ گروه ۴ تیمی قرارگرفتند و رقابت‌ها ۱۹ خرداد سال ۱۳۸۵ با بازی آلمان – کاستاریکا در ورزشگاه مونیخ آغاز شد. مرحله یک چهارم پایانی با دیدار آلمان – آرژانتین آغاز شد و ۲ تیم در وقت‌های قانونی و اضافی به تساوی ۱-۱ رسیدند. در ضربات پنالتی آلمان پیروز شد و به نیمه نهایی صعود کرد.

در گروه‌های دیگر پرتغال در ضربات پنالتی انگلیس را شکست داد. فرانسه در یک بازی تماشایی برزیل را مغلوب کرد. ایتالیا هم ۳ بر صفر اوکراین را درهم‌کوبید تا حریف آلمان‌ها در نیمه نهایی شود.

دیدار آلمان و ایتالیا مسابقه‌ای زیبا بود که هر دو تیم ۱۱۹ دقیقه رقابتی هیجان‌انگیز و پایاپای به نمایش گذاشتند. ولی ایتالیا در دقیقه آخر با ضربه گروسو به گل رسید و ۲ دقیقه بعد گل دوم را به ثمر رساند و پیروزشد. فرانسه نیز با تک گل زیدان به دیدار نهایی راه‌یافت. در رده‌بندی آلمان با نتیجه ۳ بر ۱ پرتغال را شکست داد و سوم شد.

دیدار پایانی با حوادث تلخی همراه بود. در آن مسابقه ۲ تیم با نتیجه ۱-۱ تا دقیقه ۱۱۳ پیش رفتند که در آن هنگام ناگهان زین‌الدین زیدان کاپیتان فرانسوی‌ها با سر به سینه ماتراتزی مدافع ایتالیا کوبید و اخراج شد. فرانسه علی‌رغم تمام شایستگی‌ها در ضربات پنالتی مغلوب شد و ایتالیا برای چهارمین‌بار فاتح جام جهانی شد.

۲۰۱۰ آفریقای‌جنوبی / قهرمان:  اسپانیا

برای اولین‌بار مسابقات جام جهانی در قاره آفریقا و به میزبانی آفریقای جنوبی برگزار شد.

در این دوره از مسابقات ۳۲ تیم حضور داشتند و در ۸ کروه ۴ تیمی به رقابت پرداختند و در نهایت اسپانیا به مقام قهرمانی رسد.

فهرست بازیکنان فوتبال برتر جهان از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۱:

  • ۱۹۸۲ – پائولو روسی ایتالیا
  • ۱۹۸۳ – زیکو برزیل
  • ۱۹۸۴ – میشل پلاتینی فرانسه
  • ۱۹۸۵ – میشل پلاتینی فرانسه
  • ۱۹۸۶ – دیگو مارادونا آرژانتین
  • ۱۹۸۷ – رود گولیت هلند
  • ۱۹۸۸ – مارکو فان باستن هلند
  • ۱۹۸۹ – رود گولیت هلند
  • ۱۹۹۰ – لوتار ماتیوس آلمان
  • ۱۹۹۱ – لوتار ماتیوس آلمان
  • ۱۹۹۲ – مارکو فان باستن هلند
  • ۱۹۹۳ – روبرتو باجو ایتالیا
  • ۱۹۹۴ – روماریو برزیل
  • ۱۹۹۵ – ژرژ وه‌آ لیبریا
  • ۱۹۹۶ – رونالدو برزیل
  • ۱۹۹۷ – رونالدو برزیل
  • ۱۹۹۸ – زین‌الدین زیدان فرانسه
  • ۱۹۹۹ – ریوالدو برزیل
  • ۲۰۰۰ – زین‌الدین زیدان فرانسه
  • ۲۰۰۱ – لوئیز فیگو پرتغال
  • ۲۰۰۲ – رونالدو برزیل
  • ۲۰۰۳ – زین‌الدین زیدان فرانسه
  • ۲۰۰۴ – رونالدینیو برزیل
  • ۲۰۰۵ – رونالدینیو برزیل
  • ۲۰۰۶ – فابیو کاناوارو ایتالیا
  • ۲۰۰۷ – کاکا برزیل
  • ۲۰۰۸ – کریستیانو رونالدو پرتغال
  • ۲۰۰۹ – لیونل مسی آرژانتین
  • ۲۰۱۰ – لیونل مسی آرژانتین
  • ۲۰۱۱ – لیونل مسی آرژانتین

فهرست برترین بازیکنان فوتبال زن جهان از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱:

  • ۲۰۰۱ – میا هام آمریکا
  • ۲۰۰۲ – میا هام آمریکا
  • ۲۰۰۳ – بریجیت پرینز آلمان
  • ۲۰۰۴ – بریجیت پرینز آلمان
  • ۲۰۰۵ – بریجیت پرینز آلمان
  • ۲۰۰۶ – مارتا برزیل
  • ۲۰۰۷ – مارتا برزیل
  • ۲۰۰۸ – مارتا برزیل
  • ۲۰۰۹ – مارتا برزیل
  • ۲۰۱۰ – مارتا برزیل
  • ۲۰۱۱ – ساوا همر ژاپن

علی دایی بازیکن بازنشسته و مربی فوتبال ایرانی است. وی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازی‌های ملی در تاریخ فوتبال جهان است. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، از سوی فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال (متعلق به فیفا)، علی دایی در رده بیست و ششم فهرست بازیکنان برتر تاریخ فوتبال جهان قرار گرفت، در این فهرست وی به عنوان تنها بازیکن آسیایی در میان برترین‌های تاریخ فوتبال مشاهده می‌شود.

نوشته شده توسط & ثبت شده در ورزشی.

آیا تا به حال در مورد افرادی که بدون هیچ هراسی موانع ، دیوارها و پلکان و سطوح شیب دار شهر را با جهش طی می کنند چیزی شنیده اید؟
حتما تا به حال ویدیو هایی شگفت انگیز از این جهنده های بی هراس دیده اید. آیا با خود فکر کرده اید که این حرکات عجیب و غریب از کجا نشات گرفته و این افراد عجیب و غریب که با حرکات متبحرانه خود باعث حیرت دیگران می شوند چه نام دارند؟!
نام این ورزش «پارکور» است یعنی هنر جابجایی یا شهرنوردی و به افرادی که این حرکات را انجام می دهند «تراسور» گفته می شود.
«پارکور» توسط ریموند بل که یک سرباز فرانسوی جنگ ویتنام بود پایه‌گذاری شد. او همواره به‌دنبال روشهایی کارا و مناسب برای «تعقیب و فرار» بود که بعدها این فعالیت‌ها، توسط فرزندش داوید بل بصورت مدوّن درآمد. داوید نام «پارکور» را بر آن نهاد. او با آموزش‌های پدرش این ورزش را از ترکیب ورزش‌های مختلفی مانند ژیمناستیک و با هدف کمک‌کردن به دیگران در مواقع اضطراری، در پاریس بنیان گزاری کرد.
او درباره پارکور می گوید “جنبهٔ فیزیکی پارکور، غلبه‌کردن بر تمامی موانع پیش روست اما پارکور فقط صرف حرکات نیست، بلکه مجموعه‌ای هدفمند و دارای فلسفهٔ خاصی است که یک تراسور را با استفاده از مستقیم‌ترین مسیر و انتخاب مناسب‌ترین حرکات شامل دویدن، پریدن، بالا رفتن و خزیدن ، به مقصد می رساند.”

و اما سر دمداران پارکور در ایران چه کسانی هستند؟
اولین بار در سال ۲۰۰۳ دو پدیده ایرانی به نامهای «امیرحسین ایمانی» و «کوشا فتحی‌نژاد» در برنامه مستند Jump London ظاهر شدند. این گروه با نام «irPk» شروع به کار کردند و بعدها به «رها» تغییر نام دادند.
اولین دوره کلاس‌های پارکور در ایران در پاییز سال ۲۰۰۴ در مجتمع ورزشی شهید چمران (بولینگ عبدو) توسط «امیرحسین ایمانی» برگزار شد.
گفتنی است گروه‌های زیادی در ایران به صورت حرفه‌ای فعالیت می کنند که از میان آنها می‌توان به گروه‌های شفق، بن هدز، فراز، ونتد (تبریز)، شاهرگ و تایگر پارکور اشاره کرد.

در زیر می توانید ویدویی از دو تراسور نوجوان ایرانی به نام‌های امین و امیر ببینید:

[hdplay id=1 playlistid=1 width=550 height=410]

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شهرستان گتوند در استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند و متوسطه را در دزفول سپری کرد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر  هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.

مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم

دیدم نمى شود

دیگر قلم زبان دلم نیست.

گفت:

باید زمین گذاشت قلم ها را

دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست

باید براى جنگ

از لوله تفنگ بخوانم

با واژه فشنگ

مدتهاست که زادگاه و سرزمین مادرى اش به دور از «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» نفس مى کشد. با این همه گویى غبار آن سالهاى نه چندان دور همچنان بر چهره شاعر «خانه هاى خونین» و «عروسک خون آلود» تازه مانده که گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولى تازه مى کند. گر چه «این حرمهاى داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.» از همین روست شاید که امین پور لحظه هاى کاغذى اش را مى سراید و مى گوید:

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى

شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین

سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى

عصر جدول هاى خالى، پارک هاى این حوالى

پرسه هاى بى خیالى، نیمکت هاى خمارى

رونوشت روزها را روى هم سنجاق کردم:

شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى میز خالى من، صفحه باز حوادث

درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند». منطقه اى در محدوده دزفول. به همین خاطر هست که جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او که در سال ۱۳۳۸ متولد شده، تا سال ۱۳۵۷ در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود که براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت کرد.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى که در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان کشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلک و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.

او در سال ۱۳۶۶ به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوک ملکى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر کرد که تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.

از سال ۱۳۶۷ امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به کارهاى خود ضمیمه کرد. امین پور در سال ۱۳۷۶ با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» که با راهنمایى دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى به سامان رسیده بود موفق به اخذ مدرک دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دکتر شفیعى کدکنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دکترى برگزیدم.

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانکه او درسال ۱۳۶۸ توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت کند و دو کتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشر یعنى در سال هاى ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوان را از آن خود کرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را که به برگزیدگان شعر کودک و نوجوان ۲۰ ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

درباره کتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند که او درباره شاملو کمى بى عنایتى کرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته که شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.

با این همه بسیارى از کارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند که این کتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است که به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این کتاب مى گوید: «بررسى کتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تکوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم کتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى که خلأیى ۸۰ ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این کتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندرکیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این کتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فکرى سالهاى ۵۷ و نسل دوم انقلاب است. او که در سال ۱۳۵۷ زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشکى در دانشگاه تهران ترک کرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مکان کرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شکل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شکاک، حسین خسروجردى و … همکارى داشت. گروهى که بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملکیان، کاکایى و فاطمه راکعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنى در سال ۱۳۶۶ او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و ۲ سال بعد به کمک دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى کرد.

امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال که «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا کنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است که انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، کار کرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا که دست خالى بر گردیم و گمان کنیم که خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى که در بررسى چنین دوره هایى بهتر است که به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه کنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.

امین پور که تجربه تدریس مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى ۶۰ تا ۶۲ در کارنامه خود دارد، از سال ۶۷ نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال ۱۳۷۰ بر مى گردد.

فعالیت هاى قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه کامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى کرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه که باشند، نمونه کامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى که از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نو شدن افکار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد که اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در کتابخانه هاى خود لااقل یکى از دیوان هاى او را به غنیمت برده اند.

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست عمرى به سر برده ایم

دکتر قیصر امین پور شاعر و ادب پژوه نامی که دوشنبه شب (۷ آبان) برای معالجه بیماری اش به بیمارستان دی انتقال داده شده بود،به دلیل شدت بیماری دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

دکتر امین پور در سال های اولیه دهه هشتاد تصادف شدیدی کرد و کار وی به جراحی های متعددی کشید و حتی کلیه های خود را تعویض کردو برای معالجات بیشتر به خارج از ایران اعزام شد، اما از قرار شدت بیماری به گونه ای بود که درنهایت به درگذشت وی منجر شد.

امین پور در میان شاعران نسل انقلاب از جمله تاثیرگذاران بود و به همراه مرحوم حسن حسینی و نیز محسن مخملباف و سید مصطفی رخ صفت در راه اندازی حوزه اندیشه و هنر اسلامی (حوزه هنری کنونی) سهمی جدی ایفا کرد.

کتاب سنت و نوآوری در شعر معاصر دکتر قیصر امین پور که پایان نامه دکتری وی در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران بوده است، از جمله آثار نظری قابل اعتنا در تحلیل شعر معاصر به شمار می رود که از سوی انتشارات علمی و فرهنگی در اوایل دهه هشتاد منتشر شد .

 

حرف های ماهنوز ناتمام…‏

تانگاه میکنی

وقت رفتن است

باز هم همان حدیث همیشگی!‏

پیش ازآنکه باخبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی…‏

ای دریغ وحسرت همیشگی!‏

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود!‏

نوشته شده توسط & ثبت شده در ورزشی.

عادل فردوسی پور روزنامه نگار، مترجم، تهیه کننده، مجری تلویزیونی و گزارشگر فوتبال، دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است.

عادل فردوسی پور در مهرماه ۱۳۵۳ در محله شهر آرا تهران متولد شد. وی فرزند نخست خانواده است و یک خواهر و یک برادر نیز دارد. پدرش از اهالی رفسنجان و کرمانی الاصل است. وی دوران دبستان را در مدرسه “ذوقی” گذراند. از همان زمان علاقه اش به فوتبال نیز نمود پیدا کرد، علاقه ای که بعدها خانواده را نگران کرد. عادل دوره راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند و چهارسال دبیرستان را به مدرسه البرز رفت و با معدل ۱۸ دیپلم گرفت.

وی علاقه زیادی به نشریات ورزشی داشت؛ تمام امید و آرزویم مجله “دنیای ورزش” یا “کیهان ورزشی” بود که هر هفته برای بدست آوردنش کلی تلاش می کردم. خانواده اش اهل فوتبال نیستند، وی در این باره گفته است که “هضم این موضوع که من فوتبال را دوست دارم برای خانواده ام بسیار دشوار بود، با التماس پدرم چند باری مرا به استادیوم برد، اما موضوع آن بود که آنها اصلا به فوتبال علاقه ای نداشتند.”

همزمان با آغاز دوره دبیرستان به دلیل علاقه فراوانی که به زبان انگلیسی داشت به یادگیری زبان پرداخت. با ورود به دانشگاه شریف در رشته مهندسی صنایع، توانست یادگیری زبان انگلیسی را نیز ادامه دهد و در سال سوم دانشگاه انگلیسی را بخوبی فرا بگیرد. او تحصیل را در دانشگاه شریف تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته صنایع ادامه داد و در همان دانشگاه به تدریس زبان تخصصی مشغول شد.

فردوسی پور فوتبال را دوست دارد و خوب نیز بازی می کند. شعر دوست نیز هست و با سپهری میانه ای دارد.

“راستی اگر سهراب سپهری زنده بود، می توانست در برنامه “نود” به عنوان یک کارشناس حاضر باشد. حیف شد!” او در سال ۱۳۸۴ با گروه اجرایی نمایش “فنز” به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری کرد. نمایش “فنز” درباره یک خانواده انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بوده و پرویز پرستویی در این نمایش نقش برادر بزرگ‌تر را ایفا می‌کرد که گزارشگر رادیو بود و عادل نیز به جای او گزارش انگلیسی می کرد.

در سال ۲۰۰۹ هفته نامه نیوزویک او را در فهرست پرقدرت ترین افراد در ایران در رده نوزدهم جای داد. مجله ورلدساکر به او لقب جان ماتسن ایران داده است.

وی فعالیت رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در اولین روزنامه ورزشی کشور، روزنامهٔ ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. در آن زمان، سال سوم مهندسی بود.

خود وی در این باره می‌گوید:
“اردشیر لارودی در رابطه با حیطه کاری ام پرسید و پاسخ دادم ترجمه. متنی به دستم داد. صبح فردای آن روز کارم را تحویل دادم و از چند روز بعد کار را شروع کردم.” بزرگترین علاقه مندی اش حضور در صدا و سیما بود، وی در این باره می گوید: “n بار تست دادم تا در نهایت قبول شدم.

آخرین باری که تست دادم اواخر سال ۱۳۷۳ بود. اوایل هم پاسخ مثبت بود، اما می گفتند صدایت جوان است و پخته نیست.”

پس از چندین آزمون به صدا و سیما راه یافت اولین بار در سال ۱۳۷۴ در جریان بازی فوتسال جام رمضان صدایش از صدا و سیما پخش شد.

در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی پرداخت و با گزارش بازی ها در جام جهانی ۹۸ به شهرت رسید. آن زمان کسی اسم فردوسی پور را نمی دانست، درباره اش می گفتند “همان مجری که می داند شب قبل بازیکنان لیورپول چه خورده اند!” فردوسی پور به روز بود و اطلاعات تازه ای داشت، اسامی بازیکنان خارجی را درست تلفظ می کرد و در شیوه گزارشگری و خواندن اسامی، در صدا و سیما تحولی ایجاد کرد.

هوشنگ نصیرزاده درباره وی می نویسد:
“جوانی است قد بلند، عاشق فوتبال، بسیار کم رو و خجالتی، سر به زیر، کم حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و دارای خانواده اصیل و معتقد به اصول.”

مازیار ناظمی در باره حضور عادل فردوسی پور در صدا و سیما می نویسد: “اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۵ بود که به عنوان گوینده و تهیه کننده در گروه ورزش شبکه سه سیما فعالیت داشتم یادم می اید جوان قد بلند و موفرفری آمده بود که تست گزارشگری فوتبال بدهد. کلی مجلات “ورد ساکر” هم زیر بغلش بود و قرار شد روی یکی از فوتبالهای اروپائی صدا بگذارد وقتی کارش را شروع کرد به حدی صدایش بد و اجرایش مشکل داشت که همه می خندیدند.

کمتر کسی از بچه های حاضر در آن زمان فکر می کردند عادل بتواند با جواد خیابانی که برای خودش اسم و رسمی بهم زده بود، رقابت کند و در نهایت هم او را کنار بزند. گزارشگری تنیس، مسابقات اتومبیلرانی، نوشتن اطلاعات لازم برای برخی گزارشگران قدیمی تر و کم کم وارد شدن به عرصه گزارشگری فوتبال مسیری بود که عادل در سیما طی کرد.”

درباره همکارانش می گوید: “سعی کرده ام از همه آنها چیز یاد بگیرم؛ از وارث، شفیع، کوتی و بهروان گرفته تا جواد خیابانی که خیلی به من کمک کرد. و حتی همکاران نسل جدید مثل آقای علیفر، مزدک[میرزایی]، پیمان[یوسفی] و بقیه.” اگر برنامه های ورزشی صدا و سیما را در خاطر مرور کنیم، از جام جهانی ۹۸، عادل فردوسی پور مهمترین بازی های ایران را به همراه جواد خیابانی گزارش کرده، هرچند که این روزها، حرفه ای گری اولی موجب کسادی کار دومی شده است.

او می گوید طرفدار هیچ تیمی نیستم، با جوی که ایران دارد نمی شود طرفدار تیمی بود. اما به لیورپول انگلیس از قدیم علاقه داشته است.

وقتی برنامه “نود” کلید خورد

فردوسی پور در سال ۷۸، طرحی را از روی یک برنامه پر مخاطب ایتالیایی ارائه داد که در خرداد همان سال در قالب برنامه ۹۰ ارائه شد، برنامه ای که شهرتی برای او به ارمغان آورد.

وی درباره برنامه “نود” می گوید: “ماهیت برنامه “نود” نقد و بررسی بازی های لیگ و اتفاقات پیرامون فوتبال است. نمی توان اصل آن را تغییر داد.” فردوسی پور متاهل است و از نظرات همسرش در خصوص برنامه بهره می گیرد. او از نظرات دیگران استقبال می کند، اما برای برنامه اش اسلوبی دارد.

داور پیشکسوت فوتبال ایران در این باره می گوید: “عادل سعی می کند برنامه نود را به هیچ کس و هیچ چیز نفروشد و از بهترین دوستش هم انتقاد می کند. او مهارت دارد که وارد ماجراهایی شود که برای افکار عمومی جالب است و متخصص کشیدن مو از ماست است.”

وی همزمان با برنامه نود بزرگ شد و با آغاز دوره لیگ برتر فوتبال و برنامه های هفتگی اش که به تحلیل رویدادهای ورزش فوتبال کشور می پرداخت، چهره شد. آنچنان که برنامه هایش تاثیر مستقیمی در تیم های مطرح کشور، فدراسیون و تربیت بدنی داشت.

وی در این سال ها همیشه یک روند رو به رشد را طی کرده و سعی کرده به خطوط قرمز احترام بگذارد. به قول خودش هرگاه که کسی نیز به این خطوط احترامی نگذارد، پرچم می زنم و بالا و پایین می پرم.

در این سال ها که برنامه “نود” را ارائه می دهد، در استودیوی شماره ۱۴ به اجرای برنامه می پردازد، استودیوی کوچکی که به یمن دستگاه های دیجیتالی بسیار بزرگ به نظر می رسد.

معمولا در زمان تعطیلی لیگ، برنامه نود نیز تعطیل است. سرقفلی “نود” نیز به نام عادل زده شده، هرچند که تاکنون چهار بار مزدک میرزایی و رضا جاودانی به جای او ایفای نقش کرده اند، اما کسی آن ها را به یاد نمی آورد، همه نود را به نام فردوسی پور می شناسند.

 

نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری.

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی‌عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی ‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ – بلخ یا وخش ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری- قونیه از مشهورترین شاعران فارسی‌زبان ایرانی‌تبار است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچید و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.
روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.

سید برهان‌الدین محقق ترمذی، مرید پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی بود که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی سفر کرد تا با مرشد خود، سلطان‌العلما در قونیه دیدار کند؛ اما وقتی که به قونیه رسید، متوجه شد که او جان باخته‌است. پس نزد مولانا رفت و بدو گفت: در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده. این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شوی. مولانا نیز به دستور او به ریاضت پرداخت و نه سال با او همنشین بود تا اینکه برهان‌الدین جان باخت.

مولوی خود زادهٔ بلخ یا وخش بود در خراسان بزرگ (که اکنون بخش‌هایی از آن واقع در افغانستان و تاجیکستان است)، و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم (واقع در ترکیهٔ امروزی) می‌زیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی ایرانیان و پارسی زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که آثار او به زبان پارسی سروده شده، و از محیط فرهنگ ایرانی بیشترین تاثیر را پذیرفته‌است. داستانهای مثنوی عموما با فرهنگ ایران آن روزگار منطبق بوده‌است. داستان کبودی زدن قزوینی نمونه‌ای بارز از اینگونه تاثیر فرهنگی ایران بر مثنوی و مولوی است.

آثار مولانا تأثیر زیادی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقه صوفی‌گری مربوط به او از ناحیه قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است. برخی مولوی‌شناسان ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب برآنند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است.

مولانا در ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهره‌مند بودند تا اینکه شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادی‌الاخر ۶۴۲ نزد مولانا رفت و مولانا شیفته او شد. در این ملاقات کوتاه وی دوره پرشوری را آغاز کرد. در این ۳۰ سال مولانا آثاری برجای گذاشت که از عالی‌ترین نتایج اندیشه بشری است.

روزی مولوی از راه بازار به خانه بازمی‌گشت که عابری ناشناس گستاخانه از او پرسید: «صراف عالم معنی، محمد برتر بود یا بایزید بسطامی؟» مولانا با لحنی آکنده از خشم جواب داد: «محمد(ص) سر حلقه انبیاست، بایزید بسطام را با او چه نسبت؟» درویش تاجرنما بانگ برداشت: «پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟» پس از این گفتار، بیگانگی آنان به آشنایی تبدیل شد. نگاه شمس تبریزی به مولانا گفته بود از راه دور به جستجویت آمده‌ام اما با این بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله می‌توانی رسید؟و نگاه مولانا به او پاسخ داده بود: «مرا ترک مکن درویش و این‌بار مزاحم را از شانه‌هایم بردار».

شمس تبریزی در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری به مولانا پیوست و چنان او را شیفته کرد، که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پر شور عرفانی پرداخت. کسی نمی‌داند شمس تبریزی به مولانا چه گفت و آموخت که دگرگونش کرد؛ اما واضح است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بود و برخی به خطا گمان کرده‌اند که او از حیث دانش و فن بی‌بهره بوده‌است که نوشته‌های او بهترین گواه بر دانش گسترده‌اش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.

مریدان که می‌دیدند که مولانا مرید ژنده‌پوشی گمنام شده و توجهی به آنان نمی‌کند، به فتنه‌جویی روی آوردند و به شمس تبریزی ناسزا می‌گفتند و تحقیرش می‌کردند. شمس تبریزی از گفتار و رفتار مریدان رنجید و در روز پنجشنبه ۲۱ شوال ۶۴۳، هنگامی‌که مولانا ۳۹ سال داشت، از قونیه به دمشق کوچید.
مولانا در دوری شمس تبریزی ناآرام شد و روز و شب به سماع پرداخت و حال آشفته‌اش در شهر بر سر زبان‌ها افتاد.
مولانا به شام و دمشق رفت اما شمس را نیافت و به قونیه بازگشت. او هر چند شمس تبریزی را نیافت؛ ولی حقیقت شمس تبریزی را در خود یافت و دریافت که آنچه به دنبالش است در خودش حاضر و متحقق است. مولانا به قونیه بازگشت و رقص و سماع را از سر گرفت و جوان و خاص و عام مانند ذره‌ای در آفتاب پر انوار او می‌گشتند و چرخ می‌زدند. مولانا سماع را وسیله‌ای برای تمرین رهایی و گریز می‌دید. چیزی که به روح کمک می‌کرد تا دررهایی از آنچه او را مقید در عالم حس و ماده می‌دارد پله پله تا بام عالم قدس عروج نماید. چندین سال گذشت و باز حال و هوای شمس تبریزی در سرش افتاد و به دمشق رفت؛ اما باز هم شمس تبریزی را نیافت و به قونیه بازگشت.

مولانا همچون عارفان و صوفیان بر این باور بود که جهان هرگز از مظهر حق خالی نمی‌گردد و حق در همهٔ مظاهر پیدا و ظاهر است و اینک باید دید که آن آفتاب جهان‌تاب از کدامین کرانه سر برون می‌آورد و از وجود چه کسی نمایان می‌شود.

روزی مولانا از کنار زرکوبان می‌گذشت. از آواز ضرب او به چرخ در آمد و شیخ صلاح‌الدین زرکوب به الهام از دکان بیرون آمد و سر در قدم مولانا نهاد و از وقت نماز پیشین تا نماز دیگر با مولانا در سماع بود. بدین ترتیب مولانا شیفته صلاح‌الدین شد و شیخ صلاح‌الدین زرکوب جای خالی شمس تبریزی را تا حدودی پر کرد. صلاح‌الدین مردی عامی و درس‌نخوانده از مردم قونیه بود و پیشهٔ زرکوبی داشت. مولانا زرکوب را جانشین خود کرد و حتی سلطان ولد با همه دانشش از او اطاعت می‌کرد. هر چند سلطان ولد تسلیم سفارش پدرش بود ولی مقام خود را به ویژه در علوم و معارف برتر از زرکوب می‌دانست؛ اما سرانجام دریافت که دانش و معارف ظاهری چاره‌ساز مشکلات روحی و معنوی نیست. او با این باور مرید زرکوب شد. صلاح‌الدین زرکوب نیز همانند شمس مورد حسادت مریدان بود اما به هر حال مولانا تا ۱۰ سال با او انس داشت تا اینکه زرکوب بیمار شد و جان باخت و در قونیه دفن شد.

مولانا، پس از مدت‌ها بیماری در پی تبی سوزان در غروب یکشنبه ۵ جمادی الآخر ۶۷۲ هجری قمری درگذشت.

در آن روز پرسوز، قونیه در یخ‌بندان بود. سیل پرخروش مردم، پیر و جوان، مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. افلاکی می‌گوید: «بسی مستکبران و منکران که آن روز، زنّار بریدند و ایمان آوردند.» و ۴۰ شبانه روز این عزا و سوگ بر پا بود
مولانا کتاب مثنوی معنوی را با بیت «بشنو از نی چون حکایت می‌کند/از جدایی‌ها شکایت می‌کند» آغاز می‌نماید. در مقدمهٔ عربی مثنوی معنوی نیز که نوشته خود مولانا است، این کتاب به تأکید «اصول دین» نامیده می‌شود(«هذا کتابً المثنوی، وهّو اصولُ اصولِ اصولِ الدین»). مثنوی معنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از ۵۰ سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی نه از آن رو که از آثار قدیم ادبیات فارسی است؛ بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفته‌است: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است.

اگر بخواهیم مجموعۀ عظیم و پربار بیست و شش هزار بیتی مثنوی معنوی را کوتاه و خلاصه کنیم، به هجده بیتی می‌رسیم که سرآغاز دفتر اوّل مولاناست و به « نی نامه » شهرت یافته‌است. گرچه آغاز مثنوی مولانا ( نی نامه ) با دیگر آثار نثر و نظم فارسی تفاوت دارد امّا روح نیایش و توجّه به حق، در تار و پود آن نهفته‌است.

این «نی» همان مولاناست که به عنوان نمونۀ یک انسان آگاه و آشنا با حقایق عالم معنا، خود را اسیر این جهان مادّی می‌بیند و «شکایت می‌کند» که چرا روح آزادۀ او از «نیستانِ» عالم معنا بریده‌است. او در مثنوی و دیوان شمس، بارها خود، یا انسان آگاه را به نی و چنگ تشبیه کرده‌است:

ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی…

ما چو ناییم و نوا در ما زتوست…

غزلیات و «دیوان شمس تبریزی» (یا دیوان کبیر)، محبوبیت فراوانی کسب کرده‌اند. درصد ناچیزی از این غزلیات به زبان‌های یونانی و عربی و ترکی است و عمده غزلیات موجود در این دیوان به زبان فارسی سروده شده‌اند. به علاوه بیش از سی و پنج هزار بیت به فارسی، او حدود هزار بیت به عربی و کمتر از دویست بیت (اغلب به ملمع فارسی-ترکی یا فارسی-یوانی) به ترکی و یونانی ( جمعاً کمتر از یک سوم از یک درصد
اشعارش) در این دیوان دارد.

رباعیات مولانا بخشی از دیوان اوست. این قسمت از آثار مولانا در مطبعۀ اختر (اسلامبول) به سال ۱۳۱٢ هجری قمری به طبع رسیده و متضمن ۱۶۵۹ رباعی یا ۳۳۱۸ بیت است که بعضی از آنها به شهادت قرائن از آن مولاناست و دربارۀ قسمتی هم تردید قوی حاصل است و معلوم نیست که انتساب به وی درست باشد.

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد.

از سر عربده مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

والله این قالب مردار، به هم در شکنم