نوشته شده توسط & ثبت شده در خبر.

پورپیرار بی هیچ سابقه کار فرهنگی و سر از شعر و ادب درآوردن، شاهنامه را برساخته و سعدی را دروغ زن می نامد و حافظ و دیوانش را جعلی خطاب می کند! او، تاریخ ایران را ساخته و پرداخته یهودیان می خواند!

در آغاز، از این که ناچاریم در این گزارش، بخش هایی از ادعاهای ناصر بناکننده را نقل کنیم، از تمامی ایرانیان شریف و غیور، پوزش می خواهیم.
ناصر بنا کننده، پورپیرار، ناریا، نارینا. این چهار اسم، همگی به یک نفر تعلق دارند. این مرد چهار اسمی، به چشمان شما نگاه می کند و با اعتماد به نفس کامل، تاریخ و فرهنگتان را زیر سوال می برد. او بی هیچ سابقه تاریخ نگاری و باستانشناسی، تاریخ های نگاشته شده درباره ایران را زیر سوال می برد و تمام عظمت ایران باستان را «دروغ» می خواند. او بی هیچ سابقه کار فرهنگی و سر از شعر و ادب درآوردن، شاهنامه را برساخته و سعدی را دروغ زن می نامد و حافظ و دیوانش را جعلی خطاب می کند! او، تاریخ ایران را ساخته و پرداخته یهودیان می خواند! او زبان فارسی را الکن می داند! او ایرانیان را از نژاد اسلاو می داند و می گوید: «هخامنشیان که در واقع قومی اسلاو بودند و در دشت های جنوب روسیه و اطراف دریای سیاه می زیستند، از جانب یهودیان تبعیدی در بابل اجیر شدند تا آنان را از اسارت در بابل برهانند. این اسلاوها به رهبری جنگجوی خون خواری به نام کورش از زیستگاه خود در اطراف دریای سیاه یک سره به سوی بابل تاختند و پس از شکست دادن بابل و آزادی قوم یهود، به اذن و فرمان یهودیان شروع به قتل و غارت و جنایت و ویران گری در سراسر خاورمیانه نمودند و تمام این پهنه را برای یکه تازی قوم یهود، از آثار تمدن های سابق محو و زدوده ساختند.»
چنان که خواندید، پورپیرار، هخامنشیان را «مزدور یهودیان» می خواند. مزدوری که هیچ کاری جز قتل و غارت نمی دانسته است. و از سوی دیگر، تاریخ ایران را، نگاشته و پرداخته یهودیان می داند. اما عجیب آن که او برای اثبات ادعای «مزدوری کردن ایرانیان برای یهودیان»، تنها یک سند دارد. سندی که خود پورپیرار آن را مردود می داند! سند او، اشاره ای است در تورات، کتاب ارمیای نبی! حیرت انگیز است که کسی که خود تورات و یهودیان را بدینگونه دروغ زن می داند، چگونه به تورات استناد می کند! آن هم اشاره ای نیم بند و خالی از هرگونه محل استناد! در ارمیای نبی چنین آمده است: «قومی از سوی شمال به بابل هجوم خواهد آورد.» همین و بس! و پورپیرار نتیجه می گیرد که…!
بگذریم. ادعاهای پورپیرار، خنده دار تر از آن است که بخواهیم بدان ها بپردازیم. فقط محتصری درباره این که «ناصر پورپیرار بناکننده ناریای نارینا» چه بوده و چه شده را بخوانید تا به اصل مطلب برسیم. نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده، در کتاب خاطراتش که به سال ۱۳۷۱ توسط انتشارات اطلاعات به چاپ رسیده است، درباره او چنین می گوید: «… ناصر بناکننده، که پورپیرار امضا می کرد، پس از اخراجش از حزب در سال ۱۳۵۸ به علت خوردن پول حزب و کلاهبرداری از شرکایش در انتشارات نیل و بالاکشیدن حق التألیف آقای محمود اعتمادزاده (به آذین)، با نام مستعار ناریا به انتشار جزوه هایی علیه حزب و بدگویی به شخص من، که دستور اخراج او را داده بودم پرداخت… او حروفچین چاپخانه بود و بعداً با شراکت دو نفر دیگر یک بنگاه انتشاراتی تأسیس کرده و با کلاهبرداری از همه ثروت قابل ملاحظه ای اندوخته بود… علیرغم این مسئله و علیرغم انتشار جزوات توسط او علیه حزب، آقای طبری به روابط «دوستانه» و «رفیقانه» خود با این فرد فاسد ادامه داد و با او مکاتباتی داشت که بعدا توسط بناکننده مورد سوءاستفاده قرار گرفت. ناصر بناکننده پس از مدتی به علت ارتباط با مأمورین سیاسی بلغارستان توسط جمهوری اسلامی دستگیر و به زندان اوین فرستاده شد. او در دادگاه انقلاب ادعا کرده بود که همیشه مخالف حزب بوده است! نمی دانم به چه مدت محکوم و کی آزاد شد.»
آری! این، تنها بخشی از کارنامه حضرت آقای پورپیرار یا بناکننده است! او کتاب هایش را در تهران چاپ می کند و به راحتی می فروشد، کسی هم کاری با او ندارد!

۷۱ نظرات در مورد “پورپیرار کیست؟ او بنیان تاریخ ایران را انکار می کند”

  1. سیروس

    درود بر شما و همه آنان که می خواهند خودشان باشند ، نه دیگری
    حافظ شیرازی می فرماید: می فکن بر صف رندان نظری بهتر از این // بر در میکده میکن گذری بهتر از این
    با این توصیفی که شما از این هم نوعمان داشتید ، بهتر است بپرسم آیا همین پورپیرار جرات نقد کردن و زیر سئوال بردن همه ادیان و اقوام را در خود می بیند تا بطور مثال پیامبری چون حضرت محمد(ص) و دین آسمانی او را نفی کند؟ پس می خواهم نتیجه بگیرم که تساهل و تسامح من ایرانی باعث چنین گستاخی و جسارتی شده است وگرنه این آقا که خود هم می داند که هیچگونه سند و مدرکی که برای خودش هم در ارتباط با گفته هایش معتبر باشد، نداشته و ندارد. پس می خواهم به این آقای بدنبال نام و شهرت بگویم که آقا جان کمی هم تلاش کن تا خودت باشی و بی خودی بدنبال نفی خودت و شهرت طلبی از راه های نادرست نباش، و می خواهم به کارگزاران و مدیران جامعه ایرانی و اسلامی ام هم بگویم که اگر خط قرمزی در ارتباط با منافع ملی وجود دارد ، احتمالا این آقا از آن گذشته است و باید جلوی پر حرفی هایش گرفته شود وگرنه باید منتظر باشید تا به همه مقدسات جامعه ایرانی و اسلامی مان هم توهین و بی احترامی کند.

    پاسخ دادن
  2. آرش

    واقعا متاسفم که تو جامعه ای زندگی میکنم که اینقدر به یک نقد توهین و بی احترامی میشه و بعد خودمونو جزو متمدنترین میدونیم…. و به راستی که امام علی(ع) چه زیبا فرموده اند :که تعصب بیجا چشم را از حقایق کور میکند…!!

    اقا سیروس کاش یکم اطلاعاتتون کامل بود و بعد میکوبیدید به طبل دینداری…
    آقای بوربیرا هیچگاه به ایرانیان توهینی نکرده اند جز اینکه از حقایقی برده برداشته اند که باور آن بر تمامی بان ایرانیستها مثل کابوس وحشتناکه…
    من نیز مثل خیلی ها اوایل خیلی ناراحت شدم… ولی اکنون خوشحالم از اینکه این حقیقت را باور دارم که چیزی شیرینتر از حق و حقیقت تکسین بخش فطرت خداجوی انسان نیست…
    بروید و هرگاه جواب منطقی در رد سخنان آقای بوربیرا بیدا کردید… در مورد ایشان قضاوت کنید و الا خوضولات دروغ در مورد کورش و داریوش که اصلا وجود داشته اند یا نه چه مشکلی از مشکلات من جوان ایرانی را حل خواهد کرد…

    لطفا مستند تختگاه هیچکس را بعنوان یک غیر ایرانی با دقت نگاه کنید .. تا به عینه دروغ بودن تاریخ ساختگی هخامنش را باور کنید…

    پاسخ دادن
  3. نوشین

    من خوزستانی هستم و دورگه ی ایرانی و عرب . بدون هیچ تعصبی به همه ی شما میگم که همه ی حرفهای این پورپیرار دروغه و اون به توصیه ی کسانی دیگه این کار رو کرده . ناصر پورپیرار ایرانی نیست من اونو خوب میشناسم . او یه عرب خوزستانیه که عقیده داره خوزستان باید از ایران جدا بشه و به یه کشور عربی تبدیل بشه در واقع این مرد دروغگو و خائن یه عرب خوزستانی و دشمن ایرانه که اسم اصلیش عبدالناصر بنی کنعان بوده و در زمان شاه عضو حزب توده بود و به خاطر دزدیهای زیاد از این حزب اخراج شد و در زمان حکومت جمهوری اسلامی اسم خودش رو از عبدالناصر بنی کنعان به ناصر بنا کننده تغییر داد وبعد از مدتی برای اینکه کسی ندونه اون عربه و فکر کنن یه ایرانیه اسم خودش رو گذاشت ناصر پورپیرار چون با وجود حرف پ در اسمش کسی حدس نمیزنه که اون یه عرب ضد ایرانه. من خودم دورگه هستم ولی یه ایرانی ام و طبق نظر اینهمه نویسنده و باستان شناس ایرانی و خارجی میگم تاریخ و تمدن باشکوه و چندهزار ساله ی ایران وجود داشته و این مردک دروغگو و عروسک خیمه شب بازی دیگر دشمنان تجزی طلب و ضد ایرانیه . به عقلتون رجوع کنید . چطور اونهمه دانشمند و باستان شناس و تاریخ دان رو میشه قبول نکرد و به مزخرفات این مردک باور داشت ؟؟؟

    پاسخ دادن
  4. سلام

    من عقیده ام اینه که حرف حق رو باید پذیرفت،به نظر میاد ایشون یه حرفای نادرستی دارن ویه سری حرفای درستی که اگه هم درست نیست باید به درستی رد بشه مثل کاری که بعضی سایتها در باره کعبه زرتشت انجام دادند ولی اینکه با فحش و بد و بیراه بخواهیم حرف خودمونو به کرسی بنشونیم نمیشه البته من هنوز ردیه محکم و جون داری برای ادعای ایشون مبنی بر نا تمام بودن تخت جمشید ندیدم که امیدوارم حقیقت نداشته باشه! که بعید می دونم با اون شواهد و مدارک ارائه شده به سادگی قابل رد باشه به هر حال باید ظرفیت خودمونو در بحث بالا ببریم هرچند به مذاق ما خوش نیاد.در ضمن با یه مستند تختگاه هیچ کس که اون هم درباره تخت جمشیده نمیشه به طور قطع در نبود هخامنشیان حکم کرد و باید دلابل دیگه ایشونو برای رد کردن سایر ابنیه منسوب به هخامنشیان را هم دید و آن وقت قضاوت کرد.کما اینکه نقدهای خوبی به ادعاهای ایشون در مورد کعبه زرتشت وارد شده. التماس دعا. موفق باشید.

    پاسخ دادن
  5. سید محمد عزیزی

    “سلام” و درود
    کاش میشد تو تلوزیون برنامه ای بذارن و همه نظرات رو با حضور نخبه ها نقد کنن. چون وضع و بحرانی که حالا با انتشار سری دوم مستندات و ترجمه های جدید منشور از اتادان بنام بوجود آمده بز رگتر ازین حرفاست و من سه سالی هست که تو این وادی هستم و واقعا نمیدونم کی به کیه تا چه رسد کسایی که یه مطلب یا فیلم کوچیک دیدن. آیا کسی هست پاسخگو باشه. لطفا با ایمیلم جواب بزنید.

    پاسخ دادن
  6. مرادی

    با سلام و خسته نباشید.
    آقای مدیر:
    شما که اینقدر آدم فرهنگی هستید و آیا درستش این نبود که قسمتی را که درو غ می پندارید عینا نقل قول می کردید و بعد نقدش می کردید . شما مردم را چه حساب کرده اید.شما چند دوره از تارخ ایران را خوانده اید در هنگام صحبت کردن چند نفر خاص را نام می برید که اصالت خودتان را به رخ دیگران بکشید.اگر واقعا همه حرفه های آقای پورپیرار دروغ است. و او در صدد معروف شدن است. حق دارد چون آدم هایی مثل شما اجازه ندادند -آنگونه که خودش اعا می کند کتابش در ایران منتشر شود. چون امثال شما به زحمت جواب دادن می افتادید.کاش پو رپیرا ر اینجا بود و راستی و دروغ حرفهایش بیشتر معلوم می شد.پور پیرار نمی تواند تاریخ را عوض کند پس بیایید زیاد نگران نباشید اگر حقیقتی است آن حقیقت را بشنویدو بخونید البته اگر یافتید.
    تا در اعتقاد و اراده خود راسخ تر باشید.
    خواهش دارم که متنی را که دروغ می دانید منتشر کنید.

    پاسخ دادن
  7. مهرزاد

    پاسخ به الف
    سلام. درباره ی فیلم تختگاه هیچ کس که می فرمایید کسی به آن جواب نداده، لطفا یک جست و جو در اینترنت بکنید، پاسخهای متنی و تصویریش را می یابید.

    پاسخ دادن
  8. مهرزاد

    پاسخ به مرادی
    متنی را که دروغ می دانند نقل کنند؟!! در متن های پورپیرار،‌راست هم وجود دارد؟ به هر متنش که رجوع کنید کافی است تا خواسته تان برآورده شود.
    دیگر این که خودتان مثل استاد پورپیرارتان، بی دلیل و از پیش، فقط میخواهید رد کنید:”گر حقیقتی است آن حقیقت را بشنویدو بخونید البته اگر یافتید”
    دیگر این که پورپیرار اینجا باشد یا خارج چه فرقی می کند. کتابهایش که اینجا با مجوز ارشاد چاپ و توزیع می شود. او هرجا که باشد، شیوه اش یک چیز است: گریز از مواجهه و مناظره، چون تهی دست بودنش واضح می شود. او فقط عادت دارد غایبانه بنویسد. نگویید سخنرانی می رود. در کجا؟ میان پان ترکان؟ سخنرانی می رود اما چرا مناظره نمی رود؟چرا دعوت به مناظره ی دکتر جلیل دوستخواه و سبکتگین سالور و انبوهی دیگر را بی جواب گذاشت؟

    پاسخ دادن
  9. rezارزه کینهvan

    کارش درسته .چیکار به گذشته یا مدرک تحصیلیش دارید .اگر قدرت جواب دادن به مباحثی که مطرح میکنند رو دارید جواب بدید .مرد بزرگیه کا داره با دروغ وافسانه سازی مبارزه میکنه

    پاسخ دادن
  10. کاوه اهنگر

    با درود به همه هم خاکان عزیزم ، با هر زبان، هر تفکر و هر دینی ، من فارغ التحصیل در رشته باستان شناسی و مرمت بنا های تاریخی هستم و اغلب داخل ایران نیستم . من به اتفاق تعدادی از همکارانم این فیلم را کاملا بررسی کردیم(تختگاه هیچکس- از اقای عبدالناصر بنی کنعان یا به قول دوستان ناصر پورپیراز ) بعنوان یک کارشناس در این فن اعتقاد کامل علمی دارم که مجموعه های عظیمی چون تخت جمشید دایما در حال تکامل بوده اند ، بدین معنی که هر پادشاه در زمان زندگیش دستور ساخت بناهای جدید و یا تکمیل بناهای قبلی را میداده است.طبیعی است این روندی توقف ناپذیر است تا زمانی که ان سلسله به علتی از بین برود. پس اینکه چیزی در حال تکمیل یا اضافه شدن به این مجوعه ها باشد کاملا امری طبیعی است. حتی ممکن است در یک کاخ پادشاه جدید دوست داشته باشد در، یا دروازه ای ایجاد کند که در زمان پادشاه قبلی که سازنده اصلی کاخ بوده وجود نداشته است. در ضمن اگر سنگ نوشته یا هر چیز تاریخی بدست بیاید قدمت ان توسط روشهای کاملا علمی مشخص میشود در این صورت ادعای تازه بودن سنگ نوشته کاملا بی معنی است. و اینکه اوار دیوارها و یا سنگ فرش کف کاخها کجاست دلیلش مشابه بلایی است که بر سر مصالح ایوان کسری امد که از دور و نزدیک طی سالیان زیاد اقوام و مردمان انها را از مجموعه خارج و برای ساخت و ساز در جاهای دور و نزدیک دیگر به کار برده اند ، پر گویی نمیکنم ولی سایت زیر را برای مطالعه به شما توصیه میکنم…….جواب علمی به ادعاهای اقای عبد الناصر بنی کنعان را در سایتhttp://payandeiran.com/?p=89 جستجو کنید- خردمند باشید

    پاسخ دادن
  11. سجاد

    من اطلاع چندانی از این شخص ندارم و فقط نظریاتش رو شنیدم نه دلایلش رو اما فکر میکنم مصداق این شعر مولانا باشن:
    تو بدان نادر کجا افتاده‌ای/گر نه محرومی و ابله زاده‌ای
    این جهان پر آفتاب و نور ماه/او بهشته سر فرو برده به چاه
    که اگر حقست پس کو روشنی/سر ز چه بردار و بنگر ای دنی
    جمله عالم شرق و غرب آن نور یافت/تا تو در چاهی نخواهد بر تو تافت
    چه رها کن رو به ایوان و کروم/کم ستیز اینجا بدان کاللج شوم
    به نظرم اینطور میاد که ایشون با یه مدرک کوچیک و کمی پیچوندن مطلب برا کل تاریخ و اینا حکم صادر میکنن. و دوباره مثل همین شعر مولانا:
    این دو را گیرد که تاریکی دهد/در دلش ادبار جز این کی نهد
    بس کسا که نان خورد دلشاد او/مرگ او گردد بگیرد در گلو
    پس تو ای ادبار رو هم نان مخور/تا نیفتی همچو او در شور و شر
    صد هزاران خلق نانها می‌خورند/زور می‌یابند و جان می‌پرورند
    تو بدان نادر کجا افتاده‌ای/گر نه محرومی و ابله زاده‌ای
    البته باز هم میگم. تنها نظریات رو شنیدم نه دلایل رو و یکطرفه به قاضی رفتم. به هیچ نظری هم نمیخوام توهین کنم.

    پاسخ دادن
  12. amin

    سلام چرا بدون هیچ تحقیقی نظرمیدید!
    این اقا هم کتاب نوشته هم کلیپ درست کرده اونارو ببینید اگه قبول نداشتید با دلیل نقد کنین نه باتعصب!

    پاسخ دادن
  13. منتقد همه

    خوب ایشون یه چیزی میگن ،شما اگر دلایل مثبتی مبنی بر نقض نظر ایشون دم دست دارید باید ارائه بکنید ،وگر نه که نظر ایشون غالب می شود .

    پاسخ دادن
  14. محمد

    این خانم یک مزدور بیش نیست و تمام حرفاش بدون پایه هستن….در ضمن تاریخی که ۲۵۰۰سال نوشته شده و مکتوب هستش رو هیچکس نمیتونه به هم بزنه ،مخصوصا اگه اون فرد اطلاعات تاریخی هم نداشته باشه….طی این سالها علاقه با تاریخ میهنمون و کوروش و داریوش خیلی زیاد ،همچنین کسای زیادی هستن که میخوان این علاقه رو کور بکنن.در ضمن تا خون در رگ ماست تاریخ رهبر و کورش پدر ماست….

    پاسخ دادن
  15. nahid

    به عقیده من ،ذهنیات جامعه ی کتابخوان وتحصیلکرده از همان دوران کودکی بقدری با موضوعات یهود ساخته پر شده ،که به سختی بتوان این اذهان راپاک و روشن ساخت.

    پاسخ دادن
  16. mha3131

    به عقیده من ،ذهنیات جامعه ی کتابخوان وتحصیلکرده از همان دوران کودکی بقدری با موضوعات یهود ساخته پر شده ،که به سختی بتوان این اذهان راپاک و روشن ساخت.

    پاسخ دادن
  17. فرزاد

    اول از همه من ترکم و برام مهم نیس که کوروش یا داریوش کی بودن.تاریخ ما فرق میکنه یا حداقل بقیه ایرانی ها در برخورد با ما طوری رفتار کردن که انگار ما ایرانی نیستیم.بگذریم… ولی بهتر نیست به جای فحش و بد و بیراه افرادی با ادله محکم حرف بزنن و کیفیت تاریخ ایران رو برای ما روشن کنن؟!!!
    از این فحاشی های عوامانه این جور برداشت میشه که یا قدرت دفاع از تاریخ و تمدن خودتون رو ندارید یا بدون هیچ گونه مطالعه ای فقط تعصب کورکورانه دارید
    نتیجه: با فحاشی و توهین من هم کم کم دارم به این تاریخ تمدت ایران یقین پیدا میکنم

    پاسخ دادن
  18. هموطن

    سلام
    والا من خودمم نمی دونم از چه نژادی هستم و روی خودم باید نام چه قومیتی رو بذارم.
    فقط اینو می دونم که تاریخو نباید زیاد جدی گرفت. ما توی حال زندگی می کنم.
    اینو هم داشته باشید که اگه حرفای پورپیرار منطقی تر بود، اگه تناقض توش کمتر بود و اگه علمی تر بود اون وقت طرفدارانشم بیشتر بود.
    پس فعلاً از انحراف پورپیرار از تاریخ نگاری اصولی خوشحال باشین.
    اینو هم بگم که ما امروز ظاهرمون هم از مغولانی تقلید می کنیم که برامون تبلت و شاسی بلند می سازن
    طرز فکریمون هم شبیه غارنشین هایی هست که جهانو توی دستشون دارن و ۲۰۰ سالم قدمت ندارن
    اینا یعنی تاریخ چرنده

    پاسخ دادن

نظر شما چیست؟

  • (منتشر نخواهد شد)