نوشته شده توسط & ثبت شده در فرهنگی و هنری, مقاله و دانستنی‌ها.

چندی پیش، یادداشتی از صاحب این قلم در این مکان منتشر شد، که بازخوردهای فراوانی داشت. عنوان یادداشت «جنایت علیه زبان فارسی» بود و غرض از نگارش آن، انتقاد به نظام نامنتظم نامه نگاری های اداری کشور. اما متاسفانه شاهد آن بودم که بسیاری از خوانندگان آن مطلب، از سویی دیگر به ماجرا نگریسته بودند. گروهی با اشاره به آن یادداشت، از ظلمی که به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی می رود، شکایت کرده و یاد از ایران باستان و دوران شکوه کرده بودند، و گروهی دیگر در پاسخ به دسته نخست، به زبان فارسی تاخته و آن را لهجه ای از لهجه های زبان عربی خوانده بودند.

به اعتقاد نگارنده آن سطور و این سطور، هیچ یک از سه زبان فارسی و عربی و تؤرکی بر دیگری امتیازی ندارد و اصولا این سه فرهنگ در طول تاریخ با یکدیگر همراه بوده و راه پیموده اند. آنان که با شمشیر به جان هم افتاده اند و کشته اند و غارت کرده اند، پادشاهان بوده اند. آنچه ما از آن سخن می گوییم، فرهنگ است، نه زور بازو! این که پادشاه ایرانی، تنها برای کشورگشایی و ارضای حس قدرت طلبی خود، به هندوستان حمله می کند و مردم آن کشور را می کشد و اموال شان را به غارت می برد، مایه فخر ایرانیان نیست. این که خلیفه عرب، دست بر شکم می نهد و فرمان کشتار می دهد، موجب نازش اعراب نخواهد بود. این که فلان پادشاه عثمانی، در فلان سال، اهالی فلان منطقه را می کشد و سپاهی خونخوار و جنگجو ترتیب می دهد، افتخاری برای ما مردم تؤرک زبان نخواهد بود. این چه فخری است که بوی خون مردم بی گناه می دهد؟

خون هایی که پادشاهان ایران و عرب و تؤرک به زمین ریخته اند، مایه شرم می توانند بود، نه افتخار. آنچه مایه سربلندی ماست، فرهنگ است. فرهنگی که در میان فارس زبانان حافظ و سعدی و خیام می آفریند و در تؤرکی افسانه ای چون دده قورقود و بزرگانی چون فضولی و شهریار، و در میان عرب زبانان، بزرگانی چون متنبی و ابوالعلاء معری و شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی.

و اگر نیکو بنگریم، خواهیم دید که آنجا که جای پادشاهان و سپاهیان شان است، همه جنگ است و جدال، و آنجا که پای اهل فرهنگ در میان است، همه خوشرویی و یکدلی است. من ایمان دارم که حافظ، به عنوان شاعری فارسی زبان، هیچ دشمنی ای با مردم تؤرک زبان و عرب زبان نداشته است. و نه تنها دشمنی نداشته، که از آنان بهره ها گرفته است. بیایید تعصب را کنار بگذاریم و پادشاهان خوانخوار را به حال خویش رها کنیم، تا ببینیم که اتفاقا سه فرهنگ فارسی و تؤرکی و عربی، نزدیک ترین فرهنگ ها به یکدیگرند. بیایید، از تاریخ، صفحه ای دیگر بخوانیم. صفحه ای که در آن، بزرگترین شاعران ایرانی، که پرچم داران فرهنگ ایران زمینند، در میان بیت های نغزشان، به عربی می سرایند؛

الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها

که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها

حافظ

سل المصانع رکباً تهیم فی الفلواتی

تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟

سعدی

به شکرخنده اگر می ببرد جان مرا

متع الله فوادی بحبیبی ابدا

مولوی

این، همان صفحه از تاریخ است که می توان بدان افتخار کرد. صفحه ای که در آن سخن از کشتار نیست. و در آن، میان تؤرک و فارس و عرب، هیچ دشمنی نیست، هرچه هست، دوستی است و یکدلی، چنان که جناب مولوی فرمود؛

پس زبام محرمی خود دیگر است

همدلی از همزبانی خوشتر است…

آن پادشاهان خونریز بودند که به بهانه بیگانگی، جان های متحد ما را به تفرقه می انداختند، تا خود کشورگشایی کنند. و کلام شاعران چنان است که شهریار درباره ملامحمد فضولی میگوید؛

تؤرکی، فارسی، عربی ده نه فضایل واریمیش

که فضولی کیمی بیر شاعر عارف دوغولور؟

(در تؤرکی و فارسی و عربی، چه فضایلی است که شاعری عارف، چونان فضولی می پرورد؟)

باری، اهل فرهنگ، همچون ملامحمد فضولی اند، که لیلی و مجنون او به زبان تؤرکی، دل از تؤرکان می برد و ساقی نامه اش هوش  از فارس زبانان می رباید… او خود تؤرک زبان است، اما چه نیکو به فارسی می گوید؛

نیستی فنته ولی زین سبب انداخته است

انتساب تو جدل در عرب و تؤرک و عجم!

ویا در جایی دیگر می گوید؛

نیستم شرمنده هر مهمان که سوی من رسد

خواه از تؤرک آید و خواه از عرب، خواه از عجم

چه فرقی می کند که ما تؤرک باشیم یا فارس، ما افتخار می کنیم که بزرگانی چون اینان داشته ایم، که می دانستند درد چیست و کجاست، و فریاد «همدلی از همزبانی خوشتر است» را به خاطر همین دردشناسی سر داده اند. مگر می توان منکر بهره گیری شاملوی بزرگ، از ناظم حکمت بزرگ شد؟ مگر می توان منکر تاثیر شاعران بزرگ فارس، بر شاعران تؤرک شد؟ مگرمی توان ادعا کرد که سعدی شیرازی، از متنبی بهره نگرفته است؟ مگر می توان منکر بهره مندی مولوی از کلمات عارفان بزرگ عرب زبان و به ویژه ابن عربی شد؟

در حیرتم از کسانی که کورکورانه در پی کوردلی افتاده اند که زبان فارسی را الکن می داند! اگر زبان فارسی الکن است، پس چطور طی قرون و سالیان مردمان بسیاری بدین زبان سخن گفته اند و آثار بلندمرتبه ای آفریده اند؟!

و در حیرتم از کسانی که می خواهند تمام کلمات غیرفارسی را از زبان فارسی بروبند! چه زبانی خواهد شد زبان فارسی اگر کلمات دخیل در آن نباشند! بی شک بارها و بارها سخت تر و دشوارتر از نامه ای خواهد شد، که در نوشته پیشین بدان اشاره شد.

ای کاش مقال و مجال تنگ نبود و می شد کلامی درباره مولوی گفت. شاعری که امروز، گروهی با گروهی دیگر بر سر تؤرک یا فارس بودن او بر سر جنگند! و البته مولوی نه تؤرک است، نه فارس. او انسان است. انسان است که می گوید؛

سختگیری و تعصب خامی است…

در این باره، در آینده  بیشتر سخن خواهیم گفت…

۸۳ نظرات در مورد “تؤرک، فارس، عرب، مسأله این نیست!”

  1. تورک اوغلو

    داداش من، پارسی یا فارسی، خودش طبق اعلام سازمان جهانی یونسکو،چندمین لهجهء زبان عربیست. چطور زبان ترکی آذری ریشه در لهجهء فارسی دارد. اگر هم ریشه در زبانی داشته باشد آن زبان فقط میتواند زبان ترکی استانبولی بسیار تکامل یافته و زنده دنیا باشد. همین و بس.
    دقت کنید خیلی جالبه:
    کلمه انگلیسی {ایمیل} چون معادل فارسی نداشت به
    {پست الکترونیک} تبدیل شد که خود این دو واژه نیز انگلیسی هستند حال در گام سوم تبدیل به واژه {رایانامه} شده !!!!!!!!!!!!!!!

    فارسی را پاس بداریم، ترکی را زاپاس.

    پاسخ دادن
  2. zangin

    dar javabe reza begam ke inghadr mesle bacheha nagu ostadam gofte babam gofte boro chanta ketab bekhun bebin ajdadet kia budand unvaght be khodet eftekhar mikoni age farsha be hakhamanesh minazand hamanha iran ro dadand be yonaniha 400sal unvaght pedarane torke to ya haman ashkaniha iran ro azad kardand agar farsa be sasaniha minazand iran ro dadand be arabha unvaght pedar babak bud ke be tanhaei 25 sal ba araba jangid ostadet nemikhad beduni pesare ki hasti va naduni che chizi baraye eftekhar dari naghshe ine ke turkha ra az rishehashan joda konan ba az inke torkha arabha ra az iran birun kardand ta zamane pahlavi dar iran hokumat kardan be khodet eftekhar kon yashasin azarbijan

    پاسخ دادن
  3. Ali

    لطفا این دوستان اینقدر یک مطلب بی پایه را تکرار نکنند چون بی سوادی خودشان را نشان می دهند. بابا جان یونسکو هیچ وقت درجه بندی از زبان عربی منتشر نکرده که توی آن زبان فارسی ۳۲ شده باشه. (چه جالب به تعداد حروف زبان فارسی!) این مطلب بی اساس را یک بار یک نفر با قصد و غرض توی یک روزنامه آذربایجان چاپ کرده حالا همه اون را مدرک خودشان قرارداده اند. اصلا فارسی کجا عربی کجا! (سایر زبانها هم از یکدیگر کلمه قرض می کنند ولی نمی گویند شد لهجه). جدیدا نمونه این قبیل کارها زیاد انجام می شود. مثلا یک کتاب چاپ شده «سه هزار کلمه ترکی در زبان فارسی»! خود کتاب و نقد این کتاب را که خواندم دیدم اصلا این کتاب بی محتوا و غیر علمی است و صرفا روی حس ناسیونالیستی نوشته شده: به عنوان نمونه چنین مواردی در آن نوشته شده: خون …. خان….. گان یعنی کلمه خون گان ترکی بوده که وارد فارسی شده تبدیل به خون شده. اینکه نشد زبان شناسی. نویسنده این کتاب باید می گشت یک کتاب قدیمی پیدا می کرد که توش برای اولین بار خون به صورت خان به کار رفته بعد از اون باید یک کتاب قدیمی تر معرفی می کرد که توی اون گان به جای خان به کار رفته باشد. بعد اونها را به عنوان منبع معرفی کند. برای مثال می توانید به کتاب ۳۰۰۰ کلمه همریشه در زبان فارسی و انگلیسی انتشارات دانشگاه تهران مراجعه کنید تا متوجه بشوید یک کتاب علمی به چه صورت باید نوشته شود. مطالبی که به آن استناد می شود خودشان باید به صورت علمی نوشته شده باشند. به عنوان مثال مطلبی که رضا از شیراز درباره اصالت ترکها گفته از منابع عملی نقل شده. کتابهای علمی در این زمینه زیاد هست. آقا شما که قاجاریه را یک حکومت ایرانی می دانید اصلا تاریخچه این قوم قاجار را خوانده ای؟ می دانی از کجا کوچ کرده اند؟ چرا بی دلیل خودتان را به آنها می چسبانید؟!
    من با ارز موافقم. هر کسی حق دارد در رشته ای به زبان دلخواه تحصیل کند. (بسته به میزان متقاضی این رشته ها برگزار شود) این که در این زمینه الان در کشور مشکل وجود دارد چه ربطی به فارسها دارد مگر الان دولت و مجلس منحصرا در اختیار فارسها است که آنها جوابگو باشند. شاید اگر در این زمینه محدودیتی وجود نداشته باشد دشمنی ها و حرفهای بی منطق کمتر شود.
    این یک مطلب
    مطلب دیگر خواسته برخی از دوستان است که اصلا مشخص نیست چه می گویند؟!
    ـ زبان ملی، زبان ترکی باشد؟
    ـ آذربایجان مستقل باشد؟
    ـ فارسها به تاریخ خود افتخار نکنند؟
    زبان ترکی قاعده مند هست یا نه، چه ربطی به زبان فارسی دارد؟ شما باید اول زبان فارسی را بکوبید تا بعد به ترکی افتخار کنید؟! این قسمته که مشکل ساز است. ما الان به علت سوء مدیریت داریم غم زبان فارسی را می خوریم. شما آن را مسخره می کنید!

    پاسخ دادن
  4. ناهید

    آقای ali ما ترکها ها همیشه به تاریخ و فرهنگ خودمون افتخار کردیم و الانم افتخار می کنیم ، ما هرگز نخواستیم با کوبیدن زبان فارسی زبان خودمونو بالا ببریم، بلکه جواب توهین های شمارو دادیم ،که هی نگید پارسی پارسی، ما هم زبان خودمونو دوست داریم(زبان مادریمونو) مثل شماها، یه ذره تو نظر دادناتون انصاف داشته باشین.

    پاسخ دادن
    • به ستوه آمده

      خوب عزیزم این اقدامات مقابله ای شما هم توهیین می کنید که ما مجبور به توهین می شویم …شما ترکها دچار مغلطه حمله به آدم پوشالین شدین برید درست اندیشه کنید میفهمید مشکل به ما پارسها ربطی نداره …تازه شما ترکها حق بقیه اقوام رو هم خوردید اصلن مظلوم نیستین و هر چقد ما توهین کردیم شما دو برابر پاسخ دادید الآن یک گشت کوچیک تو اینترنت بزنید متوجه میشید در برابر یک سایت علمی شما صدتا سایت غیر علمی درست کردید که دارید به فارسها فحش می دید …عجیب که دولت بقیه سایتها رو فیلتر می کنه اینا رو نمی کنه… ۵۳ در صد در این کشور فارسی صحبت می کنن این حقشونه که بخوان راجع به اشکالات زبانیشون اقدام کنن اما شما ترکها نمی گذارید …خواهشمندم حق ما رو نخورید ….برید تو هم سایتهای پان ترکیسم چرا به بقیه سایتا حمله می کنید …راجع به دست کردن تو دماغ حرف می زنیم ترکها میان فحش می دن ….ای بابا تعصبم حدی داره دیگه ….دارید کم کم به فاشیست تبدیل می شوید حواستون باشه ها….کاش یه خورده درک اینجور چیزا رو داشتی …چرا فکر می کنید وقتی شما توهیین میکنیدما باید بگیم چشم شما راست میگی ما پارسها اصلن باید بریم ببمیریم چون شما ترکها آفریده شدید .

      پاسخ دادن
  5. بابک

    سلام
    من همه نظرها رو خوندم
    متاسفام به اطلاعات و دانش برخی ها مخصوصا تعصبیهاش

    اولا زبان فارسی زبان کاملی هست و هیچ زبانی از واژه های انحصاری برخوردار نیست
    مثال زبان انگلیسی: از دبیران و آموزگاران زبان انگلیسی هم بپرسین زبان انگلیسی تمام واژه هاش مال خودشه سریع می گوید نه
    چون زبانش مخلوطی اززبان لاتین یونان پارسی و……

    ولی ذر مورد لهجه ترکی
    این اثبات شده است که لهجه ترکی از زبان فارسی دری است حتی یونسکو هم تایید کرده
    دروغ میگویم اثبات کنید
    نشون به اون نشونی که حتی این لهجه خط مستقل نداره
    ترکهای ترکیه لاتین مینویسند
    ترکهای ازبک روسی مینویسند
    ترکهای ایران فارسی مینویسند

    پاسخ دادن
  6. سارا

    فارسی زبان اتحاد ماست نه زبان برتر که دوستان آذری میخوان ثابت کنند که زبان مادریشون اول است یا آخر،بهتر است یا بدتر ، وگرنه ما هموطنان لر و کرد و خراسانی و گیلانی و…..داریم که لهجه و زبان خاصی دارند اما این بحثهارو با اونها نداریم
    همه میدونیم که کشور بزرگی مثل ایران موجب ترس دشمنان و مانع منفعت طلبی اونهاست و تا اونجا که بتونن از نقاط ضعف این اتحاد که وجود قومیتهای مختلف یکی از اونها میتونه باشه استفاده میکنند و به اون دامن میزنند.خواهش میکنم همگی چشم و گوشهامون رو باز کنیم و یکم فراتر از نک انگشتانمون رو ببینیم

    پاسخ دادن
  7. احسان

    همه مردم ایران، زبان فارسی را متعلق به خودشان می دانند و از هر لهجه و زبانی نسبت به آن تعصب دارند. مانند نویسنده مقاله که ترک است در این زمینه حق مالکیت انحصاری برای فارسها قائل نیستند.

    پاسخ دادن
  8. رضا

    قابل توجه دوستان آذری مخصوصا اونی که نوشته ۴۰میلیون ترک تو ایران زندگی میکنند
    اولا طبق نوشته محققین (( اطلس))( گروهی از جغرافی شناسان بین المللی اند)

    جمعیت ایران:

    ۱- ۵۱% پارس (نجیب زادگان)
    ۲- ۲۴% آذری (غیور)
    ۳-۸ % گیلک و مازنی (با فرهنگ)
    ۴- ۷% کرد (با شرف و با معرفت)
    ۵- ۳% عرب (خونگرم و مقید)
    ۶- ۲% لر (پاک سرشت)
    ۷- ۲% بلوچ (سخت کوش و مهمان نواز)
    ۸- ۲ % ترکمن (خویشتن دار و صبور)
    ۹- ۱% بقیعه قومیت ها مثلا لک و….(مرد صفت)

    پاسخ دادن
    • ناشناس

      میتونی استانهایی رو که به زبان فارسی تکلم میکنن نام ببری.حتما میگی تهران که اونم نصفش ترکها هستند سایر استانها که فارسی صحبت میکنن که جمعیتی ندارند البته اگر افغانستان دو هم حساب کنین حرف شما درسته

      پاسخ دادن
  9. تورک اوغلو

    بابک عزیز
    تعصبی در کار نیست،مطمئن باش. بدان که هر زبانی را با هر الفبایی میتوان نوشت،هیچ مشکلی در این نیست، فقط و فقط باید فنوتیک بلد باشی.این از این.

    اگر امکان این بود که رو در رو صحبت کنیم، مطمئن باش که قانع میشدی هموطن گرامی.چون که بنده دوستان فارس زبان زیادی از سراسر ایران دارم که افتخار آشنایی با این عزیزان را در دوران سربازی و دانشجویی(کارشناسی و کارشناسی ارشد)بدست آورده ام ، خلاصه منظورم این است که درمورد این مساله مورد بحث، با رفقای فارس زبانم صحبتهای زیادی کرده ایم که جالب است بدانی که همگی قانع شده اند.
    اما خودمون هستیم و بدون تعصب عرض میکنم، اصلا به فارسی نمیشه گفت زبان. واقعا ناقصه، یعنی اینکه افعال خیلی خیلی کمی داره،لغات خیلی کمی داره.
    من که کل تحصیلاتم را از ابتدایی تا فوق لیسانس با زبا ن فارسی و با کتابهای فارسی گذرانده ام این حرف را با هزاران دلیل و مدرک میگویم،
    ولی شما که از زبان ترکی هیچ چیزی نمیدانید و یا لااقل در حد من نمیدانید چه.

    هموطن عزیز
    زبان فارسی شما به ما هموطنان آذربایجانی و ترک زبان تو تحمیل شده
    بطوری که حتی تدریس خود ادبیات فارسی به زبان ترکی ممنوع و خلاف مقرراته.
    یعنی فقط و فقط فارسی. خودت قضاوت کن.
    حتی شبکه های استانی سیما که میبایست به زبانهای محلی سخن بگوید،۷۰ درصد برنامه هایش را باید و باید به زبان فارسی پخش کند…..قضاوت با خود دوستان فارس زبان است
    یک سوال:
    به نظر شما کدام یک از جملات زیر برای بچه های تیم ملی زیباست؟

    شاهزاده های پارسی یا شاهزاده های ایرانی.
    قضاوت با شماست.

    میدانم که برای سوالات منطقی ما که در بالا بسیار مطرح شده هیچ جوابی نیست جز سکوت.
    یاشاسین ایران یاشاسین آذربایجان.

    پاسخ دادن
    • اناهیتا

      تو فکر کن فارسی ناقصه فکره تو برا ما اهمیتی نداره دوم اینکه مجبور نیستی ایران زندکی کنی وقتی دولت کثیف و داعش پرور ترکیه حق سی میلیون کورده ایرانی تبار در ترکیه رو پایمال میکنه و لیلا زانا رو ب جرم ی جمله کوردی صحبت کردن سالها زندان میکنه و شما سنک ترکی و ترکیه ب سینه میزنی اینجا هم جای زبان ترکی و تاتاری مغولی نیست

      پاسخ دادن
  10. ALI

    اشکال ترکها این است که فکر می کنند زبان فارسی را عین زبان مادریشان بلد هستند. ما صدها کلمه و اصطلاح داریم که در زبان نوشتاری استفاده نمی شود ولی کاملا فارسی است مانند گرده به مانند پشت ، رف به معنی طاقچه و … که ترکها اصلا آنها را نشنیده اند.
    ناقص بودن زبان یعنی چه؟
    ـ تعداد کلمات آن کم باشد؟
    ـ دستور زبان آن ساده باشد؟
    ـ افرادی که به آن زبان صحبت می کنند نتوانند منظور خود را برساند؟
    زبان در طول زمان به سمت سادگی حرکت می کند. شما اگر مطالعات تاریخی داشته باشید می دانید که زبانهای باستانی همگی بسیار پیچیده و مشکل هستند هم از لحاظ آوایی و هم از لحاظ دستوری و هم از لحاظ تعداد لغات. زبان از آن دست ساخته های بشری است که در حالت عادی با گذر زمان رو به سادگی می رود. یعنی هم آوای آن ساده می شود هم تعداد لغات آن و هم دستور زبان آن. مانند زبان لاتین، عبری، مصر باستان، …
    زبان فارسی نیز در طول زمان، از زبان بسیار پیچیده پهلوی به زبان ساده و روان فارسی امروزی تغییر کرده است. تغییری که برخی از زبان ها مانند عربی به علت تعصبات دینی از آن محروم شده اند. در اروپا یک زبان مصنوعی به اسم «اسپرانتو» برای رفع اختلافات قومی یک منطقه به صورت علمی و قاعده مند ابداع شد که تنها کمتر از هزار کلمه و ۸۰ قاعده دستور زبان دارد. با همین زبان ساده مردم به راحتی مفاهیم خود را منتقل می کنند. بنابر این دوست عزیز مطلب شما محتوای علمی ندارد اگر شما فوق لیسانس داری که باید این مطالب را بهتر بدانی.
    زبانی ناقص است که افراد نتوانند منظور خود را با آن بیان کنند. در حالی که ما فارسها چنین مشکلی که نداشته ایم هیچ، پیچیده ترین مفاهیم عرفانی ، عشقی ، ادبی به زبان فارسی بیان شده اند، فقط لازمه آن تسلط گوینده به زبان فارسی می باشد.
    شاید مطالعه برخی افراد کم باشد و یا از منابع علمی استفاده نکرده باشند، من به علت چندین سال مطالعه در این زمینه به شخصه خوشحال می شوم به ابهاماتی که هر کسی در زمینه زبان فارسی داشته باشد پاسخ دهم.

    پاسخ دادن
  11. yashar

    دوستان این همه مطلب نوشته اند برخی با غرض و بعضی بدون غرض.ولی به هر حال باید قبول کنیم که باید زبانهای دیگر اقوام پر جمعیت ایران مانند ترکان و کردها به رسمیت شناخته شود.باید دیگر اقوام از زیر استعمار و سلطه صد ساله شوونیسم فارس رها شوند.باید بتوانند آزادانه فرهنگ و زبان خود را یاد گرفته و بسط دهند.باید شوونیسم فارس بداند که ما ملت ترک در طول تاریخ هیچ وقت مستعمره نبودیم و بالاخره نیز خود را از استعمار فرهنگ بیگانه نجات خواهیم داد.
    یاشاسین تورک اولوسو
    یاشاسین آذربایجان
    گلجک بیزیمدیر

    پاسخ دادن
  12. مهدی

    توانایی زبان فارسی در واژه سازی
    از نگاه دکتر حسابی

    درتاریخ جهان، هر دوره‌ای ویژگی‌هایی داشته است. در آغاز تاریخ، آدمیان زندگی قبیله‌ای داشتند. پس از پیدایش کشاورزی، دوره ی ده‌ نشینی و شهرنشینی آغاز شده است و سپس دوران کشورگشایی‌ها و تشکیل پادشاهی‌های بزرگی مانند پادشاهی‌‌های هخامنشیان و اسکندر و امپراتوری رم بوده است. پس از آن، دوره ی هجوم اقوام بربر بدین کشورها و فروریختن تمدن آن‌ها بوده است. سپس نبز دوره رستاخیز تمدن است که به نام رنسانس شناخته شده است.

    تا آن دوره، ملل مختلف دارای وسایل کار و پیکار یکسانی بودند. می‌گویند که وسایل جنگی سربازان رومی و بربرهای ژرمنی با هم فرقی نداشته و تفاوت آن ها تنها در انضباط و نظم و وظیفه‌شناسی لژیون‌های رومی بوده که ضامن پیروزی آن‌ها بوده است. همچنین وسایل جنگی مهاجمین مغول و ملل متمدن آن دوره چندان فرقی با هم نداشته است.

    از دوران رنسانس به این طرف، ملل غربی کم‌کم به پیشرفت‌های صنعتی و ساختن ابزار نوین نایل آمدند و پس از گذشت یکی دو قرن، ابزار کار آن‌ها به اندازه‌ای کامل شد که ملل دیگر را یارای ایستادگی در برابر حمله آن‌ها نبود.

    هم‌زمان با این پیشرفت صنعتی، تحول بزرگی نیز در فرهنگ و زبان ملل غرب پیدا شد، زیرا آنان اکنون برای بیان معلومات تازه، ناگزیر به داشتن واژه‌های نوینی نیز بودند که با ساختن آن ها زبان‌های اروپایی کم کم دارای نیروی بزرگی برای بیان مطالب مختلف گردیدند.

    در اوایل قرن بیستم، ملل مشرق زمین نیز پی به عقب‌ماندگی خود بردند و کوشیدند که این عقب‌ماندگی را جبران کنند. ولی موانع زیادی سر راه این کوشش‌ها وجود داشت که یکی از آن‌ها نداشتن زبانی بود که برای بیان مطالب علمی آماده باشد. بعضی ملل، مانند هندوستان، چاره را در پذیرفتن یکی از زبان‌های خارجی برای بیان مطالب دیدند؛ ولی ملل دیگر به واسطه ی داشتن میراث بزرگ فرهنگی خود نتوانستند این راه حل را بپذیرند که یک مثال آن، کشور ایران است.

    برای بعضی زبان‌ها، مانند زبان‌های سامی که به ساختمان آن‌ها اشاره خواهیم کرد، به علت ساختمان مخصوص آن‌ها، جبران کم‌ بود واژه‌های علمی و بیان معانی کاری بس دشوار و شاید نشدنی است،

    شمار واژه‌ها در زبان‌های خارجی، در هر کدام از رشته‌های علمی خیلی زیاد است و گاهی در حدود میلیون است. پیدا کردن واژه‌هایی در برابر آن‌ها کاری نیست که بشود بدون داشتن یک روش علمی مطمئن به انجام رسانید و نمی‌شود از روی تشابه و استعاره و تقریب و تخمین هم در این کار پردامنه به جایی رسید. این کار باید از روی اصول علمی معینی انجام گیرد تا ضمن عمل، به بن‌بست برنخورد.

    برای این که بتوان در یک زبان به آسانی واژه‌هایی در برابر واژه‌های بی‌شمار بیگانه پیدا کرد، نخست باید امکان چون این کاری در آن زبان موجود باشد. ما در این جا می‌خواهیم نشان دهیم که امکان چون این کاری در زبان فارسی وجود دارد و از این جهت، زبان فارسی زبانی است توانا، در حالی که بعضی زبان‌ها، گرچه حتا از جهات دیگر دارای سابقه ی درخشان ادبی نیز هستند، ولی در مورد ساختن واژه‌های علمی و در بیان بسیاری از معانی ناتوان هستند.

    اکنون از دو نوع زبان که در اروپا و خاورنزدیک وجود دارد صحبت می‌کنیم که عبارتند از: زبان‌های هندو اروپایی (Indo-European) که زبان فارسی یکی از آن ها است و زبان‌های سامی (Semitic) مانند زبان‌های عبری، عربی، اکدی، سریانی، آرامی و….

    در زبان‌های سامی واژه‌ها بر اصل ریشه‌های سه حرفی ( ثلاثی ) یا چهار حرفی ( رباعی ) قرار دارند و اشتقاق واژه‌های مختلف براساس تغییر شکلی است که به این ریشه‌ها داده می‌شود و ابواب خوانده می‌شود.

    پس شمار واژه‌هایی که ممکن است در این زبان‌ها وجود داشته باشد، نسبت مستقیم با شمار ریشه‌های ثلاثی و رباعی در آن ها دارد. اکنون می خواهیم بسنجیم که حداکثر شمار ریشه‌های ثلاثی در این زبان ها چه قدر است.

    برای این کار ما یک روش ریاضی به نام جبر ترکیبی (Algebre Combinatoire) به کار می‌بریم که مطابق آن حداکثر تعداد ریشه‌های ثلاثی مجرد در مثلا زبان عربی مساوی ١۹۶۵۶ ( نوزده هزار و ششصد و پنجاه و شش )می شود و نمی‌تواند بیش از این تعداد، ریشه ثلاثی در این زبان وجود داشته باشد. درباره ریشه‌های رباعی می‌دانیم که تعداد آن‌ها کم است و در حدود پنج درصد تعداد ریشه‌های ثلاثی است، یعنی تعداد آن‌ها نیز در حدود ١۰۰۰ است. چون ریشه‌های ثلاثی‌ای نیز وجود دارد که در آن ها به جای سه حرف فقط دو حرف وجود دارد که یکی از آن‌ها تکرار شده است؛ مانند فعل (شَدَّ) که حرف « د» در آن دوبار به کار رفته است. از این رو بر تعداد ریشه‌هایی که در بالا حساب شده است، چندهزار می‌افزاییم و جمعاً عدد بزرگ‌تر ِ بیست و پنج هزار (۲۵۰۰۰) ریشه را می‌پذیریم.

    چون آن که گفته شد، در زبان‌های سامی از هر فعل ثلاثی مجرد می‌توان با تغییر شکل آن و یا با اضافه کردن چند حرف، کلمه‌های دیگری از راه اشتقاق گرفت که عبارت از ده باب متداول می‌باشد، مانند: فَعّلَ، فاعَلَ، اَفَعلَ، تَفَعّلَ، تَفاعَلَ، اِنفَعَلَ، اِفتَعَلَ، اِفعَلَّ، اِفعالَّ، اِستَفعَلَ … از هر کدام از این افعال نیز اسامی مختلفی به شرح زیر اشتقاق می‌یابد:

    اول، نام‌های مکان و زمان

    دوم، نام ابزار

    سوم، نام طرز و شیوه

    چهارم، نام حرفه

    پنجم، اسم مصدر

    ششم، صفت (که ساختمان آن ده شکل متداول دارد)

    هفتم، رنگ

    هشتم، نسبت

    نهم، اسم معنی

    با در نظر گرفتن همه ی انواع اشتقاق کلمات، نتیجه گرفته می‌شود که از هر ریشه‌ای حداکثر هفتاد مشتق می‌توان به دست آورد. پس هر گاه تعداد ریشه‌ها را که از ۲۵۰۰۰ کم‌تر است در هفتاد ضرب کنیم، حداکثر عده ی کلمه‌هایی که به دست می‌آید برابر با ١۷۵۰۰۰۰ = ۷۰ × ۲۵۰۰۰ (یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار) کلمه است.

    و اشکالی که در فراگرفتن این نوع زبان وجود دارد، این است که برای تسلط یافتن به آن باید دست‌کم ۲۵۰۰۰ (بیست و پنج هزار) ریشه را از برداشت که این کار برای همه، حتی برای اهل آن زبان، مقدور نیست، چه رسد به کسانی که با آن زبان بیگانه هستند.

    نتیجه آن که یعنی اگر تعداد کلمات لازم در این زبان از دو میلیون عدد بگذرد، دیگر در ساختار این زبان راهی برای ادای یک معنی نو وجود ندارد مگر این که این معنی تازه را با یک جمله ادا کنند و به همین علت است که در فرهنگ‌های لغت از یک زبان اروپایی به زبان عربی می‌بینیم که عده زیادی از کلمات به وسیله یک جمله بیان شده است، نه به وسیله یک کلمه! مثلاً کلمه ی Confrontation که در فارسی آن را می‌شود به «رویا‌رویی» ترجمه کرد، در فرهنگ‌های فرانسه یا انگلیسی به عربی، چنین ترجمه شده است: « جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم » ! و یا کلمهPermeability که می‌توان آن را در فارسی با کلمه « تراوایی » بیان کرد، در فرهنگ‌های عربی چنین ترجمه شده است: « امکان قابلیة الترشح » !

    اشکال دیگر در این نوع زبان‌‌ها، این است که چون تعداد کلمات کم‌تر از تعداد معانی ِ مورد لزوم است و باید تعداد زیادتر معانی میان تعداد کم‌تر کلمات تقسیم شود، پس به هر کلمه‌ای چند معنی تحمیل می‌شود. در صورتی که شرط اصلی یک زبان علمی آن است که هر کلمه‌ای فقط به یک معنی دلالت بکند تا هیچ گونه ابهامی در فهمیدن مطلب علمی باقی نماند. به طوری که یکی از استادان دانشمند دانشگاه اظهار می‌کردند، در یکی از مجله‌های خارجی خوانده‌اند که در برابر کلمات بی‌شمار علمی که در رشته‌های مختلف وجود دارد، آکادمی مصر که در تنگنای موانع ( یاد شده در ) بالا واقع شده است، چنین نظر داده است که باید از به کار بردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبان‌های هندو اروپایی استفاده کرد. مثلاً در مورد کلمه Cephalopode که به جانوران نرم‌تن مانند «اختاپوس» گفته می شود که سر و پای آن‌ها به هم متصل‌اند و در فارسی به آن‌ها « سرپاوران » گفته شده است، بالاخره کلمه «رأس رجلی» را پیشنهاد کرده‌اند که این ترکیب به هیچ وجه عربی نیست و برای خود کلمه Mollusque نیز که در فارسی « نرم‌تنان» گفته می‌شود، در عربی یک جمله به کار می‌رود: « حیوان عادم الفقار » !

    قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبان‌های هندو اروپایی است و می‌خواهیم ببینیم چه گونه در این زبان‌ها می‌شود تعداد بسیار زیادی واژه را به آسانی ساخت.

    زبان‌های هندو اروپایی دارای شمار کمی ریشه در حدود ١۵۰۰ (هزار و پانصد) عدد می‌باشند و دارای تقریباً ۲۵۰ پیشوند (Prefixe) و در حدود ۶۰۰پسوند (Suffixe) هستند که با اضافه کردن آن‌ها به اصل ریشه می‌توان واژه‌های دیگری ساخت. مثلاً می توان از ریشه « رو » با پیشوند « پیش » واژه‌های « پیشرو » و « پیشرفت » و با پسوندهای « اند » و « ار » و « اش » واژه‌های « روند » و « رفتار» و « روش » را ساخت. در این مثال ها، ملاحظه می‌کنیم که ریشه « رو » به دو شکل آمده است: یکی « رو » و دیگری « رفت » . حتا با فرض این که از این تغییر شکل ریشه‌ها صرف نظر کنیم و تعداد ریشه‌ها را همان ١۵۰۰ بگیریم، ترکیب آن‌ها با ۲۵۰ پیشوند، تعداد ٣۷۵۰۰۰ = ۲۵۰ × ١۵۰۰ (سیصد و هفتاد و پنج هزار) واژه را به دست می‌دهد.

    اینک هر کدام از واژه‌هایی را که به این ترتیب به دست آمده است می‌توان با یک پسوند نیز ترکیب کرد. مثلاً از واژه ی « خودگذشته » که از پیشوند « خود » و ریشه ی « گذشت » درست شده است، می‌توان واژه ی « خودگذشتگی » را نیز با افزودن پسوند « گی » به دست آورد و واژه ی « پیشگفتار » را از پیشوند « پیش » و ریشه ی « گفت » و پسوند « ار» به دست آورد. بنابر این هرگاه تعداد ٣۷۵۰۰۰ واژه‌ای را که از ترکیب ١۵۰۰ ریشه با ۲۵۰ پیشوند به دست آمده است با ۶۰۰ پسوند نیز ترکیب کنیم، تعداد واژه‌هایی که به دست می‌آید، می‌شود ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ = ۶۰۰ × ٣۷۵۰۰۰ (دویست و بیست و پنج میلیون). و در این جا باید واژه‌هایی را نیز که از ترکیب ریشه با پسوند‌های تنها به دست می‌آید حساب کرد که می‌شود ۹۰۰۰۰۰ = ۶۰۰× ١۵۰۰ (نهصد هزار). پس جمع واژه‌هایی که فقط از ترکیب ریشه‌ها با پیشوندها و پسوندها به دست می‌آید، می‌شود: ۲۲۶۲۷۵۰۰۰= ۹۰۰۰۰۰ + ٣۷۵۰۰۰ + ۲۲۵۰۰۰۰۰۰ یعنی دویست و بیست و شش میلیون و دویست و هفتاد و پنج هزار واژه. و ما در این محاسبه فقط ترکیب ریشه‌ها را با پیشوندها و پسوندها در نظر گرفتیم، آن هم فقط با یکی از تلفظ‌های هر ریشه. ولی ترکیب‌های دیگری نیز هست مثل ترکیب اسم با فعل (مانند: پیاده‌رو) و اسم با اسم (مانند: خِرَدپیشه) و اسم با صفت (مانند: روشن‌دل) و فعل با فعل (مانند: گفتگو) و ترکیب‌های بسیار دیگر. لذا اگر همه ی ترکیب‌های ممکن را در زبان‌های هندو اروپایی بخواهیم به شمار آوریم، تعداد واژه‌هایی که ممکن است وجود داشته باشد، مرز معینی ندارد و نکته قابل توجه این است که برای فهمیدن این میلیون‌ها واژه نیز فقط نیاز به فراگرفتن ١۵۰۰ ریشه و ۸۵۰ پیشوند و پسوند داریم، در صورتی که دیدیم که در یک زبان سامی مانند عربی برای فهمیدن تنها دو میلیون واژه باید دست‌کم ۲۵۰۰۰ ریشه را از برداشت و قواعد پیچیده صرف افعال و اشتقاق را نیز فراگرفت و در نظر داشت.

    اساس توانایی زبان‌های هندو اروپایی در یافتن واژه‌های علمی و نیز بیان معانی همان است که شرح داده شد. زبان فارسی یکی از زبان‌های هندو اروپایی است و دارای همان ریشه‌ها و همان پیشوندها و پسوندها می باشد. تلفظ حروف در زبان‌های مختلف هندو اروپایی متفاوت است ولی این تفاوت‌ها طبق روال معینی پیدا شده است. همان توانایی‌ای که در هر زبان هندو اروپایی، مانند یونانی، لاتین، آلمانی، فرانسه و انگلیسی وجود دارد، در زبان فارسی هم وجود دارد. روش علمی واژه سازی در این زبان‌ها اکنون مطالعه شده و آماده گردیده است و برای زبان فارسی به دلایلی که گفته شد به کار بردن آن‌ها بسیار ساده می باشد. یعنی برای برگزیدن یک واژه ی نو در زبان فارسی فقط باید واژه‌ای را که در یکی از شاخه‌های زبان‌های هندو اروپایی وجود دارد با شاخه ی فارسی آن مقایسه کنیم و با آن هم‌آهنگ سازیم.

    دکتر محمود حسابی

    منبع: ماهنامه ی « طلایه »، ١٣۷۴

    پاسخ دادن
  13. مجید

    زبانی به نام زبان ترکی وجود نداره
    بی خود خودتان را زحمت ندهید ترکی فقط لهجه است و بس

    زبان علم ، زبان انگلیسی است (انگلستان)
    زبان عشق، زبان عربی است (عربستان)
    زبان حقوق ، زبان فرانسه است (فرانسه)
    زبان شعر و ادب ، زبان فارسی است. (میهن عزیزمان ایران)

    پاسخ دادن
  14. امروز

    مادرم فارس ربان بود. وپدرم ترک زبان , مادر بزرگ مادریم فارس زبان وپدر بزرگم کرد زبان . پدر بزرگ پدریم فارس زبان بود و مادر بزرگم ترک زبان . ومن نمی دانم که چیستم.
    ترکی, کردی …. را ذر حد ناچیزی می دانم. دلم می خواست به همه زبانها و گویش های رایج در محدوده جغرافیایی ایران مسلط بودم . وفراتر از آن دوست داشتم. عربی, انگلیسی,فرانسه, آلمانی, چینی,…….خلاصه اینکه همه زبانهای زنده دنیا را بخوبی بدانم وبفهمم چون برای هم دلی هم زبانی لازم است .
    هم زبانی برای درک متقابل در روابط انسانها ضروریست.وفتی نظرات مختلف و تاکید وتایید بر زبان خاصی را می بینم چیزی از آن نمی فهمم.چون با شنیدن موسیقی زبانهای دیگر با اشعار و ترانه های زیبایی که در اکثر آنها عشق,دوستی, گذشت , وفا داری, راستی و شرافت موج می زند.بهره ها برده ام .
    زبانی که در این مجادله از آن سخن می گوییم زبانی سیاسی است . و یکی از ویژگی های زبان سیاسی تفرقه افکنی است . بحث بر سر این موضوع راه به جایی نخواهد برد . حتی اختلاف نظر را عمیق تر خواهد نمود . زیرا ما برای حل این تعارض به زبان مورد نظر خویش می اندیشیم . برای دست یابی به دنیایی که منافع مشترک انسانها و همزیستی مسالمت آمیز آنان آرزوی همگان باشد . باید که زبانی مشترک داشته باشیم . هر چند برای داشتن زبانی مشترک راه درازی پیش رو داریم .اما جای نگرانی نیست .چون هنر به مثابه زبان مشترک می تواند این خلا ء را پر کند , و بخوبی نیز از عهده آن بر آمده است .
    فارسی, ترکی , عربی…. ویا با هر زبان و گویشی اندیشیدن , دایره اندیشه و تفکر مارا محدود می نماید .اندیشه باید فرا زمانی , فرا مکانی و فرا زبانی باشد. هر چند که خاستگاه اندیشه تابع زمان ,مکان و زبان است . اما اگر دغدغه زیستنی انسانی را داریم , باید که از سیطره تعصبات گوناگون خود را برهانیم. و خود را اسیر مرزهای زبان سیاسی نکنیم.
    ببینیم مولانا به چه زیبایی به این مسئله پرداخته است.

    چار کس را داد مردی یک درم هر یکی از شهری افتاده بهم
    فارسی و ترک و رومی و عرب جمله با هم در نزاع و در غضب
    فارسی گفتا ازین چون وارهیم هم بیا کاین را بانگوری دهیم
    آن عرب گفتا معاذالاه لا من عنب خواهم نه انگور ای دغا
    آن یکی کز ترک بد گفت ای گزم من نمیخواهم عنب خواهم اوزوم
    آنکه رومی بود گفت این قیل را ترک کن خواهم من استافیل را
    در تنازع مشت بر هم می زدند که ز سر مام ها غافل بدند
    ………………………………… پر بدند از جهل و از دانش تهی
    صاحب سری عزیزی صد زبان گر بدی آنجا بدادی صلحشان
    پس بگفتی او که من زاین یک درم آرزوی جمله تان را می خرم
    چون که بسپارید دل را بی دغل این درمتان می کند چندین عمل
    یک درمتان می شود چار المراد چار دشمن می شود یک زاتحاد
    گفت هر یکتان دهد جنگ و فراق گفت من آرد شما را اتفاف
    پس شما خاموش باشید انصتوا تا زبانتان من شوم در گفتگو
    گر سخن تان می نماید یک نمط در اثر مایه نزاعست و سخط
    ور سخنتان در توافق موثقه است در اثر مایه نزاع و تفرقه است
    ………….. ………………

    پاسخ دادن
  15. سورنا

    درود بر ایران و ایرانی
    درود بر اندیشه پان ایرانیسم
    درود بر نژاد پاک ونجیب آریا
    درود بر ایران بانان پارس = لرهای غیور و جنگجوی بختیاری
    لرهای بختیاری( پارسیهای کوهستانهای سرد) مانند یک مشت خائن نیستند که دست روی دست بگذارند و اجازه بدهند تجزیه طلبان هر کاری که بخواهند بکنند ما همه وطن فروشان را به کام مرگ و دوزخ میبریم آن زمان که همه طوایف و ایلات بختیاری از خوزستان و لرستان و کهگیلویه و چهار محال و بوشهر و فارس و همدان با غریو فریاد و غرش تفنگهای ایلی و شیهه اسبان تیزرو به حرکت در آیند و رستاخیز تاریخ را آغاز نمایند دیگر جایی برای هم نژادان مغول و تازی وجود نخواهد داشت . در آینده بسیار نزدیک خونهای اصیل میجوشند و زمین ایران سپنتا را آبیاری مینمایند ……………………….

    پاسخ دادن
  16. الدوز

    کسا نی که ترکان ایران را آذری زبان می گویند ومنظورشان از آذری
    شاخه ای از فارسی می باشد وبعضی ها باصراحت تمام فارسی آذری میگویند اینان جاعلان تاریخ ودشمنان آذربایجان هستند که باید به رویشان تف انداخت .رضاشاه ومحمد رضاشاه پهلوی هم افکار نژاد پرستی داشتندوایران رامساوی با فارس می دانستند وایران را مال پرشیا می دانستند . محمد رضاشاه تحصیل کرده وروشنفکر هم افکار پدر بیسوادش را دنبال می کرد .اندیشه های رضا ومحمد رضاشاه پهلوی برگرفته از اندیشه های هیتلر دیکتاتور بود.درحالیکه جامعه بسوی پیشرفت,آزادی
    حقوق بشرو…حرکت می کرد اینان ناقضان حقوق بشر بودند ودیگر قومیت هاوزبانهای دیگر درایرا ن را می خواستند نابود کنند اما به هدف
    شومشان نرسیدند ودر نهایت آنها با افکار واعمال شومشان
    تیشه بر ریشه خود زدندور فتندوحتی در ایران خودشان برای مرده وجسدشان کمی جا وخاک وگوری پیدا نشد.چون دشمنان آذربایجان بودند
    آذربایجانی ها این پست فطر تهارا از این مرزوبوم بیرون انداختندچون جایشان اینجا نبود .هر حکومت وشخصیتی افکار فاشیستی وشوونیستی مثل رضاشاه ومحمد رضاشاه پهلوی داشته باشد وبخواهد دیگر قومیتها وزبانهای موجود در ایران رانابود سازد وآنهارا تبدیل به فارسی کند مانند رضاومحمد رضاشاه هم می میرند وبرای جسدشان در ایران خودشان خاکی پیدا نمی شود .ومطمئنا ماهم دربرابر گستاخی ها وبی ادبی ها ساکت نشده ونمیشویم حتی در طول تاریخ دربرابر تهاجمات وبی ادبی وگستاخی دشمنان ساکت نشده وپاسخ وعکس العمل مناسبی برای دشمنان داده ایم واین پاسخ ها وعکس العمل ها دفاع بوده وخواهدبود ودفاع همیشه یک ارزش است وهمیشه هم باید دربرابر تهاجمات دفاع کرد وحالاهم باید دربرابرگروه وعده ای که خواستارنابودی آذربایجان وتورک هستند وبالاخره اینکه دشمنان آذربایجان هستندباید ساکت نشده ودفاع کنیم تا به حقوق وخواسته هایمان برسیم .همه دارای حقوق یکسانی هستند وماهم دربرابرتبعیضات وناقضین حقوق بشر می جنگیم.ومی خواهیم به اصل برابری برسیم وحالا کسانی که ادعا می کنند زبان ترکی وجود ندارد
    ومی گویند فارسی بهتر است و….کاملا اشتباه است .فارسی را بازبان ترکی مقایسه کردن اشتباه بزرگی است .ترکی سومین زبان زنده دنیا وفارسی لهجه ای از زبان عربی است .خواه بپذیرید یا نپذیرید .مثلا
    استعمال دخانیات عامل اصلی سرطان است .
    به غیراز فعل است همه کلمه های موجود درجمله فوق عربی است وفقط فعل است .فارسی میباشد.یعنی بغیراز است مابقی عربی میباشد.این هم جواب کسی که می گوید زبان ترکی وجود ندارد.ما دیدیم که عکس گفته اش ثابت شد.یعنی زبانی به نام زبان فارسی وجود ندارد.وفارسی فقط
    لهجه ای از عربی میباشد وباید صدای پان فارس های بی خرد وبی شعوررا برید.پان فارس های بی خرد مانند ;بهرا م مشیری وامثال اوخیلی نادان هستند وصدایشان باید بریده شود

    پاسخ دادن
    • محسن

      فقط یه سوال به این کلمه چی میگین؟
      عربی =الله
      فارسی =خدا
      ترکی=؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟احتمالا الله
      پس دیدید که این مثال شما دلیل نمیشه

      پاسخ دادن
    • ایرانی

      دوست ترک زبان خواهشمندم مودب باشید؛
      رضاشاه و محمد رضا شاه را شما بیرون نکردید، انگلیسی های کثیف اینکار را کردند.
      شما اگه عرضه داشتی نمیگذاشتید که یک مشت بیابانگرد از آسیای میانه و دشت های سیبری بیایند و زبان شما را به زور به ترکی تبدیل کنند.
      یه کم بیشتر تاریخ بخوانید.
      اینگونه که شما میگویی نیست. بلکه این زبان شما است که لهجه ای از زبان مغولی است.

      پاسخ دادن
  17. مسعود از مازندران

    من از هموطنان آذری خودم گله دارم. چرا اینقدر با تعصب صحبت می کنین؟ تعداد کسانی که تو ایران فقط با زبان فارسی صحبت می کنن چند درصده؟ خیلی از اقوام ایران زبان و گویش خاص خودشون رو دارن که در کنار زبان فارسی باهاش صحبت می کنن. هیچ کدومشون مثل شما با تعصب به زبان قومی خودشون زبان فارسی رو نمی کوبن. فارسی زبان ملی ماست و مایه ی اتحاد و اقتدار ما. شما تو دام دشمن افتادین با این سرعتی که دارین پیش میرین لابد مرحله بعد نوبت اینه که بگین ما اصلا ایرانی نیستیم ما ترکیم. من میدونم دل شما عزیزان با مملکت و هموطناتونه پس لطفا کمی با دید بازتر به مسئله نگاه کنین. اگه مشکلی دارین قانونی و محترمانه مطرح کنین و اگه جوابی نمیگیرین اتحاد کشور رو از بین نبرید

    پاسخ دادن
  18. با تجربه

    قابل توجه شما آقای الدوز خان. اولا کشورهایی که توی دنیای امروزی بجایی رسیدن خیلیهاشون تعداد بسیار بیشتری قومیت های مختلف داشتن. فقط فرقشون با ما این بوده که قومیت هاشون مثل زنجیر توی هم تنیده شدن و متحد بودن. البته توی ایران هم همینطوره فقط افراد کمی جدایی طلب مثل شما وجود دارن که حس برتر بودن بهشون دست میده. ثانیا شما باید بری تاریخ کشورتو بخونی و بعدش بفهمی چقدر آذری های با غیرتی بودن توی این کشور که مثل شما فکر نمیکردن و ارزش زبان فارسی و کشور و فرهنگ ملی خودشونو بهتر از شما دونستن و از غیرت ایرانی شون مایه گذاشتن.. پس نظر شمارو نمیشه پای دیگر عزیزا آذری گذاشت. ضمنا ما به این خاطر میگیم آذری و نمیگیم ترک چون ترکها همیشه دشمن ما بودن و الانم هستن و از اول تاریخ هم مذهب و طرز فکرشون با ما ایرانیا فرق داشت ولی آذریهای اصیلی توی تاریخ بودن مثل صفویها و سلجوقیان که ترکهای زیاده طلب رو توی جنگهای مختلف سرجای خودشون نشوندن و بهشون درس خوبی دادن. الانم ما توی کشور آذری اصیل زیاد داریم ولی تک توک افراد ترکی مصل شما هم لاشون پیدا میشه که اومدن. ما هم تا بکار ما کار نداشته باشید به کارتون کار نداریم. ولی خودت میدونی
    اش بیوفته آذری و فارس و لر و کرد و عرب و بلوچ و …بقیه جلوتون وای میستیم..
    آنکه خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد

    پاسخ دادن
  19. اولدوزچو

    بنام خالق زیباییها. طبق گفته شیخ محمود کاشغری مولف دیوان لغات الترک دو زبان عربی و تورکی مثل دوتا اسب مسابقه اند که باهم برابرند. علم لسان هم امروز علاوه بر تصدیق گفته ی کاشغری ثابت میکنه که این دو زبان برتر از تمام زبانهای دنیا هستند. در پاسخ به هندو-اروپایی گراها که میگن اون زبانها زایاترین زبانها هستند مقایسه ای کوتاه بین قدرت واژه سازی سه زبان تورکی فارسی و انگلیسی در اینجا آورده ام. فارسی در بین زبانهای به اصطلاح هندواروپایی قویترین زبان اسمسازه. این ادعا نیست واقعیته و در مقایسه قدرت اسمسازی تورکی با این زبان میبینیم که تقریبا برابرند. در بخش اسم انگلیسی رو نمیارم چون به پای فارسی نمیرسه. خب، در تورکی ساخت اسم از فعل با افزودن پسوند وجود داره اسم که میگم منظورم کلی و شامل اسم فاعل و مفعول و مکان و ابزار و… و نیز صفت هم میشه. مثال: görmek دیدن. Görücü و Gören بیننده.göreyen بسیار بیننده. Görgün بسیار دیده. Görüm و Görgü بینش. Görüş دیدار Görü بینش.و… خب اینها در فارسی با اختلاف جزئی دارای معادلند همانطورکه در ترکیب صفت و فعل که خود به خود ترکیب پیشوند و فعل رو میسازه این دو زبان تقریبا مساوی اند: geri-almaq پس گرفتن. Ön-görmek پیش بینی. Dal-oturma عقب نشینی. İleri-getmek وön-getmek پیش روی.و… در ترکیب اسم و فعل هم که بیشتر برای اسم فاعل و ابزار بکار میره همینطور: il-sayar سال شمار. Su-sepen آبپاش. Malat-qatan ملات آمیز ( ملات قاتی کننده). Ok-atan تیرانداز. Demir-kesen آهن بر ekin-biçen محصول دروکن(کشاورزی) . و… در ترکیب فعل و فعل برای ساخت اسم: gel-gét رفت و آمدAlış-satış و al-ver خرید و فروش.و… در ترکیب صفت و اسم: این ترکیب دو نوعه یکی آنکه صفت رو به موصوف نسبت میده: ön-söz پیشگفتار.و دیگری آنکه صفت و موصوف رو به شخص یا چیزی معین منسوب میکنه: Gözü-yaşlı پراشک-چشم (کسی که چشمش پر اشک باشه. البته این کلمه فارسی مثل بعضی کلمات ترکیبی دیگر که آورده ام واسه نشان دادن قابلیت زبانهاست کاری ندارم استفاده میشه یا نه) . Gözel-üzlü زیبارو qara-qaş و یا qara-qaşlı و یا qaşı-qara ابروسیاه. Uca-boy, Uca-boylu, Boyu-uca قدبلند ، بلندقد. در این نوع ترکیبات هردو زبان استعداد فوق العاده ای دارند و کلمات ترکیبی زیبایی هم میسازند. در ترکیب اسم و اسم: buz-yeri, buz-qabı جا یخی. Başmaq-qabı جاکفشی. Su-qabı آبظرف. İşçi-başı سرکارگر. در تورکی بر اثر زیاد بکار برده شدن کلماتی چون قاب و یئر و باش و ائو و… و در فارسی هم کلماتی مثل خانه و گاه و سرای و… در این نوع ترکیبات، بعنوان پسوند جا افتاده اند. خب بپردازیم به فعل.افعال بسیط در زبان فارسی خیلی کمه و به دویست عدد هم نمیرسه برای مثال فعل رفتن بسیطه ولی فهمیدن فعلی جعلی حساب میشه همانطور که در تورکی آلماق (گرفتن) بسیطه و خرجله مک (خرج کردن) جعلی. با این تفاوت که افعال بسیط تورکی بسیار بیشتره طوریکه تنها اگه افعال بسیط تک هجایی رو که در تورکی ایرانی بکار میره بشمریم بیش از دویست و پنجاه عدده البته بیشتر افعال بسیط تورکی دوهجایی هستند. در انگلیسی بخاطر قاعده ی استفاده مستقیم از اسم بعنوان فعل ( مثل: phone تلفن to phone تلفن کردن) اکثر افعال جعلی اند و میشه گفت که تعداد افعال اصلیش همون بی قاعده ها هستند که تقریبا دویست عدده. برای ساخت فعل از اسم (بطور کلی انواع اسم و صفت) در فارسی یک پسوند وجود داره (یدن) که ساخت افعال جدید رو در تنگدستی قرار داده. رقصیدن، زنگیدن، کوچیدن و… در تورکی بیش از ده عدده که باعث غنای فعلی این زبان شده: ۱٫ La که طبق قانون هماهنگی اصوات بصورت le هم میاد: başla شروع کن, sesle صدا بزن و… ۲٫ A-e تقریبا در همان معنی اولی از اسم فعل میسازه: oyna بازی کن , türe تولید کن و… ۳٫ Al-el فعل از صفت: düzel درست شو , boşal خالی شو، و…۴٫ İr-ır فعل از اسم مخصوصا فعلی که مربوط به صداها باشد: çığır داد بزن ، belir آشکار شو. ۵٫ Ilda-ilde فعل از صداها و رویدادهای خاص طبیعت: ışılda تشعشع کن ، cingilde جینگ جینگ کن. Gurulda گورر گورر کن. بعضی زبانشناسها میگن این پسوند از ترکیب il و پسوند فعلساز de-da ساخته شده در این صورت اصلش همون de-da میباشد. ۶٫ Qır-gir فعل از صداهای طبیعی و رفتارهای خاص انسان: asqır عطسه کن ، ösgür سرفه کن. ۷٫ırqa-irge فعل از اسم و صفت. بخاطر کم کاربرد بودنش نتونستم فرق کارشو با دیگر -از اسم فعلسازها- تشخیص بدم: yadırqa بیگانه بشمار، غریبه بدان، esirge محروم کن. ۸٫ Iq-ik فعل اکثرا از صفت: darıq به تنگ بیا، دلتنگ شو birik یکی شو، جمع آوری شو ۹٫ I-i فعل از صفت برای موصوف شدن تدریجی: yavaşı کم کم یواش شو، آهسته شو. Berki کم کم محکم شو. ۱۰٫ Sa-se فعل از اسم برای بیان اشتیاق و خاستن چیزی: susa تشنه آب شو. Gülümse لبخند بزن، اشتیاق خنده بدار. خب به نظرتون شگفت انگیز نیست؟ اما بعد… ( نامه نیست این داریم صحبت میکنیم)! در انگلیسی پسوندهایی مثل ate ize en و… وجود داره ولی ظرافت پسوندهای ترکی رو ندارند. مثلا: darken قارالماق. تیره شدن. Lighten ایشیقلانماق روشن شدن. و یا jingle .از طبیعت. جینگیلده مک. جینگ جینگ کردن. ولی پسوندهای ترکی sa, ir, er, qır, ırqa ، i, ik که معانی ظریفی دربردارند در انگلیسی معادل ندارند. مثلا واژه آب در فارسی اگه بخواد به فعل تبدیل بشه میشه آبیدن که من چنین چیزی تا حالا نشنیدم. در تورکی سووارماق: آب دادن آبیاری کردن در انگلیسی خود واژه آب بکار میره که اینم یه اختلال بزرگه! To water آب دادن. حالا فرض کنید علی از حسین میخواد بپرسه آیا گلها رو آب بدم؟ و حسین بگه آب بده. در ترکی: گوللری سوواریم می؟ سووار. در انگلیسی: shall I water the flowers? Water. در پاسخ حسین به انگلیسی گفته water خب اینو به معنی -آب- برداشت کنیم یا -آب بده-؟ پس بهتره مثل فارسی از ترکیب give water استفاده بشه البته اگه افتی برای زبان بین المللی نداره! ، سوساماق: تشنه آب شدن، در انگلیسی از واتر نمیشه معادلی برای سوساماق که از سو مشتق شده ساخت گرچه فعلی به اسم thirst موجوده که به واتر هم ربطی نداره!. سولاماق: آب پاشیدن. اینو کجای دلم بذارم؟ تازه، ساخت فعل از کلمه سو به اینجا ختم نمیشه. میتونیم از سو صفت و اسم بسازیم و بعد تبدیلش کنیم به فعل: سوسوز: تشنه، بی آب. سوسوزلاماق: تشنه و بی آب شدن. همون thirst!
    سولو: پرآب .سولولاشماق: پرآب شدن. و… با این ساختارها میتونی از اسامی انسانها و مکانها و قومیتها و خلاصه هر اسمی که دوست داشتی فعل بسازی. مثلا از مش سیف اله فعل قابل ساخته چرا که نه؟ مش سیف اله سیزلاماق: بی مش سیف اله شدن. Become without mash seyfullah یا از کشور چین: چینلیلشمک: چینی شدن become chinese و… بلاخره همانطور که آب اسمه مش سیف اله و چین هم اسمند. از آب که بگذریم ساختار فعلی آبکی زبانهای هندواروپایی رو آشکار خواهیم کرد. بعضی وجوه مهم فعلی تورکی که در انگلیسی و فارسی معادل ندارند و باید برای بیانشون از افعال و جمله ها کمک گرفت: ۱٫ فعل متعدی یا وجه سببی: در تورکی از پسوندهایی مثل dir و t استفاده میشه و در فارسی از -اندن- که زیادم نمیشه روش حساب کرد و در انگلیسی متاسفانه وجود نداره و از افعالی مثل make, have و… استفاده میشه: وورماق-ووردورماق: زدن زناندن! نظر شما چیه؟ hit-make somebody hit! متعدی درجه ۲: ووردورتماق: وادار به زناندن کردن: make s.b. make s.b. hit! متعدی درجه ۳: ووردورتدورماق: بازم بگم؟ متعدی درجه ۴ و ۵: ووردورتدورتماق، ووردورتدورتدورماق و الی هرچقد خواهد دل تنگت.
    ۲٫ فعل مجهول: در ترکی پسوند il و n، در فارسی فعل -شدن- و در انگلیسی فعل to be. یازماق- یازیلماق،یازیلینماق: نوشتن, نوشته شدن ، مورد نوشته شدن قرار گرفتن! خب بذارید این یازیلینماق رو توضیح بدم. فرضا علی نامه ای به حسین نوشت در اینجا: علی یازدی، نامه یازیلدی، حسین یازیلیندی: ترجمه : علی نوشت، نامه نوشته شد، حسین مورد نوشته شدن قرار گرفت. خوب بید؟
    ۳٫ فعل بازگشتی: فعلی است مختص زبان تورکی که فاعل مفعول خودشه. این وجه با افزوده شدن حرف نون به فعل ساخته میشه: یوماق-یووونماق: شستن، خود را شستن و حمام کردن. To wash, to wash oneself, have a bath. سئومک-سئوینمک: دوست داشتن و خوش داشتن، به خودی خود خوش بودن و خوشحالی کردن. To like یا to love, to be happy خب چون این ساختار در انگلیسی هم وجود نداره ناچار از خوشحال بودن استفاده میشه! با الهام گیری از همین ساختار از اسامی خاص و صفتها نیز فعل بازگشتی ساخته میشه بطوریکه معنی خاصی دارد و توضیح خواهم داد: شئیطانلانماق: مثل شیطان شدن و خود را به شیطانی زدن. اوبامالانماق: ادای اوباما را درآوردن. اینکلنمک: ادای گاو درآوردن. فکر کنم توضیحش خودبه خود داده شد.
    ۴٫ باب مفاعله: در عربی و تورکی هست در فارسی و انگلیسی نیست: در تورکی با استفاده از حرف ş ساخته میشه. در عربی مواجهه در تورکی üzleşmek هردو از کلمه ای که معنی وجه و رو دربرداره. مکاتبه yazışmaq مکالمه danışmaq, qonuşmaq مجادله sözleşmek شکر خدا که کلمات عربی در این یه مورد کارمونو راحتتر کرد.çırpışmaq بمعنی کوبیدن همدیگر از مصدر چیرپماق. Knock each other. این باب از اساسی ترین وجوه فعلی محسوب میشه. البته هنر و قدرت زبان تورکی در اینجا خلاصه نمیشه و در ادامه خواهیم دید.
    در تمام این وجوهی که در تورکی به صورت یک کلمه ساخته میشن فعل ساخته شده قابلیت تبدیل شدن به اسمهای متعدد رو هم داره که باعث غنای اسمی این زبان پرهنر شده.
    و نگاهی هم به صرف افعال بیندازیم بد نیست: همانطورکه عرض شد فعل سئومک به معنی دوست داشتنه خب حالا با توجه به عرایض قبلیم گوشه ای از توانمندیها و انعطاف صرفی افعال تورکی رو با استفاده از این فعل بیان میکنم: سئویشمک: دوست داشتن همدیگر love each other. سئویشدیرمک: دو یا چند نفر را وادار به دوست داشتن همدیگر کردن. Make some people love each other. از متعدی درجه دو و سه و … این فعل که بگذریم در صرف افعال تورکی فعل بیلمک با اضافه شدن هنرمندانه به فعل معنی توانستن رو افاده میکنه: سئویشدیره بیلمک. قادر بودن به وادار کردن کسانی به دوست داشتن همدیگر. Be able to make some people love each other البته این چسبیده است و یک کلمه حساب میشه و ربطی به جدا نوشته شدن با الفبای عربی-تورکی نداره. سئویشدیره بیله جک: به معنی زمان آینده است و نیز صفتی است که به زمان آینده منسوبه . سئویشدیره بیله جکلر: جمع همان. سئویشدیره بیله جکلریم: کسانیکه قادر خواهم بود کاری کنم که همدیگر را دوست بدارند. سئویشدیره بیله جکلریمدن: از کسانیکه قادر خواهم بود… سئویشدیره بیله جکلریمدندیرلر : با الفبای لاتین: sevişdirebileceklerimdendirler ترجمه: آنها از کسانی هستند که قادر خواهم بود کاری کنم که همدیگر را دوست بدارند. They are from the people who I will be able to make them love each other. توصیه میکنم شب اگه خوابتون نبرد بجای گوسفند یا هر چیز دیگه ای تعداد کلماتی رو که در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم این یک کلمه تورکی بکار رفته بشمرید! البته این کلمه تورکی رو بیشتر هم میشه انعطاف داد تا جایی که برای معادلسازیش باید از بیست الی سی عدد کلمه انگلیسی استفاده کرد و حتی بیشتر.
    این فقط گوشه ای از برتریهای زبان تورکی بر زبانهای به اصطلاح هندواروپایی است که در ایران بخاطر حسادتهای رضا پالانچی و طرفداراش و تبلیغات منفی و توهین و تحقیر، این زبان کامل و هنر بینظیر که از زیباترین میراث فرهنگی بشریت میباشد، پنهان مانده و تورکهای ایرانی از یادگیری کامل قواعدش و همچنین استفاده از ادبیات اسلامی عرفانی ناب و غنی اش محروم شده اند ولی چشم حسودا کور که هر شبی صبحی دارد و انشاالله ظلمها ریشه کن خواهد شد.

    پاسخ دادن
  20. اولدوزچو

    ضمنا آقای جامعه شناس اگه تورک فارس عرب مساله نیست پس چرا اسم فارس شده نجیب زاده و تورک شده وحشی؟ چرا برای زبان فارسی و فرهنگ به اصطلاح پارسی میلیونها هزینه میشه ولی زبان و فرهنگ تورکی رو روش اسمهای مختلفی مثل وحشی و بدوی و… گذاشته و با بی اهمیت جلوه دادنش سعی در نابود کردنش دارن؟ چرا از هر کودک تورک پنجم ابتدایی که میپرسی شعر بلدی یا نه، شروع میکنه به خوندن دونه دونه شعرهای سعدی و قیصر و حیدر و قنبر و اکبر اصغر و… فارسی، ولی وقتی از یه تورک فوق لیسانس گرفته میپرسی که آیا اسم نسیمی یا فضولی یا یونس امره یا عاشیق پاشا یا گلشهری یا یسوی یا واحد یا نوایی و… رو شنیده یا نه، گوشهاش از تعجب تاق تاق میکنه؟
    بله تورک و فارس و عرب برای اونایی که دارن به اهدافشون میرسن مساله نیست ولی برای من تورک که به زبان و فرهنگ و ادبیاتم عشق می ورزم و دوست دارم همه تورکهای ایران از این زبان و ادبیات غنی اسلامی و انسانی اش استفاده کنند ولی نمیتونند، خیلی مساله ی بزرگی است و این بی عدالتی کمی نیست که ازش چشم پوشی کنم. من تورکم و تورک همیشه آزاده زندگی کرده و حال نیز چنین است و خواهد بود.

    پاسخ دادن
  21. فارس

    ترکی یکی از بدوی ترین زبان های آسیاست و تمام خصوصیات یک زبان بدوی را دارد زبان بدوی به زبان گفته میشود که اقوامی دورافتاده برای خود اختراع میکنند مانند ترکی مغولی و زبان های بومی آفریقا این زبان ها همگی در چند ویژگی مشترک هستند:
    ۱-ثابت بودن بن فعل: که نشان دهنده رشد نکرده بودن این زبان هاست
    ۲-نداشتن واژگان انتزاعی: همانطور که میدانید ترکی حتی یک واژه انتزاعی و تمدنی ندارد
    ۳-وجود زمان های متعدد برای افعال: در ترکی ۴۵ زمان و در زبان های بومی آفریقا تا ۱۴۰ زمان برای افعال وجود دارد
    به طور کلی در دنیای امروز ترکی جزو زبان های فقیر به شمار میرود و به سبب نداشتن ادبیات غنی در جهان هیچ اهمیتی بدان داده نمیشود
    در این زبان حدود هفت هزار واژه فارسی وجود دارد درحالیکه در فارسی فقط چهل واژه ترکی وجود داردو دلیل آن این است که اصولا ترکی زبانی بدویست و در حد واژه دادن به زبان های قدرتمندی مثل فارسی نیست

    پاسخ دادن

نظر شما چیست؟

  • (منتشر نخواهد شد)