پارکور

آیا تا به حال در مورد افرادی که بدون هیچ هراسی موانع ، دیوارها و پلکان و سطوح شیب دار شهر را با جهش طی می کنند چیزی شنیده اید؟
حتما تا به حال ویدیو هایی شگفت انگیز از این جهنده های بی هراس دیده اید. آیا با خود فکر کرده اید که این حرکات عجیب و غریب از کجا نشات گرفته و این افراد عجیب و غریب که با حرکات متبحرانه خود باعث حیرت دیگران می شوند چه نام دارند؟!
نام این ورزش «پارکور» است یعنی هنر جابجایی یا شهرنوردی و به افرادی که این حرکات را انجام می دهند «تراسور» گفته می شود.
«پارکور» توسط ریموند بل که یک سرباز فرانسوی جنگ ویتنام بود پایه‌گذاری شد. او همواره به‌دنبال روشهایی کارا و مناسب برای «تعقیب و فرار» بود که بعدها این فعالیت‌ها، توسط فرزندش داوید بل بصورت مدوّن درآمد. داوید نام «پارکور» را بر آن نهاد. او با آموزش‌های پدرش این ورزش را از ترکیب ورزش‌های مختلفی مانند ژیمناستیک و با هدف کمک‌کردن به دیگران در مواقع اضطراری، در پاریس بنیان گزاری کرد.
او درباره پارکور می گوید “جنبهٔ فیزیکی پارکور، غلبه‌کردن بر تمامی موانع پیش روست اما پارکور فقط صرف حرکات نیست، بلکه مجموعه‌ای هدفمند و دارای فلسفهٔ خاصی است که یک تراسور را با استفاده از مستقیم‌ترین مسیر و انتخاب مناسب‌ترین حرکات شامل دویدن، پریدن، بالا رفتن و خزیدن ، به مقصد می رساند.”

و اما سر دمداران پارکور در ایران چه کسانی هستند؟
اولین بار در سال ۲۰۰۳ دو پدیده ایرانی به نامهای «امیرحسین ایمانی» و «کوشا فتحی‌نژاد» در برنامه مستند Jump London ظاهر شدند. این گروه با نام «irPk» شروع به کار کردند و بعدها به «رها» تغییر نام دادند.
اولین دوره کلاس‌های پارکور در ایران در پاییز سال ۲۰۰۴ در مجتمع ورزشی شهید چمران (بولینگ عبدو) توسط «امیرحسین ایمانی» برگزار شد.
گفتنی است گروه‌های زیادی در ایران به صورت حرفه‌ای فعالیت می کنند که از میان آنها می‌توان به گروه‌های شفق، بن هدز، فراز، ونتد (تبریز)، شاهرگ و تایگر پارکور اشاره کرد.

در زیر می توانید ویدویی از دو تراسور نوجوان ایرانی به نام‌های امین و امیر ببینید:

Parkour - Amin & Amir

Get the Flash Player to see this player.

نوشته شده توسط بهناز مشاور در تاریخ سه شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۰

قیصر امین پور

خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل، این سقوط ناگزیر

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در شهرستان گتوند در استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند و متوسطه را در دزفول سپری کرد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.

قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر  هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.

دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی برگزیده شد.

مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم

دیدم نمى شود

دیگر قلم زبان دلم نیست.

گفت:

باید زمین گذاشت قلم ها را

دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست

باید براى جنگ

از لوله تفنگ بخوانم

با واژه فشنگ

مدتهاست که زادگاه و سرزمین مادرى اش به دور از «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» نفس مى کشد. با این همه گویى غبار آن سالهاى نه چندان دور همچنان بر چهره شاعر «خانه هاى خونین» و «عروسک خون آلود» تازه مانده که گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولى تازه مى کند. گر چه «این حرمهاى داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.» از همین روست شاید که امین پور لحظه هاى کاغذى اش را مى سراید و مى گوید:

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى

شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین

سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى

عصر جدول هاى خالى، پارک هاى این حوالى

پرسه هاى بى خیالى، نیمکت هاى خمارى

رونوشت روزها را روى هم سنجاق کردم:

شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى میز خالى من، صفحه باز حوادث

درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى

قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند». منطقه اى در محدوده دزفول. به همین خاطر هست که جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او که در سال ۱۳۳۸ متولد شده، تا سال ۱۳۵۷ در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود که براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت کرد.

امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى که در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان کشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلک و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.

او در سال ۱۳۶۶ به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوک ملکى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر کرد که تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.

از سال ۱۳۶۷ امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به کارهاى خود ضمیمه کرد. امین پور در سال ۱۳۷۶ با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» که با راهنمایى دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى به سامان رسیده بود موفق به اخذ مدرک دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.

قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دکتر شفیعى کدکنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دکترى برگزیدم.

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانکه او درسال ۱۳۶۸ توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت کند و دو کتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشر یعنى در سال هاى ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوان را از آن خود کرد.

قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را که به برگزیدگان شعر کودک و نوجوان ۲۰ ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.

درباره کتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند که او درباره شاملو کمى بى عنایتى کرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته که شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.

با این همه بسیارى از کارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند که این کتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است که به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این کتاب مى گوید: «بررسى کتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تکوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم کتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى که خلأیى ۸۰ ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این کتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندرکیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این کتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»

چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فکرى سالهاى ۵۷ و نسل دوم انقلاب است. او که در سال ۱۳۵۷ زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشکى در دانشگاه تهران ترک کرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مکان کرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شکل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شکاک، حسین خسروجردى و … همکارى داشت. گروهى که بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملکیان، کاکایى و فاطمه راکعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت سال بعد یعنى در سال ۱۳۶۶ او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و ۲ سال بعد به کمک دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى کرد.

امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال که «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا کنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است که انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، کار کرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا که دست خالى بر گردیم و گمان کنیم که خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى که در بررسى چنین دوره هایى بهتر است که به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه کنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.

امین پور که تجربه تدریس مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى ۶۰ تا ۶۲ در کارنامه خود دارد، از سال ۶۷ نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال ۱۳۷۰ بر مى گردد.

فعالیت هاى قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه کامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى کرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.

قیصر امین پور و اشعارش هر چه که باشند، نمونه کامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى که از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نو شدن افکار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد که اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در کتابخانه هاى خود لااقل یکى از دیوان هاى او را به غنیمت برده اند.

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چوگلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست عمرى به سر برده ایم

دکتر قیصر امین پور شاعر و ادب پژوه نامی که دوشنبه شب (۷ آبان) برای معالجه بیماری اش به بیمارستان دی انتقال داده شده بود،به دلیل شدت بیماری دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

دکتر امین پور در سال های اولیه دهه هشتاد تصادف شدیدی کرد و کار وی به جراحی های متعددی کشید و حتی کلیه های خود را تعویض کردو برای معالجات بیشتر به خارج از ایران اعزام شد، اما از قرار شدت بیماری به گونه ای بود که درنهایت به درگذشت وی منجر شد.

امین پور در میان شاعران نسل انقلاب از جمله تاثیرگذاران بود و به همراه مرحوم حسن حسینی و نیز محسن مخملباف و سید مصطفی رخ صفت در راه اندازی حوزه اندیشه و هنر اسلامی (حوزه هنری کنونی) سهمی جدی ایفا کرد.

کتاب سنت و نوآوری در شعر معاصر دکتر قیصر امین پور که پایان نامه دکتری وی در رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران بوده است، از جمله آثار نظری قابل اعتنا در تحلیل شعر معاصر به شمار می رود که از سوی انتشارات علمی و فرهنگی در اوایل دهه هشتاد منتشر شد .

 

حرف های ماهنوز ناتمام…‏

تانگاه میکنی

وقت رفتن است

باز هم همان حدیث همیشگی!‏

پیش ازآنکه باخبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی…‏

ای دریغ وحسرت همیشگی!‏

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود!‏

نوشته شده توسط آریایی در تاریخ چهارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۰

عادل فردوسی‌پور

عادل فردوسی پور روزنامه نگار، مترجم، تهیه کننده، مجری تلویزیونی و گزارشگر فوتبال، دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است.

عادل فردوسی پور در مهرماه ۱۳۵۳ در محله شهر آرا تهران متولد شد. وی فرزند نخست خانواده است و یک خواهر و یک برادر نیز دارد. پدرش از اهالی رفسنجان و کرمانی الاصل است. وی دوران دبستان را در مدرسه “ذوقی” گذراند. از همان زمان علاقه اش به فوتبال نیز نمود پیدا کرد، علاقه ای که بعدها خانواده را نگران کرد. عادل دوره راهنمایی را در مدرسه طالقانی گذراند و چهارسال دبیرستان را به مدرسه البرز رفت و با معدل ۱۸ دیپلم گرفت.

وی علاقه زیادی به نشریات ورزشی داشت؛ تمام امید و آرزویم مجله “دنیای ورزش” یا “کیهان ورزشی” بود که هر هفته برای بدست آوردنش کلی تلاش می کردم. خانواده اش اهل فوتبال نیستند، وی در این باره گفته است که “هضم این موضوع که من فوتبال را دوست دارم برای خانواده ام بسیار دشوار بود، با التماس پدرم چند باری مرا به استادیوم برد، اما موضوع آن بود که آنها اصلا به فوتبال علاقه ای نداشتند.”

همزمان با آغاز دوره دبیرستان به دلیل علاقه فراوانی که به زبان انگلیسی داشت به یادگیری زبان پرداخت. با ورود به دانشگاه شریف در رشته مهندسی صنایع، توانست یادگیری زبان انگلیسی را نیز ادامه دهد و در سال سوم دانشگاه انگلیسی را بخوبی فرا بگیرد. او تحصیل را در دانشگاه شریف تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته صنایع ادامه داد و در همان دانشگاه به تدریس زبان تخصصی مشغول شد.

فردوسی پور فوتبال را دوست دارد و خوب نیز بازی می کند. شعر دوست نیز هست و با سپهری میانه ای دارد.

“راستی اگر سهراب سپهری زنده بود، می توانست در برنامه “نود” به عنوان یک کارشناس حاضر باشد. حیف شد!” او در سال ۱۳۸۴ با گروه اجرایی نمایش “فنز” به نویسندگی و کارگردانی محمد رحمانیان همکاری کرد. نمایش “فنز” درباره یک خانواده انگلیسی بود که همگی از طرفداران متعصب تیم منچستر یونایتد بوده و پرویز پرستویی در این نمایش نقش برادر بزرگ‌تر را ایفا می‌کرد که گزارشگر رادیو بود و عادل نیز به جای او گزارش انگلیسی می کرد.

در سال ۲۰۰۹ هفته نامه نیوزویک او را در فهرست پرقدرت ترین افراد در ایران در رده نوزدهم جای داد. مجله ورلدساکر به او لقب جان ماتسن ایران داده است.

وی فعالیت رسانه‌ای خود را در سال ۱۳۷۲، با روزنامه‌نگاری در اولین روزنامه ورزشی کشور، روزنامهٔ ابرار ورزشی به سردبیری اردشیر لارودی آغاز کرد. در آن زمان، سال سوم مهندسی بود.

خود وی در این باره می‌گوید:
“اردشیر لارودی در رابطه با حیطه کاری ام پرسید و پاسخ دادم ترجمه. متنی به دستم داد. صبح فردای آن روز کارم را تحویل دادم و از چند روز بعد کار را شروع کردم.” بزرگترین علاقه مندی اش حضور در صدا و سیما بود، وی در این باره می گوید: “n بار تست دادم تا در نهایت قبول شدم.

آخرین باری که تست دادم اواخر سال ۱۳۷۳ بود. اوایل هم پاسخ مثبت بود، اما می گفتند صدایت جوان است و پخته نیست.”

پس از چندین آزمون به صدا و سیما راه یافت اولین بار در سال ۱۳۷۴ در جریان بازی فوتسال جام رمضان صدایش از صدا و سیما پخش شد.

در ابتدا به گزارش برنامه منتخب ورزشی پرداخت و با گزارش بازی ها در جام جهانی ۹۸ به شهرت رسید. آن زمان کسی اسم فردوسی پور را نمی دانست، درباره اش می گفتند “همان مجری که می داند شب قبل بازیکنان لیورپول چه خورده اند!” فردوسی پور به روز بود و اطلاعات تازه ای داشت، اسامی بازیکنان خارجی را درست تلفظ می کرد و در شیوه گزارشگری و خواندن اسامی، در صدا و سیما تحولی ایجاد کرد.

هوشنگ نصیرزاده درباره وی می نویسد:
“جوانی است قد بلند، عاشق فوتبال، بسیار کم رو و خجالتی، سر به زیر، کم حرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و دارای خانواده اصیل و معتقد به اصول.”

مازیار ناظمی در باره حضور عادل فردوسی پور در صدا و سیما می نویسد: “اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۷۵ بود که به عنوان گوینده و تهیه کننده در گروه ورزش شبکه سه سیما فعالیت داشتم یادم می اید جوان قد بلند و موفرفری آمده بود که تست گزارشگری فوتبال بدهد. کلی مجلات “ورد ساکر” هم زیر بغلش بود و قرار شد روی یکی از فوتبالهای اروپائی صدا بگذارد وقتی کارش را شروع کرد به حدی صدایش بد و اجرایش مشکل داشت که همه می خندیدند.

کمتر کسی از بچه های حاضر در آن زمان فکر می کردند عادل بتواند با جواد خیابانی که برای خودش اسم و رسمی بهم زده بود، رقابت کند و در نهایت هم او را کنار بزند. گزارشگری تنیس، مسابقات اتومبیلرانی، نوشتن اطلاعات لازم برای برخی گزارشگران قدیمی تر و کم کم وارد شدن به عرصه گزارشگری فوتبال مسیری بود که عادل در سیما طی کرد.”

درباره همکارانش می گوید: “سعی کرده ام از همه آنها چیز یاد بگیرم؛ از وارث، شفیع، کوتی و بهروان گرفته تا جواد خیابانی که خیلی به من کمک کرد. و حتی همکاران نسل جدید مثل آقای علیفر، مزدک[میرزایی]، پیمان[یوسفی] و بقیه.” اگر برنامه های ورزشی صدا و سیما را در خاطر مرور کنیم، از جام جهانی ۹۸، عادل فردوسی پور مهمترین بازی های ایران را به همراه جواد خیابانی گزارش کرده، هرچند که این روزها، حرفه ای گری اولی موجب کسادی کار دومی شده است.

او می گوید طرفدار هیچ تیمی نیستم، با جوی که ایران دارد نمی شود طرفدار تیمی بود. اما به لیورپول انگلیس از قدیم علاقه داشته است.

وقتی برنامه “نود” کلید خورد

فردوسی پور در سال ۷۸، طرحی را از روی یک برنامه پر مخاطب ایتالیایی ارائه داد که در خرداد همان سال در قالب برنامه ۹۰ ارائه شد، برنامه ای که شهرتی برای او به ارمغان آورد.

وی درباره برنامه “نود” می گوید: “ماهیت برنامه “نود” نقد و بررسی بازی های لیگ و اتفاقات پیرامون فوتبال است. نمی توان اصل آن را تغییر داد.” فردوسی پور متاهل است و از نظرات همسرش در خصوص برنامه بهره می گیرد. او از نظرات دیگران استقبال می کند، اما برای برنامه اش اسلوبی دارد.

داور پیشکسوت فوتبال ایران در این باره می گوید: “عادل سعی می کند برنامه نود را به هیچ کس و هیچ چیز نفروشد و از بهترین دوستش هم انتقاد می کند. او مهارت دارد که وارد ماجراهایی شود که برای افکار عمومی جالب است و متخصص کشیدن مو از ماست است.”

وی همزمان با برنامه نود بزرگ شد و با آغاز دوره لیگ برتر فوتبال و برنامه های هفتگی اش که به تحلیل رویدادهای ورزش فوتبال کشور می پرداخت، چهره شد. آنچنان که برنامه هایش تاثیر مستقیمی در تیم های مطرح کشور، فدراسیون و تربیت بدنی داشت.

وی در این سال ها همیشه یک روند رو به رشد را طی کرده و سعی کرده به خطوط قرمز احترام بگذارد. به قول خودش هرگاه که کسی نیز به این خطوط احترامی نگذارد، پرچم می زنم و بالا و پایین می پرم.

در این سال ها که برنامه “نود” را ارائه می دهد، در استودیوی شماره ۱۴ به اجرای برنامه می پردازد، استودیوی کوچکی که به یمن دستگاه های دیجیتالی بسیار بزرگ به نظر می رسد.

معمولا در زمان تعطیلی لیگ، برنامه نود نیز تعطیل است. سرقفلی “نود” نیز به نام عادل زده شده، هرچند که تاکنون چهار بار مزدک میرزایی و رضا جاودانی به جای او ایفای نقش کرده اند، اما کسی آن ها را به یاد نمی آورد، همه نود را به نام فردوسی پور می شناسند.

 

نوشته شده توسط آریایی در تاریخ شنبه ۷ آبان ۱۳۹۰

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی‌عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد

هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی ‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴ – بلخ یا وخش ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری- قونیه از مشهورترین شاعران فارسی‌زبان ایرانی‌تبار است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچید و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.
روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.

سید برهان‌الدین محقق ترمذی، مرید پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی بود که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی سفر کرد تا با مرشد خود، سلطان‌العلما در قونیه دیدار کند؛ اما وقتی که به قونیه رسید، متوجه شد که او جان باخته‌است. پس نزد مولانا رفت و بدو گفت: در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده. این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شوی. مولانا نیز به دستور او به ریاضت پرداخت و نه سال با او همنشین بود تا اینکه برهان‌الدین جان باخت.

مولوی خود زادهٔ بلخ یا وخش بود در خراسان بزرگ (که اکنون بخش‌هایی از آن واقع در افغانستان و تاجیکستان است)، و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه در دیار روم (واقع در ترکیهٔ امروزی) می‌زیست. با آنکه آثار مولوی به عموم جهانیان تعلق دارد، ولی ایرانیان و پارسی زبانان بهرهٔ خود را از او بیشتر می‌دانند، چرا که آثار او به زبان پارسی سروده شده، و از محیط فرهنگ ایرانی بیشترین تاثیر را پذیرفته‌است. داستانهای مثنوی عموما با فرهنگ ایران آن روزگار منطبق بوده‌است. داستان کبودی زدن قزوینی نمونه‌ای بارز از اینگونه تاثیر فرهنگی ایران بر مثنوی و مولوی است.

آثار مولانا تأثیر زیادی روی ادبیات و فرهنگ ترکی نیز داشته‌است. دلیل این امر این است که اکثر جانشینان مولوی در طریقه صوفی‌گری مربوط به او از ناحیه قونیه بودند و آرامگاه وی نیز در قونیه است. برخی مولوی‌شناسان ازجمله عبدالحسین زرین‌کوب برآنند که در دوران مولوی، زبان مردم کوچه و بازار قونیه، زبان فارسی بوده‌است.

مولانا در ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهره‌مند بودند تا اینکه شمس‌الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادی‌الاخر ۶۴۲ نزد مولانا رفت و مولانا شیفته او شد. در این ملاقات کوتاه وی دوره پرشوری را آغاز کرد. در این ۳۰ سال مولانا آثاری برجای گذاشت که از عالی‌ترین نتایج اندیشه بشری است.

روزی مولوی از راه بازار به خانه بازمی‌گشت که عابری ناشناس گستاخانه از او پرسید: «صراف عالم معنی، محمد برتر بود یا بایزید بسطامی؟» مولانا با لحنی آکنده از خشم جواب داد: «محمد(ص) سر حلقه انبیاست، بایزید بسطام را با او چه نسبت؟» درویش تاجرنما بانگ برداشت: «پس چرا آن یک سبحانک ما عرفناک گفت و این یک سبحانی ما اعظم شأنی به زبان راند؟» پس از این گفتار، بیگانگی آنان به آشنایی تبدیل شد. نگاه شمس تبریزی به مولانا گفته بود از راه دور به جستجویت آمده‌ام اما با این بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله می‌توانی رسید؟و نگاه مولانا به او پاسخ داده بود: «مرا ترک مکن درویش و این‌بار مزاحم را از شانه‌هایم بردار».

شمس تبریزی در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری به مولانا پیوست و چنان او را شیفته کرد، که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پر شور عرفانی پرداخت. کسی نمی‌داند شمس تبریزی به مولانا چه گفت و آموخت که دگرگونش کرد؛ اما واضح است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بود و برخی به خطا گمان کرده‌اند که او از حیث دانش و فن بی‌بهره بوده‌است که نوشته‌های او بهترین گواه بر دانش گسترده‌اش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.

مریدان که می‌دیدند که مولانا مرید ژنده‌پوشی گمنام شده و توجهی به آنان نمی‌کند، به فتنه‌جویی روی آوردند و به شمس تبریزی ناسزا می‌گفتند و تحقیرش می‌کردند. شمس تبریزی از گفتار و رفتار مریدان رنجید و در روز پنجشنبه ۲۱ شوال ۶۴۳، هنگامی‌که مولانا ۳۹ سال داشت، از قونیه به دمشق کوچید.
مولانا در دوری شمس تبریزی ناآرام شد و روز و شب به سماع پرداخت و حال آشفته‌اش در شهر بر سر زبان‌ها افتاد.
مولانا به شام و دمشق رفت اما شمس را نیافت و به قونیه بازگشت. او هر چند شمس تبریزی را نیافت؛ ولی حقیقت شمس تبریزی را در خود یافت و دریافت که آنچه به دنبالش است در خودش حاضر و متحقق است. مولانا به قونیه بازگشت و رقص و سماع را از سر گرفت و جوان و خاص و عام مانند ذره‌ای در آفتاب پر انوار او می‌گشتند و چرخ می‌زدند. مولانا سماع را وسیله‌ای برای تمرین رهایی و گریز می‌دید. چیزی که به روح کمک می‌کرد تا دررهایی از آنچه او را مقید در عالم حس و ماده می‌دارد پله پله تا بام عالم قدس عروج نماید. چندین سال گذشت و باز حال و هوای شمس تبریزی در سرش افتاد و به دمشق رفت؛ اما باز هم شمس تبریزی را نیافت و به قونیه بازگشت.

مولانا همچون عارفان و صوفیان بر این باور بود که جهان هرگز از مظهر حق خالی نمی‌گردد و حق در همهٔ مظاهر پیدا و ظاهر است و اینک باید دید که آن آفتاب جهان‌تاب از کدامین کرانه سر برون می‌آورد و از وجود چه کسی نمایان می‌شود.

روزی مولانا از کنار زرکوبان می‌گذشت. از آواز ضرب او به چرخ در آمد و شیخ صلاح‌الدین زرکوب به الهام از دکان بیرون آمد و سر در قدم مولانا نهاد و از وقت نماز پیشین تا نماز دیگر با مولانا در سماع بود. بدین ترتیب مولانا شیفته صلاح‌الدین شد و شیخ صلاح‌الدین زرکوب جای خالی شمس تبریزی را تا حدودی پر کرد. صلاح‌الدین مردی عامی و درس‌نخوانده از مردم قونیه بود و پیشهٔ زرکوبی داشت. مولانا زرکوب را جانشین خود کرد و حتی سلطان ولد با همه دانشش از او اطاعت می‌کرد. هر چند سلطان ولد تسلیم سفارش پدرش بود ولی مقام خود را به ویژه در علوم و معارف برتر از زرکوب می‌دانست؛ اما سرانجام دریافت که دانش و معارف ظاهری چاره‌ساز مشکلات روحی و معنوی نیست. او با این باور مرید زرکوب شد. صلاح‌الدین زرکوب نیز همانند شمس مورد حسادت مریدان بود اما به هر حال مولانا تا ۱۰ سال با او انس داشت تا اینکه زرکوب بیمار شد و جان باخت و در قونیه دفن شد.

مولانا، پس از مدت‌ها بیماری در پی تبی سوزان در غروب یکشنبه ۵ جمادی الآخر ۶۷۲ هجری قمری درگذشت.

در آن روز پرسوز، قونیه در یخ‌بندان بود. سیل پرخروش مردم، پیر و جوان، مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. افلاکی می‌گوید: «بسی مستکبران و منکران که آن روز، زنّار بریدند و ایمان آوردند.» و ۴۰ شبانه روز این عزا و سوگ بر پا بود
مولانا کتاب مثنوی معنوی را با بیت «بشنو از نی چون حکایت می‌کند/از جدایی‌ها شکایت می‌کند» آغاز می‌نماید. در مقدمهٔ عربی مثنوی معنوی نیز که نوشته خود مولانا است، این کتاب به تأکید «اصول دین» نامیده می‌شود(«هذا کتابً المثنوی، وهّو اصولُ اصولِ اصولِ الدین»). مثنوی معنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از ۵۰ سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی نه از آن رو که از آثار قدیم ادبیات فارسی است؛ بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفته‌است: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است.

اگر بخواهیم مجموعۀ عظیم و پربار بیست و شش هزار بیتی مثنوی معنوی را کوتاه و خلاصه کنیم، به هجده بیتی می‌رسیم که سرآغاز دفتر اوّل مولاناست و به « نی نامه » شهرت یافته‌است. گرچه آغاز مثنوی مولانا ( نی نامه ) با دیگر آثار نثر و نظم فارسی تفاوت دارد امّا روح نیایش و توجّه به حق، در تار و پود آن نهفته‌است.

این «نی» همان مولاناست که به عنوان نمونۀ یک انسان آگاه و آشنا با حقایق عالم معنا، خود را اسیر این جهان مادّی می‌بیند و «شکایت می‌کند» که چرا روح آزادۀ او از «نیستانِ» عالم معنا بریده‌است. او در مثنوی و دیوان شمس، بارها خود، یا انسان آگاه را به نی و چنگ تشبیه کرده‌است:

ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی…

ما چو ناییم و نوا در ما زتوست…

غزلیات و «دیوان شمس تبریزی» (یا دیوان کبیر)، محبوبیت فراوانی کسب کرده‌اند. درصد ناچیزی از این غزلیات به زبان‌های یونانی و عربی و ترکی است و عمده غزلیات موجود در این دیوان به زبان فارسی سروده شده‌اند. به علاوه بیش از سی و پنج هزار بیت به فارسی، او حدود هزار بیت به عربی و کمتر از دویست بیت (اغلب به ملمع فارسی-ترکی یا فارسی-یوانی) به ترکی و یونانی ( جمعاً کمتر از یک سوم از یک درصد
اشعارش) در این دیوان دارد.

رباعیات مولانا بخشی از دیوان اوست. این قسمت از آثار مولانا در مطبعۀ اختر (اسلامبول) به سال ۱۳۱٢ هجری قمری به طبع رسیده و متضمن ۱۶۵۹ رباعی یا ۳۳۱۸ بیت است که بعضی از آنها به شهادت قرائن از آن مولاناست و دربارۀ قسمتی هم تردید قوی حاصل است و معلوم نیست که انتساب به وی درست باشد.

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مرغ باغ ملکوتم، نی ام از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد.

از سر عربده مستانه به هم در شکنم

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

والله این قالب مردار، به هم در شکنم

نوشته شده توسط آریایی در تاریخ شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰

مهران مدیری

مهران مدیری زادهٔ ۱۸ دی ۱۳۴۰ از والدینی اراکی، کارگردان و بازیگر مجموعه‌های طنز سینما و تلویزیون ایران است. از جمله مجموعه‌های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می‌توان از پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ نام برد.
مهران مدیری متولد دهه ۴۰ در تهران است. او که در خانواده ای هنردوست به دنیا آمده فعالیتهای هنری خود را از نخستین سالهای نوجوانی شروع کرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندین اثر نمایشی به عنوان بازیگر شرکت نمود. تحصیلات آکادمیک او در رشته «تئاتر» ،به دلیل حضور او در جبهه های جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهای نمایشی، بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید. او تا سال ۱۳۷۲ با نمایشهای زیادی چون: شوخی، تلگراف، آرسنال، پانسیون، سیمرغ، هملت، کیسه بوکس و … روی صحنه رفت. و در این دوران با بسیاری از بزرگان تئاتر کشور چون «قطب الدین صادقی» و «میکائیل شهرستانی» همکار شد.

وی همچنین در این دوران به عنوان بازیگر در نمایشهای رادیویی «قصه های شب» نیزحضور یافت. مدیری در سالهای آغازین دهه ۸۰، نخستین تجربه حضور خود را در برنامه های مذهبی تلویزیون تجربه کرد تا آنکه بر حسب اتفاق، وارد وادی «طنز نمایشی» در تلویزیون گردید. او که تا پیش از آن تنها یک اثر کمدی نمایشی بنام «پانسیون» را روی صحنه داشت، با نخستین جرقه های نبوغ و ابتکار خود در زمینه کمدی در مجموعه های تلویزیونی «نوروز۷۲» -در سمت بازیگرـ و «پرواز۵۷» -به عنوان بازیگر و کارگردان- که در بهار و زمستان ۱۳۷۲، روی آنتن رفته بود به عنوان یک بازیگر کمدی خوش درخشید. چنان که یک سال بعد در مقام کارگردانی مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثری ماندگار را در ژانر کمدی تلویزیونی به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستین مجموعه آیتمی طنز در طول تاریخ تلویزیون ایران بود و حواشی این برنامه پربیننده چنان دست و پاگیر دست اندرکاران آن شد که تا سه سال امکان فعالیت مجدد تصویری را از آنان گرفت. مهران مدیری که به سبب این محرومیت سه ساله، امکان بازی در فیلمهای مطرح «ضیافت» و «سلطان» مسعود کیمیایی را از دست داده بود، در نوروز ۷۷ همزمان با اکران فیلم سینمایی «دیدار» -که در آن در سمت بازیگر حضور یافته بود- و نیز پخش برنامه طنز «نوروز ۷۷» بار دیگر به صحنه نمایش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه طنز «جنگ ۷۷» که آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبیت او را نوید می داد، بار دیگر با ساختار شکنی در این ژانر از برنامه های تلویزیونی به نوع جدیدی از سبک نمایش کمدی رسید که مبتنی بر داستان گویی بود.
کارگردانی مجموعه های: ببخشید شما(۱۳۷۸)،پلاک ۱۴ (۱۳۷۹-۱۳۷۸) ،نودشب (۱۳۷۹) و طنز ۸۰ (نوروز۸۰)، بازی در یک سریال تلویزیونی بنام «دردسروالدین» (۱۳۸۰) و بازیگری و بازیگردانی فیلم سینمایی «توکیو بدون توقف»، که به نوعی ادامه روندتکمیلی تجربه های هنری او محسوب می شد، وی را به چنان پختگی و تجربه رسانیده بود تا بار دیگر اتفاق جدیدی را در عرصه کمدی نمایشی ایران به ثبت برساند.

در سال ۸۱، او به همراه همکار نویسنده اش «پیمان قاسم خانی»، قومی را خلق کردند بنام «برره»، اهل ناکجاآبادی به همین نام . «پاورچین» با طرح معضلات فرهنگی و بیماری های اخلاقی ساکنان روستای خیالی«برره»، رذایل اخلاقی اجتماع و سنتهای غلط مردم آن را چنان بی رحمانه به نقد کشید که این مجموعه را بزرگترین اتفاق نمایشی در تاریخ تلویزیون ایران لقب داد و این تازه آغاز ماجرا بود. در حالی که مجموعه تلویزیونی «نقطه چین» آنچنان که شایسته ی مدیری و همکارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستانی «جایزه بزرگ» نیز با وجود پربیننده بودن، در حد و اندازه های مدیری از آب در نیامد، او به گذشته ی برره سفر کرد تا داستان هایی جدید را در فضای ۵۰ سال قبل ایران روایت کند.
«شبهای برره» که در سال ۸۴ ساخته شد و به روی آنتن رفت، جایگاهی بود تا حرفهای در گلو مانده جامعه به زبان بیاید. از دردها، مشکلات و ناهنجاری های فرهنگی مردم ایران که سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بی ریشه دامنگیر آنان شده بود. مدیری و گروهش در طی چند ماه سختی ها و ناهمواری های زیادی را تحمل کردند و از زیر تیغ تیز بی مهری ها، کوته فکری ها، انتقادهای تند و شایعات بی اساس گذشتند تا «شبهای برره» بار خود را سالم به مقصد برساند … و «برره» ماندگار شد.

مهران مدیری در کنار علاقمندی هایش به هنر نمایش و کارگردانی و تلاشی که برای رسید به جایگاه کنونی اش کرده است همواره به عالم موسیقی نیز عشق و ارادت خاصی داشته است. او با انتشار نخستین آلبوم موسیقی اش در سال ۷۹، در مقام خواننده و نیز در نخستین کنسرت رسمی خود که در بهمن ماه ۱۳۸۳ در تهران اجرا کرد، با انتخاب هوشمندانه ملودی ها، تصنیف ها و صدای دلنشینی که از سوی شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت کرد که موسیقی را خوب می شناسد و نیز سلیقه مردم هنردوست ایران را !

امروز او معتقد است بیش از آنچه که باید ،برای کار وقت صرف کرده است.

مجلهٔ نیوزویک در مقاله‌ای او را بیستمین مرد قدرتمند سال ۲۰۰۹ در ایران نامیده است.

 

جشنواره ها و جوایز

- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همیشه پای یک زن در میان است – ۱۳۸۶

قهوه تلخ

«قهوه تلخ» ۳۲ بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامک انصاری در نقش مورخ آغاز ‌شد. او در ابتدای داستان که در دنیای امروز می‌گذرد، یک فنجان قهوه تلخ می‌خورد و با خوردن آن به تاریخ سفر می‌کند. او در طول زمان به مورخی تبدیل می‌شود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی می‌شود که این مسائل داستان‌های سریال را رقم می‌زند.
داستان‌های مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» توسط امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته وبه تهیه کنندگی حمید ومجید آقاگلیان تهیه شده است .

بمب خنده (کریسمس ۲۰۱۱ یا ماهواره)

در نیمه دی ماه ۱۳۸۹ فیلمی از مهران مدیری در حال تقلید برنامه‌های ماهواره‌ای در فضای وب، و همچنین به‌صورت لوح فشرده منتشر شد که به سرعت به یکی از پربازدیدترین لینک‌ها در محیط وب فارسی و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد، اما کسی نمی‌دانست متعلق به کدامیک از آثار مدیری است.

سرانجام مهران مدیری در ۲۸ دی ماه ۱۳۸۹ به پخش این کلیپ واکنش نشان داد و گفت در اردیبهشت سال ۱۳۸۷، حدوداً یکماه پس از پخش سریال مرد هزار چهره، طراحی چند سی دی برای تولید در شبکه نمایش خانگی را داشته‌است که یکی از آنها موضوع ماهواره بود. فیلمبرداری این کار در شهریور سال ۸۷ به اتمام رسید، اما قبل از اینکه مونتاژ، ساخت تیتراژ و موسیقی این آثار شروع شود، پیشنهاد ساخت سریال مرد دوهزار چهره به او داده شد و ساخت این سریال آغاز گردید و کلاً از پخش این برنامه‌ها منصرف شد؛ تا اینکه متوجه شد که این سی دی به صورت غیر مجاز پخش شده‌است .او افزود این موضوع به شدت در حال پیگیری است.
در سال ۱۳۸۷ به گروه موسیقی کوبه‌ای دارکوب پیوست و کنسرت بزرگی را به همراهی این گروه و ۳ خواننده دیگر (علی رضا عصار- رضا یزدانی – نیما مسیحا) به نفع سازمان ملل در سالن بزرگ وزارت کشور اجرا نمودند

فیلم و سی دی کنسرت مهران مدیری در سال ۸۳ نیز با اینکه به گفته خودش آماده‌است هنوز منتشر نشده‌است.

دکترای افتخاری

دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت‌های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس‌آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.

آثـار :

خرگوش ، سال ۱۳۵۳ ، کارگردان : حمید عالمی

شوخی ، سال ۱۳۵۶ ، بازیگر ، کارگردان : صدرا رسولی

تلگراف ، سال ۱۳۵۸ ، بازیگر ، کارگردان : مهدی شریفی

پلنگ نادان ، سال ۱۳۶۲ ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی

یک طنز و یک غم آوا ، سال ۱۳۶۴ ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی

ساعت عمو اسکندر ، سال ۱۳۶۶ ، آهنگساز ، کارگردان : حسن شکلاتی

آرسنال ، سال ۱۳۶۷ ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی

پانسیون ، سال ۱۳۶۸ ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی

سیمرغ ، سال ۱۳۶۹ ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی

هملت ، سال ۱۳۷۰ ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی

کیسه بوکس ، سال ۱۳۷۱ ، بازیگر

آثار تلویزیونی :

سریال مشتهای کوچک ، کارگردان: ثریا قاسمی، بازیگر ، ۱۳۷۱

سریال حکایتها ، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر،۱۳۷۱

سریال پندهاواندرز ها، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر، ۱۳۷۱

سریال نوروز ۷۲ ، کارگردان : داریوش کاردان ، بازیگر ، ۱۳۷۲

سریال باغ گیلاس ، کارگردان : مجید بهشتی ، بازیگر ، ۱۳۷۲

سریال پرواز ۵۷ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۲

سریال ساعت خوش ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۳

سریال سال خوش ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۴

سریال نوروز ۷۶ ( شبکه ۲ ) ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۶

سریال نوروز ۷۶ ( شبکه ۱ ) ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۶

سریال ۷۷ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۷

سریال ببخشید شما ، مجری/ کارگردان ، ۱۳۷۸

سریال پلاک ۱۴ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۸

سریال ۹۰ شب ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۷۹

سریال طنز ۸۰ ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۸۰

سریال دردسر والدین ، کارگردان: مسعود نوابی ، بازیگر، ۱۳۸۱

سریال پاورچین ، بازیگر/ کارگردان ، ۱۳۸۱

سریال نقطه چین ، بازیگر/طراح صحنه و لباس/کارگردان ،۱۳۸۲

سریال جایزه بزرگ ، بازیگر/ کارگردان ۱۳۸۴

سریال شبهای برره ، بازیگر/ کارگردان

باغ مظفر , بازیگر/ کارگردان

آثار سینمایی :

دیگه چه خبر ؟ ، کارگردان : تهمینه میلانی ، دستیار طراح صحنه ۱۳۷۲

دیدار ، کارگردان : محمد رضا هنرمند ، بازیگر ، ۱۳۷۲

توکیو بدون توقف ، کارگردان : سعید عالم زاده ، بازیگر و بازیگردان ، ۱۳۸۱

آثار رادیویی :

بازیگر داستانهای شب رادیو

دیوانه از قفس پرید به کارگردانی بهزاد فراهانی ، ۱۳۷۰

دژ به کارگردانی اکبر زنجانپور ، ۱۳۷۰

واسکادلوگاما به کارگردانی جواد شیرگر ، ۱۳۷۱

موشها و آدمها به کارگردانی محمد عمرانی ، ۱۳۷۱

گوینده برنامه جلوه های پایداری

آثار موسیقایی :

کاست برای کودکان ، بازیگر ، کارگردان : بهروز غریب پور، ۱۳۷۲

دلتنگی ها ، دکلمه اشعار هاتف علیمردانی ، ۱۳۷۸

از روی سادگی، خواننده، موسیقی بابک بیات و فردین خلعتبری، ۱۳۷۹

خوانندگی بر روی فیلم سینمایی همنفس ، موسیقی : فردین خلعتبری ، ۱۳۸۲

خوانندگی بر روی سریال مهر و ماه ، ۱۳۸۳

اجرای کنسرت به همراه ارکستر مجلسی ، موسیقی : فردین خلعتبری ، ۱۳۸۴

خوانندگی بر روی سریال شبهای برره، موسیقی محلی، ۱۳۸۴

افتخارات :

طوطی طلایی بهترین بازیگر ، ۱۳۵۳ ، برای تئآتر خرگوش

کاندیدای بهترین کارگردانی ، ۱۳۷۵ ، برای ساعت خوش

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۷۷ ، برای مجموعه ۷۷

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۷۸ ، برای مجموعه ببخشید شما

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۸۱ ، برای مجموعه پاورچین ، دنیای تصویر

بهترین بازیگر و کارگردان ، ۱۳۸۲ ، برای مجموعه پاورچین ، شبکه جهانی جام

بهترین کارگردان طنز ، ۱۳۸۴ ، شبکه ۳

بهترین بازیگر طنز ۱۳۸۵ – دریافت تندیس حافظ ، جشن دنیای تصویر

نوشته شده توسط آریایی در تاریخ پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۰

فیلم های پرفروش سینمای جهان در هفته گذشته / ۴۷

Rise of the Planet of the Apes
فیلم «The Smurfs» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۷,۸۳۲,۳۰۷ دلار در جایگاه اول ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۰۵,۲۰۸,۲۲۶ دلار رساند.

The Help
فیلم «The Help» در اولین هفته از نمایش با فروش ۲۶,۰۴۴,۵۹۰ دلار مقام دوم جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : درام
کارگردان: Tate Taylor
فیلم‏نامه: Tate Taylor
ناشر فیلم: DreamWorks SKG, Reliance Big Entertainment, Participant Media
زمان:۱۴۶  دقیقه

بازیگران اصلی:
Emma Stone…Eugenia ‘Skeeter’ Phelan
Viola Davis…Aibileen Clark
Bryce Dallas Howard…Hilly Holbrook
Octavia Spencer…Minny Jackson
Jessica Chastain            …Celia Foote
Ahna O’Reilly…Elizabeth Leefolt
Allison Janney…Charlotte Phelan
Anna Camp…Jolene French
Eleanor Henry…Mae Mobley
Emma Henry…Mae Mobley
Chris Lowell…Stuart Whitworth
Cicely Tyson…Constantine Jefferson
Mike Vogel…Johnny Foote
Sissy Spacek…Missus Walters
Brian Kerwin…Robert Phelan

Final Destination 5
فیلم « Final Destination 5» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۸,۰۳۱,۳۹۶ دلار در جایگاه سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : ترسناک، هیجانی
کارگردان: Steven Quale
فیلم‏نامه: Eric Heisserer, Jeffrey Reddick
ناشر فیلم: Jellystone Films, New Line Cinema, Practical Pictures
زمان:۹۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Nicholas D’Agosto…Sam Lawton
Emma Bell…Molly Harper
Miles Fisher…Peter Friedkin
Ellen Wroe…Candice Hooper
Jacqueline MacInnes Wood…Olivia Castle
P.J. Byrne…Isaac
Arlen Escarpeta…Nathan
David Koechner…Dennis
Courtney B. Vance…Agent Block
Tony Todd…William Bludworth
Brent Stait…Roy
Roman Podhora…John
Jasmin Dring…Cho
Barclay Hope…Dr. Leonetti
Chasty Ballesteros…Spa Receptionist

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در سومین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۷۳۳,۰۸۱ دلار در جایگاه چهارم ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۰۱,۷۷۸,۷۴۱ دلار رساند.

۳۰Minutes or Less
فیلم «  ۳۰Minutes or Less» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۳۳۰,۱۱۸دلار در جایگاه پنجم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۸٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجراجویی، کمدی، جنایی
کارگردان: Ruben Fleischer
فیلم‏نامه: Michael Diliberti
ناشر فیلم: Columbia Pictures, Media Rights Capital, Red Hour Films
زمان:۸۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Jesse Eisenberg…Nick
Danny McBride…Dwayne
Aziz Ansari…Chet
Nick Swardson…Travis
Dilshad Vadsaria…Kate
Michael Pe?a…Chango
Bianca Kajlich…Juicy
Fred Ward…The Major
Sam Johnston…15 Year Old #1
Jack Foley…15 Year Old #2
Elizabeth Wright Shapiro…Chet’s Date
Brett Gelman…Pizza Boss
Paul Tierney…Rodney
Staci Lynn Fletcher…Family Dollar Cashier
Gary Brichetto…Mr. Fisher

نوشته شده توسط آرمان میراسماعیلی در تاریخ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

فیلم های پرفروش سینمای جهان در هفته گذشته / ۴۶

Rise of the Planet of the Apes
فیلم «Rise of the Planet of the Apes» در اولین هفته از نمایش با فروش ۵۴,۸۰۶,۱۹۱ دلار مقام اول جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۹۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، تخیلی، درام، هیجانی
کارگردان: Rupert Wyatt
فیلم‏نامه: Pierre Boulle
ناشر فیلم: Chernin Entertainment, Twentieth Century Fox Film Corporation
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
James Franco…Will Rodman
Freida Pinto…Caroline Aranha
John Lithgow…Charles Rodman
Brian Cox…John Landon
Tom Felton…Dodge Landon
David Oyelowo…Steven Jacobs
Tyler Labine…Robert Franklin
Jamie Harris…Rodney
David Hewlett…Hunsiker
Ty Olsson…Chief John Hamil
Madison Bell…Alice Hunisker
Makena Joy…Alice Hunsiker
Kevin O’Grady…Animal Control Officer #1
Sean Tyson…Animal Control Officer #2
Jack Kuris…Boy in Muir Woods

خلاصه فیلم:
ویل رادمن (جیمز فرانکو) دانشمندی است که به دلیل ابتلای پدرش به بیماری آلزایمر، تصمیم گرفته تا دارویی را برای از میان بردن این بیماری تولید کند. او دارویی را تولید می کند و برای آزمایش این دارو از یک شامپانزه ماده استفاده می کند این حیوان در طی یک اتفاق کشته می شود اما در هنگام مرگ این شامپانزه فرزند خود را به دنیا می آورد.ویل نام این حیوان را قیصر می گذارد و برای ادامه تحقیقاتش از آن استفاده می کند.این شامپانزه در طی ۷ سال تحقیقات و آزمایشات متعدد  و برخلاف انتظار ویل که به دنبال ریشه کنی آلزایمر بود، تبدیل به حیوانی باهوش می شود که قدرت هوش او تقریباً نزدیک به انسان است. این نتیجه باعث می شود تا ویل تحقیقات خود را در این باره گسترش دهد و قیصر را هم برای آزمایش به نزد میمون های دیگر ببرد تا رفتار او را در آن مکان تجزیه و تحلیل کند. اما قیصر با حضور در کنار میمون ها ، صفت حیوانی اش را باز می یابد و با توجه به هوش فوق العاده ایی که دارد، رهبری میمون ها برای مبارزه علیه انسان ها را برعهده می گیرد و حالا انسانها باید خود را برای مبارزه با دسته میمون ها آماده کنند و …

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۰,۷۰۲,۴۱۵ دلار در جایگاه دوم ایستاد و فروش کلی خود را به ۷۵,۹۰۴,۲۴۶ دلار رساند.

Cowboys & Aliens
فیلم «گاوچران‏ها و بیگانگان» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۵,۷۲۹,۴۵۵ دلار مقام سوم جدول را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۶۷,۳۴۹,۵۲۰ دلار رساند.

The Change-Up
فیلم «The Change-Up» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۵۳۱,۱۱۵ دلار در جایگاه چهارم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۵۲٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی
کارگردان: David Dobkin
فیلم‏نامه: Jon Lucas, Scott Moore
ناشر فیلم: Big Kid Pictures, Original Film, Relativity Media
زمان:۱۱۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Ryan Reynolds…Mitch Planko
Jason Bateman…Dave Lockwood
Leslie Mann…Jamie Lockwood
Olivia Wilde…Sabrina McArdle
Alan Arkin…Mitch’s Dad
Mircea Monroe…Tatiana
Gregory Itzin…Flemming Steel
Ned Schmidtke…Ted Norton
Lo Ming…Ken Kinkabe
Sydney Rouviere…Cara Lockwood
Dax Griffin…Blow-Dried Goon
Andrea Moore…Sophia
Matt Cornwell…Parks Foreman
Craig Bierko…Valtan
Taaffe O’Connell…Mona

خلاصه فیلم:
دو دوست صمیمی که از بچگی با یکدیگر بزرگ شده اند حالا دو زندگی کاملا متفاوت دارند. یکی از آنها ازدواج کرده و صاحب سه فرزند می شود و دیگری زندگی مجردی و بدون مسئولیت را انتخاب می کند. این دو دوست آرزو دارند تا در شرایط یکدیگر حضور داشته باشند تا از شر زندگی کنونی شان خلاص شوند. در یک شب آنها مشروب مصرف می کنند و صبح بلند می شوند و می بینند که جایشان عوض شده است و …

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در سومین هفته از نمایش با فروش ۱۳,۰۲۱,۹۲۲ دلار در مقام پنجم جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۴۳,۲۰۳,۹۶۷  دلار رساند.

نوشته شده توسط آرمان میراسماعیلی در تاریخ پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۰

فیلم های پرفروش سینمای جهان در هفته گذشته / ۴۵

Cowboys & Aliens
فیلم «گاوچران‏ها و بیگانگان» در اولین هفته از نمایش با فروش ۳۶,۴۳۱,۲۹۰ دلار مقام اول جدول را کسب کرد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۶۳٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است. 

سبک فیلم : اکشن، تخیلی، وسترن
کارگردان: Jon Favreau
فیلم‏نامه: Roberto Orci, Alex Kurtzman
ناشر فیلم: Universal Pictures, DreamWorks Pictures, Reliance Entertainment
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Daniel Craig…Jake Lonergan
Harrison Ford…Woodrow Dolarhyde
Abigail Spencer …Alice
Buck Taylor…Wes Claiborne
Olivia Wilde…Ella Swenson
Sam Rockwell …Doc
Matthew Taylor…Luke Claiborne
Cooper Taylor…Mose Claiborne
Clancy Brown…Meacham
Paul Dano…Percy Dolarhyde
Chris Browning…Jed Parker
Adam Beach…Nat Colorado
Ana de la Reguera…Maria
Noah Ringer…Emmett Taggart
Brian Duffy…Deputy

 خلاصه فیلم:
در یک دهکده ی کوچک در نیومکزیکو غریبه ای که دست بندی عجیب بر دست دارد وارد شهر می شود و به همه ساکنان دهکده هشدار می‏دهد که خطر حمله  بیگانگان فضایی آنها را تهدید می کند.به زودی بیگانگان به دهکده حمله می کنند و حالا این غریبه‏ تنها امید مردم است.

 

 

 

 

The Smurfs
فیلم «The Smurfs» در اولین هفته از نمایش با فروش ۳۵,۶۱۱,۶۳۷ دلار در جایگاه دوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : انیمیشن، کمدی، خانوادگی
کارگردان: Raja Gosnell
فیلم‏نامه: Peyo, J.David Stem
ناشر فیلم: Columbia Pictures, Kerner Entertainment Company
زمان:۱۰۳ دقیقه

بازیگران اصلی:
Hank Azaria…Gargamel
Neil Patrick Harris…Patrick Winslow
Jayma Mays…Grace Winslow
Sofia Vergara…Odile
Tim Gunn…Henri
Madison McKinley…Model
Meg Phillips…Model
Julie Chang…Newscaster
Roger Clark…Newscaster
Mark Doherty…Bluetooth Businessman
Minglie Chen…Young Woman
Sean Kenin…Guy in Plaid Shirt
Victor Pagan…Bum
Mahadeo Shivraj…Cabbie
Adria Baratta…Anjelou Employee

 خلاصه فیلم:
گارگامل شیطان صفت بعد از اینکه اهالی دهکده اسمارف را پیدا می کند، آنها را در جنگل تعقیب کرده و ساکنین اسمارف بدون معطلی از دست این خونخوار فرار می کنند. در این بین یکی از اهالی اسمارف به نام کلامسی ، به منظور فرار از چنگال گارگامل به غاری ممنوعه وارد می شود و به دنبال آن بعضی دیگر از ساکنین اسمارف هم به همراه کلامسی به این غار قدم می گذارند. اما این غار مرموز آنها را به پارک مرکزی نیویورک می برد و حالا آنها باید راهی پیدا کنند تا بتوانند به دهکده شان بازگردند.

  

  

  

  

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در دومین هفته از نمایش با فروش ۲۵,۵۵۴,۳۰۳  دلار در مقام سوم  جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۱۷,۴۲۱,۵۷۱  دلار رساند.

 

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در سومین هفته از نمایش با فروش  ۲۱,۹۷۷,۰۹۳ دلار مقام چهارم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۳۱۸,۵۱۱,۶۰۲ دلار رساند.

 

 

Crazy, Stupid, Love
فیلم « Crazy, Stupid, Love» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۹,۱۰۴,۳۰۳ دلار در مقام سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، عاشقانه، درام
کارگردان: Glenn Ficarra, John Requa
فیلم‏نامه: Dan Fogelman
ناشر فیلم: Carousel Productions II
زمان:۱۱۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Steve Carell…Cal
Ryan Gosling…Jacob
Julianne Moore…Emily
Emma Stone…Hannah
Analeigh Tipton…Jessica
Jonah Bobo…Robbie
Joey King…Molly
Marisa Tomei…Kate
Beth Littleford…Claire
John Carroll Lynch…Bernie
Kevin Bacon…David Lindhagen
Liza Lapira…Liz
Josh Groban…Richard
Mekia Cox…Hip Hairdresser aka Tiffany
Julianna Guill…Madison

 خلاصه فیلم:
مردی میانسال به نام کال  که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است ناگهان با همسرش دچار مشکل می‏شود. امیلی کال را برای مدتی ترک می کند، در همین بین کال با مردی به نام پالمر آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند.اما این خوشگذرانی های یک مرد میانسال اتفاقات خنده داری را موجب می شود.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آرمان میراسماعیلی در تاریخ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰

فیلم های پرفروش سینمای جهان در هفته گذشته / ۴۴

Captain America: The First Avenger
فیلم «کاپیتان آمریکایی» در اولین هفته از نمایش با فروش ۶۵,۰۵۸,۵۲۴ دلار در مقام اول جدول پرفروش‏ترین‏های سینمای جهان ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۴۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجراجویی، هیجان انگیز
کارگردان: Joe Johnston
فیلم‏نامه: Christopher Markus, Stephen McFeely
ناشر فیلم: Marvel Enterprises, Marvel Entertainment, Marvel StudiosPictures
زمان:۱۲۴ دقیقه

بازیگران اصلی:
Chris Evans…Captain America / Steve Rogers
Hayley Atwell…Peggy Carter
Sebastian Stan…James Buchanan ‘Bucky’ Barnes
Tommy Lee Jones…Colonel Chester Phillips
Hugo Weaving…Johann Schmidt / Red Skull
Dominic Cooper…Howard Stark
Richard Armitage…Heinz Kruger
Stanley Tucci…Dr. Abraham Erskine
Toby Jones…Dr. Arnim Zola
Neal McDonough…Timothy ‘Dum Dum’ Dugan
Derek Luke…Gabe Jones
Kenneth Choi…Jim Morita
JJ Feild…James Montgomery Falsworth
Bruno Ricci…Jacques Dernier
Lex Shrapnel…Gilmore Hodge

خلاصه فیلم:
استیو راجرز سعی دارد تا وارد نیروهای نظامی آمریکا شود اما تلاشش ناموفق است تا اینکه طی آزمایشی در راستای اهداف محرمانه دولت آمریکا به یک قهرمان تبدیل می‏شود و …

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در دومین هفته از نمایش با فروش  ۴۷,۴۲۲,۲۱۲ دلار مقام دوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۲۷۳,۵۳۹,۲۸۱ دلار رساند.

Friends with Benefits
فیلم «Friends with Benefits» در اولین هفته از نمایش با فروش ۱۸,۶۲۲,۱۵۰ دلار در مقام سوم ایستاد.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۳۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، عاشقانه
کارگردان: Will Gluck
فیلم‏نامه: Keith Merryman, David A. Newman
ناشر فیلم: Castle Rock Entertainment, Olive Bridge Entertainment, Screen Gems
زمان:۱۰۹ دقیقه

بازیگران اصلی:
Justin Timberlake…Dylan
Mila Kunis…Jamie
Patricia Clarkson…Lorna
Jenna Elfman… Annie
Bryan Greenberg…Parker
Richard Jenkins…Mr. Harper
Woody Harrelson…Tommy
Nolan Gould…Sam
Andy Samberg…Quincy
Shaun White…Himself
Andrew Fleming…Driver
Catherine Reitman…Female Co-Worker
Courtney Henggeler…Flight Attendant
Masi Oka…Darin Arturo Morena
Tiya Sircar…Hostess

خلاصه فیلم:
جیمی( میلا کیونیس ) یک مامور استخدام است که به تازگی از دست دوست عجیب و غریب اش کیونسی( اندی سمبرگ )خلاص شده. جیمی بعد از این جدایی با خیال راحت سرش به کارش گرم است او به منظور استخدام فردی برای یک مجله به شخصی به نام دیلان( جاستین تیمبرلک ) می رسد که بهترین گزینه برای این شغل است. دیلان نیز پیشنهاد جیمی را می پذیرد و از خانه اش در لس آنجلس به نیویورک می آید تا مشغول بکار شود.بزودی مشخص می شود که دیلان هم تجربه یک رابطه تلخ با دوست سابقش به نام کایلا( اِما استون ) را داشته و از این رو با جیمی همدرد است. این دو بعد از صحبتهای مختلف به این نتیجه می رسند که …

Transformers: Dark of the Moon
فیلم «Transformers: Dark of the Moon» در چهارمین هفته از نمایش با فروش ۱۲,۰۵۱,۷۳۵ دلار چهارم شد و فروش کلی خود را به ۳۲۵,۸۴۱,۱۸۵ دلار رساند.

Horrible Bosses
فیلم «روسای وحشتناک » در هفته سوم از آغاز نمایش با فروش ۱۱,۸۸۴,۳۱۹ دلار مقام پنجم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۸۲,۵۶۶,۷۰۳ دلار رساند.

نوشته شده توسط آرمان میراسماعیلی در تاریخ جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰

فیلم های پرفروش سینمای جهان در هفته گذشته / ۴۳

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
فیلم «Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2» در اولین هفته از نمایش با فروش فوق العاده ۱۶۹,۱۸۹,۴۲۷ دلار مقام اول جدول پرفروشترین ها را کسب کرد.

سبک فیلم : ماجراجویی، درام، فانتزی، رازآلود
کارگردان: David Yates
فیلم‏نامه: Steve Kloves,J.K. Rowling
ناشر فیلم: Heyday Films, MPC, Warner Bros. Pictures
زمان: ۱۳۰ دقیقه

بازیگران اصلی:
Daniel Radcliffe…Harry Potter
Rupert Grint…Ron Weasley
Emma Watson…Hermione Granger
Ralph Fiennes…Lord Voldemort
Alan Rickman…Professor Severus Snape
Matthew Lewis…Neville Longbottom
Tom Felton…Draco Malfoy
Michael Gambon…Professor Albus Dumbledore
Evanna Lynch…Luna Lovegood
Warwick Davis…Griphook / Professor Filius Flitwick
Jason Isaacs…Lucius Malfoy
Helena Bonham Carter…Bellatrix Lestrange
Graham Duff…Death Eater
Maggie Smith…Professor Minerva McGonagall
Anthony Allgood…Gringotts Guard

خلاصه فیلم:
هری ، رون و هرمیون  برای پیدا کردن و از بین بردن سومین روح پیچ، لرد تاریکی در تلاشند و در این راه ولدمورت نبرد نهایی را با تمام نیروهایی که دارد برای تسلط بر همه چیز و شکست دشمنانش آغاز می کند و حالا هری پاتر و دوستانش هستند که باید برای پیروزی و گرفتن انتقام در مقابل تاریکی بایستند.

Transformers: Dark of the Moon
فیلم «Transformers: Dark of the Moon» در سومین هفته از نمایش با فروش ۲۱,۳۲۸,۵۴۵ دلار مقام دوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد.و فروش کلی خود را به ۳۰۲,۸۷۸,۷۹۷ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۱۹۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : اکشن، ماجرایی، علمی تخیلی
کارگردان: Michael Bay
فیلم‏نامه: Ehren Kruger
ناشر فیلم: Paramount Pictures, Hasbro, Di Bonaventura Pictures
زمان: ۱۵۷ دقیقه

بازیگران اصلی:
Shia LaBeouf…Sam Witwicky
Josh Duhamel…Lennox
John Turturro…Simmons
Tyrese Gibson…Epps
Rosie Huntington-Whiteley…Carly Spencer
Patrick Dempsey…Dylan
Rich Hutchman…Engineer
Frances McDormand…Mearing
Kevin Dunn…Ron Witwicky
John Malkovich…Bruce Brazos
Julie White…Judy Witwicky
Alan Tudyk…Dutch
Ken Jeong…Jerry Wang
Glenn Morshower…General Morshower
Lester Speight…Eddie

خلاصه فیلم:
سپتیکناها در حال جستجو برای یافتن سلاحی هستند که در کره ی ماه پنهان شده است و هر گروهی که آن را به دست آورد می تواند نبرد قدیمی بین اتوباتها و سپتیکانها را به نفع خود به پایان برساند.بنابراین هر دو گروه با تمام توان برای یافتن  این سلاح تمام تلاش خود را به کار می‏گیرند و در رقابتی  شدید به نبرد بر علیه گروه مقابل برمی خیزند.

Horrible Bosses
فیلم «روسای وحشتناک » در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۷,۷۷۷,۴۶۴ دلار مقام سوم جدول پرفروشترین ها را کسب کرد و فروش کلی خود را به ۶۰,۱۴۹,۶۰۳ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۳۵٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، جنایی
کارگردان: Seth Gordon
فیلم‏نامه: Michael Markowitz, John Francis Daley
ناشر فیلم: New Line Cinema, Rat Entertainment
زمان: ۹۸ دقیقه

بازیگران اصلی:
Jason Bateman…Nick Hendricks
P.J. Byrne…Kenny Sommerfeld
Steve Wiebe…Thomas, Head of Security
Kevin Spacey…Dave Harken
Charlie Day…Dale Arbus
Lindsay Sloane…Stacy
Michael Albala…Mr. Anderton
Jennifer Aniston…Dr. Julia Harris, D.D.S
Jason Sudeikis…Kurt Buckman
Reginald Ballard…Kurt’s Co-Worker
George Back…Kurt’s Co-Worker
Barry Livingston…Kurt’s Co-Worker
Meghan Markle…Jamie
Donald Sutherland…Jack Pellit
Celia Finkelstein…Margie Emerman

خلاصه فیلم:
کورت، نیک و دال سه دوست هستند که هر سه نفر از دست کارفرماهایشان به شدت عصبانی و خشمگین اند.شرایط کاری و رفتار رئیس‏هایشان روز به روز برای آنها سخت تر و غیر قابل تحمل تر می شود.بنابراین  آنها نقشه ای  می کشند تا سر هر سه رئیس را زیر آب کنند اما اجرای نقشه توسط سه ساده لوح و تا حدودی احمق به شکلی که فکر می کردند به پیش نمی رود.

Zookeeper
فیلم « Zookeeper» در دومین هفته از نمایش با فروش ۱۲,۳۳۰,۵۱۲ دلار در مقام چهارم ایستاد و فروش کلی خود را به ۴۲,۳۸۲,۹۷۸ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۸۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : کمدی، خانوادگی، عاشقانه
کارگردان: Frank Coraci
فیلم‏نامه: Nick Bakay, Rock Reuben
ناشر فیلم: Broken Road Productions, Columbia Pictures
زمان:۱۰۲ دقیقه

بازیگران اصلی:
Kevin James…Griffin Keyes
Rosario Dawson…Kate
Leslie Bibb…Stephanie
Ken Jeong…Venom
Donnie Wahlberg…Shane
Joe Rogan…Gale
Nat Faxon…Dave
Steffiana De La Cruz…Robin
Nick Bakay…Franky
Jackie Sandler…TGIF Waitress
Nicholas Turturro…Manny
Thomas Gottschalk…Jurgen
Brandon Keener…Nimer
Robin Bakay…Rebecca
Gary Valentine…Pizza Guy

خلاصه فیلم:
یک مامور نگهداری از حیوانات به نام گریفین کیز به خاطر رفتار مناسبی که با حیوانات دارد، به شدت مورد علاقه آنهاست. اما مدتی است که گریفین حال و حوصله چندانی ندارد زیرا باید بین کار و عشق زندگی اش یکی را انتخاب کند. حیوانات باغ وحش که از این جریان اطلاع پیدا کرده اند، تصمیم می گیرند کوین را در رسیدن به عشق اش کمک کنند.

Cars 2
انیمیشن «ماشین‏ها ۲» در چهارمین هفته از نمایش با فروش ۸,۴۰۷,۵۲۹ دلار در مقام پنجم ایستاد و فروش کلی خود را به ۱۶۵,۳۸۹,۷۵۴ دلار رساند.هزینه تولید این فیلم نزدیک به ۲۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ دلار برآورد شده است.

سبک فیلم : انیمیشن، ماجراجویی، کمدی، خانوادگی
کارگردان: John Lasseter, Brad Lewis
فیلم‏نامه: Ben Queen, John Lasseter
ناشر فیلم: Walt Disney Pictures, Pixar Animation Studios
زمان:۱۰۶ دقیقه

بازیگران اصلی:
Larry the Cable Guy…Mater
Owen Wilson…Lightning McQueen
Michael Caine…Finn McMissile
Emily Mortime…Holley Shiftwell
Eddie Izzard…Sir Miles Axlerod
John Turturro…Francesco Bernoulli
Brent Musburger…Brent Mustangburger
Joe Mantegna…Grem
Thomas Kretschmann…Professor Z
Peter Jacobson…Acer
Bonnie Hunt…sally
Darrell Waltrip…Darrell Cartrip
Franco Nero…Uncle Topolino
David Hobbs…David Hobbscap
Patrick Walker…Mel Dorado

خلاصه فیلم:
لایتینگ مک کوئین به همراه مَتر به یک سفر بین المللی می روند تا بتوانند در مسابقات اتومبیل‏رانی جهانی شرکت کنند و افتخار دیگری کسب کنند. اما در راه اتفاقات غیرعادی زیادی رخ می دهد که تمامی آنها به منظور جلوگیری از قهرمانی مک کوئین است و …

نوشته شده توسط آرمان میراسماعیلی در تاریخ پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰