گزارش خاطره ساز فردوسی پور

الان که بازی ایران مراکش تمام شده و ما توی ذهن مان لحظات جالب بازی را مرور می کنیم, صدایی به گوش مان می رسد که روی تصاویر شنیده می شود

الان که بازی ایران مراکش تمام شده و ما توی ذهن مان لحظات جالب بازی را مرور می کنیم، صدایی به گوش مان می رسد که روی تصاویر شنیده می شود. اصلا شاید هم ماجرا برعکس باشد. یعنی ما به واسطه آن صداها تصاویر را به خاطر می آوریم. از صدای عادل فردوسی پور حرف می زنم. کسی که باز هم با یک گزارش خاطره انگیز دیگر نشان داد چقدر با همکاران و هم نسل های خودش متفاوت است و چرا مردم دوست دارند او همیشه بازی های مهم را گزارش کند. شاید شنیده باشید که شخصیت آدم ها در مواجهه با اتفاقات خاص عیان می شود.

در شرایط عادی، در حالی که اتفاق خاصی رخ نداده، همه آدم ها مثل هم رفتار می کنند؛ معلوم نمی شود چه کسی دمدمی مزاج است، چه کسی بی اعصاب است، چه کسی متملق است و الخ. گزارش فوتبال هم همین شکلی است. کاری ندارم با گزارشگرانی که در حالت عادی، همین که سه تا کلمه از دهان شان خارج می شود شروع می کنند به سوتی دادن. ما می خواهیم در مورد گزراشگران نرمال حرف بزنیم. زمانی که بازی حالت عادی خودش را دارد و خبری نیست، اگر گزارشگر از حداقل های حرفه خودش اطلاعات کافی داشته باشد، اوضاع مرتب است. اما هنر گزارشگر آن جایی خودش را نشان می دهد که آنجا را اصطلاحا بزنگاه می نامند. تمرکز کافی، همراه و همدل شدن با ریتم بازی و تسلط به زبان آن چیزی است که باعث می شود یک گزارشگر بتواند در لحظه موعود حرفی بزند که هماهنگ باشد با رویدادی که مخاطب می بیند نه الزاما همیشه یک چیز حتی اگر آن چیز عالی باشد. در واقع هماهنگی از همه چیز مهم تر است. در ادبیات و سینما به آن تعامل فرم و محتوا می گویند.

در بازی ایران- مراکش، عادل فردوسی پور با هماهنگی بسیار بالا با جریان بازی، درست مثل بر و بچه های تیم ملی گل کاشت و گزارشی خاطره انگیز از یک دیدار خاطره انگیز ارایه داد. واکنش های درست و سرضرب و به موقع او، بیشتر و بیشتر مخاطب را در حال و هوای بازی فرو می برد. بدون اضافه گویی. بدون اغراق. بدون خودنمایی. از همان لحظات اول بازی که عادل همگرا با استرس تماشاچیان گفت دوست دارد بازی همین لحظه تمام شود و راست هم می گفت. تا آن جایی که مراکش داشت از شلوغی جلوی دروازه استفاده می کرد و کار ما را می ساخت و صدای عادل را می شنیدیم که می گفت «بزن بره، یا علی!» بازی از این لحظات و گزین گویه ها زیاد داشت. مثلا جایی که وحید امیری بازیکن مراکش را هل داد و داور خطا نگرفت و عادل گفت: آخ جون، خطا نگرفت! یا واکنشش به تکل بی نظیر امید ابراهیمی: جووونم امید ابراهیمی. این زبان، زبان درست گزارش یک بازی فوتبال است.

شاید مثال هایی که از گزارش فردوسی پور ذکر می شود خیلی راحت به نظر برسد گفتن شان، اما این دقیقا همان سهل و ممتنع بودن است. کاری که عادل در تمام بازی هایی که گزارش می کند به خوبی انجام می دهد. یادمان نرفته واکنش او به گل ششم بارسلونا به پاری سن ژرمن را. عادل در عین سادگی جمله ای می گوید که تا مدت ها بعد برای نشان دادن عظمت فوتبال استفاده شد و هنوز هم می شود. «اصلا چیه این فوتبال؟» و بعد می رسیم به جملات پایانی او بعد از برد شیرین یوزپلنگ ها. عادل بدون توجه به آنچه در گفتمان های رسمی کشور در جریان است، آنچه را که واقعیت دارد با تمام وجود و از ته دل می گوید. آن قدر که مخاطب به خوبی باور می کند که این حرف، حرف دل گزارشگر است، نه حرفی که بالادستی ها توی دهانش گذاشته باشند. «تو این مملکت فقط فوتباله که می تونه دل مردمو شاد کنه نه هیچ چیز دیگه ای».

علی ولی اللهی