روسیه قدرت بلامنازع کشتی دنیاست، حرفی در این مساله نیست و در حقیقت روس ها این سزاواری و شایستگی را دارند که هر بار در عرصه رقابت های جهانی و المپیک بیشترین مدال ها را درو کنند.

اما حتما با این مساله هم موافقید که ایران، ترکیه، بلغارستان و حتی ژاپن، قدرت های سنتی این رشته را در کنار روس ها تشکیل می دهند. سوال اینجاست؛ چرا روس ها به عنوان یکی از کشورهای صاحب کشتی همیشه ثابت قدم و پیروز در عرصه رقابت های مختلف حاضر می شوند و در طرف مقابل، ایران با این پیشینه خوب و مهد کشتی بودن، همیشه افتان و لرزان در عرصه رقابت ها حاضر شده و نتوانسته است متناسب با این جایگاه در جهان کشتی، مانور قدرت دهد.

اوج ناکامی کشتی ایران هم در المپیک ۲۰۰۸ پکن رقم خورد تا در شرایطی که اساسا باید نتیجه تمام سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های خود را در این میدان بزرگ شاهد می بودیم، کشتی، شکستی بزرگ را متحمل شود و منهای یک برنز سیدمراد محمدی، دستش از مدال های توزیع شده کوتاه باشد.

اما براستی چرا روس ها موفق می شوند و ما با این همه پشتوانه و استعدادهای ناب در کشتی، همیشه در جا می زنیم و سقف آرزوهایمان کوتاه است؟ یعنی همیشه به حداقل ها بسنده می کنیم و از این که آسانسوری نیز در جدول تیم های برتر بالا و پایین شویم، خم به ابرو نمی آوریم.

بی شک نیاز به گفتن نیست که روس ها اگر موفق می شوند و در همه وزن ها مدعی اند، این توفیق بزرگ را مرهون داشتن تشکیلاتی قوی هستند که هر کس در جای خود، ایفای نقش می کند و براساس برنامه ریزی های محوری صورت گرفته، به جلو قدم برمی دارد. بدیهی است؛ در چنین شرایطی روس ها هیچ موقع ناز هیچ قهرمانی ولو با کلکسیونی از مدال های جهانی و المپیک را هم نمی کشند تا دیگ پرجوشش کشتی گیر روسیه همواره قهرمانان ممتازی را تحویل تیم های ملی دهد.

برای همین هم کشتی گیر نخبه و اعجوبه ای چون حاجی مراد گاتسالف به صرف باخت در مسابقه های انتخابی به شیروان مراداف جوان وجویای نام، حضور در المپیک ۲۰۰۸ پکن را از دست می دهد تا همین کشتی گیر با پر کردن جای خالی وی در ترکیب تیم ملی کشورش، مدال طلا را در اولین حضور رسمی اش در میدان رقابت ها، صید کند.

در روسیه هر کشتی گیر پرآوازه ای که از دنیای قهرمانی خداحافظی می کند، به ترکیب کادر فنی تیم ملی کشورش اضافه می شود تا تجارب ارزشمند خود را در اختیار جوانانی قرار دهد که شور و اشتیاقی بالا جهت دستیابی به افتخارات تازه برای کشتی کشورشان دارند.

این چنین است که با حضور مربیانی همه فن حریف که مدارج عالیه کشتی را پشت سرگذاشته و به دنیای پررمز و راز مربیگری وارد شده اند، کشتی گیران روس ره چند ساله را طی چند ماه می روند تا پشتوانه هایی ناب و بکر همواره پشت خط ترافیکی قهرمانان روسیه، مترصد فرصتی برای عرض اندام باشند.

این چنین است که روس ها به هیچ وجه کشتی گیران و ستارگان نخبه خود را لای پر قو نمی خوابانند و آنان نیز نیک واقف اند که برای حضور در ترکیب تیم ملی کشورشان باید از گذرگاه رقابت های انتخابی بگذرند حتی در چنین شرایطی هیچ فرقی بین بوایسار سایتی اف معروف و دارنده ۸ مدال طلای جهانی و المپیک نیست تا او با حضور در رقابت های انتخابی که به واسطه حضور قهرمانان ریز و درشت، کم از مسابقه های جهانی نداشت و گذر از سد حریفی قدر و اسمی به نام ماخاچ مرتضی علی اف صاحب پیراهن تیم ملی کشورش در بازی های المپیک ۲۰۰۸ پکن شود و نهمین مدال طلایش را با قدرت کسب کند.

اما در کشتی ایران، همه چیز پنداری برعکس است، یعنی نه برنامه ریزی ما درست است و نه از قهرمانان بزرگ خود به بهترین شکل بهره می گیریم. تصور کنید؛ کشتی مازندران به تنهایی می تواند تیم ملی ما را پوشش دهد، اما چون برنامه ریزی کلان و بلند مدتی برای حضور در مسابقات مختلف نداریم، باری به هر جهت گام به میدان می گذاریم تا در آخر نیز شکست را به اظهارنظری مضحک و خنده دار ربط دهیم که چون بی پشتوانه هستیم، بهتر از این نمی توان نتیجه گرفت و صحبت هایی از این دست که باعث تاسف است.

در کشتی ایران بیش از ۲۰ سال است که به نام هایی تکراری در راس تیم های ملی عادت کرده ایم و معیارمان برای مربیگری در سطح ملی مشخص نیست. به عبارتی، هدایت تیم ملی را طی این همه سال، بین چند نفر خاص دست به دست کرده ایم تا آنان نیز هر بار توپ را به زمین دیگری انداخته و از خویش سلب مسوولیت کنند.

براستی باید پرسید که امروز چرا باید قهرمانانی بزرگ و برجسته ای چون رسول و امیر خادم، علیرضا دبیر، علیرضا حیدری، محمد طلایی، غلامرضا محمدی و ... از هدایت تیم های ملی محروم باشند و دیگرانی که کارنامه شان چنگی به دل نمی زند، باید همه کاره باشند؟

آنچه مسلم است؛ اگر به دنبال احیای کشتی ایران و مجد و عظمت دوباره آن در دنیای کشتی هستیم، باید راه را برای حضور اهل فن و ممتازان این رشته در همه سطوح باز کنیم تا کشتی ایران که می تواند همیشه بزرگ باشد، روی اهمال و غفلت یک عده، به فترت و ناخوشی دچار نشود.

حجت‌الله اکبرآبادی‌