جناب دکتر حسین آقایی نیا متولد سال ۱۳۲۳ در تهران است. تحصیلات مقدماتی و عالیه خود را در این شهر گذرانده و در سال ۱۳۵۹ با کسب مدرک دکترای حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده است. عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد ایشان «مبانی مسؤولیت کیفری» و عنوان رساله ی دکترای ایشان بررسی ماده (۴۲) قانون مجازات عمومی است.

وی تا به حال مؤلف چندین عنوان کتاب از جمله کلیات حقوق، حقوق ورزشی، حقوق جزای اختصاصی، تعلیق مراقبتی، مبانی مسؤولیت مدنی در ورزش و قتل در نظام کیفری ایالات متحده بوده، و حدود ۱۲ مقاله در مجلات معتبر علمی و پژوهشی به چاپ رسانده است.

دکتر آقایی نیا در طول این سال­ها در دانشگاه های تهران، تربیت مدرس، امام صادق(ع)، علوم قضایی، دانشکده­های تربیت بدنی و کلاس های آموزش قضات به تدریس حقوق جزای عمومی، حقوق جزای اختصاصی، متون حقوقی پیشرفته و حقوق ورزشی پرداخته است.

ایشان هم اکنون عضو هیأت علمی دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران و معاونت دانشجویی _ فرهنگی این دانشکده است.

دکتر آقایی نیا در این گفتگو ابعاد مختلف حقوق ورزشی و مسؤولیت­های دست اندرکاران امر ورزش را مورد بررسی قرار داده است.:

منظور از حقوق ورزش چیست؟

ـ منظور ما از حقوق ورزشی مجموعه مقرراتی است که بر تمامی امور ورزش حاکم است اعم از ورزشکاران، مدیران فنی، تماشاگران، مدیریت­های ستادی ورزش، پزشکان ورزشی، سازندگان لوازم ورزشی و فروشندگان لوازم ورزشی و بالاخره کارکنان سازمان های ورزشی. این یک تعریف کلی است یعنی مجموعه قواعد و قوانین حاکم بر کل ورزش.

ظاهراً مهم ترین بخش حقوق ورزش، قواعد و مقررات مرتبط با ورزشکاران و مسؤولیت­های ناشی از حوادث ورزشی است؛ لطفاً بفرمایید که در کشورهای مختلف جهان با این قبیل حوادث که در حین رویدادهای ورزشی رخ می­دهند، چه برخوردی شده است؟

به طور کلی در همه ی کشورهای دنیا ورزش از حمایت­های عمومی خاصی برخوردار است، چون اهداف ورزش در واقع تربیت نسل، برومندی، توانمندی، نشاط، سلامتی و بالاخره آماده سازی مهم ترین رکن توسعه یعنی انسان است و نباید از جنبه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن به سادگی گذشت و به همین دلیل برای حمایت از این فعالیت و این نهاد، قوانین و امتیازات بسیار ویژه ای را در نظر گرفته اند. منتها شکل اعطای این امتیازات متفاوت است؛ گاهی به صورت قوانین صریح و گاهی به صورت ضمنی و گاهی هم در قالب رویه­های قضایی عملیات ورزش از این امتیازات برخوردار می­شود. ولی چون هدف ورزش به طور کلی در تمام دنیا همین مباحثی است که عرض کردم، حکومت ها هزینه ی آن را پرداخت می­کنند و حوادث ورزش را از شمول حوادثی که در کوچه و خیابان اتفاق می­افتد کاملاً جدا می­کنند؛ هر چند از لحاظ نتیجه یکی باشند. چون در اینجا اهداف دیگری مدّنظر است.

حقوق ایران چگونه به این بحث پرداخته است؟

ـ در ایران، خوش بختانه از سال ۵۲ به طور صریح در مورد صدمات ناشی از حوادث ورزشی قانون داریم و بعد از انقلاب هم همان ماده (۴۲) سابق، در قانون مجازات عمومی تأیید شد و فقط یک جمله­ای به آن اضافه شد و آن این که: «آن مقررات هم با موازین شرعی مغایرت نداشته باشد.» بنابراین ما در حال حاضر، در مورد عملیات ورزشی و حوادث ناشی از آن قانون خاص داریم که به موجب آن، این حوادث از امتیاز علل موجهه استفاده می کنند و مرتکب با رعایت شرایط مذکور در ماده قانونی هیچ­گونه مسؤولیت اعم از کیفری و مدنی نخواهد داشت.

آیا ورزشکاران در برابر تمام رخ دادهایی درحین عملیات ورزشی صورت می گیرد؛ مثلاً فحاشی­های نژادپرستانه که بعضاً برخی به خاطر هیجانات ناشی از عملیات ورزشی مرتکب آن می­شوند نیز مصون هستند؟

ببینید اولاً ماده قانونی مذکور، ناظر است به حوادث ناشی از عملیات ورزشی، تماشاگران مشمول این امتیاز نیستند، توهین و فحاشی عملیات ورزشی محسوب نمی­شود تا از امتیاز مصونیت برخوردار باشد. تازه خود آن عملیات ورزشی که در هر ورزش مشخص است، در صورتی در شمول علل موجهه قرار می گیرد که دو شرط داشته باشد. یکی این که آن عملیات ورزشی در چارچوب مقررات خاص آن ورزش انجام گیرد؛ بنابراین اگر ورزشکاری در جریان عملیات ورزشی مرتکب خطا بشود و خطای او منتهی به قتل، ضرب و جرح شود، او مجرم است و مجازات می­شود اما با رعایت مقررات هر حادثه­ای اتفاق بیفتد، جرم نیست. یعنی در واقع ورزش مجوز انتقام جویی و خشونت نیست. ورزش وسیله سلامتی، برومندی و نشاط است. اگر ورزشکار لگد بزند و این لگد برخلاف مقررات باشد، مثل این است که این کار را در خیابان انجام داده است و تعقیب می­شود.پس اگر در فوتبال یا هر ورزش دیگری ورزشکار در چارچوب مقررات اقدام کرد و طرف مقابل فوت کرد، مسؤول نیست. مثلاً فرض کنید یک کشتی­گیری، حریفش را روی پل می­برد و برابر مقررات، او را روی پل نگه می­دارد، کشتی­گیری که مقاومت می­کند ممکن است قطع نخاع شود. ما برای مجری فن مسؤولیت قائل نیستیم؛ مشروط بر این که در چارچوب مقررات فنی اجرای فن کرده باشد. یا در فوتبال، به هنگام ضربات ایستگاهی، بازیکن اجازه دارد با تمام قدرت به توپ ضربه بزند. اگر توپ به حریف برخورد کند و منجر به فوت او شود، بازیکن مسؤول نیست؛ چون مطابق مقررات این عمل را انجام داده است.

حالا اگر مخالف مقررات ورزشی ولی در حین عملیات ورزشی صدمه ای به یک ورزشکار وارد شود، وضعیت به چه منوال است ؟

فرض کنید در کشتی بعضی از فنون ممنوع اعلام شده است؛ اگر کشتی گیر مثلاً فن کلاته را اعمال بکند و منتهی به نقص عضو و مرگ بشود، جرم محسوب شده و مجری فن مجازات می­شود و یا در همین فوتبال اگر ضربه ایستگاهی که باید با اجازه داور زده شود، بازیکن قبل از سوت ضربه بزند و به حریف اصابت کند، خطا است و نتایج مجرمانه اش هم گریبان گیر خاطی خواهد شد. مصونیت از مسؤولیت در ورزش شرط اولش رعایت کامل مقررات فنی همان ورزش است. و شرط دومش این است که این مقررات با موازین شرعی مغایرت نداشته باشد.

پس آیا هیجانات و عصبانیت­های ناشی از عملیات ورزشی که در حین مسابقات ایجاد می­شود، دلیل موجهی برای مصونیت از مسؤولیت نیست؟

عصبانیت عملیات ورزشی نیست، بله؛ ورزشکار در جریان عملیات ورزشی ممکن است عصبی شود. اگر دچار هیجان شد و عمل خطا کرد، خطا است و باید مجازات شود. مثل این است که کسی به دیگری فحاشی کند، او عصبانی شود و فحاش را بکشد که باید او را قصاص کرد. ممکن است هیجانات موجب تخفیف مجازات بشود ولی هیجان مجوز ارتکاب جرم نیست.

بعد از بررسی مقررات مربوط به ورزشکاران، نوبت بحث از مدیران ورزشی است. مسؤولیت­های مدیران ورزشی چگونه است؟

مدیران دو گروه هستند. یک عده مدیران فنی مثل مربیان، سرمربیان، و معلمین ورزش که این ها نظارت مستقیم بر فعالیت­های ورزشکار دارند. این افراد بر حسب شرایط ذهنی، جسمی و مهارت های ورزشکار و نوع ورزش، وظایف خاصی دارند و به طور کلی موظفند قبل از شروع ورزش از سلامتی کامل ورزشکار اطلاع حاصل کنند و تناسب بین میزان فعالیت و توانایی ورزشکار را تنظیم کنند. ملزم هستند در فعالیت ورزشی حضور مستمر داشته باشند. موظفند علاوه بر حضور مستمر، مراقبت کافی کرده، از خطرات جلوگیری نمایند. موظفند کمک­های اولیه را بدانند و به هنگام ضرورت آن ها را اعمال کنند. در واقع مربی ورزش مسؤول حفاظت از تمامیت جسمانی، روانی و حیثیتی ورزشکار است. مثلاً فرض کنید اگر داور ببیند بازیکنی فن خطا اعمال می­کند و از اعلام خطا خودداری بکند و فن اجرا شود، هم ورزشکار و هم داور هر دو ضامند.

یا اگر ناجی غریق محلش را ترک کند و برود و در غیابش کسی در استخر خفه شود، این ها ضامن اند. یعنی حضور، مراقبت، توجه به توانایی ها، بررسی شرایط جوی، همه ی این ها برای یک معلم ورزش ضروری است. اگر در هوای بسیار گرم بچه­های مدرسه را مجبور به انجام فعالیت ورزشی کنند و دچار گرمازدگی شده و فوت کنند، معلم ضامن است. در بعضی از ورزش ­ها که ما به آن ها ورزش­های بسیار خطرناک می­گوییم، مثل ژیمناستیک، مربی فقط باید یک ورزشکار را تحت مراقبت قرار دهد.

حق ندارد که ده تا ورزشکار را هم زمان روی ده تا اسباب، مراقبت و کنترل کند. پس هر ورزش تابع شرایط و اوضاع و احوال مخصوص خودش است. مثلاً در مورد شنا، مساحت استخر، تعداد ورزشکار و تعداد ناجی غریق را آیین نامه مشخص کرده است. همچنین مربیان موظفند از وسایل ورزشی هم نظارت به عمل آورند؛ زیرا در مورد ایمنی وسایل ورزشی مسؤولیت دارند. در استخر باید در مواردی مثل آلوده نبودن و درجه حرارت آب و فضای اطراف استخر مراقبت شود که بررسی همه ی این ها به عهده ی سرناجی است.

دسته دوم مدیران، آن هایی هستند که با ورزشکار مواجه نیستند، بلکه مدیریت سخت­افزاری ورزش را بر عهده دارند، مثل مدیر ورزشگاه. او مربی نیست ولی ملزم است به ایمنی تمامی اماکن ورزشگاه و تجهیزات آن توجه کند. باید بر سقف­ها، برق، آب و همه ی تجهیزات ورزشگاه نظارت کامل داشته باشد و فضای ورزشگاه را محیطی امن و سالم، برای فعالیت های ورزشی نگه دارد. مثلاً اگر می­بیند که سقف ورزشگاه در حال ریزش است و تعمیر نکند و سقف سقوط کند، به علت خودداری از انجام وظیفه، ضامن است. تجهیزات را باید به طور مرتب بازدید کند و در رفع اشکال آن ها بکوشد. در خصوص تعداد تماشاگران با توجه به ظرفیت ورزشگاه نظارت داشته باشد.

فضای ورزشگاه را از لحاظ اخلاقی برای کودکان سلامت نگه دارد. بر کارمندان نظارت کامل داشته باشد. در واقع ورزشگاه محیطی است که والدین فرزندان خودشان را با اطمینان خاطر به دست مربی ورزش می­سپارند و معلم ورزش امین مردم است، والدین امانتگذار هستند و تا زمان حضور کودکان در باشگاه، مربیان جانشین والدین اند و وظایف آن ها را برعهده دارند.

با توجه به فرمایشات حضرت عالی درمورد مسؤولیت مدیران سخت افزاری ورزشی، در قضیه فوت پنج نفر از هموطنانمان در وزشگاه آزادی، به هنگام بازی فوتبال بین ایران و ژاپن، چه کسانی مقصر بوده­اند؟

اشخاص مختلفی از جمله مدیر ورزشگاه، نیروی انتظامی و... می­تواند ضامن باشند. این قضیه برمی گردد به صورت جلسه­هایی که در آن تقسیم وظایف شده است. اگر چنین چیزی نباشد، در درجه اول مسؤولیت با مدیر ورزشگاه است. ولی در مسابقات بزرگ معمولاً یک دستورالعملی است که هر بخشی از مدیریت­ها مسؤولیت مشخصی دارد و در صورت وقوع حادثه، باید بررسی شود که علت وقوع حادثه چه بوده است؟ دیر بازکردن درها بوده، یا تعداد درهایی که باید باز می­شده کم بوده که موجب هجوم شده است؟ نکات متعددی در وقوع یک حادثه می توانند نقش داشته باشند. بنابراین به طور کلی نمی­شود گفت مدیر ورزشگاه مسؤول است. باید بررسی شده و تقصیر افراد محرز شود.

موضوع دیگری که حقوق ورزش در مورد آن بحث می­کند، تماشاگران هستند. مباحث حقوقی مرتبط با تماشاگران ورزش به چه ترتیب است؟

راجع به تماشاگران باید گفت که وقتی آن ها وارد ورزشگاه می­شوند، به طور کلی حوادث طبیعی ناشی از روی داد ورزشی را می­پذیرند. یعنی کسی که بلیط می­خرد ودر قسمت تماشاگران می­نشیند، پذیرفته است که ممکن است توپی سرگردان به او اصابت کند. اما با این حال مدیریت ورزشگاه در قبال آن ها مسؤول است یعنی باید جایگاه ها ایمن باشد. ما شاهدیم که در نقاط مختلف دنیا، گاهی جایگاه­ سقوط می­کند و چند صد نفر کشته می­شوند. در این جا مسؤول، مدیر ورزشگاه است که باید با بازدیدهای دوره­ای از این حوادث، جلوگیری می­کرده است. پس یکی وظایف حمایتی است که باید از تماشاگران در ورزشگاه به عمل بیاوریم.

حوادث بیرون ورزشگاه به حقوق ورزش ارتباطی ندارد. مثلاً فرض کنید مشکلات ناشی از تردد اتومبیل­ها و خساراتی که به وسایل نقلیه عمومی وارد می­شود به جامعه ی ورزش و درنتیجه حقوق ورزش مربوط نیست. تماشاگران از وقتی که داخل ورزشگاه می­شوند، موضوع حقوق ورزش واقع می شوند. به هنگام مسابقات بزرگ، حضور آمبولانس نه تنها برای ورزشکاران، بلکه برای تماشاگران هم ضروری است تجهیزاتی که در ورزشگاه است مثل آب بهداشتی باید مورد توجه واقع شود. پس اگر در ورزشگاهی به این امر توجه نشده و تماشاگران به خاطر استفاده از آب غیر بهداشتی مسموم شوند، مدیریت ورزشگاه ضامن است. مسؤول برگزاری مسابقه باید جواب گو باشد. تماشاگر اجازه دارد که در ورزشگاه تیم خودش را تشویق کند، ولی به هیچ وجه در قبال تخلفات مجرمانه اش از مصونیتی برخوردار نیست. توهین کردن، پرتاب سنگ، پرتاب نارنجک، ضرب و جرح، این ها همه اعمال مجرمانه است؛ چه در ورزشگاه و چه در بیرون. یعنی تماشاگر فقط درچارچوب مقررات اجتماعی مجاز است تشویق بکند. بنابراین به کاربردن اصطلاحات موهن، فحاشی و الفاظ رکیک بدون تردید جرم بوده و مرتکب قابل مجازات است. صرف آمدن به ورزشگاه هرگز به معنی مصونیت از این گونه مسؤولیت ها نیست.

آیا بحث حضور بانوان در ورزشگاه ها، با توجه به مباحث مرتبط با حقوق زنان، وارد در موضوع حقوق ورزش است ؟

ـ ببینید ورزشگاه یک مکان عمومی است که مقررات خاصی راجع به زنان، در مورد آن جاری نیست. اماکن عمومی جاهایی مثل سالن های تئاتر و سینما، سالن اجتماعات، رستوران ها، ورزشگاه ها و... هستند. آیا رفتن زنان به سالن های سینما ممنوع است؟ زن ها و دخترها تنها هم به آنجا می روند. تازه سینما تاریک هم هست. چرا ورود زنان به آنجا آزاد است و چرا در ورزشگاه ها، اگر ما مکان مخصوصی برای بانوان تهیه کنیم که شأن آن ها رعایت شود، حضور بانوان ممنوع است؟ چه بسا که همسر، خواهر و یا مادر ورزشکارند و یا نه؛ شهروند عادیند که تمایل دارند مسابقه را از نزدیک تماشا کنند. من می خواهم این مطلب را عرض کنم که اگر حضور تماشاگران خانم با این شرایط، یعنی در مکان های مخصوص و در ورزش­هایی که پوشش ورزشکاران نامناسب نیست، در ورزشگاه­ها مهیا شود، چه مشکلی به وجود می­آید. مسابقات فوتبال را به طور زنده و مستقیم از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می­کنیم.

پس معلوم است که این پوشش خلاف شرع نیست. ضمناً فاصله ی سکوهای تماشاگران تا ورزشکاران زیاد است و در سال­های گذشته خانم­­ها به تماشای مسابقات والیبال و بسکتبال هم می­رفتند که پوشش آن ورزشکاران با پوشش فوتبالیست­ها تفاوت چندانی ندارد. اگر حضور بانوان با توجه به این شرایط بازهم مشکل شرعی دارد که همه باید تسلیم شرع باشیم. نکته دیگر این است که بعضی ها استناد می­کنند به بدآموزی. من سؤال می­کنم که پس به چه دلیل اجازه می­دهند بچه­های چهار _ پنج ساله به ورزشگاه بروند؟ آن ها آسیب پذیرترند یا مثلاً یک خانم سی وپنج ساله؟ باید به این موضوع هم توجه کرد که خانم ها بیش از نیمی از جمعیت کشورند و ورزشگاه­ها یکی از محل­های تفریحی است که در کشور وجود دارد. حداقل از خیلی دیگر از اماکن عمومی، سالم تر است و تازه حضور خود خانم­ها در آنجا به تجربه خود من می­تواند موجب تلطیف و تعدیل خشونت­ها بشود. وقتی که در ورزشگاهی که بیست هزار نفر تماشاگر دارد و پنج هزار نفر آن با خانواده اشان هستند، ایرانی مسلمان رعایت حرمت خانم­ها را می­کند؛ همان طور که در سایر جوانب هم این اتفاق می افتد.

مبحث بعدی مسؤولیت تولیدکنندگان و فروشندگان لوازم ورزشی است که لطفاً در مورد آن هم توضیحاتی بفرمایید ؟

ـ ورزش از خطرناک ترین فعالیت های اجتماعی است و بسیاری از حوادث آن غیر قابل جلوگیری است، ولی بخشی از حوادث آن ناشی از نقص وسایل ورزشی است. اگر حادثه، ناشی از وسایلی مثل بارفیکس، وزنه، دوچرخه و... باشد، هم سازنده و هم فروشنده مسؤولند. در عین حال خریدار هم اگر مدیر ورزشی باشد یا معلم ورزش باشد و به رغم اطلاع از این اشکالات، به خاطر مثلاً صرفه جویی، وسیله ی غیر مرغوب بخرد و مثلاً به خاطر شکستن میله بارفیکس ورزشکار سقوط کرده و فوت بکند، همه ی این افراد بر حسب مورد، ضامن و پاسخگو هستند. وسایل ورزشی را باید مطابق استانداردهای علمی بفروشند و شرایط استفاده از آن را به مصرف کننده به طور کامل ابلاغ کنند. مثلاً در بروشورهایی اعلام کنند که حداکثر وزنی که این میله بارفیکس تحمل می کند، یک صد کیلوگرم است که افراد سنگین تر از آن استفاده نکنند.

آیا رجوع شهروندان به دستگاه قضایی در ایران به علت حوادث ناشی از نقص وسایل ورزشی، تناسب خاصی با حجم عظیم این گونه حوادث در کشور دارد یا خیر ؟

بله در حال حاضر به علت رشد فرهنگی که در زمینه ی ورزش وجود دارد، مثل سابق نیست که هر حادثه ای که اتفاق افتد، والدین فکر کنند که طبیعی است. در حال حاضر، پرونده های زیادی در مراجع قضایی داریم. مثلاً بچه ای که در استخر غرق می شود، والدینش اعلام شکایت می کنند. ناجی، سرناجی، مدیر ورزشگاه، همه احضار می شوند و به حبس و پرداخت دیه محکوم می شوند. بحث شکایت در واقع بستگی به میزان آگاهی و فرهنگ زیان دیده دارد. اشخاص ممکن است آگاهی های حقوقی نداشته باشند، نمی­دانند که حقشان را چگونه باید اعمال کنند. وقتی که این گونه اطلاع رسانی ها صورت بگیرد و ما به مردم بگوییم که تولید کنندگان وسایل ورزشی در مقابل شما ضامنند، هم فروشندگان و سازندگان حواسشان راجمع می کنند و هم شهروندان به حقشان آگاه می شوند و اعلام شکایت می کنند. این اطلاع رسانی از حقوق ورزش است.

آیا یکی از موضوعاتی که به عنوان حقوق شهروندی باید توسط دستگاه ذی ربط مورد اطلاع رسانی عمومی قرار گیرد همین مسأله است؟

ـ بله یکی از موارد حقوق شهروندی، این است که جامعه را به حقوق خودش آشنا کنیم که شما در قانون اساسی چه حق و حقوقی داری و چگونه باید از آن دفاع کنی.

به عنوان آخرین سؤال، در رابطه با بحث مسؤولیت پزشکان ورزشی و مخصوصاً در مورد پدیده دوپینگ، توضیحاتی را بیان بفرمایید؟

ـ "دوپینگ" یعنی استفاده ی ورزشکار از مواد شیمیایی غیرمجاز. این عمل تا زمانی که در محدوده ی غیر مسابقات انجام بگیرد وارد در حقوق ورزشی نیست. استفاده از مواد شیمیایی نیروزای غیر مواد مخدر به طور کلی جرم نیست اما وقتی نوبت به مسابقه و رقابت جوانمردانه می رسد، دوپینگ می شود یک اقدام ناجوانمردانه. این اقدام که ضد اخلاق ورزشی است متضمن ضمانت اجراهای انضباطی ورزشی است؛ یعنی محرومیت از مسابقات، پرداخت جریمه و مانند آن. در حال حاضر در کشور ما مثل بسیاری از کشورها دوپینگ جرم محسوب نمی شود اما یک عمل مخالف مقررات و اخلاق ورزشی است که برایش ضمانت اجرای ورزشی در نظر گرفته اند.

اما در مورد این مسأله که دوپینگ چگونه انجام شده است، گاهی اوقات ورزشکار خودش رأساً این کار را انجام می دهد که در این صورت خودش فقط ضامن است.ولی گاهی اوقات ممکن است که این عمل را به هدایت پزشک تیم و یا مربیان انجام دهد که در چنین صورتی اگر ثابت شود آن ها هم دست اندرکار بوده اند، مقررات ضمانت اجرایی در مورد آن ها نیز اعمال می شود. اما اگر ورزشکار به خاطر دوپینگ صدمه ببیند، در این صورت اگر خودش رأساً اقدام کرده باشد که کسی ضامن نیست و اگر پزشک تیم او را هدایت کرده باشد، ممکن است که به اتهام ارتکاب جنایت به شکل تسبیب و یا سبب اقوی از مباشر مجازات شود.

محسن نامی

دادرسی

http://dadrasi.blogfa.com