افندی و ۵۲ سال حضور در فوتبال ملی

یکی از مهم ترین و تاریخ سازترین مردان ورزش ایران بدون هیچ تردیدی مرحوم حسین صدقیانی است مردی که او را پدر فوتبال در ایران می دانند اگر اکرامی پدر باشگاه داری در ایران است صدقیانی را نیز می توان به نوعی پدر فوتبال نوین در ایران دانست

او را باید اولین لژیونر تاریخ فوتبال ایران دانست. افندی در سال ۱۳۰۰عضو باشگاه فنر باغچه ترکیه بود.او بعدها به شارلروای بلژیک رفت .صدقیانی در ۷۵ سالگی سرپرست همین تیمی بود که تصویرش را می بینید. چهره او در بین نفرات ایستاده با پیراهن آستین کوتاهش کاملاً مشخص است.

یکی از مهم ترین و تاریخ سازترین مردان ورزش ایران بدون هیچ تردیدی مرحوم حسین صدقیانی است. مردی که او را پدر فوتبال در ایران می دانند. اگر اکرامی پدر باشگاه داری در ایران است صدقیانی را نیز می توان به نوعی پدر فوتبال نوین در ایران دانست.

به هر حال صدقیانی اولین مردی بود که در فوتبال ایران گیوه ها را از پا درآورد و به جای گیوه کفش فوتبال به پای خود کرد. مرحوم صدقیانی که در بین اهالی فوتبال به خاطر آذری بودن به حسین افندی شهرت داشت در روز سوم مرداد سال ۱۲۸۲ شمسی به دنیا آمد، پدرش حاج رسول و مادرش عصمت از بزرگان تبریز بودند. حسین صدقیانی از همان دوران کودکی به ترکیه رفت و سال تولد و دوران کودکی او به محمدحسین بهجت تبریزی- شهریار بزرگ- شباهت دارد. صدقیانی در کودکی فوتبال را با پیراهن باشگاه فنرباغچه ترکیه آغاز کرد. یک ایرانی زمانی در باشگاه فنرباغچه ترکیه بازی می کرد که هنوز چلتوپ و الک دولک بازی های میدانی ورزش کشور بود و موسسات انگلیسی هنوز توپ های فوتبال خود را به جوانان ایرانی نداده بودند.

حسین صدقیانی در سال ۱۳۰۳ مدت کوتاهی به ایران آمد و در همین زمان عضو کلوب معروف فردوسی در ایران شد.

در سال ۱۳۰۵ که تیم منتخب تهران عزم سفر به بادکوبه را برای انجام سه دیدار دوستانه کرد، حسین صدقیانی هم جزء بازیکن ها بود. داستان حضور تیم ۴۰۰ تومانی تهران در بادکوبه را هفته گذشته نوشتیم اما این هفته داستان صدقیانی را از آنجا ادامه می دهیم که او بعد از بازگشت به تهران در حالی که ۲۳ساله شده بود بار دیگر به اروپا برگشت و فوتبال را در اروپا ادامه داد.

سند مشهوری وجود دارد که براساس آن حسین صدقیانی طی سال های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ سه سال در تیم شارلروای بلژیک بازی کرده و سال ۱۹۳۲ عنوان آقای گلی این مسابقات را به خود اختصاص داده است، صدقیانی در سال ۱۳۱۵ شمسی در حالی که ۳۳ساله شده بود تماشاگر بازی های المپیک ۱۹۳۶ برلین در حضور هیتلر و جسی اوونس بود و سپس برای همیشه به ایران بازگشت. ابتدا در تیم توفان مدت زمان کوتاهی بازی کرد و بعد که متوجه شد سن اش از فوتبال گذشته مربی این تیم شد.

دکتر کنی مسوول کمیته فوتبال در سازمان تربیت بدنی وقت مسوولیت هدایت تیم تهران را به حسین صدقیانی سپرد و وقتی تیم منتخب مشهد در سال ۱۳۲۰ برای انجام دو دیدار دوستانه به کابل پایتخت افغانستان دعوت شد، او مامور اعزام و هدایت فنی این تیم شد. گفته می شود در شهریور سال ۱۳۲۰ تیم ملی ایران و افغانستان برابر هم بازی کرده و دو تیم به تساوی رسیده اند اما واقعیت امر حکایت از آن دارد که تیم منتخب مشهد با حضور ستارگان تهرانی خود مثل عباس قریب، آرتوش آساطوریان، اکبر حیدری، ابراهیم رحیمیان، احمد گلبو، ذبیح الله خبیری، عباس تنیده گر و... به این کشور رفته و بعد از تساوی در نیمه اول برابر هندوستان در نیمه دوم پیروز شده و در دیدار دوم هم این تیم برابر تیم ملی افغانستان یک - صفر بازنده شد.۱

صدقیانی هدایت تیم ملی فوتبال را در تمام سال های دهه ۲۰ بر عهده داشت. در سال ۱۳۲۸ دکتر علی کنی، یک مربی انگلیسی به نام دان گیبل را برای کمک به صدقیانی به ایران آورد. صدقیانی با کمک دان گیبل نقش پویایی در رشد فوتبال ایران داشت. اما در سال ۱۳۲۹ به دنبال بروز تنش در فوتبال ملی ایران از مسوولیت کناره گیری کرد. با این حال تا سال های سال به حضور در فوتبال ایران در نقش پدر معنوی فوتبال ادامه داد.

حسین صدقیانی در سال ۱۳۵۲ در حالی که ۷۰ساله شده بود بنا به دعوت کامبیز آتابای رئیس وقت فدراسیون فوتبال تحت عنوان سرپرست تیم های ملی به فوتبال برگشت و در زمان حضور تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین حسین صدقیانی ۷۵ساله به عنوان یک بزرگ تر و پدر معنوی در کنار تیم ملی بود.

صدقیانی در سال ۱۳۶۱ در ۷۹سالگی به رحمت خدا رفت و اما دوستدارانش هیچ گاه خاطره این عزیز را از ذهن خود پاک نخواهند کرد.

پی نوشت

۱- بنا به نوشته حسین سمیعی سفیر وقت ایران در گزارش مورخه ۹ شهریور ۱۳۲۰ در وزارت امور خارجه

نازنین ربیعه