موفقیت مادرزادی نیست

گپی با پیمان نصیری قهرمان پاراالمپیک لندن

بیشتر آدم‌ها وقتی درگیر شرایط سخت یا مشکل بزرگی می‌شوند، به راحتی با آن کنار نمی‌آیند و از روند معمول زندگی دور می‌شوند. اگر این مشکل دائمی و همیشگی باشد، می‌تواند آنها را برای همیشه از داشتن روزهایی همراه با شادی و موفقیت محروم کند...

در مورد بعضی‌ها - شاید بشود گفت بیشتر مردم با زندگی عادی و معمولی- اوضاع از این هم بدتر است. آنها بدون داشتن مشکل یا ناراحتی خاصی همیشه در حال غرزدن، گله، شکایت و ناله کردن از شرایط بد دنیا، زندگی، آب و هوا، کشور، دنیا و... هستند. آنها همیشه بهانه و دلیلی دارند که شاد نباشند، موفق نشوند، شکست بخورند و شکست‌ها و اشتباه‌هایشان را به چیزی غیر از خود یا خارج از خود نسبت بدهند.

شاید این حرف‌ها کلیشه به نظر بیاید ولی قصد داریم هرازگاهی در صفحه «موفقیت» سراغ کسانی برویم که «مشکل داشتن» و «تفاوت» با دیگران، جزء جدا‌نشدنی زندگی آنهاست. این تفاوت با بعضی‌هایشان به دنیا آمده و با بعضی‌های دیگر، از اوایل مسیر زندگی همراه شده است اما اراده و خواسته آنها، رمز موفقیت و چیرگی‌شان بر کمبود یا مشکل بوده است.

«پیمان نصیری» متولد خرداد ۱۳۵۹ در شهر «بِزَنجان» است. او از کودکی با همسن و سالانش متفاوت بود و گرچه این تفاوت او را از زندگی عادی دور کرد ولی در مسیری قرار گرفت که به موفقیت و قهرمانی نزدیک ‌شد. پیمان دویدن در مسیر موفقیت را از نوجوانی آغاز کرد و خیلی زود ورزشکار حرفه‌ای شد. بزنجان شهر کوچکی از توابع شهرستان «بافت» است که مثل بیشتر شهرها و شهرستان‌های کشورمان امکانات ورزشی قابل‌توجهی ندارد. پیمان از سال ۱۳۷۹ زادگاهش را ترک کرد و در شهر کرمان ساکن شد تا به ورزش حرفه‌ای ادامه دهد.

او حالا یکی از ورزشکاران موفقی است که دو مدال طلای مسابقه‌های پاراالمپیک ۲۰۱۲ لندن، فقط بخشی از افتخارها و موفقیت‌هایش محسوب می‌شود؛ افتخارهایی که بی‌تردید ادامه خواهند داشت.

▪ دویدن را از چه سالی و چطور آغاز کردید؟

ورزش را از کودکی با پدر و برادرم شروع کردم. از نوجوانی همراه برادر بزرگم «پژمان» می‌دویدم. اوایل، دویدن بیشتر برایم تفریح بود اما با گذشت زمان، علاقه‌ام به دوومیدانی بیشتر شد. پژمان، هم دوچرخه‌سواری می‌کرد و هم خوب می‌دوید. یادم می‌آید ۱۴- ۱۳ ساله بودم که یک مسابقه مهم داشت. مربی‌اش پیشنهاد داد من هم در آن مسابقه شرکت کنم. پژمان به خط پایان نزدیک شده بود که پشت سرش قرار گرفتم. برادرم دونده خیلی خوبی بود و تعجب کرد که چه کسی توانسته به او برسد. وقتی مرا پشت سرش دید، صبر کرد تا با هم از خط پایان عبور کنیم. این قهرمانی مشترک، خیلی لذت‌بخش بود و باعث شد نگاهم به «دویدن» جدی‌تر شود و در مسابقه‌های بیشتری شرکت کنم.

▪ موفقیت‌هایتان در میادین حرفه‌ای و رسمی از کجا شروع شد؟

سال ۱۳۸۱ در مسابقه‌های کشوری که در اصفهان برگزار می‌شد، در دوی صحرانوردی به مقام اول و مدال طلا رسیدم. در آن رقابت‌ها با آقای خسرو غلامی آشنا شدم. ایشان متوجه استعدادم شدند و مرا به آقایان «سروری» و«پورغلام» معرفی کردند. با کمک آنها ورزش را حرفه‌ای پیگیری کردم. اواخر سال ۱۳۸۴ هم به مسابقه‌های بانک کشاورزی که زیرنظر فدراسیون دوومیدانی برگزار می‌شد، راه پیدا کردم. این رقابت‌ها سطح بالایی داشت و بین ورزشکاران عادی برگزار می‌شد. از هر استان نفر اول و برتر ماده‌های مختلف شرکت کرده بودند.

▪ اولین بار که وارد یک میدان بین‌المللی شدید، چه حسی داشتید؟

وقتی قرار شد برای بار اول در رقابتی بین‌المللی شرکت کنم، نگران نتیجه بودم به همین دلیل تمرین‌هایم بیشتر و سخت‌تر از همیشه بود. اولین حضورم در رقابت‌های برون‌مرزی، به مدال رسید و در مسابقه‌های جهانی دوومیدانی در سوئد مدال طلا گرفتم. این موفقیت بعد از آن تمرین‌های سخت خیلی برایم دلچسب بود. خوشحال بودم که تمرین‌های سختم به نتیجه رسید و توانستم باعث شادی خانواده‌ام، مربی‌ و دوست عزیزم آقای «سجاد مرادی» و البته مردم کشورم بشوم.

▪ چه عارضه‌ای باعث شده ورزش حرفه‌ای را در پاراالمپیک ادامه دهید؟

به دلیل مشکل مادرزادی، نسبت به همسالانم بهره هوشی کمتری داشتم. به همین دلیل در مسابقه‌های پاراالمپیک در کلاس T شرکت می‌کنم. کلاس «T» یکی از سخت ترین کلاس‌های ورزشی پاراالمپیک است و رکوردهای آن بسیار بالاست. اگر بخواهیم در این کلاس صاحب عنوان‌های بین‌المللی شویم، باید خود را بین افراد توانمند (آزاد) کشور مطرح کنیم.‌ من هم برای ورود به این کلاس عنوان‌های زیادی به دست آوردم که بهترین آنها قهرمانی در مسابقه‌های بزرگسالان کشور بود.

▪ برخورد خانواده و اطرافیان با مشکل شما چطور بود؟

اگر بخواهم روراست جواب بدهم، باید بگویم تفاوت‌هایی بود ولی‌ من توانستم ثابت کنم که «موفقیت، مادرزادی نیست بلکه باید آن را به وجود آورد.» البته اوایل نگاه‌ها فرق می‌کرد و خیلی‌ها به من اعتماد نمی‌کردند ولی‌ با ورزش کردن نشان دادم معلولیت محدویت نیست به‌طوری که دیگر خودم و اطرافیانم این موضوع را فراموش کرده‌ایم. خانواده می‌تواند نقش مهمی در موفقیت هر کسی داشته باشد. در مورد من هم همین‌طور بود، اما اراده خودم هم تاثیر خیلی زیادی در ادامه مسیرم و رسیدن به موفقیت داشت.

▪ جدی شدن ورزش تاثیری بر زندگی‌تان داشت؟

پیمان نصیری قبل از شروع ورزش با سال‌های بعد از آن قابل‌مقایسه نیست. اعتماد به نفسم خیلی بالا رفت؛ مثل این بود که زندگی‌ام جان تازه‌ای گرفته است. اوایل خودم کمتر متوجه این موضوع بودم ولی اطرافیان هم می‌گفتند: «آدم دیگری شده‌ای!» ورزش، هم روی جسمم تاثیر داشت و هم روی روحیه و رفتارم. آنقدر که مشکل مادرزادی برایم بی‌اهمیت شد و دیگر روی زندگی‌ام اثر نداشت. بعد از آن هم پستی و بلندی‌های زیادی داشتم که با کمک خدا از آن عبور کردم و هر مشکل دیگری هم باشد، پشت‌سر می‌گذارم.

▪ فکر می‌کنید اگر دچار این مشکل نبودید، زندگی‌تان جور دیگری بود؟

بستگی دارد به معلولیت چطور نگاه کنیم. می‌شود فکر کنیم چون این مشکل برایمان پیش آمده، نمی‌توانیم مثل بقیه به زندگی ادامه بدهیم ولی من فکر کردم هیچ محدودیتی نسبت به بقیه ندارم و تلاش و پشتکاری که داشتم، باعث شد حتی بین افراد توانمند هم جزو برترین‌ها باشم. این حس تاثیر پررنگ و مثبتی بر زندگی‌ام داشت.

▪ ورزش حرفه‌ای با شرایط و سختی‌های خاصش چطور است؟

شروع ورزش بسیار دوست داشتنی است ولی‌ ادامه آن‌ به صورت حرفه‌ای زندگی‌ معمولی‌ را بسیار سخت می‌کند. مدت زیادی در اردو یا تمرین هستم و نمی‌توانم مثل بقیه مردم در کنار خانواده‌ام باشم. با این حال، به دست آوردن موفقیت در کنار شادی مردم، سختی‌ها را برایم کمرنگ می‌کند و باعث می‌شود زندگی شادتری داشته باشم. از طرف دیگر، از اینکه توانسته‌ام باعث سربلندی خانواده‌ام بشوم، احساس خیلی خوبی دارم.

▪ از ازدواجتان بگویید.

وسیله یکی‌ از دوستان مشترک، با همسرم آشنا شدم. بعد از اینکه نسبت به ایشان و خانواده‌شان شناخت کافی‌ پیدا کردم، به خواستگاری رفتم. اوایل پدر خانمم کمی‌ سخت‌گیری کردند اما بالاخره رضایت دادند و حالا مرا باعث افتخار خانواده‌شان می‌دانند. الان یک پسر ۳ ساله به نام «آرتین» داریم که ششم تیر ۱۳۸۹ وقتی‌ من در مسابقه‌های بین‌المللی تونس بودم، به دنیا آمد. آن مسابقه‌ها شرایط خاصی داشت. تونس از میزبانی‌اش استفاده کرد و نتیجه را به نفع ورزشکار خودش تغییر داد. من روز اول در دوی ۸۰۰ متر زودتر به خط پایان رسیدم اما در تابلوی نتایج برایم اعلام خطا شد و دونده تونسی را اول اعلام کردند. مربی من فیلم گرفته بود و وقتی فیلم را بازبینی کردیم، هیچ خطایی وجود نداشت. روز بعد در مسابقه دوی ۱۵۰۰ متر، همان دونده تونسی رقیبم بود. برای بردن انگیزه بیشتری داشتم و توانستم با فاصله زیادی زودتر از بقیه به خط پایان برسم و طلا بگیرم.

▪ دوست دارید پسرتان هم دونده شود؟

آرتین هنوز خیلی کوچک است ولی گاهی او را همراه خودم به پیست تمرین می‌برم. واقعیت این است که در کشور ما به ورزش‌های انفرادی زیاد توجه نمی‌شود. البته اخیرا برخوردها کمی تغییر کرده و امیدوارم وضعیت ما بهتر شود. دوومیدانی یک ورزش سخت اما دوست‌داشتنی است. اگر او بخواهد دونده شود، حمایتش می‌کنم.

▪ نظر همسرتان درباره ورزش حرفه‌ای شما چیست؟

هر چند سعی می‌کنم خانواده‌ام هیچ کمبودی نداشته باشند اما به دلیل حضور در اردوهای طولانی، همسرم اذیت می‌شود. با این حال خیلی خوب من را درک می‌کند و همه جا یار و همراهم است.

▪ رژیم‌غذایی خاصی دارید؟

معمولا ورزشکاران و خصوصا دونده‌ها تغذیه سالمی دارند. خوشبختانه به فست‌فود علاقه ندارم و خیلی به ندرت و برای همراهی خانواده غذاهای این چنینی می‌خورم. در حالت معمول سعی می‌کنم تا جایی که ممکن است، از رژیم‌هایی که آهن و ویتامین دارند حتی از سبزی‌های محلی مانند تره‌کوهی استفاده کنم. در رژیم‌غذایی دونده‌ها موادغذایی‌‌ای مانند گوشت قرمز (که اسید لاکتیک تولید می‌کنند) کمتر وجود دارد. به همین دلیل مرغ، ماهی و گوشت سفید سهم بیشتری در رژیم‌غذایی‌ام دارد. میوه و سبزی‌‌ها هم که جای خودشان را دارند.

▪ برنامه‌های آینده‌تان چیست؟

با اینکه تمرین کرده بودم و آمادگی داشتم، از مسابقه‌های خرداد ماه که در جمهوری چک برگزار می‌شد انصراف و ترجیح دادم برای مسابقه‌های جهانی که ۲۵ تیرماه در فرانسه برگزار می‌شود، آماده‌تر باشم. این مسابقه‌ها جهانی است و زیر نظر کمیته IPC (کمیته بین‌المللی المپیک) انجام می‌شود و طبیعتا خیلی مهم و معتبرتر است. بعد از آن هم پس از یک استراحت کوتاه‌مدت، باید برای مسابقه‌های آسیایی ۲۰۱۴ آماده شوم. آخرین هدف ورزشی‌ام مسابقه‌های پاراالمپیک ۲۰۱۶ برزیل است. دوست دارم با یک افتخار دیگر از ورزش خداحافظی کنم.

فائقه نکویی

مهری محمدی